10 سال بعد، “نیرو برمی خیزد” جنگ ستارگان را به سمت بهتر (و بدتر) تغییر داد.
در پایان «اپنهایمر» کریستوفر نولان، جی رابرت اوپنهایمر اثر کیلیان مورفی به تصویر میکشد که چگونه بمب اتمی که او خلق کرد میتواند روزی جهان را نابود کند. اوپنهایمر به ورطه خیره شده است، از ترس تصمیم خود فلج شده و از گناه اعمال خود دریده است.
من نمی توانم آن را ثابت کنم، اما فکر می کنم چند سال گذشته جورج لوکاس در کنار دریاچه ای ایستاده بود و به تصمیم خود برای فروش لوکاس فیلم به دیزنی فکر می کرد. لوکاس در “بایگانی جنگ ستارگان: اپیزودهای I-III 1999-2005” گفت: “زندگی ام را صرف ساخت جنگ ستارگان کردم – 40 سال – و ترک آن بسیار بسیار دردناک بود.” بر خلاف اوپنهایمر، لوکاس از تصمیم مهم خود 4.05 میلیارد دلار به دست آورد که احتمالاً خواب شبانه را کمی آسان تر می کند.
پخش ضربات “نیرو بیدار می شود”.
تماشا کنید
احساسات منفی من در مورد پیش درآمدها – “تهدید شبح” بد است، “حمله کلون ها” وحشتناک است، و “انتقام سیث” کاملاً خوب است – ممکن است بر تمجید بالای من برای “نیرو بیدار می شود” تأثیر بگذارد. میزان یک فیلم لذت بخش جنگ ستارگان پس از پیش درآمد پایین بود. زمان کافی برای دانستن واکنش اولیه من به “نیرو بیدار می شود” گذشته است – جنگ ستارگان دوباره سرگرم کننده است! – درست بود
لوکاس فیلم جی جی آبرامز را برای کارگردانی «نیرو برمی خیزد» و نویسندگی فیلمنامه را با اسطوره «جنگ ستارگان» لارنس کاسدان و برنده اسکار مایکل آرنت استخدام کرد. آبرامز نسخه خود از جنگ ستارگان را با «پیشتازان فضا» در سال 2009 انجام داد، بنابراین انتقال او به کهکشانی بسیار دور بدون مشکل بود.
داستان 30 سال پس از «بازگشت جدی»، «نیرو بیدار میشود»، جنگ بین نظم اول و مقاومت، نمایندگان امپراتوری کهکشانی و اتحاد شورشیان را معرفی میکند. لوک اسکای واکر (مارک همیل) خود را تبعید کرد و مخفی شد. لیا ارگانا (کری فیشر)، رهبر مقاومت، میداند که برادرش کلید شکست دادن اولین فرمان را در دست دارد.
این بار سه قهرمان جدید وجود دارد: ری (دیزی ریدلی)، یک لاشخور حساس به نیرو. فین (جان بویگا)، یک Stormtrooper سابق که اولین Order را ترک کرد. و پو دامرون (اسکار آیزاک)، خلبان ماهر مقاومت، با هان سولو (هریسون فورد) و چوباکا متحد می شوند تا لوک را قبل از اینکه کایلو رن (آدام درایور) فرمانده جنگ درجه اول به او برسد، پیدا کنند.
اگر خلاصه بالا شبیه داستان «یک امید جدید» به نظر می رسد، غریزه شما درست است. شباهتهای این دو فیلم قابل توجه است: یک قهرمان بعید در یک سیاره بیابانی تبدیل به یک قهرمان میشود. دروید حامل اطلاعات حیاتی در جنگ علیه ظلم است. یک جنگجوی درگیر در دارک ساید یک راز بزرگ را پنهان می کند. هان سولو و شاهین هزاره.
صادقانه بگویم، شباهت آن به «یک امید جدید» من را آزار نمی دهد. پس از پیش درآمدهای تاریک تر، «نیرو بیدار می شود» یک نفس خوش بینانه از هوای تازه است. شخصیت های جدید دوست داشتنی و به یاد ماندنی هستند. مخاطب میخواهد قهرمانها را ریشهیابی کند، نه اینکه نگاه و صدای آنها را مسخره کند (سی سی: جار جار بینکس). صحنه های اکشن، از جمله فرار فین و ری از جاکو و دوئل های شمشیر نور با کایلو، هیجان قانع کننده ای را ایجاد می کند. چگونه می توانید هنگام تماشای ملاقات مورد انتظار هان سولو و کیلو احساساتی نشوید؟
“نیرو بیدار می شود” مجموعه را برای موفقیت آماده کرد. او طرح یک سه گانه را طرح کرد که می توانست با نسخه اصلی رقابت کند. سال بعد، «روگ وان» ثابت کرد که این فرنچایز سرشار از داستانهای فرعی است که میتواند «جنگ ستارگان» را به مسیرهای جدیدی ببرد. به نقل از اندی برنارد، “کاش راهی وجود داشت که بدانیم چه زمانی در “روزهای خوب قدیمی” هستید، قبل از اینکه واقعا آنها را ترک کنید.”
