» فیلم و سریال » انیمه » نقد فیلم خانواده گل سرخ; تبلیغات چپ تا کجا پیش می رود!
نقد فیلم خانواده گل سرخ; تبلیغات چپ تا کجا پیش می رود!
انیمه

نقد فیلم خانواده گل سرخ; تبلیغات چپ تا کجا پیش می رود!

۱ آبان ۱۴۰۴ 0077

بیشتر از بندیکت کامبربچ و اولیویا کولمن انگلیسی ندارد. اما در فیلم «رزها» نقش زوج طلایی را بازی می کنند. این یک فیلم کاملا آمریکایی است که غرق در ایدئولوژی راست و چپ است و نمی داند چقدر با خودش در هم تنیده است. «خانواده رز» محصولی اقتباس شده از کتاب «جنگ گل رزها» نوشته وارن آدلر است که سال‌ها پیش توسط دنی دویتو در سال 1989 با مایکل داگلاس و کاتلین ترنر به روی پرده سینما آورده شد. جی روچ، استاد بلامنازع فیلمسازی و کارگردان «ملاقات با فاکرها» و «بمبشل»، فیلم را برای عصر مدرن بازسازی کرده و در این میان فراموش کرده است که داستان «جنگ رزها» درباره چه بود. در نقد «خانواده رز»، من به تغییرات اساسی فیلم نسبت به کتاب اصلی می پردازم که کل روح و پیام داستان را از بین می برد.

هشدار! این خطر وجود دارد که داستان در نقد فیلم «خانواده رز» فاش شود.

نقد فیلم خانواده گل سرخ; اقتباسی ناشناس

کتاب (و فیلم 1989) “جنگ رزها” درباره باربارا و جاناتان است، زوجی عاشق که پس از سال ها زندگی مشترک، با هم اختلاف پیدا می کنند، می خواهند طلاق بگیرند و هیچ کدام حاضر نیستند از مالکیت خانه مجلل خود دست بکشند. «خانواده رز» هم همین ایده را گرفت و همه چیز را تغییر داد. اول از همه، اسامی آمریکایی هستند و نام آنها اکنون به آیوی (اولیویا کلمن) و تئو رز (بندیکت کامبربچ) تغییر یافته است. تئو، یک معمار لندنی، یک شب با آیوی، یک آشپز با استعداد، روبرو می شود و آنها بلافاصله عاشق می شوند. ده سال بعد، این زوج بریتانیایی با دو فرزند خود در کالیفرنیا زندگی می کنند.

متأسفانه، یکی از ساختمان‌های تئو در طی یک طوفان شدید فرو می‌ریزد. در همان زمان، شانس به رستوران آیوی روی می آورد و این دو نفر از نردبان موفقیت بالا می روند. بدیهی است با روندی که شغل آیوی پیش می رود، یکی از والدین باید در خانه بماند و از فرزندان مراقبت کند و با توجه به بیکاری تئو، این مسئولیت بر عهده پدر خانواده است. حتی زمانی که تئو می خواهد به دنیای معماری بازگردد، آیوی او را مشغول ساختن خانه رویایی خود با منظره دریا می کند تا تئو نخواهد بچه ها را رها کند. وقتی دختر و پسر خانواده رز در سن 13 سالگی به مدرسه شبانه روزی می روند، آیوی و تئو در نهایت فرصت مبارزه پیدا می کنند و احساسات سرکوب شده آنها در طول سال ها با هم جمع می شوند.

