بررسی اکسپدیشن – کمپانی قهرمانان
اسداستانهای ابرقهرمانی طیف وسیعی از احساسات را برمیانگیزد، از نوآر پلیسی تاریک بتمن به هاله امید از سوپرمندرگیری های خارق العاده و عظیمی که به ما کمک می کند زندگی روزمره روزمره را فراموش کنیم. با این حال، این ژانر ظرفیت قابل توجهی برای شخصیت پردازی پایه ای از خود نشان می دهد و همه چیز را با لبه های سخت ترسیم می کند. به همان اندازه که دیدن موجودات قادر مطلق قادر به درگیر شدن در جنگ های مشت یا نبردهای پایانی جهان است، چیزی بسیار فریبنده در مورد دوراهی های شخصی آنها وجود دارد.
میل به مبارزه با غرایز فوق شرور حتی پس از شکست های متعدد؛ سفر برای بهتر شدن، حتی زمانی که تمام دنیا به شما می گویند که درهم ریخته اید. میل به یک قهرمان شدن، حتی زمانی که به آن نیاز ندارید. و به جلو حرکت کنید، حتی اگر درد تمام چیزی باشد که تا به حال می دانستید. حمل و نقلاولین بازی ماجراجویی روایی کامل استودیو AdHoc از زمانی که معرفی شد گرگ در میان ما 2 با Telltale Games مدتها پیش، همه این موضوعات و موارد دیگر را با یک لنز انسانگرایانه مورد بررسی قرار میدهد.
این ساختار با کات سین های گسترده، تاکید بر انتخاب دیالوگ ها و اعلان های شوم در بالا سمت چپ آشنا خواهد بود که فلان شخصیت آن را به خاطر می آورد. با این حال، حمل و نقل فراتر از قالب معمول Telltale است تا داستانی با نوشتاری تند، شخصیتپردازی فوقالعاده ارائه کند که هر شخصیت را دوستداشتنی میکند، و بله، حتی برخی از عناصر گیمپلی سرگرمکننده که آن را فراتر از ماجراجویی مبتنی بر متن متوسط شما با زنگها و سوتهای زیاد میبرد.
“همه این شخصیت ها و بسیاری دیگر بسیار لذت بخش نوشته شده اند. کمدی در هر داستان ابرقهرمانی سخت است، به خصوص در این دوره پس از MCU، اما حمل و نقل به آرامی پیش میرود، با دیالوگهای فشرده و آهنگسازی که جای اجرای عالی را گرفته است.”
از میان بسیاری از لحظات قابل تشخیص، داستان با رابرت رابرتسون، با نام مستعار Mecha Man، یا حداقل آخرین لحظه ای که کت و شلوار را به ارث برده است، آغاز می شود. پس از نبردی با شرود مرموز و دوستان فوقالعادهاش، لباس عملاً نابود میشود. ملاقات تصادفی با بلوند بلیزر منجر به پیشنهاد شغلی برای شبکه توزیع ابرقهرمان می شود. وظیفه او این است که گروهی از ابرقهرمانان را مدیریت کند، آنها را به وظایف مختلفی محول کند و بر پیشرفت آنها نظارت کند.
با این حال، کار رابرت شامل برخورد با گروهی از ابرشرورهای به اصطلاح “اصلاح شده” با نگرش بد است. چیدمان برای یک موقعیت کمدی مانند باید باشد… خوب، دقیقاً همین است، و حمل و نقل از احساس دوست داشتن اجتناب نمی کند دفتر ملاقات با رعد و برق. Z-Team، مانند آنها، به همان اندازه که به طرز خطرناکی قدرتمند هستند، کمیک هستند، اما نوشته گیرا به این معنی است که شما حتی در بدترین لحظات آنها می خواهید بیشتر در مورد آنها بدانید.
Invisigal می تواند نامرئی شود، اما فقط با حبس نفس، و برای آسم یک دستگاه استنشاق به اندازه مشت های او ضروری است. سونار فارغ التحصیل هاروارد است – باهوش است، اما وقتی احمق نیست، متکبر است (معقول است، نگران نباشید). او همچنین می تواند به مگا بت تبدیل شود، که رفتار او را تغییر نمی دهد، اما حداقل ابزارهای بیشتری برای مقابله با موقعیت های مختلف به او می دهد. Flambae از نظر قدرت ها و رفتار بسیار داغ است، اگرچه کاریزمای Razor Ramon او کمبود هوش او را جبران می کند.
همه این شخصیت ها و بسیاری دیگر بسیار لذت بخش نوشته شده اند. کمدی در هر داستان ابرقهرمانی سخت است، به خصوص در این دوره پس از MCU، اما حمل و نقل آن را بدون هیچ مشکلی، با دیالوگ های فشرده و سرعتی که با اجرای عالی جایگزین شده است، انجام می دهد.
