» فیلم و سریال » انیمه » نقد و بررسی قسمت های ششم و هفتم «بامداد خمار»; داستان بالاخره شروع شد!
نقد و بررسی قسمت های ششم و هفتم «بامداد خمار»; داستان بالاخره شروع شد!
انیمه

نقد و بررسی قسمت های ششم و هفتم «بامداد خمار»; داستان بالاخره شروع شد!

۹ آذر ۱۴۰۴ 00111

صحبت از سریالی که زیاد اتفاق نمی افتد و مشخصا با ذهنیت یک سریال تلویزیونی کلاسیک ساخته می شود، نه سریالی که برای پلتفرم های پخش خانگی ساخته می شود و شبیه فیلم های چند قسمتی است، کار ساده ای نیست که بتوان به صورت هفتگی انجام داد. در ادامه نقد و بررسی سریال بامد خمار ساخته نرگس آبیار، خوشحالیم که داستان بالاخره شروع می شود زیرا دری را برای صحبت باز می کند و تحمل آن را آسان می کند. هفت قسمت طول کشید اما بالاخره داستان شروع شد.

ابتدا شما را به دو مقاله قبلی نقد بامد خمار ارجاع می دهیم تا نیازی به تکرار موضوعات تکراری مانند ضعف های فنی سریال یا بازی ها و یا حتی دلایل پشت سر سریال نداشته باشیم. دوربین همچنان مدام از در و دیوار عکاسی می کند، بازیگران اصلی سریال نمی توانند اجرا کنند، لحن نامتعادل است و هر آنچه قبلاً گفتیم همچنان در مورد بقیه سریال ها صدق می کند، دیگر در مورد اینها صحبت نمی کنیم.

bamdad khomar ep4 ep5 review

با تمام این حرف ها به سراغ بررسی دو قسمت آخر سریال بامداد خمار می رویم.

فصل ششم

بعد از پنج قسمت چشم نواز و رفتن به دعای سقاخانه، بالاخره شاهد صحنه ای عاشقانه بین محبوب و رحیم در ابتدای قسمت ششم هستیم. موسیقی بسیار خوب در صحنه قرار گرفته است تا حال و هوای رمانتیک خوبی را القا کند، اما دوربین، مثل همیشه، آن را خراب می کند. قبلاً گفتیم که دوربین دستی و لرزش آن (که در ساعات اولیه صبح چند برابر از حد معمول فراتر می رود) بیشتر برای صحنه های اکشن مفید است تا صحنه های عاشقانه. البته چنین زوم های بیهوده و پوچ روی چهره رحیم با نگاه کردن به محبوبه در نهایت جواب می دهد.

مقدمات رابطه رحیم و محبوبه در حال آماده شدن است اما محبوبه حالا نه یک خواستگار که دو خواستگار دارد و فعلا باید از مادر و خانواده محبوبه به اصلان بریم سراغ مراسم خواستگاری.

خماری صبح قسمت 6

مشکل همیشگی کنتراست در لحن ها در این صحنه طولانی خواستگاری از اهمیت بالایی برخوردار است. در یک طرف، دختران مبارک و محبوب، دیالوگ های خود را با مدرن ترین سبک و لغات ممکن بیان می کنند، در طرف دیگر، خانم ها در جلسه می نشینند و مجلس را شروع می کنند. هم برای خانم های خانه دار و هم برای افراد چاق.

در این رتبه بندی طراحی عالی دکور و لباس اتاق خودنمایی می کند. با این حال، دوربین نه برای زیباسازی لباس، بلکه برای به رخ کشیدن جواهرات و ارزش آنها، زوم چندگانه می کند و زشت ترین نمای ممکن را از این لباس ها و محیط اطراف ایجاد می کند. باز هم هر آنچه که در قسمت های دیگر سریال ایجاد می شود توسط کارگردان و فیلمبردار نابود می شود.

کارگردان همیشه مخاطب را در پایین ترین سطح فکری و فکری ارزیابی می کند. دوربین طوری عمل می کند که انگار باید ثانیه به ثانیه همه چیز را برای مخاطب توضیح دهد، مگر اینکه مشکلی پیش بیاید. از اولین لحظه ای که خانم ها پا به خانه گذاشتند همه فهمیدیم که آقا هستند، اما از حرکات دوربین گرفته تا دیالوگ هایی که قرار بود واضح ترین نکات ممکن را منتقل کند، همه چیز سریال را غیرطبیعی کرد. ما از کارگردان بسیار سپاسگزاریم، زیرا به لطف این دیالوگ ها که شخصیت ها تمام مشاهدات خود را به اشتراک می گذارند، ما نمی توانیم در خانه رفت و آمد کنیم و تصویر سریال را ببینیم و همه چیز توسط ما گرفته می شود. این کار را در محیط بصری خود انجام ندهید.

