» بازی ویدیویی » نقد و بررسی بازی » بررسی Cairn – از خرابه دوباره متولد شد
بررسی Cairn – از خرابه دوباره متولد شد
نقد و بررسی بازی

بررسی Cairn – از خرابه دوباره متولد شد

۲۱ بهمن ۱۴۰۴ 0043

دبلیوچرا سقوط می کنیم؟” یک بازیگر افسانه ای در یکی از تحسین شده ترین فیلم های ابرقهرمانی تمام دوران پرسید. کنزآخرین عنوان از The Game Bakers پس از آن فوری و پناهگاهدر دفعات متعددی که زمین خوردم سوال دیگری را برانگیخت. چرا دارم میرم بالا؟

این احساسی است که با توجه به موقعیتی که Aava، قهرمان داستان، در آن قرار دارد، طنین اندازتر می شود. او فاقد دوستان یا افرادی نیست که او را تشویق کنند. بدون علایق برای مشغول نگه داشتن او. با این حال او از کوه کامی بالا می رود، جایی که هیچ انسانی هرگز آن را فتح نکرده و زندگی نکرده است تا داستان را تعریف کند. چرا؟

احتمالاً به این دلیل که آنجاست، و این فقط سطح دلیل را خراش می دهد کنز خیلی فریبنده است

یک بازی ویدیویی که عمدتاً بر کوهنوردی متمرکز است، لزوماً مفهوم جدیدی نیست. یوسانت شاید یکی از بهترین نمونه ها باشد، اما تلاش های مشابهی نیز وجود داشته است سلستیک پلتفرمر دو بعدی که در آن سفر به اندازه قله یک ترن هوایی احساسی است.

“توانایی نگاه کردن به منظره پرنده و بررسی هر شکاف، بلافاصله دانستن محل بروز مشکلات، داشتن ایده درخشان برای افتادن در یک نقطه و بالا و پایین رفتن قبل از مواجهه با یک مشکل جدید – این یک حلقه بازخورد ثابت است که بخش های مساوی چالش برانگیز و ارزشمند است.”

با این حال، بر خلاف آنها، کنز این یک بازی سنگنوردی زمینی تر است. هر یک از چهار اندام Aava باید در یک زمان در هنگام بالا رفتن کنترل شوند و بر روی یک طاقچه، رخنمون یا شکاف لنگر انداخته شوند. درجات نسبتاً زیادی از حرکت وجود دارد، که بین انجام مانورهایی که در زندگی واقعی غیرممکن است، فاصله می‌گیرد، مگر اینکه یک کوهنورد حرفه‌ای باشید و کاملاً به نحوه عملکرد مفاصل خود نادیده بگیرید. در هر صورت، هر حرکتی یک تصمیم دشوار است: خیلی سریع حرکت کنید و خطر لغزیدن روی یک صخره صاف تر از بقیه را دارید. خیلی آهسته حرکت کنید و استقامت Aava تمام شود. یا اندامش می لرزد و می افتد.

و هی پسر، زمین خوردن فراتر از کاهش سلامتی دردناک است. به جای اینکه مجبور به صعود مجدد به بالا شوید، حداقل در سختی کوهنورد به آن نقطه بازمی‌گردید. اما این در صورتی است که از پاییز جان سالم به در ببرید. می میرید و با بالا رفتن درصد افزایش می یابد و به آخرین نقطه ذخیره برمی گردید. تمام آن پیشرفتی که کرده‌اید، از بین رفت، زیرا فکر می‌کردید که زمین گذاشتن یک میخ و عقب انداختن برای بازگرداندن آن همه استقامت قابل انجام است، در حالی که به وضوح اینطور نیست. به اندازه چیزی مثل چیزی مثل، مثلاً، روح را خرد نمی کند، از آن عبور کنیداما از دست دادن نیم ساعت پیشرفتی که هرگز نمی توانید آن را برگردانید باز هم درد دارد.

اما نکته اینجاست: من آن را دوست دارم. من کنترل را دوست دارم کنز این به من می دهد، چه به طور خودکار بهترین اندام را برای بررسی بعدی انتخاب کنم یا به من اجازه دهد آزادانه آن را انتخاب کنم، زیرا فکر می کنم پای چپ و راست باید به وضوح در یک مکان باقی بمانند. آنقدر ساده و در عین حال آنقدر شهودی است که تعجب می کنم که قبلاً انجام نشده است.

من همچنین آزادی بدی را که هنگام انتخاب مسیر کوهنوردی به دست می آید، دوست دارم. آیا مسیری را که به نظر می رسد هوشمندانه است انتخاب می کنم یا با علم به اینکه آب سطوح را لغزنده تر می کند، سعی می کنم از زیر آبشار بالا بروم؟ چه چیزی در آن طاقچه طبقه بالا پنهان شده است؟ آیا کابل هایی را که در بالا آویزان هستند دنبال کنم یا مسیر زیبایی را که مستلزم پریدن از روی یک شکاف کوچک است؟

توانایی گرفتن منظره چشم پرنده و بررسی هر شکاف، بلافاصله دانستن اینکه در کجا ممکن است مشکلات ایجاد شود، داشتن ایده روشن برای افتادن در یک نقطه و بالا و پایین رفتن قبل از مواجهه با یک مشکل جدید – این یک حلقه بازخورد ثابت است که بخش های مساوی چالش برانگیز و پاداش دهنده است. و همچنین زمانی که همه چیز اشتباه می‌شود، کمی تضعیف کننده روحیه است، مانند چرخاندن یک میخ به جای زمان‌بندی صحیح قرار دادن آن، به این معنی که Climb Bot ضایعات را برمی‌گرداند. فراتر از میزان کنترل، حسی است که سطوح را می‌خراشید، و به تنفس Aava توجه زیادی می‌کنید تا بدانید چه زمانی زمان بازگرداندن مقداری مقاومت فرا رسیده است.

