10 سال پس از “بازگشته” همه ما موافقیم: لئوناردو دی کاپریو اسکار خود را برای فیلم اشتباه گرفت
“اسکار گریم.” نباید با استادان خارقالعاده دسته آرایش و آرایش مو اشتباه گرفته شود، اسکار آرایش زمانی اتفاق میافتد که آکادمی پس از یک غرور وحشتناک، اشتباهی را برطرف کند:
پل نیومن برای فیلم «رنگ پول» به جای «لوک دست باحال» جایزه بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد. ووپی گلدبرگ برای “شبح” بر “رنگ بنفش” برنده شد – من عاشق بازی او در نقش اودا مای براون هستم. بزرگترین مثال این است که آل پاچینو برای «بوی زن» به جای «پدرخوانده قسمت دوم» که یکی از نقشهای تعیینکننده سینماست، طلا گرفت.
اما آکادمی چیزی بیش از یک دگرگونی فیزیکی که در آن بازیگران با ظاهر ستاره سینمای خود ناامید و کثیف می شوند را دوست ندارد. در «بازگشته»، که بهطور غیررسمی به عنوان فیلمی که در آن با خرس مبارزه میکند، شناخته میشود، دی کاپریو جگر گاومیش کوهان دار خام خورد، در لاشه مرده خوابید و با دمای سرد مبارزه کرد تا مردی را به تصویر بکشد که به دنبال انتقام از مردی است که پسرش را کشته است.
تماشا کنید
دو سال قبل از «بازگشته»، فیلمی که دی کاپریو را مجبور کرد نام خود را بر روی مرد طلایی حک کند، «گرگ وال استریت» بود. کمدی سیاه مارتین اسکورسیزی ظهور و سقوط جردن بلفورت، دلال مشتاق سهام که امپراتوری وال استریت را بر اساس مواد مخدر، رابطه جنسی و طمع بنا کرد، را دنبال می کند. با این حال، ولف گفت که نتوانست فدرالها را شکست دهد و منجر به انحلال و ناپدید شدن شرکت او شد.
لئو بامزه است!
دی کاپریو اتفاق افتاد را بازیگر برجسته هالیوود برای مدت طولانی. رینگر کمربند قهرمانی “فرست تماس” را به او داد. هر فیلم مهم هالیوود در ۲۵ سال گذشته، معتبر، پرهزینه و بدنام، با یک سوال شروع میشود: آیا میتوانیم لئو را بگیریم؟ اگر بگوید بله، فیلم فیلمبرداری می شود. اگر نه، به نام بعدی در لیست می روید.
دیکاپریو عمدتاً به درام و هیجانانگیز پایبند است و مانند یک تاسپیان جدی عمل میکند. اکنون آثار او از جمله «رفتگان»، «هوانورد»، «جاده انقلابی»، «باندهای نیویورک» و «جزیره شاتر» را می شناسید. او هر از گاهی از جذابیت جذاب و قیافههای تند و تیز خود در نقشهای ستارهای مانند «اگر میتوانی مرا بگیر» و «روزی روزگاری… در هالیوود» استفاده میکند.
دی کاپریو در «گرگ وال استریت» ثابت کرد که وقتی زمان خندهداری فرا میرسد، میتواند هر کاری که میخواهد انجام دهد. صادقانه بگویم، خنده دار خواندن لئو توهین آمیز خواهد بود زیرا او مسخره در «گرگ» به نقطهای رسیدم که از اینکه او ماهیچههای کمیک خود را برای مدت طولانی از دنیا دور نگه داشته بود، خودخواهانه غمگین بودم. این بازیگری است که کار خود را در سریال های طنز “پدر و مادر بودن” و “درد رشد” آغاز کرد. من باید می دانستم که لئو زمان بندی، تحویل و استعداد انجام یک شوخی را دارد.
تماشا کنید
در پنج دقیقه اول فیلم، لئو یک نمایش کمدی عالی را اجرا می کند. او فساد را در دفتر تشویق می کند، نزدیک بود هلیکوپتر را در حالی که یک بادبادک بالا می برد سقوط کند، و خود را دیوانه وار مصرف می کند. لئو کل حماسه را می گوید. می توانی غرور را در صدایش بشنوی و لبخند از خود راضی را روی صورتش ببینی.
برای سه ساعت آینده، لئو معادل یک عمل عالی را انجام می دهد و هر 15 دقیقه یک بار چین و چروک های جدیدی به عملکرد خود اضافه می کند. جردن از یک دلال شرافتمند و زناکار مواد مخدر گرفته تا یک جنایتکار خیانتکار و زن افراطی، شخصیت بیشتری نسبت به تام ریپلی دارد. این موفقیت لئو است که هرگز پایش را از روی پدال گاز بر نمی دارد.
نقطه برجسته کمدی لئو صحنه Quaalude است، جایی که جردن به اندازه کافی مواد مخدر مصرف می کند تا یک اسب را بکشد. فقط بازیگری به مصمم بودن دی کاپریو می توانست این صحنه را بسازد. لئو هنگام بازی در نقش یک احمق آرام که نمی تواند بدن خود را احساس کند، اقدامات نیمه تمام را انجام نمی دهد. کمدی فیزیکی افتادن دی کاپریو روی زمین و خزیدن به سمت خودروی اسپرتش باعث افتخار باستر کیتون و جیم کری می شود.
