انتقاد پوسته خاکستر
سینما گاهی اوقات به عنوان آینه ای عمل می کند که واقعیت جامعه را به ما نشان می دهد. “عینک” دقیقاً یکسان است ، اما همانطور که انتظار می رود. این فیلم آینه ای از بحران هویت سینمای امروز ایران است. محل داستان پردازی در بازاریابی و هنرهای تجاری تحویل.
داستان “عینک” با “Halim Free” ، مرد ساده ای که مسئول تمیز کردن حمام یکی از پارک های شهر است ، آغاز می شود. هنگامی که زندگی عادی وی به طور تصادفی به عنوان یکی از خطرناک ترین تروریست های جهان آزاد می شود ، این تصویر به عنوان تصویری تغییر می یابد که پنتاگون 30 میلیون دلار به صاحب خود پاداش می دهد. ریشه این خطا به یک لحظه ساده گسترش می یابد که Halim عکس های شخصی و اسناد هویت را برای کلاهبرداران اینترنتی برای به دست آوردن یک بطری ساده فراهم می کند. پس از این نکته ، مانند یک مرکز بین بازیگران قدرت است. او باید او را از چین به اکوادور ، چین به دزدان دریایی از یاکوز ببرد.
داستان Halim Free ، مردی که به تروریسم بین المللی تبدیل شد ، یکی از پاک کننده های پارک ، ایده ای جذاب برای طنز اجتماعی است. اما آنچه ما روی صفحه می بینیم بیشتر شبیه یک معما است. این فیلم شروع می شود که گویی باید مانند یک درام اجتماعی یک کمدی باشد و ناگهان تصمیم می گیرد در فینال یک عمل هالیوود باشد. چنین تغییراتی مبتنی بر امیدهای خام برای جذب حداکثر جرم است ، نه بر اساس منطق داستان. به نظر می رسد که فیلمسازان فکر می کنند اگر کمی از هر نوع دریافت کنند. نتیجه گیری؟ مطالعه ای که هیچ نوع به درستی انجام نمی دهد.
این فیلم در جاهای مختلف فیلمبرداری شد و همانطور که گفتم ، هالیم هر بار در بین نیروهای مختلف مورد بحث قرار گرفت. با این حال ، این دست بدون دستی و به عنوان مثال ، هنگامی که چین آن را دستگیر کرد ، دزدان دریایی ناگهان ظاهر می شوند و آن را می گیرند. از کجا؟ چطور؟ dsö؟ بدون توضیحی
در بعضی از مناطق پاراگراف بعدی خطر داستان وجود دارد.
دفاع از مخاطب یا تغییر نوع؟
در پایان فیلم ، همه چیز به طور ناگهانی تغییر می کند. هالیم ، نمونه ای کامل از سادگی و سادگی تاکنون ، ناگهان به یک استراتژیست بین المللی تبدیل شده است که تمام این نقشه پیچیده را برای نفوذ به پنتاگون طراحی می کند! این چرخش ، که باید تعجب آور باشد ، در واقع مانند فریب مخاطب است. مشکل این است که این تغییر در 5 دقیقه قبل پشتیبانی نمی کند. تنها نشانه این در فیلم ، عکس نقاشی شده از متر قدیمی است که به درستی تهیه نشده است. به عبارت دیگر ، فیلمسازان انتظار دارند که مخاطب 5 دقیقه هالیم را به عنوان یک فرد ساده که قربانی شده است ، ببینند ، و سپس آنها معتقدند که در 5 دقیقه گذشته ، در واقع یک نبوغ است که همه را فریب می دهد. این نوع چرخش در هنگام کاشت علائم در سینما مؤثر است ، علائم شناخته شده در نمای دوم. اما چنین چیزی در عینک وجود ندارد. هیچ توضیحی در مورد رفتار عادی هالیم مانند Mews وجود ندارد. در نتیجه ، چنین نجات معجزه آسا نه تنها ایمان را از بین می برد ، بلکه آخرین ادعای فیلم را نیز زیر سوال می برد. چگونه کسی می تواند طرحی را برای تصادفات خالص و معجزه آسا ترسیم کند؟
اگر امیدوار هستید که تیم تولید فسیلی یک قدم فراتر از موفقیت باشد ، می توانم بگویم که شما اشتباه می کنید. عینک این مرد نه تنها یک قدم به جلو ، بلکه چند قدم پشت نقطه شروع است. همان فرمول ها ، همان نوع شخصیت ، همان طنز را تکرار کنید – فقط این بار با بودجه بیشتر و ادعاهای بیشتر. با این حال ، پول و ادعاها نمی توانند جایگزین خلاقیت شوند. اماکن خارجی و یک سطح بازیگری خوب نیست و نمی تواند ضعف اساسی سناریو را بسیار مصنوعی پنهان کند. حتی صحنه های اکشن که باید جذابیت خاصی داشته باشند مانند سری های آموزشی هستند که زاویه دوربین بهتری ندارند.
