نقد و بررسی فیلم «تیم خرابکار»; ترکیب برنده دیو باوتیستا و جیسون موموآ
یک فیلم اکشن خوش ساخت فرمول پیچیده ای ندارد. چند صحنه مهیج و باورپذیر، شیمی مناسب بازیگران و فیلمنامه ای هوشمندانه که پایه و اساس صحنه های اکشن را می گذارد. «Wrecking Crew» همه اینها را دارد به جز یک فیلمنامه هوشمند، اما ضعفهای آن به لطف حضور مؤثر دو ستاره اکشناش کمتر مورد توجه قرار میگیرد. نقد و بررسی فیلم The Wrecking Crew را در این مطلب می توانید بخوانید.
هشدار! این خطر وجود دارد که ماجرا در نقد فیلم «خدمه خرابکاری» فاش شود.
جیسون موموآ و دیو باتیستا از آن دسته بازیگرانی نیستند که نامشان به تنهایی فروش نجومی یک فیلم را تضمین می کند، اما دوست داشتنی هستند. اما اگر فیلم Wreck Crew ده یا پانزده سال قبل ساخته می شد، ممکن بود سرنوشت دیگری پیدا کند. این همان فیلمی است که زمانی میتوانست به یک فیلم پرفروش با سر و صدای اکران تابستانی تبدیل شود. اما در عصری که اکنون تحت سلطه پلتفرمهای استریم است، چنین فیلمهایی دیگر به سینماها نمیرسند. البته اینطور نیست که بد باشند، چون متأسفانه زمانه تغییر کرده است.
فرشته مانوئل سوتو، فیلمساز پورتوریکویی، که آثارش شامل پادشاهان شهر مسحور (2020) و سوسک آبی (2023) می شود، می داند در اینجا کجا باید بایستد. بزرگترین جذابیت فیلم حضور دو بازیگر محبوب عضلانی است و سوتو آنها را اذیت نمی کند. سعی نمیکند با تکنیک خودنمایی کند و داستان آنقدر ساده است که کشمکش بین دو شخصیت اصلی را کنار نگذاشته است: دو خواهر و برادر ناتنی که سالها از یکدیگر دور شدهاند و حالا مرگ پدر، آنها را بیش از پیش به هم نزدیک کرده است.
جیمز هیل (دیو باتیستا) نقش برادر مسئول داستان را بازی می کند. او یک ملوان در هاوایی است، خانواده دارد و ترجیح می دهد دنیا را مکانی ساده و قابل کنترل ببیند. برای او مرگ پدرش یک اتفاق دردناک اما قابل هضم است. هر اتفاقی افتاد، آن را در چارچوب منطق نظامی و زندگی منظم خود قرار داد و جلو رفت. باتیستا که مقداری وزن کم کرده است، در اینجا نسبتاً ساکت است و برای صحبت کردن بیشتر از کلمات به بدن خود تکیه می کند.
در طرف مقابل جانی هیل (جیسون موموآ) قرار دارد. ضد قهرمانی که همیشه در آستانه انفجار است. یک پلیس مست و غیرمسئول که زندگی اش زنجیره ای از اشتباهات حل نشده است، به اوکلاهاما تبعید شده است. جانی از پدرش متنفر است، اما از آنجایی که هرگز نتوانست انتقام قتل مادرش را بگیرد، نسبت به پدرش که اکنون یک کارآگاه خصوصی است احساس وظیفه می کند. او مرگ پدرش را مشکوک می داند و فیلم به سرعت حق او را ثابت می کند. بنابراین جانی به هاوایی برمی گردد. دیدار دو برادر همانقدر که انتظار داشتیم پر تنش است. آنها با هم دعوا می کنند و حتی به یکدیگر حمله فیزیکی می کنند. اما احتمالاً می توانید حدس بزنید که رابطه آنها به این شکل ادامه نخواهد یافت.
«تیم خرابکار» در چارچوب فیلمهای کلاسیک «رفیق» (فیلم بادی) دهههای 80 و 90 پیش میرود. همان دستور بعد از معاینه; دو نفر از دو دنیای متفاوت مجبور می شوند برای یک هدف مشترک دور هم جمع شوند. با این تفاوت که این بار شباهت های ظاهری آنها به یک شوخی تبدیل شده است. فیلمنامه با آگاهی کامل از این وضعیت، چندین بار آن را تکرار می کند (از جمله یک شوخی خنده دار که در آن یکی از شخصیت ها به نظر می رسد “دواین جانسون با او رابطه داشته و این دو به دنیا آمده اند”). البته جیمز و جانی از نظر شخصیتی کاملاً متفاوت بودند که انتظار نمی رفت.
