بررسی آواتار: آتش و خاکستر: یک شگفتی فنی که همچنین یک ساعت کسل کننده است
من هنوز به یاد دارم که در سال 2009 در تئاتر به تماشای «آواتار» جیمز کامرون نشستم و از دستاورد سینمایی نمایش داده شده در هیبت بودم. در حالی که من از داستان سرایی حیرت زده نشدم، تصاویری که کامرون برای دنیای بیگانه پاندورا خلق کرد، بی شباهت به چیزی بود که قبلاً روی صفحه نمایش دیده بودم.
این یکی از تنها فیلمهای سه بعدی است که من تا به حال تماشا کردهام و باعث میشود تقریباً سه ساعت با عینکهای ناراحتکننده روی صورتم و همچنین عینکهای طبی که هر روز میزنم بگذرانم. در سالهای بعد، «آواتار» از نظر فناوری کمی کمتر تأثیرگذار به نظر میرسید، اما دنبالههای دیرهنگام کامرون باعث شد که داستان سرایی در مقایسه اقتصادی و پیچیده به نظر برسد.
همانطور که در تئاتر نشسته بودم و فیلم جدید «آواتار: آتش و خاکستر» را تماشا می کردم، هنوز تحت تأثیر تعهد کامرون به نوآوری های تکنولوژیکی بودم، اما این فشار بی وقفه برای تکنیک های جدید فیلمسازی اکنون بیش از همیشه به نظر می رسد. “آتش و خاکستر” با مدت زمان 197 دقیقه طولانی ترین فیلم از سه فیلم “آواتار” و خسته کننده ترین فیلم برای تماشا است.
«آواتار: آتش و خاکستر» دنبالهای ریبوت است
بزرگترین مشکل روایی «آتش و خاکستر» این است که بیش از سه ساعت صرف پیشبرد طرح کلی سریال میشود، با داستانی که تا حد زیادی برگرفته از «آواتار: مسیر آب» محصول 2022 است.
بار دیگر، این فیلم بر روی خانواده بزرگ ملوان سابق انسان جیک سالی (سام ورتینگتون) تمرکز دارد که اکنون در بدن یک ناوی بیگانه است و با ناوی نیتیری بومی (زوئه سالدانا) شریک می شود. و یک بار دیگر، هیچ یک از طرفین پیشرفت چندانی نمی کنند زیرا جیک و ناوی با مهاجمان انسانی سیاره نبرد می کنند و همین داستان در چهارمین و پنجمین فیلم “آواتار” برنامه ریزی شده کامرون ادامه دارد.
تماشا کنید
حتی دستگاههای داستانی خاص و مجموعههای «آتش و خاکستر» ساختار «راه آب» را بازتاب میدهند. پس از وقایع فیلم دوم، جیک و خانوادهاش هنوز با قبیله آبزی متکاینا زندگی میکنند و در غم قتل انسانی پسر نوجوان خود، نتیام هستند.
آنها هنوز هم پسر نوجوان دیگرشان، لواک (دالتون بریتانیایی) و دختر کوچکترش، توکتری (ترینیتی بلیس)، و همچنین دو نوجوان مرتبط با همکاران سابق جیک: ناوی کری (سیگورنی ویور) و انسان اسپایدی (جک قهرمان) را به فرزندی قبول می کنند. در نقاط مختلف فیلم، همه بچه ها با خطراتی با عواقب مشابهی مانند «راه آب» مواجه می شوند.
شرور اصلی هنوز هم سرهنگ مایلز کواریچ (استفن لانگ) است، یک انسان ناوی “نوترکیب” با خاطرات و هویت فرمانده انسان شیطانی که در فیلم اول کشته شد. عملیات انسانی بر روی پاندورا همچنان با هدف تخلیه منابع سیاره انجام می شود و نبرد نهایی دوباره در آب رخ می دهد زیرا عوامل انسانی تلاش می کنند حیواناتی شبیه به نهنگ را که به نام تولکون شناخته می شوند از بین ببرند.
بچههای جیک هنوز هم به طرز خارقالعادهای آزاردهنده هستند، به خصوص اسپایدی بیش فعال، که به نقطه کانونی داستان اصلی در مورد پیوند بالقوه انسان و ناوی تبدیل میشود.
