Brokenlore: Unfollow Review – این بازی ترسناک به طرز شگفت آوری عالی است
منوقتی یک عنوان ترسناک، قهرمان خود را بدترین دشمن خود می سازد، همیشه خوب است. این دقیقا همان چیزی است که Serafini Productions Brokenlore: دنبال کنید با آن، قهرمانی که ممکن است چابکترین فرد برای کنترل نباشد، اما لایههای احساسیاش به آرامی از بین میرود تا کودکی درونی را آشکار کند که آسیب دیده است و ظاهراً قابل ترمیم نیست.
این یک بازی است که از زوایای عناوین سنتی چشم پوشی می کند و رویکردی مینیمالیستی برای ارائه تجربه دارد. این به خوبی با طراحی بصری و صوتی عالی کار می کند تا تاریکی درونی Anne را منتقل کند. کاوش در لایههای او باعث شد که پوستم با انتظار ترسی از جلوهای دیگر از آسیب او بخزد.
شما در داستان غوطه ور هستید، بدون اینکه چرا آنجا هستید و خانه آن را کاوش می کنید، تکه هایی از شخصیت او را کشف می کنید و در مورد اینکه چگونه قلدرهای او در مدرسه باعث ایجاد اختلال خوردن می شوند، اطلاعات بیشتری کسب می کنید. تأثیرات همه اینها باعث شده است که او با عزت نفس مرتبط با وزن بدن و حضور در رسانههای اجتماعی که آنطور که او میخواسته است، گیج شود.
اما همانطور که خانه را بررسی می کنید، جنبه های بیشتری از زندگی و شخصیت او به دردی که در حال حاضر با آن روبرو است می افزاید. نورپردازی داخل خانه او منعکس کننده ویرانی وضعیت روحی اوست. این یک انتخاب طراحی عالی به عنوان یادآوری بصری آشفتگی درونی آن است، اما زمانی که به دنبال عناصر مهمی هستید که برای ادامه داستان به آن نیاز دارید، میتواند آزاردهنده باشد.
اگر صادقانه بگویم، نکاتی وجود داشت که در آن چیزها آزاردهنده بودند. در حالی که من کاملاً نیاز به نور کم و مواردی را که چراغ قوه من از منظر داستانی تمام می شود درک می کنم، اما گیم پلی بازی را کمی دشوارتر از آنچه که باید می کرد. این موضوع با طراحی سطح پیچیده تشدید میشود که میتواند شما را قبل از یافتن چیزی که به دنبال آن هستید تا قفل آن در را در مسیرتان باز کند یا مادهای برای دستور پخت عجیبوغریب پیدا کنید، خیلی به عقب برگردید.
گرافیک و عملکرد بازی قطعاً در کنار قویترین رقبای این سبک است.»
این یک بازی ترسناک است که عناصر اصلی خود را به درستی دریافت می کند، زیرا داستان با هر کشف جدید در مورد وقایعی که منجر به مخمصه فعلی آن می شود، قوت به قوت می رود. طراحی های دشمن یک برجسته شخصی است، هر یک از آنها چیز جدیدی را به میز می آورد. با این حال، بیشتر برخوردهای دشمن در چند ساعت اول بازی به دنبالههای تعقیب و گریز تبدیل میشود که در آن شما با طراحی سطح بازی و کنترلهای بینظم دست و پنجه نرم میکنید.
سرعت چرخش نمونه ای از این موارد است، زیرا تغییر موقعیت در وسط تعقیب و گریز را دشوار می کند و هنگام تلاش برای فرار از مهاجم، ثانیه های ارزشمندی از دست می رود. این با نقاط مرجع ضعیف در بسیاری از مناطق ترکیب میشود، راهروهای باریک باعث میشود زمانی که در حال ترسیدن از هیولایی که در مسیر شماست، جهتگیری خود را دشوار میکند.
تشخیص اینکه آیا کنترل ها ضعیف بودند یا وحشت باعث می شد که دکمه های اشتباهی را فشار دهم در حالی که سعی می کردم از تعقیب کننده ام فرار کنم دشوار بود. آن به اندازه هیناکو سرسخت نیست سایلنت هیل افو در حدود سه یا چهار ضربه توسط حریفان شکست می خورد. در حالی که هدف از این کار تشویق یک رویکرد رادارگریز و سنجیده بود، برای من راحتتر بود که فقط با سرعت کامل بدوم، به این امید که مسیری که دنبال میکردم مسیری باشد که من را به سمت ایمنی هدایت کند.
با این حال، زمانی که این تجربه در انتقال حس انتظار وهمآور به خوبی عمل میکند، این شکایات جزئی هستند. کمی ظرافت و ظرافت بیشتر قطعاً چیزی است که بازی به آن نیاز دارد، زیرا تعامل با اشیا گاهی اوقات ثبت نمی شود مگر اینکه دقیقاً در نقطه مناسب قرار گرفته باشید. این یک تجربه منسجم است، و این جزییاتی است که من معتقدم میتوان و باید پس از انتشار بازی در وصلههایی به آن پرداخت.

“من باید به نحوه رسیدگی به همه این مسائل در بازی، خلاقیت پشت آن، که با احساس همدلی تاکید شده است، اعتبار بدهم.”
