«همنت» یک شاهکار و نامزد واضح اسکار بهترین فیلم است
اگر این هفته فقط یک فیلم برای تماشا دارید، آن را «همنت» بسازید. میدانم که گزینههای دیگری هم وجود دارد، از کمدی رمانتیک جدید الیزابت اولسن به نام «ابدیت» گرفته تا همه فیلمهای جدیدی که این هفته اکران میشوند، اما هیچ کدام به خوبی این درام تاریخی نخواهند بود. چون شاید «همنت» تا اینجای کار بهترین فیلم سال باشد.
در حال حاضر، هم از نظر عینی و هم از نظر ذهنی من، من در مسابقه اسکار بهترین فیلم برتری نسبت به فیلم «یک جنگ سپس دیگری» پل توماس اندرسون دارم. با این حال، بازی جسی باکلی بهترین بازی در بین فیلم هایی بود که در سال 2025 دیده ام و تاکنون ده ها فیلم امسال را تماشا کرده ام. او به عنوان همسر شاعر، اگنس شکسپیر، احساسات بسیاری را تجربه می کند، از سرسختی تا ناامیدی، از شادی تا خشم.
اسپویلرهای «همنت» در پیش است
«همنت» یک استاد کلاس در داستان سرایی است
در حالی که بازی باکلی همان چیزی است که «همنت» را به یک فیلم برجسته تبدیل میکند، اگر از کارگردان/همکار نویسنده کلوئه ژائو نیز تمجید نکنم، نادیده میگیرم. داستان سرایی این فیلم عالی است و لحظات زیادی را منتقل می کند که نزدیک بود اشک من را درآورد.
«همنت» که به عنوان یک درام تاریخی به حساب می آید، در واقع یک داستان تخیلی تاریخی است که بر اساس رمانی به همین نام اثر مگی اوفارل (که فیلمنامه را با ژائو نوشته است) ساخته شده است. این به عنوان یک درام عاشقانه معمولی تر شروع می شود، احتمالاً حتی یک فیلم بیوگرافی. ما بلافاصله در دام عشق طوفانی اگنس و ویلیام، اولین قدمهای او برای تبدیل شدن به نمایشنامهنویس افسانهای که امروز میشناسیم، و آغاز خانواده آنها میافتیم.
تماشا کنید
اما وقتی سه فرزند شکسپیر به دنیا میآیند، فیلم فوراً در زمان به جلو میپرد و تبدیل به کلاس اصلی داستانگویی دراماتیک از لحاظ احساسی و حتی دستکاری عاطفی میشود. ضربه های روده را یکی پس از دیگری انجام می دهد.
محور این فیلم مرگ همنت است که لحظه ای از فقدان عمیق برای اگنس و ویلیام است. این یک لحظه ویرانگر برای تماشاگران نیز هست، لحظهای که میتواند اتاق را کاملاً ساکت کند و مردان بالغ را به گریه بیاندازد که با اجرای باورنکردنی باکلی و ژوپ به وجود آمده است.
اما قبل از اینکه بتوانید از این قله عبور کنید، در میانه کشتاری که این فقدان به رابطه اگنس و ویلیام وارد کرده است گرفتار می شوید. اگنس تا این لحظه شریک کامل ویلیام بوده است و به او اجازه می دهد به لندن فرار کند و رویاهایش را محقق کند. با این حال، پس از از دست دادن پسرانش، او تجسم این فکر می شود که “جهنم مانند زن تحقیر شده خشم ندارد” و در واقع ویلیام را بیرون می کند.
سپس، درست زمانی که شروع به بازیابی پایه های عاطفی خود می کنید، روند سوگواری ویلیام را می بینیم: نمایشنامه ای که اکنون با نام «هملت» شناخته می شود. ما این را تا حد زیادی از چشم اگنس تجربه می کنیم و به اندازه هر چیزی که قبلاً آمده ویرانگر است. باکلی ما را در تمام سفر احساسی آگنس می برد. با عصبانیتش از ویلیام که از نام پسران مردهاش استفاده میکرد، شروع کرد، تا فهمید که این تنها راهی است که میتواند با پسرانش از آن سوی قبر صحبت کند.
بی شک این پایانی است که «همنت» ضربه هایی می خورد. کارهایی وجود دارد که اگنس در تئاتر گلوب در اولین نمایش تراژدی نمادین شکسپیر با جمعیت انجام می دهد که حتی برای داستان های تاریخی نیز زودباوری را تحت فشار قرار می دهد. اگر فیلم قبلاً نتوانسته بود شما را از نظر احساسی دستکاری کند، ممکن بود این یک نقص جدی باشد، اما در نهایت فکر میکنم میل ژائو به زیادهروی شاعرانه را در این آخرین داستان داستان به راحتی میبخشید.
صادقانه بگویم، «همنت» با وجود ایراداتش شاهکار است. اینکه حداقل یک بار گریه نکرده ام را می توان کاملا به اراده و حضور در محیط عمومی نسبت داد. من حداقل سه بار شمردم که چشمانم مه آلود شده و هر چه بود خفه شدم. این فیلم کلید نامزدی بهترین فیلم است و اگر مردم یک بار دیگر این آخر هفته آن را ببینند، میتواند به محبوبیت قطعی برای بزرگترین جایزه هالیوود تبدیل شود.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. فراموش نکنید که روی دکمه Follow کلیک کنید!
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
منبع: tomsguide.com