برنامه ای بود؟ چه طرحی؟
سال 2017 نمایانگر یک لحظه تقاطع بود. من در مورد تفرقه انگیزترین موضوع در فندم “جنگ ستارگان” صحبت می کنم: “آخرین جدی”. پس از «نیروی بیدار میشود»، آبرامز سهگانه را به ریان جانسون، فیلمساز خلاق، که در آن زمان بیشتر برای کارگردانی «لوپر» و قسمتهایی از «بریکینگ بد» شهرت داشت، سپرد. از نظر مالی، جانسون به لوکاس فیلم یک موفقیت میلیارد دلاری دیگر داد. بسیاری از منتقدان نظرات مثبت خود را به اشتراک گذاشتند، اما واکنش طرفداران داستان بسیار متفاوتی را بیان کرد.
من افکار “آخرین جدی” خود را کوتاه می کنم. در یک طرف مقیاس، برخی معتقدند “آخرین جدی” یک شاهکار است. دیگران فکر می کنند این بدترین فیلم «جنگ ستارگان» است که تا به حال ساخته شده است. به نظر من شاهکار نیست و مورد علاقه من نیست، اما نکات مثبت بیشتر از منفی است.
بزرگترین مشکل من با “آخرین جدای” با لوکاس فیلم است، نه خود فیلم. جانسون قبلاً در مورد آزادی خلاقانه ای که در «آخرین جدای» به او داده شده بود صحبت کرده بود. طبق گزارشها، آبرامز طرحهایی را برای کل سهگانه نوشت، فقط برای جانسون که فیلم را در جهت دیگری ببرد. واضح است که بین جانسون و آبرامز و کاتلین کندی، رئیس لوکاس فیلم، گسست وجود داشت. لوکاس فیلم به وضوح به جانسون به عنوان یک فیلمساز جنگ ستارگان اعتقاد داشت. آنها او را استخدام کردند تا یک سه گانه جدید بنویسد (که هرگز نور روز را نخواهد دید).
اما بازیگران «جنگ ستارگان» تصمیم گیری جانسون را دوست نداشتند. این سه گانه آبرامز جایگزین تروورو در فیلم سوم شد و برخی از عناصر کلیدی «آخرین جدای» در «ظهور اسکای واکر» را دوباره مرور کرد. از برخورد والدین ری با شمشیرهای نوری گرفته تا نادیده گرفتن ریشه های رز تیکو و اسنوک، «ظهور اسکای واکر» بیشتر یک تمرین برای خدمت به طرفداران است تا یک نتیجه گیری رضایت بخش. پس پالپاتین بازگشته است! اگر این فریاد نزند “متاسفم برای آخرین فیلم”، من نمی دانم چه می شود.
بین فیلمهای دوم و سوم فیلم «سولو» قرار گرفت، داستانی با منشأ هان سولو با بازی آلدن ارنریچ در نقش قاچاقچی سریعالفکر. لوکاس فیلم باید از اینکه فیل لرد و کریستوفر میلر ماه ها طول کشیده تا فیلمبرداری را شروع کنند عصبانی بوده است. ران هاوارد جایگزین لرد و میلر شد و تقریباً 85 درصد از فیلم را بازسازی کرد. اگرچه «سولو» صحنههای تعقیب و گریز سرگرمکنندهای داشت، اما در باکس آفیس تأثیر بسیار خوبی داشت. آن فیلم با این حجم از فروش هرگز موفق نمی شد.
مانند بسیاری از مشکلات در Lucasfilm، این یکی از رهبری ناشی می شود. کسی باید دید خلاقانه را تعریف کند و پارامترهایی را برای هر فیلم تعیین کند. از «سولو» همه چیز بد بود. گفته می شود کندی در شرف خروج است. آیا دیو فیلونی که جنگ ستارگان را مانند پشت دست خود میفهمد، معمار مناسبی برای آینده این مجموعه است؟ من مطمئن نیستم. فیلونی باید روی فیلم ها و سریال های تلویزیونی خود تمرکز کند. شخص دیگری باید بر کل بخش فیلم نظارت کند.
کوین فایگی باید کسی بود که جنگ ستارگان را تعمیر می کرد. نابغه مارول قرار بود فیلم «جنگ ستارگان» را فیلمبرداری کند، اما این نقشه ها کنار گذاشته شد. پس از موفقیت «انتقامجویان: پایان بازی»، لوکاسفیلم باید کنترل ستاره مرگ را به فایگی میداد… خب، کل شرکت. حداقل فایژ تجربه ترسیم داستان های به هم پیوسته ای را دارد که به نتیجه گیری های حماسی منجر می شود.
