» تکنولوژی » اخبار کامپیوتر و موبایل » من یک سال را در لینوکس گذراندم و فراموش کردم که ویندوز را از دست داده ام
من یک سال را در لینوکس گذراندم و فراموش کردم که ویندوز را از دست داده ام
اخبار کامپیوتر و موبایل

من یک سال را در لینوکس گذراندم و فراموش کردم که ویندوز را از دست داده ام

۲۵ دی ۱۴۰۴ 0025

روزی که تصمیم گرفتم سیستم عاملم را حذف کنم، صبح ابری ژانویه سال 2025 بود.

نصب‌کننده اوبونتو به من هشدار داد که همه‌چیز روی هارد دیسک من را حذف می‌کند و تمام نصب ویندوز 10 را که سال‌ها در آن نقطه اجرا می‌کردم برای همیشه پاک می‌کند. یک لحظه تردید کردم – شاید من فقط باید دوگانه بوت کنم؟ نه، من همه چیز را وارد می کنم! در نهایت دکمه نصب لینوکس را فشار می دهم. یک سال بعد، هنوز از این انتخاب پشیمان نیستم. من حتی یک لپ تاپ قدیمی ویندوز 10 را با نصب لینوکس بر روی آن دوباره زنده کردم.

تصمیم من برای امتحان لینوکس بیش از هر چیز ناشی از بیزاری فزاینده از ویندوز مدرن بود. با این حال، لینوکس را چیزی فراتر از فرار از ویندوز می دانم. لینوکس آنطور که اغلب تصور می شود ترسناک نبوده است، و من متوجه شده ام که علیرغم (و گاهی اوقات به دلیل) چالش هایش، واقعاً آن را دوست دارم.

درس هایی که به سختی از لینوکس به دست آمده است

اولین شب من در لینوکس سخت بود. نصب و پیکربندی همه برنامه های من خسته کننده بود، به خصوص که تجربه استفاده از خط فرمان را نداشتم. برای کسانی که هرگز به فضای خالی تاریک ترمینال لینوکس خیره نشده اند، این جایی است که بیشتر مدیریت سیستم اتفاق می افتد: نصب برنامه ها، اجرای به روز رسانی ها و موارد مشابه. حتی با ظهور پلتفرم‌های اپ استور مانند Snap Store و Flathub، این بخشی اجتناب‌ناپذیر از تجربه لینوکس است.

پس از مدت‌ها استفاده از ویندوز، تلاش برای یادگیری ناوبری در اوبونتو برای سیستم من نیز یک شوک بود (اگرچه خوشبختانه من مانند دوست کاربر لینوکس و همکارم ناتان ادواردز هیچ مشکلی با ماوس نداشتم). آن شب اول نتوانستم بفهمم چگونه یک SSD دوم را به درستی وصل کنم، و در نهایت با عصبانیت آن را رها کردم و به رختخواب رفتم، فکر کردم احتمالاً روز بعد باید ویندوز را دوباره نصب کنم.

اما صبح به اوبونتو برگشتم و متوجه شدم مشکل SSD من چیست. من یک ورودی برای درایو در جدول سیستم های فایل یا “fstab” ایجاد نکرده بودم، جایی که شما نحوه نصب دیسک ها و دستگاه های ذخیره سازی را روی سیستم فایل رایانه شخصی خود پیکربندی می کنید. بعد از اینکه درستش کردم، به این فکر کردم که شاید کل این لینوکس خیلی بد نباشد.

لینوکس در زندگی روزمره پیچیده نیست، اما شما باید بخواهید مشکلات خود را حل کنید

از آن زمان تا کنون همه چیز به آرامی پیش رفته است. من به ندرت در لینوکس با مشکلاتی مواجه شده ام و در صورت مواجه شدن با آنها هرگز آخرالزمانی نبوده اند. آنها همیشه چیزهای کوچک آزاردهنده ای هستند، اما با تحقیق، آزمایش و خطا قابل رفع هستند، مانند برنامه Flatpak که کار نمی کند زیرا باید مجوزهایش را تغییر دهم یا AppImage که از کار کردن به دلیل از دست دادن کتابخانه امتناع می کند.

