» فیلم و سریال » باکس آفیس » اِلک وجودی و بازی‌های ویدیویی | موبوگیم
اِلک وجودی و بازی‌های ویدیویی | موبوگیم
باکس آفیس

اِلک وجودی و بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

۱۵ دی ۱۴۰۴ 1020

اِلک‌ها، گوزن‌های غول‌پیکر ایرلندی، با شاخ‌های بزرگ خود که گاه به ۳.۵ متر می‌رسید، هزاران سال پیش یکه‌تازی می‌کردند. این شاخ‌ها سلاحی بودند برای پیدا کردن جفت، جدل با رقبا و بقا. اما با گذر زمان، این شاخ که در حقیقت عامل کامیابی و بقای آن‌ها بود، به بزرگ‌ترین دشمن‌شان تبدیل شد. رشد بیش از حد آن‌ها باعث سنگینی سَر می‌شد، واکنش سریع در بسیاری از شرایط را غیرممکن می‌کرد و مخفی شدن یا عبور از موانع برای فرار از دست شکارچیان را سخت می‌کرد. مهم‌تر آن که کمبود غذا برای تامین رشد شاخ‌ها و بدن به طور همزمان، باعث مشکلات حیاتی برای این حیوان شد. عاملی که روزگاری شکوفایی و دوام را به او پیشکش می‌کرد، به بزرگ‌ترین دشمن و مانع‌‌اش بدل گشت. اِلک منقرض شد!

انسان‌ها، پستانداران فرمانروا و حاکم بر کره‌زمین، با فهم و آگاهی غنی خود گاه به سطوحی غیرقابل توصیف می‌رسند، سیصد هزار سال می‌شود که وجود دارند و بیش از دوازده هزار سال است یکه‌تازی می‌کنند. این فهم و آگاهی سلاحی بود برای آفریدن علم و فناوری، ساخت تمدن و غلبه بر طبیعت. اما با گذر زمان، این آگاهی که در حقیقت عامل کامیابی و شکوفایی آن‌ها بود، به بزرگ‌ترین دشمن‌شان تبدیل شد. فهم به پیچیدگی‌ای رسید که تصمیم‌گیری را فلج می‌کرد، ابزارهای مصنوعی از دل آن برآمد تا انسان در حاشیه سکونت یابد و او را آنقدر به سلطه‌طلبی سوق داد تا طبیعت را نابود سازد. عاملی که روزگاری شکوفایی و دوام را به او پیشکش می‌کرد، به بزرگ‌ترین دشمن و مانع‌‌اش بدل گشت. انسان سردرگم شد!

بسیار محتمل است نام این تئوری به گوشتان خورده باشد. پیتر وسل زاپفه، فیلسوف و نویسنده معروف، آن را مطرح می‌کند. به مانند شاخ‌های سنگین اِلک که گردنش را خم می‌کند و مسیر نابودی‌اش را هموار می‌سازد، فهم انسان نیز تاثیری مشابه دارد. انسان می‌داند در بدنی نحیف و زیر سقف کیهان بی‌نهایت، ناچیز به‌دنبال معنا سرگردان تلوتلو می‌خورد، حقیقتی دست‌نیافتنی را می‌جوید، همواره تحت تاثیر عوامل خارجی به طور مطلق ناتوان است و در پهنایی بی‌نهایت، هیچ به شمار می‌آید.

اِلک وجودی و بازی‌های ویدیویی | موبوگیم
Pursuit of Wonder (منبع)

با این حال، انسان هزاران سال شکوفایی تدریجی را تجربه کرد و زیرِ وزنِ سنگینِ آگاهی و فهم لِه نشد، اما چگونه؟ شاخ اگرچه عاملی تک‌بُعدی و غیرقابل کنترل در زندگی یک گوزن عظیم بود، فهم و آگاهی برای بشر ماهیت انعطاف‌پذیری دارد. گوزن غول‌پیکر اگر می‌توانست با سوهان و اَره از عظمت شاخ‌های خود بکاهد و بر آن‌ها کنترل داشته باشد، شاید منقرض نمی‌شد. اما فهم آدمی را می‌توان هرس کرد و محدود ساخت تا تحمل فهم و آگاهی مقدور باشد. او دست بر قضا دقیقاً هم این کار را می‌کند! انسان‌ها با محدود کردن خود به شکلی مصنوعی، از بار سنگین آگاهی فرار می‌کنند؛ پرت کردن حواس از عظمت جهانی که در آن زندگی می‌کنیم و حذف آن از صحبت‌های روزمره، روی آوردن به سرگرمی‌های سطحی و عاری از پرسشگری‌های عمیق و دادن پاسخ‌های ساده به سوالات پیچیده، همگی کمک می‌کنند آگاهی را محدود کنیم. این حواس‌پرتی در بُعد فرهنگ نیز خود را تثبیت می‌کند؛ آداب و رسوم‌های مختلف، اعتقادات، شخصیت‌های نمادین و آنچه به صورت جمعی حواس ما را از معنای هستی و چرایی موجودیت در پهنایی غیرقابل درک پرت می‌کند، در محدودسازی آگاهی موثر است. زاپفه تنها یک نوع مکانیزم دفاعی را برتر می‌داند، یعنی والایش: تبدیل درد و رنج ناشی از فهمیدن به هنر، فلسفه و اندیشه!

