» بازی ویدیویی » نقد و بررسی بازی » نقد و بررسی کد ویولت – بیشتر تحریک می شود تا تنش
نقد و بررسی کد ویولت – بیشتر تحریک می شود تا تنش
نقد و بررسی بازی

نقد و بررسی کد ویولت – بیشتر تحریک می شود تا تنش

۲ بهمن ۱۴۰۴ 0033

منانتقاد از یک بازی با آگاهی از اینکه زمان و تلاش زیادی برای ساخت آن توسط افراد با استعداد صرف شده است، همیشه دردناک است. اما به همان اندازه که گفتنش برایم دردناک است، کد ویولت تنها ویژگی های بازخرید گرافیک، صدا و شاید پتانسیل تا حدودی پنهان فرضیه آن است. علیرغم الهام گرفتن از برخی استوارهای واقعی در فضای ترسناک بقا، فقط صاف می افتد. همانطور که من این بررسی را می نویسم، در فکر کردن به هر چیزی که باعث شود شبی که برای تجربه آن سپری شده ارزشش را داشته باشد، مشکل دارم.

ولی برای انصاف میگم گرافیکش کاملا چشم نوازه. نور در راهروهای کم نور این سازه اسرارآمیز که بیشتر بازی در آن جریان دارد، با ظرافت بر روی مو و لباس قهرمان داستان ویولت سینکلر و بر روی سطوح محیط ها منعکس می شود. پس شرم آور است که اکثر مکان هایی که کاوش می کنید تقریباً یکسان به نظر می رسند، به استثنای چند مکان در فضای باز.

داستان آنقدر به کلیشه های ترسناک علمی تخیلی متکی است که می توانم افشاگری های بزرگ آن را از یک مایل دورتر ببینم.

در حالی که اگر چیزهایی که در آنها کشف کردم جالب بود، تمایل به بخشیدن آن تکرار خواهم داشت، متأسفانه اینطور نیست. اول از همه، طراحی سطح در این به قدری پیچیده و به ظاهر حول محور عقب‌نشینی خسته‌کننده طراحی شده است که با وجود لذت‌بخش بودن آن، دفاع از آن دشوار است. این کمکی نمی‌کند که اجرا گاهی نمی‌تواند با لکنت همراه باشد، همراه با انیمیشن‌های بداخلاق و حالات چهره وحشتناکی که تماشای آن‌ها بسیار خسته کننده بود.

داستان به‌طور وحشتناکی به کلیشه‌های ترسناک علمی تخیلی آزمایش‌شده و واقعی متکی است که می‌توانم فاش‌های بزرگ آن را از یک مایل دورتر ببینم. با این اوصاف، فکر می‌کنم اگر در طول چهار ساعت ارائه شده به مخاطبان، از نوشته‌های منسجم‌تری پشتیبانی می‌کرد، می‌توانست یک روایت عالی باشد.

با این حال، بدون هیچ زمینه ای در مورد چگونگی و چرایی وضعیت مخمصه ویولت برای بیشتر ماجراجویی، سرمایه گذاری در سفر او بسیار دشوار بود. این بیانیه که داستان او در پایان داستان تازه شروع شده بود، باید دلیلی برای جشن گرفتن تولد یک فرنچایز عالی انحصاری پلی استیشن باشد. متأسفانه، ویولت به این زودی ها به امثال Aloy نخواهد پیوست.

کل ماجراجویی به قدری پیچیده و فاقد صیقل است که هر تلاشی برای ایجاد تنش با شکست مواجه می شود، اغلب به شکلی تماشایی. این یک جنبه حیاتی از تجربه برای یک عنوان ترسناک است، و دیدن یک پیش‌فرض پر از پتانسیل که مانند آن هدر می‌رود واقعا ناراحت‌کننده است. کد بنفش. من بر خلاف امید امیدوار بودم که گیم پلی بازی برای جذاب کردن بازی کافی باشد.

ویولت بی مزه ترین شخصیتی است که می توان تصور کرد.

اما یک بار دیگر ناامید رفتم. من ممکن است اجازه داده ام که انتظاراتم به بهترین شکل ممکن به من برسد. من تصور می‌کردم که ویولت قهرمان جالبی خواهد بود و دیدن برخورد او با دایناسورها در حین دویدن در اطراف تأسیسات منجر به چیزی قانع‌کننده خواهد شد. اما من اشتباه کردم. ویولت بی مزه ترین شخصیتی است که می توان تصور کرد. او اغلب احساس می‌کرد که فعالانه سعی می‌کند چهره‌اش را صاف نگه دارد، حتی اگر به نظر می‌رسید از هر کشف وحشتناکی که در موردش صحبت می‌کرد، از نظر احساسی کاملاً درگیر شده بود. او حتی به‌عنوان یک قهرمان داستان چندان قابل تشخیص نیست، زیرا دیالوگ‌هایش باعث می‌شود او آنقدر تک‌بعدی احساس کند که در بین بهترین قهرمان‌های این ژانر قرار بگیرد.

در طول تجربه‌ام، کنترل‌ها، انیمیشن‌ها و دوربین بازی علیه من کار کردند. دشمنان بازی احساس می‌کنند که می‌خواهند یک مرگ سریع داشته باشند، دایناسورها اغلب مستقیماً به خط آتش من می‌روند و بیشتر نیازی به درگیر کردن رفلکس‌ها و مهارت‌های من با کنترلر من را از بین می‌برند. تقریباً خیالم راحت شد که بیشتر تهدیدها بعد از چند گلوله از بین رفتند، به خصوص که به این معنی بود که هوش مصنوعی مرگ مغزی مدت زیادی دوام نیاورد.

