نتفلیکس در شرف از دست دادن اولین (و بهترین) فیلم پرفروش جیمز کامرون است – این دلیل است که «ترمیناتور» پس از 41 سال همچنان پابرجاست.
نتفلیکس در شرف از دست دادن اولین و مسلما بهترین فیلم پرفروش جیمز کامرون است. مدت ها قبل از شکار unobtanium در پاندورا، بیش از یک دهه قبل از اینکه جک رز را بکشد، جیمز کامرون کار خود را با این فیلم ژانر خمیده آغاز کرد که 41 سال بعد همچنان مرتبط است.
«ترمیناتور» (1984)، که یک قاتل سایبورگ (آرنولد شوارتزنگر) را در برابر پیشخدمت سارا کانر (لیندا همیلتون) قرار میدهد، یکی از بازیهای مورد علاقه من است. اخیراً برای من معنای خاصی پیدا کرده است. من در مورد آینده هوش مصنوعی فکر می کنم و می نویسم، موضوعی که در تار و پود داستان تنیده شده است. با توجه به اینکه فیلم کلاسیک علمی-تخیلی در شرف ترک نتفلیکس است، زمان آن فرا رسیده بود که این جواهر کمیاب را که در تاریخ 1 فوریه از کتابخانه نتفلیکس منتشر می شود، دوباره مرور کنیم.
یک “گوهر پنهان” که هنوز پابرجاست
تماشا کنید
من از واژههای «گوهر کمیاب» به سادگی استفاده نمیکنم، اما «ترمیناتور» چیزی فراتر از صحنههایی است که برای همه فیلمبرداری میشود و خطوط کلاسیکی مانند «من برمیگردم». این چیزی بیش از این است که شوارتزنگر نشان دهد که می تواند نقش درستی را بازی کند. این داستان هم یک داستان ترسناک و هم یک داستان سفر در زمان است. رقصی در لبه ترس با داستانی عاشقانه دلگرم کننده. وقتی یک کارگردان/نویسنده نسبتاً ناشناس هستید، این کار آسانی نیست. کامرون اون موقع هم همینطور بود.
کامرون با این مقدار کم به موفقیت های زیادی دست یافت. بازیگران، از جمله لنس هندریکسن، قدرت ستارهای داشتند، اما هیچکس نمیدانست که «آهنولد» از فضا و زمان فراتر خواهد رفت و مانند هر چیز دیگری از بوستون داینامیکس امروزی، روباتیک به نظر میرسد. بنابراین بله، جلوه های بصری استاپ موشن ممکن است مشکل ساز باشد، اما کامرون یک داستان سفر در زمان را به یکی از فیلم های اکشن مورد علاقه من در تمام دوران ها تبدیل کرد.
“هالووین” با درد دل روبرو شد: “ترمیناتور” موفق است زیرا ژانر را به چالش می کشد
“ترمیناتور” به طور گسترده ای یک کلاسیک علمی تخیلی در نظر گرفته می شود، اما فراتر از ژانر است. ترس و دلشکستگی برابر است.
بذر داستان فیلم در خواب به سراغ کامرون آمد. در مصاحبه ای با اینترتینمنت ویکلی، او به یاد می آورد که در خواب خود “شکل فلزی مرگ از آتش بیرون می آید”. و این بدان معنا بود که او در آتش پوست کنده شد و برای آنچه واقعا بود آشکار شد. به دنبال رویا، او تصویر را کشید و این نگاه نهایی تفاوت چندانی با اولین نقاشی کامرون نداشت.
در همان مصاحبه، کامرون همچنین به اشتراک میگذارد که چگونه «ترمیناتور» مضامینی را که در بسیاری از فیلمهای دیگر او از جمله «تایتانیک» ظاهر میشود، منتقل میکند. او نشان داد که چگونه “رابطه عشق و نفرت ما با فناوری، تمایل ما به حرکت در جهتی که در نهایت می تواند ما را به عنوان یک گونه از بین ببرد…” بررسی می کند.
برای من، من همیشه از همان سکانس آغازین بعد از تیتراژ مجذوب بودم. زمانی که «قاتل مدل یک روزه»، به قول پلیس، در میدان دید من ظاهر میشود که به سال 1984 سفر میکنیم، نمیدانم بعد از آن چه اتفاقی خواهد افتاد. تنها چیزی که می دانم این است که دیستوپی انسان-ماشین، کسی را مجبور به سفر در زمان می کند.
