این بیوگرافی سیاسی از دنزل واشنگتن فیلمی است که باید در سال 2026 ببینید و یک اجرای شایسته اسکار است.
حکم راهنمای تام
رتبه: ★★★★☆
تصمیم: «آزادی گریه کن» یک فیلم بیوگرافی عمیقاً تکان دهنده درباره استیو بیکو (دنزل واشنگتن) فعال ضد آپارتاید آفریقای جنوبی است و مانند زمان اکران فیلم در سال 1987، زمانی که آپارتاید هنوز در آفریقای جنوبی قانون بود، به موقع باقی می ماند. کمی بیش از حد طولانی است و کمی بیش از حد روی دوست استیو دونالد وودز (کوین کلاین) تمرکز دارد، اما اینها شکایات جزئی در مورد چنین فیلم تاثیرگذاری است.
من در چهارمین هفته تماشای هر فیلم دنزل واشنگتن هستم و این هفته پشتکار من نتیجه می دهد. دلیلش این است که این هفته فیلم زندگینامهای «فریاد کن آزادی» در سال 1987 را تماشا کردم، درباره استیو بیکو، فعال ضد آپارتاید آفریقای جنوبی و تأثیر او بر سردبیر روزنامه دونالد وودز، که در نهایت از آفریقای جنوبی فرار کرد تا داستان استیو را برای جهان تعریف کند. در واقع منبع اصلی فیلمنامه این فیلم کتاب های وودز است.
صادقانه بگویم، فقط یکی از این سه – “داستان یک سرباز” – خوب بود. این تقصیر دنزل نیست. او در هر سه واقعا عالی بود. اما حتی بهترین از این سه نفر هم نمیتوانند شمع «فریاد کن آزادی» را نگه دارند، بررسی برنده جایزه و قابل تامل آپارتاید که دنزل را برای اولین بار نامزدی اسکار (بهترین بازیگر نقش مکمل مرد) کرد.
اگر دوست دارید این فیلم را قبل از خواندن آن تماشا کنید، می توانید «فریاد گریه» را از آمازون، اپل تی وی یا فاندانگو در خانه خریداری یا اجاره کنید. متأسفانه، در برترین سرویس های پخش یا برترین سرویس های پخش رایگان در دسترس نیست. پس از اتمام تماشا، نقد من را در مورد این درام بیوگرافی 1987 بخوانید. این امر به ویژه در فضای سیاسی کنونی ما مهم است.
مالکوم مک میلان
مالکوم از سال 2023 در تیم تحریریه Tom's Guide بوده است و هر سال ده ها فیلم را بررسی می کند تا مجبور نباشید فیلم های بد را تماشا کنید.
«آزادی برای گریه کردن» به همان اندازه که حدود چهار دهه پیش ظاهر شد، اکنون اهمیت دارد
برخلاف «قدرت»، این فیلم ارزش 4 دلاری را داشت که برای اجاره آن خرج کردم. “آزادی برای گریه کردن” کامل نیست. این فیلم دارای چند ایراد قابل توجه است که عمدتاً حول محور کلاین به عنوان قهرمان فیلم، روزنامه نگار دونالد وودز است. اما این فیلم فوقالعاده قابل تامل است و با توجه به وضعیت تنشهای نژادی کنونی در ایالات متحده، تماشای این فیلم و عدم تشابه بین آفریقای جنوبی دوران آپارتاید و آمریکای امروزی غیرممکن است.
داستان فیلم نسبتاً ساده است. دکتر مامفلا رامفل (ژوزت سایمون) پس از دیدن اخبار منفی درباره رهبر جنبش آگاهی سیاه، استیو بیکو (دنزل واشنگتن)، به سراغ دونالد وودز، سردبیر روزنامه می رود. این امر وودز، لیبرال سفیدپوست ضد آپارتاید را که نژادپرست افراطی BCM میبیند و بیکو را یک مشکلساز میبیند، تشویق میکند تا با فعال در شهر پادشاه ویلیام ملاقات کند، جایی که بیکو “ممنوع” است (روشی که اساساً بیکو را در یک کلیسا زندانی میکند و حضور همزمان بیش از یک نفر را برای او غیرقانونی میکند).