خماری صبح قسمت 6

طراحی صحنه و لباس را به اندازه کافی تحسین می کنیم، اما گریم دایه سیاه پوست که یک بازیگر سفیدپوست را به بدترین شکل ممکن سیاه نشان می دهد، بیشتر شبیه یک شوخی بی مزه و تمسخر سیاه پوستان است. به خصوص زمانی که چهره بازیگر هیچ ویژگی از چهره سیاه پوستان را ندارد. ایرانی های سیاه پوست در کشور بسیار کم هستند، با توجه به اینکه اجرای خاصی از این شخصیت ندیده ایم، چه مانعی وجود داشت که بازیگران سیاه پوست را نیاورد تا با این گریم تحقیرآمیز مواجه نشویم؟

این صحنه خواستگاری ما را به یاد کار سیاسی اجباری سریال هم می اندازد. عطاالدوله و خانواده اش که علناً با آموخان دست ودلباز مخالفت می کنند، هم سو با شاه و کاخ هستند و سریال لحظه ای از اشاره به این موضوع درنگ نمی کند. پس از جلسه معاشقه، خانواده بصیرالملک که از جواهرات و اجناس این خاندان بزرگوار به وجد آمده بودند، توضیحاتی ارائه کردند که این همه جواهرات و ثروت از کجا آمده است. بصیرالملک درست مثل صحنه بعد در حال نذری دادن است و مردم گرسنه در بدترین حالت ممکن هستند.

شرور به جای خوب بودن، به دولت خود وفادار است.

کل قسمت ششم بادام خمار اساساً صرف این گزاره و انشعابات آن می شود. اما در نهایت به بهترین صحنه ممکن پایانی سریال می رسیم. اپیزود با پیام رحیم به پایان می رسد و سوالات زیادی را برای مخاطب ایجاد می کند. هم در بازنویسی پیام و هم پیش بینی واکنش مردم به آن.

فصل هفتم

شوخی نیست، به نقطه شروع سریال رسیدیم. قسمت هفتم که با عمو خان ​​و مهمانی منصور شروع می شود، شروع داستان و درگیری ها را رقم می زند.

وقتی وارد خانه آمو خان ​​می شویم، دوباره با طراحی دکور عالی مواجه می شویم. جزئیات محیط، اتاق ها، لباس ها همگی بسیار زیبا هستند.

درگیری های روایی تجربه شده از ابتدای اپیزود، گفتگوی محبوبه و مادرش و فشار پدرش بصیرالملک برای پاسخ به پیشنهاد اصلان، محبوبه را گیج می کند.

خماری صبح قسمت 7

اما تمام درگیری ها از رویارویی منصور با خانواده اش آغاز می شود. منصور در اینجا از هر نظر به عنوان شخصیتی که همه چیز کتاب است به تصویر کشیده شده است. ظاهرش خوب نیست و بازی قابل تحمل نیست. صادقانه بگویم، «دانیال پورصباح» در مقابل رضا کیانیان که چیزی جز سایر بازیگران سریال ندارد، حرفی برای گفتن ندارد. جملات بسیار خشک اجرا می شود، بازیگری بدن و صورت مصنوعی است و در مجموع هیچ بخشی از بازیگری او جریان ندارد.

از منظر داستانی بالاخره برخی اتفاقات رخ داده و درگیری بین شخصیت ها آغاز شده است. به خاطر نامه جعلی که فرستاد، منصور جلوی همه خانواده اش، عموخان جلوی بصیرالملک، خجسته جلوی محبوبه، خانم عمه جلوی خجسته.

خماری صبح قسمت 7

سرانجام بصیرالملک در جمع خانواده اش حاضر می شود و اعتراف می کند که همه این موارد در مورد خواستگاران محبوبه به اندازه هفت قسمت است و به سرعت موضوع را به پایان می رساند.

در ادامه قسمت هیچ اتفاقی نمی افتد و همه چیز به کندی پیش می رود تا اینکه در پایان این قسمت محبوبا و رحیم رو در روی هم قرار می گیرند و چهار کلمه درست را می گویند.

پایان اپیزود هفتم به قسمت های قبلی برمی گردد و با وجود اینکه اپیزود بسیار بهتری نسبت به قسمت قبلی است، پایان آن نه شبیه پایان قسمت است و نه زمینه ای برای قسمت بعدی ایجاد می کند. پایان قسمت چیست؟ وقتی ناگهان شخصی بین گفتگوی محبوب و رحیم دخالت می کند، محبوبو از مغازه بیرون می دود و صحنه ناگهان قطع می شود و قسمت تمام می شود.

بالاخره پخش جریانی افزایش پیدا کرد یا سریال دوباره کند خواهد شد؟

ما طرفدار اپیزود دردناک تری نسبت به قسمت های اول بودیم، اما اگر به تمام اتفاقات این هفت قسمت Bad Morning Hangover نگاه کنیم، می توان گفت که می توان همه آنها را در یک قسمت جا داد. امیدواریم داستان شروع شده باشد و از فصل های بعدی همه چیز به همین منوال ادامه پیدا کند.

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×