Phenomaman با بازی تراویس ویلینگهام ممکن است شبیه نسخه متکبر معمولی سوپرمن به نظر برسد، اما در عوض نسبت به دنیای اطرافش بیکفایتتر و بیگناهتر به نظر میرسد. کوپه با بازی مایانا برین (که در کمال تعجب او نیز یکی از نویسندگان است)، مانند هر ابرقهرمان دیگری که تبدیل به قاتل شده است، در هاله ای از رمز و راز قرار دارد، با این حال تحویل طعنه آمیز و مرده او او را فراتر از آن بالا می برد. آلانا هلو در نقش مالولولا با قدرت های ماوراء طبیعی خود تاریک و با ابهت است، اما به شیوه خود به طرز عجیبی قابل دسترسی و ارتباط است.
“وقفه ها نوعی بررسی مهارت دارند که شما را به چالش می کشد تا با تکیه بر نقاط قوت یک قهرمان خاص، شرایط اضطراری را حل کنید. از سوی دیگر، اگر باهوش باشید و قهرمان مناسبی را به کار بفرستید، آنها می توانند بلافاصله بدون هیچ خطری آن را حل کنند.”
انتخاب یک شخصیت مورد علاقه به دلیل اینکه چقدر می توانند عالی باشند، بسیار سخت است، خواه آنها در حال پیروزی هستند یا با تقلید نام هنرمندان (که می توانست در جاهای دیگر فاجعه بار باشد) یکدیگر را مسخره می کنند. با این حال، رابرت رابرتسون با بازی آرون پل از بریکینگ بد، چسبی است که همه چیز را به هم متصل می کند. جهش بین ساده لوحی، تحقیر خود، بدبینی، خیال پردازی و امید کور غیرممکن به نظر می رسد، با این حال او اجرای فوق العاده لایه ای را ارائه می دهد.
در حالی که طنز یک جذابیت بزرگ است حمل و نقلاین فقط بخشی از روایت کلی است. رابرت که تلاش می کند حتی بدون قدرت و بدون خاطره خانواده اش یک قهرمان باشد، در کل شخصیتی همدل است، اما این بدان معنا نیست که او مستعد حملات خشم و آزار نیست. بسیاری از این به انتخاب های دیالوگ بازیکن بستگی دارد، اما هرگز احساس نمی شود که شما یک شخصیت را نسبت به دیگران دنبال می کنید. در عوض، یک بار (و امیدواریم یک بار دیگر) همه سایههای «مرد مچا» است که منجر به مبادلاتی میشود که طبیعی است بدون اینکه شخصیتی از بین برود. بسیاری از موضوعات دیگر داستان را پوشش می دهند، اما من نمی خواهم آنها را خراب کنم – واقعاً ارزش تجربه کردن را دارد.
با این حال، اغلب در یک تجربه به سبک Telltale، نوشتن و ارائه باید بیشتر از سهم خود در انجام کارهای سنگین برای پشتیبانی از گیم پلی انجام دهند، که در نهایت قابل استفاده است اما در کل اتفاقی است. حمل و نقل محیط خود را با مکانیک واقعی بازی در هم می آمیزد و یک بازی به سبک شبه مدیریتی ارائه می دهد. موارد جدید و موارد اضطراری در طول نوبت شما پدیدار می شوند و در صورت وجود چندین اسلات برای مقابله با آنها، باید یک یا چند قهرمان را بفرستید. هر یک از اعضای Z-Squad در آمارهای مختلف متخصص هستند. منشور کاریزماتیک است و بیش از حد قادر به ضربه زدن است، اما گولم همچنین می تواند آسیب وارد کند در حالی که بیش از سهم خود را مخفی می کند.
همه نمی توانند شرایط اضطراری یکسانی را مدیریت کنند، بنابراین اغلب می تواند ایده خوبی باشد که قهرمانان بیشتری را برای تقویت هرگونه ضعف ارسال کنید. پس از تکمیل یک کار، آنها به مرکز SDN برمیگردند و استراحت میکنند و در این مدت کوتاه موقتاً در دسترس نیستند (مگر اینکه از مواد مصرفی مانند یک فنجان قهوه تازه برای برداشتن آنها از روی نیمکت استفاده کنید). با این حال، سایر موارد اضطراری پدیدار خواهند شد و تبدیل به وظیفه شعبده بازی منابع خواهد شد.
