» فیلم و سریال » نقد و بررسی فیلم و سریال » نقد فیلم The Woman in Cabin 10 | معمای کابین ۱۰ – موبوگیم
نقد فیلم The Woman in Cabin 10 | معمای کابین ۱۰ – موبوگیم
نقد و بررسی فیلم و سریال

نقد فیلم The Woman in Cabin 10 | معمای کابین ۱۰ – موبوگیم

۳۰ مهر ۱۴۰۴ 0040

یکی از آن حس‌های هولناک که تقریباً هر کسی آن را تجربه کرده، این است: صدایی در شب می‌شنوی؛ یک جیغ؟ یک ضربه؟ مطمئنی که آن را شنیدی. اما وقتی چراغ را روشن می‌کنی و به دیگران می‌گویی، آن‌ها فقط سر تکان می‌دهند و می‌گویند: «چیزی نبود. خواب دیدی.» این لحظه ساده و جهان‌شمول، هسته مرکزی برخی از بزرگ‌ترین فیلم‌های دلهره‌آور است از «چراغ‌گاز» تا «همشهری کین» گرفته تا خیلی از آثار ماندگار تاریخ سینما. این لحظه، ترسی عمیق را برمی‌انگیزد: ترس از این که نه تنها در خطر باشی، بلکه کسی باور نداشته باشد که در خطر هستی. ترس از اینکه حتی شاید خودت هم به حس‌هایت اعتماد نداشته باشی.

اکنون فیلم The Woman in Cabin 10 یا «زنِ کابین ۱۰» با بازی کیرا نایتلی، دقیقاً با همین وعده وسوسه‌انگیز شروع می‌شود: یک زن تنها در یک قفس طلایی و لوکس، فریاد می‌زند و هیچ پاسخی نمی‌شنود. اما یک فیلم دلهره‌آور بزرگ، فقط یک موقعیت ترسناک ارائه نمی‌دهد؛ بلکه بیننده را وادار می‌کند تا در این هراس سهیم شود. بیننده باید در شک و یقینِ قهرمان شریک شود. متأسفانه، این فیلم جدید نتفلیکس، مانند خدمه کشتی بی‌اعتنا و متکبرش، به حرف‌های بیننده گوش نمی‌دهد و در نهایت، ما را در آب‌های یخی بی‌تفاوتی رها می‌کند. اینجا داستان یک زن نیست که کسی حرفش را باور نمی‌کند؛ داستان فیلمی است که ما هرگز باور نمی‌کنیم.

نقد فیلم the woman in cabin 10 | قایق تفریحی مرموز

به عنوان کسی که سال‌هاست فیلم‌های دلهره‌آور و معمایی را مرور و تحلیل می‌کنم، همیشه با امیدی خاص به سراغ آثاری می‌روم که وعده بازگشت به فرم کلاسیک «آیا او دیوانه است؟» را می‌دهند. فیلم‌هایی مانند «چراغ‌گاز» (۱۹۴۴) یا حتی نمونه‌های مدرن‌تری مثل Flightplan از سال ۲۰۰۵، استانداردی را تعیین کرده‌اند که هر اثر تازه‌واردی در این ژانر، ناخودآگاه با آن سنجیده می‌شود. متأسفانه، فیلم جدید نتفلیکس با عنوان «زنِ کابین ۱۰» نه تنها به این استانداردها احترام نمی‌گذارد، بلکه به نظر می‌رسد در درک اولیه‌ترین ملزومات یک داستان گیرا و یک شخصیت پردازی قانع کننده نیز ناتوان است.

عنوان فیلم به وضوح به ژانر پرطرفدار «زنِ در مکانِ بسته» اشاره دارد که در سال‌های اخیر با اقتباس از رمان‌هایی مانند The Girl on the Train و «زنِ پشت پنجره» احیا شده است. پیش فرض داستان ساده و در اصل امیدوارکننده است: لورا بلک‌لاک (با بازی کیرا نایتلی)، یک روزنامه‌نگار جسور اما آسیب‌دیده، برای پوشش یک رویداد مجلل بر روی یک کشتی تفریحی خصوصی و بسیار لوکس دعوت می‌شود. او به تازگی شاهد یک حادثه خشونت‌بار بوده و از نظر روانی آسیب دیده است. در شب اول اقامت، او صدای یک درگیری، یک جیغ و سپس صدای افتادن یک جسم به دریا از کابین مجاورش می‌شنود. اما زمانی که برای کمک عجله می‌کند، خدمه و سایر مسافران اصرار دارند که آن کابین خالی بوده و هیچ کس چنین زنی را که او توصیف می‌کند ندیده است. این یک طرح‌ریزی محکم برای یک معمای مرموز به سبک آگاتا کریستی است، اما اجرای آن از همان ابتدا با مشکلات بنیادین روبرو می‌شود.

