چرا از «گرملینز» به عنوان بهترین (و عجیب ترین) فیلم کریسمس تا کنون دفاع خواهم کرد؟
اگر در کودکی موگوای خود را نمی خواستید، یا دروغ می گویید یا یک کودک 9 ساله عجیب و غریب نیستید که برای سرگرمی فیلم های ترسناک دهه 80 را تماشا می کند. از دست دادن توست همستر دوران کودکی من، گیزمو، برعکس گرملین بود: اگر بعد از نیمه شب به او غذا نمی دادید، وحشی می شد (RIP Giz). در مورد Gizmo از “Gremlins”؟ او یک فرشته کوچک شیرین است که هیچ غلطی نمی تواند بکند.
فیلم مخلوق جو دانته شاید اولین فیلمی نباشد که مردم هنگام چیدمان چراغ های کریسمس به آن فکر می کنند، اما باید اینطور باشد. منظورم این نیست که در راهروی زیورآلات مکث کنید فقط به این دلیل که گیزمو با کلاه بابانوئل شما را وادار می کند قبل از حرکت بگویید “اووو”.
بنابراین در واقع من نشسته بودم و فیلم 1984 را تماشا می کردم. در زیر موگوای زیبا و قتل عام هرج و مرج، یک فیلم ترسناک تعطیلات شگفتانگیز و تیز نهفته است که بر اساس سه قانون ساده ساخته شده است – از نورهای روشن خودداری کنید، هرگز آنها را خیس نکنید، و قطعاً هرگز بعد از نیمه شب به آنها غذا ندهید – قوانینی که به لطف یک پسر نوجوان خوشنیت اما بیآمادگی به یک آشفتگی شهر تبدیل میشوند. بیلی برای Gizmo آماده نبود، اما ما آماده بودیم.
Animatronics و CGI: صنایع دستی که کار می کند
من نمی خواهم آن شخص باشم، اما آنها دیگر مانند گذشته فیلم نمی سازند. اگر «گرملینز» امروز ساخته می شد، گیزمو تقریباً CGI بود و فیلم کار نمی کرد. این فیلم بر اساس اینکه آیا شما فوراً به مخلوقش اهمیت می دهید یا خیر، زندگی می کند یا می میرد، و این فقط به این دلیل اتفاق می افتد که Gizmo احساس واقعی بودن می کند.
این ملموس بودن فراتر از زیبایی شناسی مهم است. آسیب در واقع زمانی رخ می دهد که موگوایی به عنوان اسباب بازی، نمونه های آزمایشگاهی یا فرصت های سود تلقی شود. بی توجهی خوش خیم بیلی و کنجکاوی دانشمند دیوانه معلمش فقط ابزارهای نقشه نیستند. آنها هشدار خاموش فیلم در مورد آنچه اتفاق می افتد زمانی که موجودات زنده به جای مسئولیت تبدیل به آزمایش می شوند، هستند.
پدربزرگ در نهایت توضیح می دهد: “شما با موگوایی همان کاری را انجام می دهید که جامعه شما با همه هدایای طبیعت انجام می دهد.” این همان انتقادی است که در «ای تی» و «پارک ژوراسیک» تکرار شد: کنجکاوی بدون همدلی، پیشرفت بدون رضایت. مفاهیم عملی به این پیام اهمیت می دهند. هیچ خطری، احساسی یا اخلاقی، بدون موجودی که به آن اعتقاد دارید وجود ندارد.
کریسمس برای همه راحت نیست
“گرملینز” با وجود همه هرج و مرج بینظمیاش، حاضر نمیشود که تعطیلات را بپوشاند. کیت (فیبی کیتس) یکی از تاریکترین مونولوگهای هر فیلم کریسمس را ارائه میکند و قضاوتی را درباره افرادی که احساس جشن نمیکنند بیان میکند. او میگوید: «بگویید از کریسمس متنفرید، و همه باعث میشوند احساس کنید جذامی هستید.»
داستان کشف بابانوئل غیر واقعی است – پیدا کردن جسد پدرش در دودکش در روزهای بعد از کریسمس – وحشیانه است. این یک مثال افراطی است، اما به یک حقیقت واقعی اشاره می کند: تنهایی، اندوه و افسردگی اغلب در طول تعطیلات تشدید می شود.
چیزی که باعث می شود «گرملینز» کار کند این است که چگونه این تاریکی را متعادل می کند. وحشت بر اساس ناراحتی واقعی است، اما محیط طنز آن را از فروپاشی زیر وزن خود باز می دارد. بین گرملینهای آوازخوان و کلاه بزرگ بابانوئل گیزمو، فیلم تصدیق میکند که این فصل گاهی اوقات میتواند هم شاد و هم در عین حال کاملاً بدبخت باشد.
این یک لحظه دلهره آور است، اما همچنین بخشی از این است که چرا «گرملینز» به وجود خود ادامه می دهد. این فیلم تصدیق می کند که تعطیلات به طور خودکار برای همه خوشایند یا آرامش بخش نیست. حتی زمانی که شهر روشن می شود و سرودهایی پخش می شود، می تواند منزوی، دردناک و پیچیده باشد. این صداقت به فیلم یک مزیت احساسی میدهد که اکثر فیلمهای کریسمس از آن اجتناب میکنند، و این بخشی از دلیلی است که چرا هرج و مرج همچنان سختتر از آن چیزی است که شایسته آن است.
سرمایه داری، تجارت و جاودانگی
پدر بیلی، رندال، راهپیمایی فرهنگ شلوغی قبل از اینترنت است. اختراعات او شکست می خورد، او این را می داند، و لحظه ای که موگوای را می بیند، همه آنها به علامت دلار تبدیل می شوند. کم بخر، کم بفروش، کم بفروش. مدت ها قبل از ظهور اپلیکیشن ها، رندال مغز متفکر کلاهبرداری رویای آمریکایی بود.
گرملین ها شبیه شخصیت های کارتونی منحط هستند. انرژی «لونی تونز» از طریق خشونت و نقد سرمایه داری عبور می کند. در حالی که فروشگاههای دنیای واقعی هر دسامبر مملو از ژاکتهای مخملی و ژاکتهای زشت گرملین میشوند، این فیلم تجاریسازی کریسمس را لو میدهد.
این کنایه به زندگی پس از مرگ گیزمو در فرهنگ پاپ گسترش می یابد. ریشههای آن به کتابی از رولد دال برمیگردد که هرگز به پرده سینما نرسید. این فیلم اشاره ای به زمانی است که Gremlins یک سالن سینما را با نمایش «سفید برفی» ربود. امروزه Gizmo در همه جا حاضر است. جوراب، مخمل خواب، کیف پول (و بله، الگوریتم من این را می داند).
همه Gizmo را می شناسند. افراد کمتری واقعا «گرملینز» را تماشا کردند. این گسست همه چیز را در مورد تأثیر فرهنگی آن و اینکه چرا ارزش بازبینی داستان پر زرق و برق و پر هرج و مرج آن را دارد، می گوید.
استریم «گرملینز» حداکثر HBO یا هولو
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.
بیشتر از راهنمای تام
منبع: tomsguide.com