پس از صحبت با بیکو، وودز شروع به نزدیک شدن به دیدگاه این کنشگر می کند، که به دنبال این است که کنترل آفریقای جنوبی را به دست سیاهپوستان آفریقای جنوبی بازگرداند تا اینکه آنها را با فرهنگ آفریقایی سفیدپوستان جذب کند. هرچه وودز وضعیت اسفبار سیاهپوستان در آفریقای جنوبی را بیشتر میبیند – جایی که آنها کار میکنند، چه کارهایی میتوانند انجام دهند، چه کسانی را میتوانند ببینند، چه میتوانند بگویند، همه توسط اقلیت سفیدپوست کنترل میشود – بیشتر متوجه میشود که این کشور باید به آفریقاییهایی که قبل از استعمار در آنجا بودند بازگردانده شود.
حال، اگر هر یک از این ها به نظر آشنا به نظر می رسد، به این دلیل است که BCM قرار است بسیار شبیه جنبش مدرن زندگی سیاه پوستان مهم باشد، که هدف آن ارتقای سیاه پوستان به موقعیتی است که بتوانند از حقوق و امتیازات مشابهی با سفیدپوستان در ایالات متحده برخوردار شوند.
مشابه BCM، لفاظی های BLM توسط برخی به عنوان خشونت بیش از حد تهاجمی و حتی تشویق کننده تلقی می شد. در نیمه اول فیلم، شخصیت ها از اظهارات تقابلی بیکو، BCM که همه سفیدپوستان را به خاطر آپارتاید مقصر می دانند و… شکایت می کنند. وودز حتی در یک نقطه می گوید که از صحبت های بیکو “ترس” کرده است.
اما همانطور که دنزل زمانی که بیکو را در جلسه استماع اعضای BCM خود به جایگاه هدایت کرد، گفت، رویارویی همان خشونت نیست. در «فریاد آزادی»، درگیری ممکن است از طرف بیکو و BCM باشد، اما خشونت از حزب ملی سفیدپوستان است. آنها چندین بار بیکو را شکست دادند، به محلههای فقیر نشین سیاهپوستان یورش بردند و آنها را ویران کردند، و حتی در پایان فیلم اوضاع را برای وودز چنان بد کردند که پس از ممنوعیت توسط دولت، آفریقای جنوبی را در تبعید خودخواسته ترک کرد.
پس از ممنوعیت وودز، فیلم کمی با مشکل روبهرو میشود، زیرا از بررسی یک جنبش سیاسی به یک فیلم هیجانانگیز درباره بیرون بردن وودز از کشور تبدیل میشود تا او بتواند کتابی را منتشر کند که در آن رفتار استیو توسط پلیس را توصیف میکند و آپارتاید را روشن میکند. «آزادی برای گریه کردن» در بهترین حالت خود است که در تامل برانگیزترین حالت خود باشد، و صادقانه بگویم که بیشتر قسمت سوم اینطور نیست.
با این حال، فیلم با یک نکته قوی به پایان می رسد زیرا ما شاهد یک فلش بک به اعتصاب دانشجویان در سووتو هستیم که در آن گلوله های واقعی به سمت غیرنظامیان غیرمسلح شلیک شد و 700 کشته و 4000 زخمی برجای گذاشت. اندکی پس از این، نام تمام فعالانی که برای رهایی سیاه پوستان آفریقای جنوبی از آپارتاید جنگیدند را نشان میدهد و در کنار این نامها علل “رسمی” مرگ از سوی دولت آفریکانر را فهرست میکند.
پس نه، این فیلم کامل نیست. این فیلمی درباره مبارزه سیاهپوستان است که حول محور یک مرد سفیدپوست میپردازد، و با وجود اینکه دنزل (به حق) نه کوین کلاین است که نامزدی اسکار را دریافت میکند، هیچ راه حلی برای آن وجود ندارد.
با این حال، باید بگویم که در حالی که این فیلم به درستی می تواند به عنوان یک روایت ناجی سفید دیده شود، من فکر می کنم می توان آن را به عنوان شاهدی نیز در نظر گرفت که سیاه پوستان باید انجام دهند تا حتی خوش نیت ترین ها را متقاعد کنند که مبارزات سیاهپوستان واقعی است و فقط به قول یک افسر پلیس در این فیلم «ساختگی» نیست.
اما نتیجه گیری شما هر چه که باشد، نمی توان انکار کرد که این فیلم شما را وادار می کند عمیقاً در مورد روابط نژادی و نحوه رفتار با مردم فکر کنید. همچنین باید به شما فکر کند که بعد از تقریباً چهار دهه در برخی مکانها چقدر کمی تغییر کرده است. این آخرین قسمت است که «فریاد آزادی» را مثل همیشه ارزشمند می کند و چیزی است که در حین تماشا نمی توانستم از ذهنم خارج شوم.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. فراموش نکنید که روی دکمه Follow کلیک کنید!
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
منبع: tomsguide.com