یک شرور جدید یک اضافه خوشامدگویی ایجاد می کند
بزرگترین تفاوت بین “آتش و خاکستر” و “راه آب” معرفی مانگکوان، یک قبیله جدید ناوی است که توسط وارنگ شرور (اونا چاپلین) رهبری می شود. در حالی که ناوی ها قبلاً همه به عنوان گونه هایی از کلیشه “وحشی نجیب” ارائه شده اند – اختلافات داخلی جزئی را کنار بگذاریم – مانگکوان بی رحم و خشن هستند، و وارنگ ها مشکلی برای همکاری با انسان ها ندارند، اگر این کار به معنای بیرون راندن قبیله های دیگر و ادعای تسلط خود باشد.
چاپلین یک حس تهدید و خطر را برای اجرای خود به ارمغان می آورد، که تصویر اغلب کاریکاتوری لانگ از کواریچ را خنثی می کند. وسواس قاطع کواریچ برای انتقام گرفتن از جیک به طور فزاینده ای خسته کننده می شود. Mangkwan ها ظاهری وحشتناک تر و وحشتناک تر از سایر ناوی ها دارند و به نظر می رسد عوامل وارنگ گونه های بیگانه نوسفراتو باشند. اینها مضحک و اغراق آمیز هستند، اما حداقل چیز جدیدی هستند.
«آواتار: آتش و خاکستر» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست
شکی نیست که کامرون مرزهای فناوری را فراتر از هر فیلمساز دیگری فراتر گذاشته است و پیشرفتی که او در تکنیک های ضبط پرفورمنس از زمان اولین «آواتار» به دست آورده است بسیار شگفت انگیز است. با این حال، تصویر ویور از شبیهسازی ناوی جوان از شخصیت انسان در فیلم اول چندان قانعکننده نیست، و برخی از ویژگیهای شخصی بازیگر هنوز در زیر CGI گم شدهاند، بهویژه در کیت وینسلت، همسر مادرسالار متکاینا.
کامرون همچنین با معرفی جنبههای جدیدی از زندگی در پاندورا، از جمله معاملهگران باد عشایری که با کشتیهای هوایی به این سیاره سفر میکنند و در فیلمهای چهارم و پنجم برجستهتر خواهند بود، به ساختن جهان ادامه میدهد.
“آتش و خاکستر” زمان بیشتری را با تولکون می گذراند، از جمله شخصیت مورد علاقه طرفداران پایاکان، که پیوند خود را با لواک تقویت می کند اما برای تحت تاثیر قرار گرفتن آنقدر احمق باقی می ماند. کامرون دنیای زیردریایی پاندورا را با موجوداتی شبیه ماهی مرکب منزجر کننده بیشتر گسترش می دهد و برخی از صحنه های زیر آب یادآور مستندهایی است که کامرون درباره اکتشاف اقیانوس ساخته است.
یکی از دلایل شباهت این صحنه ها به مستندهای طبیعت این است که با نرخ فریم بالایی ارائه می شوند (حداقل در برخی از نمایش هایی مانند آنچه من در آن حضور داشتم). در حالی که این به تصاویر ظاهری فوق واقعی می دهد، اما فقط باعث می شود که آنها جعلی تر به نظر برسند. یک فیلم علمی تخیلی فانتزی نباید شبیه یک پخش ورزشی یا ارائه علمی باشد، و وضوح تصویری در «آتش و خاکستر» به طور مداوم حواستان را پرت میکند.
“آواتار: آتش و خاکستر” حماسه ای است که در عین حال در هم شکسته و خردکننده است.
دامنه فیلم همه جانبه است و طول پف کرده آن بخشی از تلاش کامرون برای غوطه ور کردن مخاطب در تجربه پاندورا است. اما کمتر شبیه تماشای فیلم است و بیشتر شبیه رفتن به یک شهربازی واقعا طولانی و بی هدف است. هنگامی که با گرافیک های پیشرفته بمباران می شوید، به راحتی متوجه دیالوگ های ترسناک و شخصیت پردازی های نازک کاغذی نمی شوید.
برای تماشاگرانی که مایل به تسلیم شدن در برابر یک تجربه هیجانی هستند، «آتش و خاکستر» ممکن است کمی رضایت را ایجاد کند، اما در پایان فیلم سه ساعته، تنها احساسی که احساس کردم خستگی بود.
آواتار: آتش و خاکستر در تاریخ 19 دسامبر در سینماها اکران می شود
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
منبع: tomsguide.com