The Roses Benedict Cumberbatch

بازی کامبربچ و کلمن نقطه قوت فیلم است، آنها حتی در بدترین دیالوگ ها می توانند جلوی دوربین گریه کنند. اما این تنها نکته مثبتی است که در کل فیلم یافت می شود! با وجود بازی های قوی، انتخاب بازیگران کامبربچ و کلمن به عنوان زوج اصلی از همان ابتدا کاملاً اشتباه بود. اول از همه، برخلاف زوج داستان آدلر، آنها بریتانیایی هستند، اما جی روچ فراموش کرده است که شخصیت ها و دغدغه های آنها هنوز کاملا آمریکایی هستند. دوم، آنها را نمی توان خانه نشینانی مانند جاناتان و باربارا دانست که فریاد می زنند “جنگ گل رز” و خانه را خراب می کنند. سوم، اولین چیزی که باید بگویم این است که کلمن ده تا پانزده سال از کامبربچ بزرگتر به نظر می رسد، و باورنکردنی است که با هر تصور یا سناریویی، یک معمار موفق با ظاهر کامبربچ را در کنار آشپزی مانند کلمن قرار دهند، و همچنین دو فرزند ده ساله دارند. در حالی که باورپذیری شخصیت ها از همان ثانیه اول زیر سوال رفت، وای به حال دو ساعت آینده!

بازیگران ثانویه به داستان کمک نمی کنند. اندی سامبرگ و کیت مک‌کینون به وضوح در این فیلم نقش آفرینی کردند و آزادی بداهه‌پردازی و نمک اضافه کردن به دلخواهشان به آنها داده شد، اما یکی از شوخی‌های آنها پابرجاست. اما سبک کمدی آنها خارج از نمایش های SNL به خوبی کار نمی کند. بازیگران باقی مانده نیز برای تکمیل رنگ های رنگین کمان در فیلم ظاهر می شوند. از پیشخدمت سیاه‌پوست رستوران گرفته تا پیشخدمت تیره‌پوست آیوی تا دوست آسیایی رز، هیچ‌کدام چیزی به فیلم اضافه نمی‌کنند. ای کاش همه آنها از فیلمنامه حذف شده بودند و تئو و آیوی زمان بیشتری برای مراقبت از یکدیگر داشتند.

اولیویا کلمن

البته هیچ ویرایشی نمی تواند فیلمنامه شاهکار تونی مک نامارا و روچ را نجات دهد. منتظر کل فیلم بودم تا بالاخره دعوای آیوی و تئو کی رو ببینم. در حالی که فیلم داستان زندگی کامل و عاشقانه رز را به مدت یک ربع روایت می کند، رز به دلایلی می خواهد طلاق بگیرد که در یک لحظه قابل حل است. کل داستان از آنجا شروع می شود که تئو به دلیل بچه ها نمی تواند به معماری خود دسترسی داشته باشد و آیوی به دلیل شغلش وقت مراقبت از بچه ها را ندارد. پس وقتی بچه ها به مدرسه شبانه روزی می روند چه بهانه ای برای دعوا کردن وجود دارد؟

اگر یک جمله صحیح با یک فاعل و یک فعل بین آنها وجود داشته باشد، همه دیالوگ ها مصنوعی و بلاغی هستند. تدوین فیلم از یک روند منطقی پیروی نمی کند. حتی صحنه های درمانی در ابتدای فیلم نیز اتلاف کامل زمان است. به هر حال، کل سکانس در مورد نجات نهنگ تئو و خودشناسی معنوی او از کجا می آید؟ نهنگ ماهی قرمزی نیست که وقتی تصادفاً از آب می پرد آن را در مخزنش برگردانید. اگر این صحنه پیامی می‌فرستد، این است که مخاطب باید در کنار تئو باشد. «جنگ رزها» اساساً درباره دو نفر است که برای داشتن یک زندگی راحت، یک خانه خوب و تربیت فرزندان خوب فداکاری می کنند. با این حال، پس از مدتی، خود و دارایی های مادی خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهند.

فیلم هایی که واقعیت های ازدواج را نشان می دهد

هیچ چیز در «خانواده رز» عالی نیست

The Roses Movie 2025

نه اقتباس از یک کتاب دل انگیز و نه اقتباس سینمایی دهه 80 انتخاب عجیبی به نظر نمی رسد. اما تطبیق آن با عصر امروز، با تمام حرکاتی که در این بین انجام می شود، انتخاب عجیب تری است. برای روایت داستانی مانند «جنگ گل رز» که از نقش زن و مرد در جامعه و خانواده امروز می گوید، باید در مرز باریک بین حماقت و شجاعت بازی کرد و «خانواده رز» برای اینکه از روی بوم نقاشی هایش نیفتد، تسلیم حد متوسط ​​شد. «خانواده رز» هیچ اضطراب واقعی، حرفی برای گفتن، جنبه مثبت و حتی خنده دار ندارد.