شما فکر می کنید این می تواند به سرعت کهنه شود، اما حمل و نقل همه چیز را به روشهای شگفتانگیزی به هم میزند. وقفه ها نوعی بررسی مهارت را ارائه می دهند و شما را به چالش می کشند تا با تکیه بر نقاط قوت یک قهرمان خاص، شرایط اضطراری را حل کنید. از طرف دیگر، اگر باهوش باشید و قهرمان مناسب را برای کار بفرستید، می توانند بلافاصله بدون هیچ ریسکی آن را حل کنند. برخی از سناریوها همچنین توانایی ایجاد یک مینی بازی هک را فراهم می کنند که در آن رابرت مسیرها را با استفاده از ورودی های جهت دار برای باز کردن قفل دروازه ها، به دست آوردن رمز عبور و جلوگیری از نفوذ ویروس ها به دوربین ها یا کشف کلاهبرداران، هدایت می کند.

حتی پس از استقبال مثبت از دو قسمت اول، هرگز فکر نمیکردم استودیوی AdHoc بر روی آن شتاب حرکت کند و یکی از داستانهای مورد علاقه من – بازی و غیره – در این سال را ارائه دهد.
اما این همه ماجرا نیست. انجام وظایف قهرمانان XP را به ارمغان می آورد و به شما این امکان را می دهد که یکی از آمارهای آنها را بهبود ببخشید تا مهارت های آنها را به حداکثر برسانید یا آنها را برای کارهای دیگر مناسب تر کنید. بنابراین، در حالی که من Sonar را به عنوان فردی باهوشتر و کاریزماتیکتر و Invisigal را بهعنوان قهرمان متحرک و قدرتمند نگه داشتم، Malevola به آرامی اما مطمئناً به قهرمانی تبدیل میشود که به طور بالقوه میتواند نقاط ضعف هر تیمی را تقویت کند.
هر قهرمان همچنین دارای ویژگیهای متفاوتی است، مانند Invisigal که به تنهایی بهترین کار را انجام میدهد یا Prism یک کپی از یک قهرمان دیگر ایجاد میکند و نیمی از آمار مربوطه خود را به کار در دست اضافه میکند. آیا اشاره کردم که آموزش ابرقهرمانی نیز می تواند رخ دهد و به شما امکان می دهد تخصص های مختلفی را برای هر قهرمان انتخاب کنید؟ استعداد Flambae برای سوختن و سقوط فوری در Supernova خود را نشان میدهد، جایی که انجام دو کار متوالی، آمار مبارزات و تحرک او را به حداکثر میرساند و زمان استراحت را حذف میکند. با این حال، یک شکست و تمام آمار او به 1 کاهش می یابد. قهرمانان همچنین می توانند مصدوم شوند یا از بازی خارج شوند و این به شما بستگی دارد که خودتان را وفق دهید. اگر چند تیم بتوانند به اندازه کافی موفق شوند، هم افزایی قدرتمندی را باز می کنند و آنها را حتی بیشتر به یک نیروی قابل محاسبه تبدیل می کنند.
با وجود اینکه همه اینها اتفاق می افتد، هرگز روایت را مختل نمی کند، بلکه آن را به طرق مختلف تکمیل و برجسته می کند. قهرمانان در طول شیفت ها با یکدیگر – و با رابرت – چت می کنند، حتی گاهی اوقات به دلایل مختلف به تنهایی می روند. رابط نرم و کنترلها تضمین میکنند که سرعت در طول بازی صاف باقی میماند، در حالی که گزینهها و رویکردهای مختلف قابلیت پخش مجدد شگفتانگیز را به آن میدهند.
از نظر ارائه، اعزام جلوه های بصری و موسیقی درجه یک هستند، اولی باعث می شود که هر قسمت بیشتر شبیه یک برنامه تلویزیونی انیمیشنی با کیفیت بالا باشد تا یک بازی در بیشتر موارد. با این حال، من نیز تحت تاثیر فیلمبرداری، تدوین و رقص کلی کلیپ قرار گرفتم. حتی بدون انتخابها و گیمپلی، این یک نمایش بسیار جذاب برای تماشا خواهد بود. با آنها، این یک داستان ابرقهرمانی است که مقاومت در برابر آن به سادگی غیرممکن است.
حتی پس از استقبال مثبت از دو قسمت اولش، هرگز فکر نمیکردم که استودیوی AdHoc بر روی آن شتاب ایجاد کند و یکی از داستانهای مورد علاقه من – بازی و غیره – را در این سال بسازد. حمل و نقل چه در نوشتن، چه در اجرا و چه در ارائه آنقدر پر از شور است که کنار گذاشتن آن تقریبا غیرممکن است. باید دید رابرت، Z-Squad و SDN از اینجا به کجا خواهند رفت، اما این یک ماجراجویی روایی است که شما به سادگی مدیون خود هستید.
این بازی در رایانه شخصی بررسی شده است.
