» فیلم و سریال » انیمه » نقد و بررسی فیلم Anmony; بازگشت نه چندان پر زرق و برق دنیل دی لوئیس
نقد و بررسی فیلم Anmony; بازگشت نه چندان پر زرق و برق دنیل دی لوئیس
انیمه

نقد و بررسی فیلم Anmony; بازگشت نه چندان پر زرق و برق دنیل دی لوئیس

۳۰ مهر ۱۴۰۴ 1030

دانیل دی لوئیس یک مرد خانواده است. سال ها پیش، او استعداد خود را برای ایفای نقش در تصنیف جک و رز (2005) شوهرش هدر داد. و حالا پس از گذشت هشت سال، این فیلمساز جوان برای گرفتن دست پسرش بازگشته است. نقد و بررسی فیلم شقایق را در این مطلب می خوانید.

هشدار! در نقد فیلم «آنمونی» این خطر وجود دارد که داستان فاش شود.

«آنمونی» نمی خواهد آن را به عنوان یک درام خانوادگی پر زرق و برق ببینیم، می خواهد خاص و هنری باشد، می خواهد کلمات ساده اش را پیچیده کند و روابط ساده را پیچیده جلوه دهد. اما در عمل فیلم پوچ و خودنمایی است، سکوت هایش به جای اینکه دراماتیک باشد، خلأ عاطفی ایجاد می کند. داستان در مورد ری استوکر (دی-لوئیس) است که در بیست سال گذشته در جنگل های ایرلند منزوی زندگی می کند. او هنوز با گذشته غم انگیز خود کنار نیامده است و حالا باید به خانه برگردد تا با پسرش برایان (ساموئل باتملی) درباره تبدیل شدن به فرد بهتری صحبت کند! در هر صورت ری با آمدن برادرش جم (شان بین) بحران جدیدی را تجربه می کند اما این بحران چندان ملموس نیست زیرا همه چیز به سکوت و نگاه های خسته دو شخصیت خلاصه می شود.

برایان که به نظر می رسد خشونت را از پدرش به ارث برده است، یکی از کم عمق ترین قسمت های فیلم است. ما در او نه خشونت می بینیم و نه هرج و مرج. رونان دی لوئیس که هنوز مکانیزم ساخت فیلم را نمی‌داند، می‌خواهد ما را متقاعد کند که یک دعوا و برخی رفتارهای نامناسب برای جم کافی است تا به سراغ برادرش برود تا به برایان کمک کند، اما ما هرگز نمی‌فهمیم که وضعیت اضطراری کجاست، تا جایی که بگوییم بدون کمک ری نمی‌توانستیم پرونده را حل کنیم. ایده «گناه پدر، عذاب فرزند» و «انتقال ژنتیکی خشونت به نسل‌های آینده» پتانسیل خوبی داشت، اما این مضامین در اینجا به عناصر مبهم و کم‌روشنی تبدیل شدند. اینکه روند روایت به شدت کند و کسل کننده است این حس را به مخاطب القا می کند که فیلم آگاهانه از پیشرفت دوری می کند. دلیلش هم مشخص است، فیلم حرف خاصی برای گفتن ندارد، به همین خاطر قدم هایش را آهسته برمی دارد و چند کلمه ای را که دارد به فاصله می گوید.

فیلم با نقاشی آغاز می شود که راز اصلی فیلم را فاش می کند. این افتتاحیه بسیار شبیه به «نیمه تابستان» (2019) آری آستر است. با این حال، مهم نیست که نقاشی مورد بحث چقدر به افزایش کنجکاوی در آنجا کمک می کند، همه چیز در اینجا برای ایجاد هرگونه رمز و راز بسیار واضح است. و از همان لحظات اول، رونان دی لوئیس می خواهد بگوید که فیلم او یک تجربه بصری است، اما در واقعیت تصاویر زیبایی را در موزیک ویدیوها نیز می یابید. زیبایی بصری به تنهایی هرگز کافی نیست و نمی تواند ضعف های ساختاری فیلم را جبران کند. به نظر می رسد تهیه کننده می خواهد به ما بگوید که طبیعت آینه حال و هوای شخصیت هاست، اما هر چه پیش می رویم متوجه می شویم که آنها پس زمینه ای تزئینی هستند.

رونان دی لوئیس نیز نشان می دهد که هیچ درکی از داستان سرایی ندارد. آنقدر تلاش می کند تا فضایی خاص و جوی ایجاد کند که تقریباً روایت را رها می کند. کل این داستان و ساختار می تواند یک فیلم کوتاه قابل قبول بسازد، اما در قالب یک فیلم دو ساعته، حتی طرفداران سرسخت سینمای هنری را هم آزرده خاطر خواهد کرد. اما همانطور که در بالا اشاره کردم، مشکل واقعی فیلم این است که نمی خواهد چیزهای کمی را که دارد بگوید. فیلمنامه ای که توسط پدر و پسر نوشته شده است، جزئیات کافی برای شناخت شخصیت ها را در اختیار ما قرار نمی دهد، گویی می ترسند شفاف بودن باعث کاهش رمز و راز شود. این باعث می شود که فیلم بسیار سرد و از نظر احساسی دور به نظر برسد تا روانی. ما نمی توانیم وارد دنیای شخصیت ها شویم، باید از بیرون به آن ها نگاه کنیم و منتظر بمانیم تا چیزی بگویند.