«جنگ گل رزها» یک کمدی سیاه است که بیشتر به سمت تاریکی می رود تا کمدی و به همین دلیل شما را تحت تأثیر قرار می دهد. داستان آدلر شما را آزار خواهد داد و در پایان داستان، دیگر نمی خواهید ثانیه ای را با جاناتان و باربارا در خانه مجلل آنها بگذرانید. «خانواده رز» جرأت نداشت کامبربچ و کلمن را به شخصیت های نفرت انگیز تبدیل کند. دعواهای آنها به سرعت حل می شود و مبارزه واقعی آنها فقط یک ربع ساعت طول می کشد. در حالی که داستان اصلی عمدتاً در مورد راه هایی است که زوجین برای آزار دادن یکدیگر پیدا می کنند. جاده هایی که به ویرانی خانه و اشیای عتیقه موجود در آن و حتی مرگ سگ ها و گربه ها می انجامد اما باز مهر زن و شوهر بر دل یکدیگر. فیلم جدید است اما حتی جرات تخریب خانه رویایی گل رز را ندارد. خانه دیگر مرکز ثقلی نیست که باربارا، جاناتان و خانواده رز را به هم متصل کند. خانه فقط یک دعوای حقوقی است و حرف ها روی صندلی گذاشته می شود.

اولیویا کلمن

بسیاری از زنان خانه دار پس از مدت ها تصمیم به ازدواج، فدای جوانی و انرژی خود برای فرزندان و ساختن چهار دیواری که می توان آن را خانه نامید، متوجه می شوند که چیزی در زندگی آنها کم شده است. آنها می‌دانند که علاوه بر نقش همسری و مادری، هویت، استعدادها و علایق مستقلی دارند که سال‌ها در «وقف خانواده» فراموش شده است. بنابراین غیرمعمول نیست که این زنان پس از به دنیا آمدن فرزندانشان متوجه شوند که می‌خواهند شخصی برای خودشان باشند. حتی اگر زندگی آنها از بیرون عالی به نظر برسد.

این داستان در مورد “جنگ گل سرخ” باربارا نیز صدق می کند. زنی که اگرچه عاشق است اما با شوهری از طبقه بالای اجتماعی ازدواج کرده و پایان زندگی خود را تربیت فرزندان، حمایت از شوهر و ایجاد خانه ای گرم و صمیمی می داند. اما با بزرگ شدن بچه ها و آمدن خدمتکاری که کارهای زیادی انجام می داد، باربارا وقت آزاد پیدا کرد تا به خودش فکر کند. بنابراین او کسب و کاری را راه اندازی می کند که اگرچه کوچک و ساده است، اما به باربارا هدف و نقش جدیدی خواهد داد. باربارا دیگر هویت خود را فقط یک مادر یا همسر نمی بیند. حالا او برای خودش خانواده دارد، در حال کسب درآمد است و در این لحظه آرام آرام به او می فهمد که چرا باید برای همیشه از شوهر یا فرزندانش اطاعت کند؟ چرا او حتی یک بار در زندگیش کاری را فقط برای لذت خودش انجام نمی دهد؟ اینجاست که ایده طلاق مطرح می شود.