پرتاب دارت به دیوار مانند یک استراتژی آینده نگر به نظر می رسد
در حالی که موضوع این گفتگو فیلمها است، باید به این نکته نیز اشاره کنم که تلویزیون «جنگ ستارگان»، با نام مستعار نمایشهای لایو اکشن دیزنی پلاس، از سال 2019 به رسانهای قابل اعتمادتر تبدیل شده است. «ماندالوریان» در حال حاضر مهمترین حضور در جهان «جنگ ستارگان» است، به طوری که دیزنی فصل 4 را به حالت تعلیق درآورده است تا در آمادهسازی برای فیلم «مه 2» و «Mandalorian» اکران شود. 2026.
به غیر از «ماندالوریان»، مجموعه جنگ ستارگان که بیشترین تحسین منتقدان را به خود جلب کرد، «اندور» بود که دو فصل خود را در می 2025 به پایان رساند. خارج از این دو ویژگی، دیگر برنامه های دیزنی پلاس نتوانستند تأثیرات فرهنگی قابل توجهی داشته باشند. لحظات خوبی وجود دارد، به خصوص «Skeleton Crew» اما تاثیر چندانی ندارد. مشخص نیست نمایش بعدی Star Wars Disney Plus پس از فصل دوم «Ahsoka» چه خواهد بود.
در همین حال، فیلمهای جنگ ستارگان بر این استراتژی تکیه میکنند: دارت را به دیوار پرتاب کنید و ببینید چه چیزی میچسبد. فیلم بعدی پس از «ماندالوریان و گروگو»، ماجراجویی جدید کارگردان شاون لوی «جنگ ستارگان: جنگنده ستارگان» با بازی رایان گاسلینگ است. داستان فیلم “Starfighter” که پنج سال پس از وقایع “ظهور اسکای واکر” می گذرد، یک داستان اصلی است که قرار است در ماه می 2027 اکران شود.
پس از «Starfighter» چندین فیلم در دست ساخت هستند: یک فیلم به کارگردانی شرمین عبید-چینوی با بازی دیزی ریدلی، پروژه ای به کارگردانی جیمز منگولد که در طلوع جدای می گذرد، یک ماجراجویی به کارگردانی دیو فیلونی که شامل نمایش های دیزنی پلاس است، یک بازی انفرادی لاندو با یک داستان سه گانه تادیکا والوگینیتی از سیو کالووریتی.
اگر هان سولو یک ماده منفجره را به سمت سر شما نشانه می رفت، بعد از «ستارگان» چه فیلمی ساخته می شد؟ انتخاب من فیلم ری اسکای واکر خواهد بود، اما مطمئن نیستم. مشکل همینه انجام چند پروژه با فیلمسازان مختلف یک قمار است نه یک برنامه. اگر «ماندالوریان و گروگو» و «ستارگان جنگنده» ناامید شوند چه اتفاقی میافتد؟ لوکاس فیلم برای این گفتگو آماده نیست.
شورش ها بر پایه امید بنا شده بودند. آیا همین اصل می تواند در مورد آینده سینمایی یک فرنچایز نیز صدق کند؟
«جنگ ستارگان: نیرو بیدار میشود» را در دیزنی پلاس پخش کنید
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
هالیوود عاشق فیلم بیوگرافی موسیقی است. چه برای افتخار اسکار (“ری”)، چه برای سود مالی (“الویس”)، چه هر دو (“Walk the Line”)، تا زمانی که صنعت موسیقی به تولید ستارگان ادامه دهد، فیلمهای زندگینامه همچنان به نور سبز ادامه خواهند داد.
پاییز امسال، جرمی آلن وایت چاقوهایش را با گیتار عوض میکند تا «رئیس» را در سریال «اسپرینگستین: مرا از ناکجاآباد نجات بده». تمرکز فیلم بر روی ضبط آلبوم فراموش نشدنی اسپرینگستین در سال 1982 “نبراسکا” است که بسیاری آن را شاهکار او می دانند. به جای تمرکز بر شهرت اسپرینگستین در «Born to Run» یا به سوپراستار شدن او در «Born in the USA»، «Deliver Me from Nowhere» تصمیم میگیرد تا زمان تاریکتر و شخصیتری را در زندگی خواننده کشف کند.
“من را از هیچ کجا رهایی بخش” یک دوره غیرعادی در زندگی رئیس را توصیف می کند. اگر به دنبال اصالت بیشتر در یک فیلم زندگینامهای هستید، «عشق و رحمت» یک فیلم زندگینامهای غیر متعارف درباره برایان ویلسون، یکی از اعضای بنیانگذار گروه پسران ساحلی است. «عشق و رحمت» روح قهرمان منحصربهفرد خود را مجسم میکند و درامی جسورانه و خارقالعاده درباره یک نابغه موسیقی ارائه میکند.
منبع: tomsguide.com