daniel

«شقایق» ممکن است جذاب و احساسی باشد، فیلمی که تصویری واقع گرایانه از درگیری های خانوادگی را ترسیم می کند، اما تنها احساسی که برمی انگیزد بی تفاوتی است. فیلم بی روح رونان دی لوئیس نیز به وعده های خود عمل نمی کند. بدون کنکاش در روابط خانوادگی، بدون پیچش داستان یا لحظات تکان دهنده. کشمکش بین شخصیت ها تا انتها در سطح گفتگوهای ساده باقی می ماند و به لحظه ای تاثیرگذار ختم نمی شود. در این میان دیالوگ ها بیش از حد ادبی و تصنعی هستند، به جای اینکه ما را به شخصیت ها نزدیک کنند، آنها را بیش از پیش نامفهوم می کنند.

فیلم مدام از زخم ها، گناهان، گذشته صحبت می کند، اما چیزی نشان نمی دهد. در نتیجه، اساساً روایت خالی است و به مجموعه ای از جملات سنگین و بی احساس تبدیل می شود. بیننده نه خشم، اندوه و نه امید به رستگاری را احساس می کند. فقط ساکت باش، مکث کن و تکرار کن. دنیل دی لوئیس بدون شک یکی از بهترین بازیگران تاریخ است، اما حتی یک ستاره در قد و قامت او نیز باید مواد مناسبی برای برجسته شدن داشته باشد. اتحاد مجدد با دی-لوئیس افسانه ای جذاب خواهد بود، اما حتی او هم نمی تواند این فیلم را نجات دهد.

دقیقاً مشخص نیست که رونان دی-لوئیس دقیقاً چه هدفی را هدف قرار داده است و تقریباً همه چیزهایی که او در اجرا در ذهن داشت به نتیجه نرسید. ریتم کند فیلم نه قابل تامل است و نه عمیق. تصاویر گاهی اوقات می توانند زیبا باشند، اما تاثیری ندارند زیرا هیچ احساسی در آنها وجود ندارد. دو طرح فیلم تا پایان به طور موثر به هم متصل نمی شوند. تقریبا هیچ فراز و نشیب در فیلم وجود ندارد. «شقایق» درباره مردانی است که احساسات خود را پنهان می کنند، اما خود فیلم نیز همینطور است. همه چیز در سکوت و بلاتکلیفی مدفون است و رونان به جای مقابله با آن از این احساس فرار می کند. در عوض، او انتخاب می کند که به سوررئالیسم بی ربط و رئالیسم جادویی متوسل شود تا مقداری چاشنی به داستان اضافه کند. و در نهایت وقتی صحنه پایانی فرا می رسد و پدر و پسر با هم روبرو می شوند، همه چیز بی اهمیت به نظر می رسد.

نکات مثبت

  • بازی زیبای دنیل دی لوئیس

نکات منفی

  • ریتم آهسته و به شدت خسته کننده
  • تحریف بی مورد از یک داستان ساده
  • مثال خوب اما بی ربط
  • ویدیو رو خیلی طولانی کردم
  • جلوه های ویژه بد


«شقایق» یک اثر هنری نیست، فیلمی است که می خواهد خود را به زور وارد سینمای هنری کند، اما بیشتر فریم هایش فریاد می زنند که جعلی است. یکی دو مونولوگ خوب از دی لوئیس می گیریم، صحنه های خوبی در فیلم وجود دارد اما کافی نیست. شاید بزرگترین گناه «آنمونی» این باشد که از قطع ارتباط و دوری آدم ها می گوید اما فرسنگ ها با مخاطب فاصله دارد.

شناسنامه فیلم شقایق

کارگردان: رونان دی لوئیس
نویسنده: رونان دی لوئیس، دانیل دی لوئیس
بازیگران: دنیل دی لوئیس، شان بین، سامانتا مورتون، ساموئل باتملی، صفیا اوکلی گرین،
محصول: 2025، آمریکا، انگلستان
امتیاز IMDb فیلم: 5.9 از 10
امتیاز فیلم در Rotten Tomatoes: 55%
خلاصه داستان: به مدت بیست سال، سرباز سابق ری استوکر (دانیل دی لوئیس) زندگی خلوتی را در جنگل های شمال انگلستان انتخاب کرده است. او شکار می کند، از اجاق هیزمی برای گرما و پخت و پز استفاده می کند و در رودخانه مجاور حمام می کند. با این حال، انزوای او با آمدن برادرش جم (شان بین) شکسته می شود. جم می رسد تا نامه ای از شریک سابق ری، نسا (سامانتا مورتون) تحویل دهد. نامه ای از او درخواست می کند که تبعید خودخواسته خود را رها کند و پسر مشکلش برایان (ساموئل باتملی) را به راه راست هدایت کند….

نقد و بررسی فیلم «آنمونی» نظر شخصی نویسنده است و لزوماً نظر دیجی کالا مگ نیست.

منبع: دیجی کالا مگ

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×