9 فیلم طلاق برتر توصیه شده برای زوج ها

«خانواده رز» می‌خواهد مترقی باشد، اما چون در باتلاق تبلیغات چپ می‌افتد، هیچ‌کدام از پیچیدگی‌های سال 1989، فیلم ظاهراً قدیمی 1989 را ندارد. جی روچ و تونی مک‌نامارا عملاً جنسیت شخصیت‌ها را تغییر دادند تا کسی نتواند داستان فیلم را تحقیر کند! برای این منظور، تئو را پیش بند و آیوی را مرد خانه ساختند. تئو در تمام اعتراضاتش به آیوی حق دارد. ما نمی بینیم که تئو کار دیگری جز دوست داشتن همسر و فرزندانش انجام دهد. حتی در دقایق پایانی، وقتی آیوی اسلحه را به سمت شوهرش نشانه می رود، تئو اجاق گاز او را نابود می کند. البته تئو هیچ درک سرکوب شده ای از شخصیت باربارا ندارد و ما دلیلی برای ریشه یابی او نمی بینیم.

برای آیوی، این فیلم می توانست بیشتر بر روی علایق و دستاوردهای او در محل کار متمرکز شود. نشان دهید که او اکنون پس از دوری از مسئولیت ها و خواسته های یک همسر و مادر تمام وقت، احساس رضایت بیشتری می کند. آیا او احساس رضایت می کند یا نه؟ ما فقط چند جمله و مونتاژی از دستاوردهای فرضی او را می بینیم و با وجود تمام تغییراتی که در شخصیت آیوی از ابتدای داستان تا پایان اتفاق افتاده است، حتی او را واقعا نمی شناسیم.

نکات مثبت

  • استعداد بازیگری بندیکت کامبربچ و اولیویا کولمن

نکات منفی

  • دیالوگ و شعار
  • انتخاب اشتباه برای تئو و آیوی
  • اتلاف وقت با شخصیت های فرعی بدون شخصیت
  • تلاش بیهوده برای خلق موقعیت های کمدی
  • ایجاد تغییرات اساسی و نادرست در داستان نسبت به نسخه اصلی


به غیر از استعداد ناب بازیگری، «جنگ رزها» (1989) از هر نظر از «خانواده رز» پیشی می‌گیرد، با صحبت‌های درمانی کمتر، مبارزه بیشتر و افراد واقعی‌تر که راحت‌تر با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. اگرچه داستان اصلی مربوط به خانواده‌ای ثروتمند با خدمتکار خاصی است که سعی می‌کنند با افرادی از طبقه اجتماعی بالاتر درگیر شوند، اما در رابطه باربارا و جاناتان مشکلات و انسانیتی وجود دارد که به افراد طبقه خاصی تعلق ندارد.

ای کاش هالیوود متوجه می شد که قصه گویی درباره خانواده های سنتی با نقش های سنتی برای مردان و زنان قدیمی نیست. این ممکن است قدرت “خانواده رز” باشد. اما در نهایت فیلم تبدیل به یک تبلیغات شعاری، بی روح و سطحی شد که ارزش دیدن را نداشت.

هویت فیلم “خانواده رز” (گل رز)

مدیر: سوسک جی
نویسنده: تونی مک نامارا، اقتباسی از وارن آدلر، جنگ های رز
بازیگران: بندیکت کامبربچ، اولیویا کولمن، اندی سمبرگ، کیت مک کینون
محصول: 2025، ایالات متحده و بریتانیا
امتیاز سایت IMDb به فیلم: 7 از 10
امتیاز فیلم در روتن تومیتوز: 65%
خلاصه داستان: آیوی و تئو رز یک زوج خوشبخت بریتانیایی هستند که با دو فرزندشان در کالیفرنیا زندگی می کنند. پس از شکست پروژه معماری خود، تئو در خانه می ماند و از بچه ها مراقبت می کند. در همان زمان، آیوی با دریافت نقدهای مثبت برای رستوران خود از نردبان بالا می رود. دوری آیوی از خانواده و ناامیدی تئو در خانه احساسات متناقضی را در زن و شوهر بر می انگیزد و آتش نارضایتی را در دامان خانه پر مهرشان شعله می زند…

نقد و بررسی فیلم خانواده گل سرخ نظر شخصی نویسنده است و لزوما نظر دیجی کالا مگ نیست.

منبع: دیجی کالا مگ

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×