لئو به بازیگران نقش مکمل اجازه می دهد تا بدرخشند
او یک مرد برجسته بزرگ است، اما به اندازه استعدادهای اطرافش خوب است. پشت صحنه، با اسکورسیزی شروع می شود که مربی لئو است تا هم تیمی او. پیش از بازگشت اسکورسیزی به کارگردانی، از ریدلی اسکات برای کارگردانی «گرگ وال استریت» دعوت شد. متاسفم، اما این فیلم بدون اسکات پشت دوربین کار نمی کند. این فیلم به انرژی دیوانه کننده یک فیلم اسکورسیزی با شخصیت های معیوب، معضلات اخلاقی و موسیقی بی عیب و نقصش نیاز دارد.
دی کاپریو در جونا هیل یک کمدی عالی را جلوی دوربین می یابد. در کمدی هیل یک غرور وجود دارد که کاملاً با اشتیاق لئو مطابقت دارد. هیل را ببینید که در «Superbad» نقش یک نوجوان با اعتماد به نفس بیش از حد را بازی میکند که مشکلات همبستگی دارد. همین ذهنیت در مورد دانی نیز صدق می کند. در حالی که دانی خواهان ثروت و شناخت است، تنها چیزی که او واقعاً به دنبال تایید جردن است. آنها معتاد به مواد مخدر بتمن و رابین هستند.
هیل تنها کسی نیست که با دی کاپریو سرگرم است. مارگوت رابی در نقشی شگفتانگیز، در نقش همسر دوم جردن، نائومی لاپاگلیا، معروف به «دوشس بی ریج» بازی میکند. اجازه نده زیبایی او شما را گول بزند. رابی از سیلی زدن به دی کاپریو و بیان توهین مورد علاقه من از فیلم نمی ترسد. (“تو چی هستی جغد؟”)
از دیگر شخصیتهای برجسته میتوان به برد جان برنتال اشاره کرد که میداند چگونه قلم را از طریق عرضه و تقاضا بفروشد. نماینده دنهام کایل چندلر، که یکی دو چیز در مورد کوپن های سرگرمی یاد می گیرد. و مارک هانا از متیو مککانهی، که تشویقهایش را میتوان در هر جامبوترون در رویدادهای ورزشی دید. راب راینر فقید نیز در نقش پدر جردن ظاهری خنده دار دارد. سه شنبه شب با او تماس نگیرید.
آیا این بهترین اجرای لئو است؟
رزومه ای بهتر از دی کاپریو در هالیوود پیدا کنید. علاوه بر «جی. ادگار»، تشخیص اشتباه از سال 2002 دشوار است. هشتمین بازی برتر او ممکن است شماره 1 در فیلمشناسی دیگران باشد. دی کاپریو همچنین به دلیل سلیقه و همکاری با کارگردانان معتبری مانند اسکورسیزی، کوئنتین تارانتینو و پل توماس اندرسون شایسته تحسین است.
تماشا کنید
به نظر من جردن بلفورت در «گرگ وال استریت» بهترین بازی دی کاپریو است. ریک دالتون در «روزی روزگاری… در هالیوود» مطمئناً استدلال محکمی دارد و باب فرگوسن در «یک جنگ سپس دیگری» به سرعت به پنج نفر برتر راه پیدا خواهد کرد.
با این حال، تماشای چیز بسیار سرگرم کننده ای در مورد جردن دی کاپریو وجود دارد که ظریف ترین و کاریزماتیک ترین فرد در اتاق است. اگر ببخشید، در این جلسه ناهار باید زمزمه کنم و به سینه ام بزنم.
گرگ وال استریت را در Paramount+ پخش کنید
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
هالیوود عاشق فیلم بیوگرافی موسیقی است. چه برای افتخار اسکار (“ری”)، چه برای سود مالی (“الویس”)، چه هر دو (“Walk the Line”)، تا زمانی که صنعت موسیقی به تولید ستارگان ادامه دهد، فیلمهای زندگینامه همچنان به نور سبز ادامه خواهند داد.
پاییز امسال، جرمی آلن وایت چاقوهایش را با گیتار عوض میکند تا «رئیس» را در سریال «اسپرینگستین: مرا از ناکجاآباد نجات بده». تمرکز این فیلم بر ضبط آلبوم مهیج اسپرینگستین در سال 1982 “نبراسکا” است که بسیاری آن را شاهکار او می دانند. به جای تمرکز بر شهرت اسپرینگستین در «Born to Run» یا به سوپراستار شدن او در «Born in the USA»، «Deliver Me from Nowhere» تصمیم میگیرد تا زمان تاریکتر و شخصیتری را در زندگی خواننده کشف کند.
“من را از هیچ کجا رهایی بخش” یک دوره غیرعادی در زندگی رئیس را توصیف می کند. اگر به دنبال اصالت بیشتری در بیوگرافی هستید، «عشق و رحمت» یک فیلم زندگینامهای غیر متعارف درباره برایان ویلسون، یکی از اعضای موسس گروه پسران ساحلی است. «عشق و رحمت» روح قهرمان منحصربهفرد خود را مجسم میکند و درامی جسورانه و خارقالعاده درباره یک نابغه موسیقی ارائه میکند.
منبع: tomsguide.com