سندرم مبتنی بر ستاره
شاید مهمترین چالش برای “عینک” این باشد که تمام وزن خود را روی شانه های یک ستاره قرار می دهد. بحرام افشاری یک بازیکن با استعداد است ، اما بیشتر شبیه یک برند است تا یک شخصیت سینمایی. مشکل این است که وقتی یک فیلم کاملاً به جذابیت یک شخص وابسته است ، خود شخص قربانی می شود. مخاطب دیگر آن را نشانه ای با کیفیت از حضور خود نمی داند ، اما منتظر است آنچه را که قبلاً دیده است تکرار کند. این یک حلقه ناقص است که سرانجام هم ستاره و هم سینما را آتش زد. این همان چیزی است که ما در مرد می بینیم. بهرام افشاری شخصیت جدیدی را ارائه نمی دهد و به نظر می رسد Halim رایگان خلاصه ای از شخصیت های طنز افشاری در فیلم های دیگر است.

آینه ای از وضعیت امروز
عینک در واقع نمادی کامل از سینما است که فراتر از کل جامعه ما است: تبدیل همه چیز به یک ماشین ساخته شده ماشین. در این فضای اقتصادی ، هنر مجبور شد اولویت های خود را دوباره تعریف کند. با این حال ، این این است که این تعریف مجدد معمولاً با هزینه از دست دادن هویت اصلی به پایان می رسد. در این زمینه ، سوال واقعی این است که آیا فیلم چیزی برای گفتن است ، اما آیا آن را فروخته می شود. این منطق از نظر تجاری درک می شود ، اما فقط وقتی معیارها وجود دارد ، هنر را از بین می برد. عینک مرد محصول این منطق است. این مبتنی بر ضرورت هنری یا فکری نیست ، بلکه فیلمی ساخته شده از روز اول تا پایان بر اساس محاسبات بازار است. زمان بازیگران ، مکان ها و حتی فیلم بر اساس نحوه انجام بهترین ها ساخته شده است.
با این حال ، تضاد این است که این رویکرد در نهایت از نظر تجاری مضر است. یک تماشاگر که احساس می کرد که او یک بار فریب خورده است ، دفعه بعد محتاط تر خواهد بود. اعتماد به نفس مردم به سینما ، که سالهاست ساخت آن دشوار است و هنوز هم مورد بحث قرار می گیرد ، می تواند در چندین پروژه ضعیف از بین برود. این رویکرد نه تنها به کیفیت آثار آسیب می رساند بلکه مخاطب را نیز دست کم می گیرد. فرض بر این است که مردم چیزی جز سرگرمی ساده نمی خواهند و توانایی درک ندارند. این یک دیدگاه نگران کننده است ، زیرا تجربه نشان داده است که این افراد هنگام مواجهه با اثرات کیفیت ، واکنش مثبت نشان می دهند.