فیلمنامه «جوخه خرابکار» حرف خاصی برای گفتن ندارد و البته نیازی هم به گفتن ندارد. پازل اصلی شبیه یک نسخه نیمه کاره «محله چین» (1974) است. مردان فاسدی که به دنبال پول و قدرت، زمین و نفوذ هستند و افراد شیک پوشی که معاملات کثیف را پشت لبخند خود پنهان می کنند. در اینجا ما یک فرماندار مشکوک، یک غول املاک و مستغلات داریم که همه چیز را می خرند، و یک گروه جنایتکار خرده پا که همیشه آماده اجرای دستور هستند. همه چیز آشنا و قابل پیش بینی است و فیلم سعی نمی کند این عناصر آشنا را پنهان کند. همانطور که قبلاً گفتم، کلیشه در صورت استفاده صحیح به هیچ وجه چیز بدی نیست و در اینجا بسیار خوب استفاده شده است.

خوشبختانه «Wrecking Crew» می داند که داستان چندان هوشمندانه ای برای گفتن ندارد، بنابراین داستان خود را بدون دلیل طولانی نمی کند و نمی خواهد مخاطب را با معماها یا پیچش های روایی شوکه کند. داستان بهانه ای برای لحظات اکشن آینده است و این سکانس ها راضی کننده هستند. این فیلم همچنین با الهام از سینمای اکشن شرق آسیا با ردپایی از آثار جان وو و پارک چان ووک ساخته شده است. حتی یک صحنه ویژه برای ادای احترام به فیلم «پسر قدیمی» (2003) داریم.
در میان ستارگان عضلانی امروزی (دواین جانسون، جان سینا، آلن ریچسون، وین دیزل و…)، باتیستا و موموآ به دلیل توانایی شان در ایجاد تعادل بین نقش های جدی و سبک برجسته هستند. آنها می دانند چه زمانی باید جدی باشند و چه زمانی ایمن باشند. آنها به بهترین نحو در اینجا گرد هم می آیند. شیمی آنها طبیعی است و فیلم مجبور نیست ما را مجبور به باور آنها کند.
“خدمه شکسته” همچنین ادای احترامی به بومیان هاوایی است. فیلم سعی دارد ردپای فرهنگ بومی (هر چند سطحی و جزئی) را در متن روایت قرار دهد و حتی به مشکلات مردم این منطقه بپردازد. تلاشهای فرشته مانوئل سوتو ممکن است به یک تحلیل اجتماعی عمیق و مؤثر تبدیل نشود، اما حداقل به معنیدار شدن صحنه و فضای فیلم کمک میکند.
نکات مثبت
- شیمی خوب جیسون موموآ و دیو باتیستا
- توالی اکشن قابل قبول
- توجه به مکان ها و جزئیات بومی هاوایی
نکات منفی
- معمای داستان هر چه پیش می رود غیرمنطقی تر می شود.
- لحظات دراماتیک فیلم چندان چشمگیر نیستند
- CG ضعیف در برخی لحظات (به خصوص دنباله تعقیب و گریز بزرگراه)
“خدمه ویرانگر” یک اقدام استاندارد است. او عمل نمی کند، ژست نمی گیرد و نمی خواهد بیشتر از آنچه هست ظاهر شود. فیلم گاهی خودش را جدی می گیرد، اما زیاده روی نمی کند. او می داند که مخاطبانش برای چه می آیند و دقیقاً همان را ارائه می دهد. صحنه های اکشن طراحی قابل قبولی دارند (البته جلوه های ویژه کامپیوتری گاهی آزاردهنده هستند) و فیلم در لحظات دراماتیک خسته کننده نیست.
شناسنامه از فیلم Wrecking Crew (The Wrecking Crew)
کارگردان: فرشته مانوئل سوتو
نویسنده: جاناتان تروپر
بازیگران: جیسون موموآ، دیو باتیستا، کلی بنگ، تمورا موریسون
محصول: 2026، آمریکا
امتیاز فیلم IMDb: 6.5 از 10
امتیاز فیلم در Rotten Tomatoes: 74%
خلاصه داستان: داستان ها حول دو برادر ناتنی با شخصیت های متضاد به نام های جانی (جیسون موموآ) و جیمز (دیو باتیستا) می گذرد که علیرغم اختلافات طولانی مدتشان پس از قتل مشکوک پدرشان در هاوایی، مجبور به همکاری با یکدیگر می شوند. در راه کشف حقیقت، آنها با حملات یاکوزا روبرو می شوند و از یک توطئه بزرگ شامل فساد مالی و ساخت و ساز غیرقانونی در زمین های بومی مطلع می شوند و سرنخ های سرمایه دار قدرتمندی را دنبال می کنند که آماده است هر کسی را برای رسیدن به اهدافش بکشد.
نقد و بررسی فیلم «خدمه خرابکاری» نظر شخصی نویسنده است و لزوما نظر دیجی کالا مگ نیست.
منبع: دیجی کالا مگ
منبع: دیجیکالا مگ