راستش را بخواهید از نبود طرح در ساعت اول «ترمیناتور» خوشم می آید. تعداد کمی از فیلم ها شما را به این فکر می اندازند که چه کسی چه کسی و به چه دلیلی را برای بیش از 20 دقیقه کشته است. کاری که کامرون با سرعت این فیلم انجام داد، ایجاد چارچوب داستانی بود که میتوانستیم با آن ارتباط برقرار کنیم: وقتی پیشخدمتی به نام سارا کانر فیلمهای خبری از قتل ناگهانی زنان دیگری به نام سارا کانر را تماشا میکند، ما احساس سردرگمی او را میکنیم. ما هم مثل او می خواهیم بدانیم که چرا این قاتل سنگین وزن این زنان را کشته است. اما بدم نمی آمد که 50 دقیقه طول کشید تا ما تماشاگران بفهمیم چرا او را شکار می کنند.
وقتی کایل ریس که توسط مقاومت از آینده فرستاده شده است، وظایف حفاظتی خود را به کانر اعلام می کند، تکه های پازل در یک “آ-ها!” با صدایش یکی می شود لحظه او برای اطمینان از بقای کانر به اینجا فرستاده شد زیرا کانر مادر جان کانر، رهبر مقاومت است. سایبورگ می خواهد او را در چیزی که یکی از پلیس ها به بدی آن را “سقط ماسبق” می نامد بکشد.
«ترمیناتور» بار دیگر با چسبیدن به یک ژانر مبارزه می کند. نقلقولهایی از فیلمهای اسلشر ساخته شدهاند و توضیح میدهند که سایبورگ چگونه با تمام سلاحهایی که در اختیار داشت، به کانر شلیک کرد. همه آنها مرا به یاد مایک مایرز و جیسون ورهیز می اندازند. اما همراه با ترسناک، کامرون مفاهیم سفر در زمان را نیز به ما می دهد که گیج کننده است که با کل سه گانه «بازگشت به آینده» رقابت می کنند.
چیزی که در این آخرین تماشای مجدد برای من واضح است این است که شیمی بین ریس و کانر در مقایسه با سکانس های تعقیب و گریز استاندارد، ریتم خوبی دارد. یک لحظه به خصوص تکان دهنده در عکسی وجود دارد که جوهر آنچه کامرون می خواست به اشتراک بگذارد را به تصویر می کشد: عشق و شجاعت می تواند ما را برانگیزد تا علیه ظلمی که با آن روبرو هستیم قیام کنیم. و گاهی این فشار به شکل ربات های پهپاد مجهز به لیزر در زمین های بایر سال 2029 وارد می شود.
«نابودگر» به حق برای برخی از طرفداران فیلم تحت الشعاع دنبالهای در سال 1991 قرار گرفت، که در زمانی که جان کانر 10 ساله بود روایت میشود. “نابودگر 2: روز داوری” البته شایسته تحسین خاص خودش است، اما این را هم بگوییم که دنباله ها و سریال های تلویزیونی بعدی انتظارات بالای سریال را برآورده نکردند. این تقصیر کامرون نیست، که بعد از «T2» به شدت در هیچ پروژهای مشارکت نداشت، اما میتوان تقصیر را به گردن غرور تولیدکنندگان فرنچایز ترمیناتور انداخت که جرات نداشتند این برند را محو کنند.
در هر صورت، تکرارهای امروز طعم مس را در دهانم می گذارد. OG “ترمیناتور” همیشه غذای راحتی یک فیلم اکشن برای من خواهد بود. فرار دو ساعته به نبردی پرمخاطره بین انسان و ماشین و امتیازات دهه 80. برای چنین فیلم خونینی، با این همه انفجار شاتگان به سینهام، اولین بازی کامرون به من یادآوری میکند که چرا من فیلمها را دوست دارم: آنها میتوانند خندهدار، هوشمندانه و جذاب باشند، و بهترین آنها میتوانند در هر سه مورد عالی باشند.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
منبع: tomsguide.com