جدای از شکایات، گرافیک و عملکرد بازی قطعاً با قوی ترین رقبای این ژانر بالاست. استفاده از نور برای انتقال خطر چیزهای درجه یک است و ادغام DualSense برای PS5 من در موارد معدودی که وجود داشت کاملاً به خوبی انجام شد. برای مثال، تعامل با گربه دائماً در خواب آن، ارتعاشاتی را به همراه داشت که صدای زمزمه مداوم تنفس او را در حین چرت زدن، بدون آگاهی از وحشتی که در اطرافش رخ می داد، منعکس می کرد.
من دائماً در حالت آماده باش بودم، سیاهی های جوهری و سکوت ظالمانه محیط های مختلف، مرا برای امنیت اتاقی پر نور می سوزاند، اتاقی که برخی از آن ها آنقدر کم و دور هستند که احساس می کنی اعصابت تا حد شکست کشیده شده است.
اما این داستان، شخصیت ها و تأثیرات موضوعی بازی است که آن را واقعاً منحصر به فرد می کند. اختلال خوردن آن، وقایعی که منجر به آن شد، و پاسخ های ناشی از کاهش وزن او از طرف دوستان و دشمنان به خوبی مدیریت می شود. هوای حساسی وجود دارد که در کل تجربه نفوذ می کند، حتی اگر توسعه دهندگان از مقابله با برخی چیزهای واقعاً سنگین ترسی نداشته باشند.
چیزهایی که آن باید با آن دست و پنجه نرم کند، مشکلات بسیار واقعی است که برای قربانیان قلدری آشنا خواهد بود. اجتناب و نیاز او به تایید صرفاً پیامدهای طبیعی تجربیات او است که توسط خانوادهای که واقعاً نمیدانند چگونه به او کمک کنند، ترکیب شده است. من باید به نحوه رسیدگی به همه این مسائل در بازی، شکوفایی خلاقیت پشت آنها که با احساس همدلی تاکید شده است، اعتبار بدهم.

“در مورد عناصر ترسناک، داستان شکسته او یک مهاجم سنگین است.”
خود دشمنان نمایش بزرگی از این تعادل هستند. هر یک از آنها مظهر شخصی در زندگی آن است که به لطف ناتوانی او در دیدن آنها به سادگی به عنوان یک انسان وحشتناک ساخته شده است. آنها شکنجه گران او در دنیای واقعی و عامل اصلی فرسودگی روحی او هستند. برای ذهن خسته او، آنها به عنوان تهدیدهایی به نظر می رسند که او نمی تواند به طور کامل با آنها روبرو شود، زیرا ناامنی های خود او گزینه های او را محدود می کند.
این یک راه عالی برای نشان دادن این است که چگونه یک قربانی قلدری می تواند تصمیم بگیرد که از دنیای واقعی جدا شود و در سر خود خیالاتی ایجاد کند. تیمی که در پشت این کار قرار دارد به خاطر اینکه چگونه این مسائل در تجربه ادغام شده اند تا یک بازی ترسناک روانگردان را بسازند که هم از نظر روایی و هم از نظر متنی بسیار منطقی است، شایسته تقدیر است. انتخاب هایی که به شما ارائه می شود بازتابی از این موضوع است و ممکن است شما را وادار کند به صفحه نمایش خیره شوید و فکر کنید اگر جای آن بودید چه می کردید.
طراحی صوتی سزاوار فریاد ویژه است، سکوت های ظالمانه به طور یکپارچه با یک موسیقی متن ترکیب می شود که احتمالاً یکی از دلایل اصلی است که هنگام تلاش برای فرار از دشمن وحشت می کنید. برای شروع، حضور یک دشمن باعث ایجاد ملودی ترسناکی میشود که پس از دیدن شما افزایش مییابد و تنشی را که در تلاش برای یافتن راهی برای ایمنی احساس میکنید، تقریباً خفهکننده میکند.
همچنین لمس های ظریفی مانند خنده یک عروسک در هنگام ورود به اتاقی وجود دارد که مجبورم کرد برای به دست آوردن آرامش خود مکث کنم، یا صدای زنگ ناگهانی تلفنی که از بلندگوی DualSense به سمت من می پرید، که باعث ایجاد رفلکس شد که باعث شد روی مبل بیفتم! در مورد عناصر ترسناک آن، داستان شکسته او یک ضربه زن سنگین است.
آیا این را به شما توصیه می کنم؟ قاطعانه. با این حال، اگر تأثیرات موضوعی آن شما را هیجان زده می کند، ممکن است بخواهید از این موضوع بگذرید، زیرا تقریباً بلافاصله از شیرجه رفتن در اعماق ترسی ندارید. اما اگر به شجاعت خود ایمان داشته باشید، این کار شما را در عرض یک ساعت پس از اجرا درگیر می کند، اگر بتوانید حوصله داشته باشید تا از مرحله افتتاحیه عبور کنید.
همه چیز در نظر گرفته شود، Brokenlore: دنبال کنید موضوع را با درایت و ماهرانه بررسی میکند و قطعاً چیزی است که مدتها پس از دیدن فیلمنامههای ماجراجویی آن، شما را آزار خواهد داد.
این بازی در پلی استیشن 5 بررسی شده است.