اگر هیچ چیز دیگری نباشد، آن شب اول در لینوکس من را برای یکی از بزرگترین درس های امسال آماده کرد: لینوکس در زندگی روزمره پیچیده نیست، اما شما باید مایل باشید که مشکلات خود را در صورت بروز مشکل حل کنید.

من ده‌ها ساعت را صرف بررسی موضوعات Reddit کرده‌ام، راه‌حل‌های قدیمی Stack Overflow را تحلیل کرده‌ام، و در لحظات ناامیدی واقعی، از چت‌ربات‌های هوش مصنوعی مانند Mistral's Le Chat و Anthropic's Claude برای رمزگشایی پیام‌های خطا کمک خواسته‌ام. خوشبختانه، جامعه لینوکس نیز بسیار حمایت می کند. اگر مایل به درخواست کمک هستید، یا حداقل عیب‌یابی انجام دهید، می‌توانید هر مشکلی را که برایتان پیش می‌آید حل کنید.

لینوکس همچنین به من کمک کرده است تا به توانایی هایم در حل مسئله اعتماد بیشتری داشته باشم. مشکلی که من را در همان شب اول در اوبونتو نابود کرد، اکنون می تواند یک راه حل سریع و آسان برای من باشد. یادگیری نحوه ایجاد تغییرات در فایل “fstab” به من نیز یک بار به من کمک کرد تا پس از یک خرابی نادر رایانه خود را از حالت اضطراری خارج کنم. در ویندوز، ممکن است با BSOD گیر کرده باشم.

هر چیزی که می خواهم و هیچ چیزی که نمی خواهم

من برای چند ماه اول پس از ترک ویندوز در اوبونتو ماندم، اما در نهایت به فدورا تغییر مکان دادم و از آن زمان تا کنون درایور روزانه من بوده است. من از آن برای کار، بازی، ویرایش عکس، ضبط و ویرایش ویدئو، و مقداری کدنویسی برای پروژه های آردوینو استفاده می کنم. من همچنین بین چند محیط دسکتاپ مختلف، از جمله Hyprland (با Dotfiles ML4W)، Cinnamon، و در حال حاضر KDE Plasma، پریده ام.

1/4تصویر: Stevie Bonifield / The Verge

هر روز صبح با دسکتاپ آبی نوردیک آرامش‌بخشی که در KDE نصب کرده‌ام، از ترکیبی از تم‌ها و بسته‌های آیکون‌ها خوشامدگویی می‌کنم. این یکی از تنظیمات دسکتاپ مورد علاقه من تاکنون بوده است، اما اگر بخواهم ظاهر صفحه اصلی خود را کاملاً تغییر دهم، می توانم. تمام بعدازظهرها را صرف بازی با تم‌های رابط کاربری کردم، از یک تم ویندوز XP قدیمی به ظاهری الهام‌گرفته از macOS تا تم‌های نئونی شبیه به چیزی. ترون. لینوکس اهمیتی نمی دهد که تم دسکتاپ من زشت، شیشه ای یا قدیمی باشد.

سفارشی کردن هر عنصر بصری دسکتاپ من به یکی از بخش های مورد علاقه من در استفاده از لینوکس تبدیل شده است. هیچ افزایش عملکرد یا هیچ مزیت عملی ارائه نمی دهد. فقط سرگرم کننده است من همچنین ترمینال خود را با استفاده از Kitty، Z Shell (“Zsh”)، Oh My Zsh و Powerlevel10k تمیزتر و رنگارنگ تر تنظیم کردم. من در این مورد تنها نیستم: یک subreddit کامل (با نامی تاسف بار) وجود دارد که در آن کاربران تصاویری از چشمگیرترین شخصی سازی های صفحه اصلی لینوکس خود را به اشتراک می گذارند.

تصویر: Stevie Bonifield / The Verge

من همچنین از داشتن کنترل کامل بر آنچه که در رایانه شخصی من است و یا نیست، قدردانی می کنم. تا همین اواخر، ویندوز حتی به شما اجازه نمی داد Copilot را حذف کنید. برعکس، اگر بخواهید از دستوری استفاده کنید که تمام فایل‌های موجود در رایانه شخصی شما (“sudo rm -rf /”) را حذف می‌کند، لینوکس شما را متوقف نخواهد کرد.