نقد فیلم the woman in cabin 10 | قایق تفریحی مرموز

مشکل اول و بزرگترین آن، شخصیت پردازی لورا است. یک قهرمان در یک فیلم دلهره‌آور، به ویژه زمانی که اعتبار روایت او زیر سؤال می‌رود، باید حداقل دارای درجه‌ای از شایستگی و ذکاوت باشد تا مخاطب بتواند با او همذات‌پنداری کند و در ناباوریِ دیگران نسبت به حرف‌هایش شریک شود. لورا، همانطور که در فیلمنامه نوشته شده و کیرا نایتلی به تصویر می‌کشد، فاقد این کیفیت است. او کمتر به عنوان یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای و با کفایت به نظر می‌رسد و بیشتر شبیه به یک مهمان ناخوانده و بی‌مهارت در یک مهمانی شام است که مرتباً در موقعیت‌های نامناسب قرار می‌گیرد. اینکه او برای یک روزنامه معتبری مانند گاردین کار می‌کند، با رفتارهای تکانشی، عدم درایت و فقدان کامل هرگونه استراتژی تحقیقی در او، کاملاً غیرقابل باور است.

صحنه‌ای که او برای اولین بار سعی می‌کند ادعای خود را به کاپیتان کشتی ثابت کند، نمونه‌ای از این شکست است. به جای ارائه منطق یا جست‌وجوی سرنخ‌های ملموس، او فریاد می‌زند و عصبانی می‌شود و به سرعت هرگونه اعتبار بالقوه‌ای را که ممکن است داشته باشد، از بین می‌برد. این رفتار نه تنها همدلی دیگر شخصیت‌ها را جلب نمی‌کند، بلکه حتی ممکن است تماشاگر را نیز از او دور کند. این یک انتخاب خطرناک در نگارش فیلمنامه است: ساختن قهرمانی که آنقدر غیرقابل تحمل است که مخاطب ممکن است در نهایت نسبت به سرنوشت او بی‌تفاوت شود. در یک فیلمی که قرار است بر روی سؤال «آیا او دیوانه است؟» متمرکز شود، ما باید عمیقاً درگیر این معما باشیم که آیا حرف‌های او درست است یا خیر. اما کارگردان، سایمون استون، هرگز شک معقول و قدرتمندی ایجاد نمی‌کند که واقعاً ممکن است لورا تمام این ماجرا را توهم کرده باشد. ما از ابتدا می‌دانیم که او حق دارد، و این امر هرگونه تعلیق روانی بالقوه را از بین می‌برد.

نقد فیلم the woman in cabin 10 | قایق تفریحی مرموز

حتی عنصر پیشینه تروماتیک لورا، اینکه شاهد مرگ یک منبع بوده، به جای اینکه عمق و آسیب‌پذیری به شخصیت او ببخشد، صرفاً به عنوان یک بهانه دست‌دوم برای توجیه رفتارهای غیرمنطقی او استفاده می‌شود. فیلمنامه هرگز به طور معناداری کاوش نمی‌کند که این درد روانی چگونه بر درک او از واقعیت تأثیر می‌گذارد. این صرفاً یک تیک باکس در لیست ویژگی‌های شخصیتی است که باید پر شود. در کنار یک شخصیت اصلی ضعیف، فیلم با یک مجموعه از شخصیت‌های فرعی یک‌بعدی و قابل پیش‌بینی دست و پنجه نرم می‌کند. از مالک کشتی، ریچارد بولمر (با بازی گای پیرس) با نگرش مرموز و از ما بهترانش، تا اینفلوئنسری به نام گریس (با بازی کایا اسکودلاریو) که تنها عملکرد قابل تحسین در این میان است و لحن طنزآمیز و تقریباً پارودی‌گونه‌ای را به نمایش می‌گذارد، هیچ یک از این شخصیت‌ها عمق یا انگیزه قانع‌کننده‌ای ندارند. آنها بیشتر مانند مهره‌هایی در یک بازی شطرنج هستند که منتظر هستند تا نوبتشان برای مظنون شدن برسد. حضور عشق قدیمی لورا، بن (با بازی دیوید آجالا)، نیز اجباری و فاقد هرگونه شرارت یا جذابیت عاطفی لازم به نظر می‌رسد.