از نگاه زاپفه، این مکانیزم‌های دفاعی دو نقطه ضعف بزرگ دارند: اولاً «خودویرانگر» و دوماً «موقتی» هستند. به عبارتی، مدام باید آنچه انسان را انسان می‌کند از یاد برده و در انکار به سر ببرید. در حقیقت، آن‌ها برخوردی عاقبتی با ریشه این مشکل نیستند و ماهیت انسانی را تغییر می‌دهند، به همان شکل که یک اِلک با شاخ‌های بریده شده، ماهیت وجودی خود را از دست می‌داد. روش‌های مخرب فرار از وزن آگاهی، به بقای ما کمک خواهند کرد، اما نه در فرمی حقیقی انسان!

برآیند اما خوشایند نیست؛ آدمی یا به نابودی خود سوق پیدا می‌کند یا به حواس‌پرتی از ذات آگاهی‌محور خود! و می‌پذیرد که فهم خطای تکامل بوده و ذاتاً تراژیک است.

نمود اِلک وجودی در روایت؛ بایوشاک

اِلک وجودی و بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

رپچر، آرمان‌شهر به اصطلاح همه‌چیز تمام اندرو رایان، توصل به خرد و استعداد آدمی را مطلق دانست؛ جایی که نیل به غایت هنر، نهایت علم و سرحد صنعت‌گری با تکیه بر درون‌مایه انسانی، عدم توجه به اخلاقیات و حذف تمام محدودیت‌های ممکن میسر شد. اما کشف ADAM که اصلاح ژنتیکی در جهت دست‌یابی به قدرت‌های ماورایی را برای انسان فراهم می‌آورد، سرنوشت رپچر را به تاریکی برد. آنچه بایوشاک به تصویر می‌کشد، خطرات آزادی مطلق است.

آزادی در اینجا نقش شاخ اِلک را ایفا می‌کند و اجازه می‌دهد محدودیت‌ها کنار زده شوند و فناوری به شکلی انفجارگونه پیشرفت کند. در پی این ایدئولوژی، نخبگان، هنرمندان و دانشمندان از قید و بندها رها شده و در پی آن، رپچر به عنوان یک آرمان‌شهر زیبا، آینده‌نگرانه و پر از پتانسیل، در جهت پیشرفت و رفاه مردم گام برداشت.

اما رهایی از بند اخلاقیات و حذف تمامی محدودیت‌ها، مردم را به سوی منفعت شخصی سوق داد.عدالت و یک‌رنگی به دشمن خونی و سود شخصی به تنها دوست بشر تبدیل شد. در این شرایط، جامعه رپچر به نوعی در شرایطی پیچیده، خود را منجمد یافت. ADAM نمادی از سرحد پیشرفت است که در بازار سیاه معامله شد و مقدمات سقوط را فراهم آورد: جنگ داخلی و فروپاشی اخلاقی. رپچر سقوط کرد!

نمود اِلک وجودی در مکانیک‌های گیم‌پلی

اِلک وجودی و بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

بازی‌های ویدیویی از آنجا که پاداش‌دهنده و قانون‌مند هستند، همواره شما را به سمت بهینه‌سازی و صیقل دادن استراتژی‌ای که برگزیده‌اید تشویق می‌کنند، تا در انتها به یک بیلد همه‌چیز تمام دست پیدا کنید. این نگاه وسواس‌گونه، باعث می‌شود تمامی آیتم‌ها، مکانیک‌ها و تجهیزات را در خدمت استراتژی مخصوص خود قرار دهید و نوعی «افراط در ساخت بیلد» پدید آید.