برای آن سطح از کنترل نیز مجبور نبودم چیز زیادی را رها کنم. برخی از برنامه‌ها مانند برنامه‌های Adobe به صورت بومی در لینوکس پشتیبانی نمی‌شوند، اما من موفق شده‌ام آنها را به طور کامل با جایگزین‌های رایگان و منبع باز جایگزین کنم، مانند LibreOffice به جای Microsoft Office و RawTherapee به جای Adobe Lightroom. در کوتاه‌مدت، برخی از برنامه‌های ویندوز حتی از طریق ابزارهایی مانند Wine نیز کار می‌کنند، که من از آن برای اجرای iTunes در حین احیای یک iPod قدیمی استفاده می‌کردم.

بازی نیز تا حد زیادی ساده بود. همه چیز در کتابخانه Steam من با لایه سازگاری پروتون Valve عالی کار می کند، و من هنوز با هیچ یک از ماوس ها، کیبوردها، کنترلرها، هدست ها و میکروفون های متعدد خود مشکلی را تجربه نکرده ام. گاهی اوقات، من مجبور می شوم پروتون خود را تغییر دهم یا تنظیمات بازی های خاصی را راه اندازی کنم، اما این در مورد آن است. من هم فهمیدم World of Warcraft در حال اجرا کردن اضافه کردن لانچر به کتابخانه من به عنوان یک بازی غیر استیم، به آن اجازه می دهد تا از طریق Proton اجرا شود (که عالی است، با این تفاوت که اکنون هیچ بهانه آسانی برای لغو بازی ندارم. اوه اشتراک).

امسال سال لینوکس است شما?

اعتراف می‌کنم، وقتی به لینوکس تغییر دادم، واقعاً نمی‌دانستم درگیر چه چیزی هستم. با این حال، منحنی یادگیری ارزش آن را داشت. لینوکس برای نیازهای من و یک نفس عمیق در مقایسه با ویندوز عالی بوده است. من می توانم به معنای واقعی کلمه همه چیز را سفارشی کنم، آنچه را که روی رایانه شخصی من نصب شده است کنترل کنم و همه بازی هایی را که دوست دارم با عملکردی روان و پایدار اجرا کنم.

من عشق لینوکس. اما من نمی توانم آن را به همه توصیه کنم. اگر تغییر کنید، قربانی هایی وجود دارد، از جمله شکست های قابل درک. به عنوان مثال، اکثر بازی های چند نفره رقابتی که نیاز به آنتی تقلب دارند، نمی توانند روی لینوکس اجرا شوند. من این نوع بازی‌ها را بازی نمی‌کنم، بنابراین اهمیتی نمی‌دهم، اما می‌دانم که چرا برای طرفداران بازی مهم است. فورتنایت یا شجاع. به همین ترتیب، اگر ایده تایپ یک دستور برای نصب برنامه ها باعث دردسر شما شود، لینوکس احتمالا برای شما مناسب نیست.

اما اگر کمی آزادی بیشتر و کمی کمتر Copilot می‌خواهید، اگر می‌خواهید مهارت‌های عیب‌یابی خود را آزمایش کنید، اگر از امتحان چیز جدیدی نمی‌ترسی، یا اگر سخت‌افزار قدیمی دارید که نمی‌تواند ویندوز 11 را اجرا کند، شاید سال 2026 باشد. و سال لینوکس

از وقتی ثبت نام کردم حد در ماه اکتبر شروع به استفاده از مک بوک برای کار کردم و اخیراً لپ تاپ شخصی 9 ساله ام را که با لینوکس احیا کردم (به نفع یک مک بوک دیگر) بازنشسته کردم، اما همچنان از رایانه بازی مبتنی بر لینوکس خود برای هر چیز دیگری استفاده می کنم. MacOS خوب است، اما لینوکس هنوز برای بازی به شدت بهتر است. تا همین اواخر من به طور کامل روی لینوکس کار می کردم. با وجود اینکه دیگر اینطور نیست، من قصد ندارم به این زودی لینوکس را ترک کنم یا به ویندوز برگردم.

موضوعات و نویسندگان را دنبال کنید از این داستان برای مشاهده موارد بیشتر شبیه آن در فید صفحه اصلی شخصی خود و دریافت به‌روزرسانی‌های ایمیل.


منبع: theverge

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×