مشکل “عینک” فقط خود فیلم نیست. این مطالعه نشان دهنده یک بحران عمیق تر در سیستم ستاره سینمای ایران است. به جای اینکه همه بازیگران با استعداد را پرورش دهیم ، سیستمی است که تمام تخم مرغ ها را در یک سبد قرار می دهد. بحرام افشاری مقصر نیست ، بلکه قربانی این سیستم است. این یک تجربه پر بالقوه بازیگری و تئاتر محترمانه است. با این حال ، طبیعی است که هنگامی که کل فشار صنعت روی شانه شما بیفتد ، نتیجه آن رضایت بخش نیست ، هر گونه گونه را مدیریت می کند و هرگونه انتظارات را برآورده می کند. این مشکل فقط مربوط به افشاری نیست. مهدی هاشمی نیز در این فیلم به دام افتاد. در نهایت ، این یک از دست دادن توانایی است ، چه برای خود بازیگران و چه برای سینما.
مشکل اصلی محدودیت این سیستم در قالب های از پیش تعریف شده به جای محیطی برای رشد و سعادت توانایی ها است. در نتیجه ، نه تنها آثار جدید تکراری هستند ، بلکه خود بازیگران توانایی تطبیق و کشش خود را نیز از دست می دهند.
نتایج فرهنگی طولانی مدت
عینک و اثرات مشابه ، به صنعت سینما آسیب می رساند. آنها انتظارات فرهنگی مردم را تغییر می دهند. نسلی وجود دارد که می تواند فکر کند که این سطح محتوا طبیعی و قابل قبول است. این اثر به ویژه برای نسل جوان مخرب است. جوانان ، که برای بزرگ کردن سلیقه ها و افکار خود باید با مطالعات با کیفیت آشنا باشند ، در معرض مطالعاتی مانند تبلیغات طولانی تر از آثار هنری خود قرار می گیرند. از طرف دیگر ، این برای خود صنعت مضر است. فیلمسازان جوان که می خواهند به این حرفه وارد شوند ، ممکن است فکر کنند که وقتی می بینند چنین کارهایی موفقیت آمیز است ، موفقیت موفقیت ادامه می یابد. این باعث می شود خلاقیت و نوآوری کمتر با ارزش باشد.
سینمایی که ما سزاوار آن هستیم
در جامعه ای که فشارها و نگرانی های مختلف روزانه را نرم می کند ، سینما می تواند یک پناهگاه برای تفریح سالم و هوشمند باشد. با این حال ، هنگامی که این پناهگاه در رابطه با هوش مخاطبان ساخته می شود ، منطقی است ، نه با عقب نشینی آن. این فرصتی بود نه تنها برای خندیدن مردم ، بلکه نشان داد که سینمای ایران می تواند فراتر از فرمول های قدیمی باشد و چیزی جدید و با ارزش فراهم کند. متأسفانه ، این فرصت از دست رفته است. با این حال ، دوره هایی که از این تجربه می توان گرفت می تواند زمینه را برای مطالعات بهتر آینده هموار کند.
نکات مثبت
- ایده اصلی جذاب
- تنوع مکانها
نکات منفی
- سناریوی پراکنده
- یک چرخش نهایی غیر منطقی
- ستاره افراطی -Nodaklı
- صحنه های اکشن Novess
هویت فیلم “مرد عینک”
مدیر: همسرم امینی
نویسنده: حمزه صالبی
ریخته گری: بهرام افشاری ، مهدی هاشمی ، حامیان حاجی عبداللهی ، سام نوری ، آدریانو تولوس ، محمد حیدری ، امیر کربلا زاده ، ید الله شرمی
محصول: 1 ، ایران
خلاصه: داستان “مرد نور” با Halim Free ، مردی ساده که مسئول تمیز کردن یکی از پارک های شهر است ، آغاز می شود. هنگامی که زندگی عادی وی به طور تصادفی به عنوان یکی از خطرناک ترین تروریست های جهان آزاد می شود ، این تصویر به عنوان تصویری تغییر می یابد که پنتاگون 30 میلیون دلار به صاحب خود پاداش می دهد. ریشه این خطا به یک لحظه ساده گسترش می یابد که Halim عکس های شخصی و اسناد هویت را برای کلاهبرداران اینترنتی برای به دست آوردن یک بطری ساده فراهم می کند. پس از این نکته ، مانند یک مرکز بین بازیگران قدرت است.
نقد فیلم “مرد” دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوماً موقعیت Digikala Mag نیست.
منبع: Digikala meg
منبع: دیجیکالا مگ