در فرم، ساختار و ابعاد مکانیکال، این رویه به شکل قابل توجه‌ای نمود اِلک وجودی را در خود دارد. یک بازی خوب سعی خواهد کرد تا هیمنه انتظار پلیر را فرو بریزد. به بیلد محبوب خود دست یافته‌اید و باس‌ها را قلع و قمع کرده‌اید، اما ناگهان به یک باس با الگویی منحصربه‌فرد از مبارزات و مقاومتی غیرقابل توصیف در برابر بیلد خود برمیخورد. اینجاست که همه چیز از هم می‌پاشد و بازی شما را به سمت برنامه‌ریزی جدید سوق می‌دهد. آنچه موفقیت محض می‌پنداشتید، حالا در مبارزه بر ضد شما عمل می‌کند و کارگر نیست.

جدای از روند یک بازی هوشمند که به مرور باس‌ها، دشمنان و محیط‌هایی با هدف شکستن انتظار پلیر معرفی می‌کند، پچ‌ها در بازی‌های آنلاین نیز چنین هدفی دارند.

بنابراین بازی‌های ویدیویی از قصد اِلک می‌سازند و به شاخ او پر و بال می‌دهند تا هم احساس قدرت و هم ناکارآمد شدن تدریجی قدرت را القاء کنند. سپس پلیر تفکر می‌کند که از این نقطه به بعد چه بیلدی بسازد و چگونه بر موانع پیروز شود. با این سناریو، پلیر جایزه می‌گیرد، فانتزی قدرت او ارضا می‌شود، در طول ساخت بیلد مدام درگیر اکتشاف می‌شود و در نهایت انتظارش فرو می‌ریزد و مجبور خواهد شد برای بیلد بعدی چاره‌ای بیندیشد.

نمود اِلک وجودی در کارگردانی هنری؛ بایوشاک: بی‌کران

اِلک وجودی و بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

اِلک وجودی تا حدی در کارگردانی هنری نیز رسوخ می‌کند. گاهی اوقات شکوه، یک‌دستی، عظمت، نظم و تمیزی بیش از حد، به جای آن که با توجه به درون‌مایه این کلمات حس مثبتی القاء کند، برداشتی منفی در ذهن مخاطب به‌وجود می‌آورد. کلمبیا در بایوشاک: بی‌کران را به یاد بیاورید؛ خیابان‌های پرزرق‌وبرق، زمین‌هایی که از تمیزی برق می‌زنند، معماری باشکوه و موسیقی شاد. هیچ‌یک از این مفاهیم برخلاف معنای لغوی خود، حس خوبی القا نمی‌کنند، زیرا نقص، کثیفی و زرق‌وبرق اغراق‌آمیز تداعی‌گر زندگی نیست و بیش از هر چیز یادآور سرکوب‌گری و سخت‌گیری است.

نمود اِلک وجودی در موسیقی؛ پورتال

اِلک وجودی و بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

موسیقی‌هایی که از نظم افراطی، اصوات غیرانسانی، ضرب‌های کاملاً به‌جا، تمپوی کاملاً ثابت و سینت‌های تمیز به شکل وسواس‌گونه بهره می‌برد، احساس اضطراب، بیگانگی و بی‌رحمی القاء خواهند کرد که نوعی فروپاشی و بی‌نظمی طعنه‌زننده به آغاز بی‌نقص و منظم است. پورتال با ملودی‌های مینیمال، سینت‌‌های ساده و تمیز و دوری از اصوات انسانی، دقیقاً از نظم، آشفتگی و اضطراب می‌سازد. البته که محیط سفید و منظم و شکل‌گیری داستان حول هوش مصنوعی و منطق، یک ساینرژی بی‌نظیر به‌وجود می‌آورد تا ابزار شکل‌گیری یک اثر هنری با نتیجه در تضاد قرار گیرند.


در نهایت، اِلک وجودی پدیده‌ای است که پیشهاد می‌دهم بیشتر به آن فکر کنید. گاهی به طور کامل و گاهی به شکلی ناقص، شاهد بروز آن در فرم و معنای یک بازی ویدیویی هستیم. گاهی از آن الهام می‌گیرند تا تجربه بهبود یابد و گاهی هم ناخواسته آفت جان یک بازی ویدیویی می‌شود.

منبع: gamefa.com

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×