تنوع اسلحه قابل عبور است، اما با سیستم موجودی که به نظر می رسد یک مزاحم طراحی شده است. من در نهایت بیشتر سلاح‌های سنگینم را در یک واحد ذخیره‌سازی ریختم و تنها یک تپانچه بزرگ را به اضافه تپانچه‌ام و یک چاقوی که تقریباً در هر بازی دیگری زیباتر به نظر می‌رسید، با خود بردم. درعوض، متوجه شدم که بی‌خبر آن را شلاق می‌زنم تا دایناسورهای کوچک‌تری را که سر راهم قرار می‌دهند، تپانچه‌ام را برای دایناسورهای بزرگ‌تر با یک انفجار گهگاهی از تفنگ ساچمه‌ای یا تفنگ تهاجمی‌ام در صورتی که گلوله‌هایم تمام شود، رزرو می‌کنم.

ادغام DualSense در کد بنفش وجود دارد، اما به نظر نمی‌رسد که خود سلاح‌ها به خوبی کار کنند. این امر به ویژه زمانی نگران‌کننده است که آن‌ها در از بین بردن دایناسورهای وحشی آنقدر مؤثر هستند، به طوری که کنترلر اغلب به طور کاملاً مشابهی غرش می‌کند و تفاوت محسوسی بین تپانچه من و تفنگی با قدرت بیشتر در پشت آن وجود ندارد.

من در طول بازی فقط با تعداد انگشت شماری از انواع دایناسورهای اصلی روبرو شدم، و حتی دایناسور غول پیکری که به وضوح قرار بود یک رئیس باشد، در نهایت چیزی بیش از یک اسفنج ضد گلوله به نظر نمی رسید. عملاً غیرممکن بود که ناباوری خود را به تعلیق درآورم که چنین جانوران وحشی را می توان به این راحتی از بین برد، و این باعث شد که نبرد بازی بسیار تکراری شود.

بین دفاع در برابر دایناسورهای ضعیف عجیب و یک حلقه اکتشافی که من را مجبور می‌کرد برای یافتن آیتم‌های کلیدی مورد نیاز برای رسیدن به هدف بعدی‌ام، امکانات را جست‌وجو کنم، بازی اغلب بیشتر خسته‌کننده بود تا تنش. و در حالی که من باید فقدان HUD را ستایش کنم، به خصوص با آن بازوبند زیبا که سلامت فعلی ویولت را نشان می دهد، کمی جهت گیری بیشتر به هر کسی که بازی می کند کمک زیادی می کند. کد بنفش از عقب نشینی بیش از حد خودداری کنید

این به این دلیل است که چیزهایی که باید پیدا کنید اغلب در مکان‌های غیرقابل فراموشی پنهان می‌شوند. فاحش ترین مثال این است که من حتی تا زمانی که حداقل در نیمه بازی نرسیده بودم، موردی برای گسترش اسلات موجودی خود پیدا نکردم، یادآوری ناخوشایندی از اینکه ارتقاء کلید تا چه حد غیرقابل قبول است. توجه داشته باشید، من یکی از آن بازیکنانی هستم که در هر گوشه و کنار یک سطح به دنبال غارت پنهان می‌گردم، و دیدن اینکه چگونه طراحی سطح بازی به طور فعال علیه من کار می‌کند، بسیار ناامیدکننده بود.

کد بنفش

“طراحی صدا بسیار خوب است.”

اگرچه طراحی صدا بسیار خوب است. این کار به خوبی انجام می دهد که به نظر می رسد خطر در هر گوشه ای در کمین است، با سکوت های شوم آمیخته با موسیقی پس زمینه برای فروش یک توهم تهدید. این را نمی توان در مورد دیالوگ ها گفت و انیمیشن های صورت بازی آنقدر مواد خود را به خوبی نمی فروشند که این تلاش ها اهمیت پیدا کنند.

بگذارید این را واضح بگویم. کد بنفش این بازی ارزش 50 دلار قیمت نیست. جهنم، حتی اگر 30 دلار قیمت داشته باشد، خیلی از آن راضی نخواهم بود. سیستم‌های آن برای ارائه یک حلقه گیم‌پلی به اندازه کافی جذاب جمع نمی‌شوند، در حالی که رویکرد ضعیف آن به یک فرضیه تا حدی جالب باعث می‌شود داستان آن شبیه تلاشی مشتق شده باشد که عدالت را در مورد جاه‌طلبی‌های والایش انجام نمی‌دهد.

هر کاری که این بازی بخواهد انجام دهد، دیگران قبلاً آن را انجام داده اند و آن را بهتر انجام داده اند. این یک افزونه ناامیدکننده برای کتابخانه‌های بازی اکثر گیمرها خواهد بود، و سخت است باور کنیم که یک عنوان در سال 2026 تا این حد بی‌تفاوت شود. بی حوصله بودن از هیچ چیز برای بازی صادقانه به زندگی در این آشفتگی ارجح است.

این بازی در پلی استیشن 5 بررسی شده است.


به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×