از نظر بصری نیز فیلم The Woman in Cabin 10 ناامیدکننده است. این فیلم فاقد سبک بصری متمایزی است که بتواند حس کلافگی، شک و سرگیجه را که برای چنین داستانی حیاتی است، منتقل کند. کارگردان هنرمندی مانند برایان دی پالما یا حتی نسخه‌های اخیر اقتباس‌های برانا از پوآرو نشان داده‌اند که چگونه می‌توان از حرکت دوربین، ترکیب‌بندی و طراحی صحنه برای افزایش تعلیق و غنای فضای داستان استفاده کرد. در اینجا، ما با نماهای معمولی از راهروهای باریک کشتی، سالن‌های غذاخوری مجلل و کابین‌های دربسته مواجه هستیم که هیچ کدام هویت یا حس بیم و هراس خاصی را القا نمی‌کنند. استفاده از فیلترهای سبز رنگ برای نشان دادن اضطراب لورا نیز تکنیکی کهنه و فاقد ظرافت است.

نقد فیلم the woman in cabin 10 | قایق تفریحی مرموز

اما شاید بزرگترین شکست فیلم در پرداخت نقطه اوج و افشای معما باشد. بدون فاش کردن یا اسپویل، باید بگویم که توطئه اصلی و انگیزه پشت آن، زمانی که فاش می‌شود، آنقدر ساده، دم دستی، غیرمحتمل و پر از تصادف است که بیشتر باعث خنده می‌شود تا شگفتی. این یک طرح‌ریزی هوشمندانه نیست، بلکه یک راه حل بی‌دست‌وپا است که برای وصل کردن نقاط داستانی که قبلاً به خوبی تعبیه نشده‌اند، طراحی شده است. بعد از حل معما این احساس در مخاطب ایجاد می‌شود که نویسندگان خود نیز تا آخرین لحظه از چگونگی حل معما مطمئن نبوده‌اند. پس از این افشاگری، فیلم به یک سری تعقیب و گریز و درگیری فیزیکی متوسل می‌شود که از نظر سینمایی نیز به طور قابل توجهی ضعیف و فاقد خلاقیت فیلمبرداری یا تدوین هستند. این صحنه‌ها به جای اینکه هیجان‌انگیز باشند، خسته‌کننده و اجباری به نظر می‌رسند، گویی چک‌لیستی از ملزومات ژانر را طی می‌کنند.

در نهایت، «زنِ کابین ۱۰» یک فرصت از دست رفته است. این فیلم یک بازیگر ستاره و کار بلد چون کیرا نایتلی، یک مجموعه تیم جذاب و دستمایه داستانی بالقوه را در اختیار دارد، اما همه آنها را با فیلمنامه‌ای ضعیف، کارگردانی بی‌حس و روح و شخصیت‌پردازی سطحی به هدر می‌دهد. این فیلم نه به عنوان یک ادای احترام هوشمندانه به آثار کلاسیک ژانر خود عمل می‌کند و نه به عنوان یک اثر دلهره‌آور مدرن و نوآورانه. در عوض، این فیلم تنها یکی دیگر از محصولات قابل مصرف و سریع شبکه‌های استریمینگ است که به سرعت از خاطر تماشاگران محو خواهد شد. اگر به دنبال یک معمای مرموز و رضایت‌بخش هستید، پیشنهاد می‌کنم به بازخوانی یکی از آن آثار کلاسیک یا حداقل یکی از اقتباس‌های قابل قبول‌تر اخیر بپردازید. فیلم The Woman in Cabin 10 حتی برای مخاطب سخت‌گیر سینما ارزش یک تماشای کنجکاوانه در یک بعدازظهر خلوت را نیز ندارد.

نقد فیلم the woman in cabin 10 | قایق تفریحی مرموز

ارزیابی نهایی: یک شکست قابل توجه در سطوح فیلمسازی. از بازیگری تا فیلمنامه و کارگردانی، این فیلم قول یک داستان دلهره‌آور روان‌شناختی را می‌دهد، اما تنها یک تجربه خسته‌کننده و بی‌عمق ارائه می‌دهد. البته مخاطب عام می‌تواند در نبود دورهمی، برای سرگرمی شب جمعه با خانواده به تماشای آن بپردازد.

مزایا: حضور برخی لحظات واقعاً گیرا در ۴۵‌ دقیقه اول؛ بازیگران دوست‌داشتنی؛ مناظر دریایی باورنکردنی؛ برای برخی، این ممکن است یک سرگرمی ساده و یک‌بار مصرف تلقی شود؛

معایب: داستان کلیشه‌ای و پیش پا افتاده است (و برای برخی، احتمالاً حتی قابل پیش‌بینی)، بازیگران خوب مطلقاً چیزی برای بازی ندارند؛ پایان احمقانه است.

امتیاز منتقد – ۵ از ۱۰

greatR

منبع: gamefa.com

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×