“این معادل ذن است و مرگ را به چالش می کشد، اما همچنین مانند این است که شما در حال حل کردن یکی از چندین تکه پازلی هستید که در حال بالا رفتن از کوه کامی است. از همه بهتر، راه های بسیار بیشتری برای انجام آن وجود دارد (و حتی دشوارتر).”

البته در همه اینها عاشقانه های زیادی وجود دارد. شب‌هایی که در بیواک سپری می‌شوند با چیزی جز باد سرد (و البته ربات همیشگی صعود) و یک غذای گرم. بیدار شدن با طلوع زیبای خورشید یا به سادگی تحسین مسافتی که تاکنون به دست آورده اید. با نگاه کردن به بالا، یک آبشار موقت را می بینید که برای پر کردن آب مناسب است. موجودات کوچکی که فرار می کنند. کشف یادبود برای کوهنوردان سقوط کرده و احترام. مراقبه است. آرام بخش

به جز مواقعی که اینطور نیست، زیرا اگر کوه کامی چیزی می‌خواهد، برای این است که مطمئن شود هرگز به آن نمی‌رسی و تلاش می‌کنی. آب و هوای سخت می تواند به راحتی شب شما را تحت تاثیر قرار دهد، و در حالی که افزایش روشنایی باعث می شود در ساعات اولیه عبور از دیوارها بسیار آسان تر شود، باران ایجاد سطوح لغزنده شوخی ندارد. ناگفته نماند سایر عناصر بقا، زیرا علاوه بر مقابله با گرسنگی و تشنگی آوا، باید با سرما نیز مقابله کنید.

غذا کمک می کند، و پختن آن حتی بیشتر، چه در حال ترکیب گل و آب در … معجون یا جوشاندن رشته فرنگی، به خصوص که آنها طعم دهنده می کنند. اما نکته جالب این است که نباید در یک زمان زیاد آشپزی کرد، زیرا همه افراد محدودیت زمانی دارند. آیا به یک سفر می روید و مطمئن نیستید که آیا می توانید منابع بیشتری برای وعده های غذایی آینده پیدا کنید؟ یا ایمن بازی کنید، چند نفر را در طول مسیر جیره بندی کنید، مسیرهای مختلف را آزمایش کنید تا زمانی که مسیری را پیدا کنید که از شما متنفر نیست؟ همچنین فضایی در کوله پشتی شما وجود دارد که باید در نظر بگیرید، اگرچه Climb Bot در تبدیل کمپوست مانند پلاستیک و زباله ها به گچ برای کوهنوردی نیز خوب است. به همین ترتیب، ضایعات ناخن را می توان برای ایجاد ناخن های جدید استفاده کرد، با این فرض که به اندازه کافی دارید. برای بررسی انگشتان خود نیز وقت بگذارید و در صورت لزوم آنها را بچسبانید.

بنابراین، به همان اندازه که حلقه بازی ممکن است ساده به نظر برسد، کنز کاملا چیز دیگری است هر دیوار بلافاصله احساس نمی‌کند که ممکن است آخرین باشد، اما وقتی در منطقه هستید، وضعیت Aava را زیر نظر دارید، زمان‌های مناسب برای استراحت را می‌دانید، و قضاوت در مورد نقاط صحیح برای صعود تا زمانی که موفق شوید، خوب است. این بخش‌های مساوی ذن مانند و مرگ‌بار است، اما همچنین مانند این است که شما در حال حل یکی از چند ده قطعه از یک پازل هستید که در حال بالا رفتن از کوه کامی هستید. بهترین از همه این واقعیت است که راه های بسیار بیشتری برای انجام آن وجود دارد (و حتی یک مشکل سخت تر).

کنز

“کنترل های باورنکردنی و پاسخگویی، آزادی مطلق در انتخاب مسیر خود، عناصر بقا و فقط شگفتی ناب کمپینگ در کنار کوه مرا به خود کشاند و هرگز رها نکردم. البته تا پاییز بعدی.”

هر چند کمی شرم آور است کنز نرخ فریم در PS5 دقیقاً ثابت نیست، به خصوص با توجه به جهت هنری عالی و موسیقی (هرچند پراکنده باشد). اغلب در حدود 30 فریم در ثانیه شناور می شود، گاهی اوقات می تواند تا 60 در هنگام کمپینگ یا در برخی از کات سین ها بپرد. مطمئناً در هنگام کوهنوردی تغییراتی وجود دارد که می تواند حواس شما را پرت کند، حتی اگر افت فریم عمده ای وجود نداشته باشد. و در حالی که من در مورد حرکات غیرممکن Aava شوخی کردم، برخی از انیمیشن ها و اندام هایی که کمی روی سطوح حرکت می کنند، من را از این تجربه خارج کردند. بله، احمقانه است و تاثیری در گیم پلی بازی ندارد، اما همچنان. همچنین چند مکان وجود دارد که Climb Bot زمان شیرین خود را برای بازگشت به ناخن های من می گذراند، که از هر چیز دیگری کنجکاوتر است.

اگر دوست داشتید یوسانتسپس من آن را به شدت توصیه می کنم کنز. این کوه فاقد تله‌های پسا آخرالزمانی است، اما یک جادوی منحصر به فرد را در خود جای داده است، حتی اگر صعود به مراتب کمتر بخشنده باشد و آزمایش‌های بیشتری را تشویق کند. برای بقیه، این یک تجربه چالش برانگیز است، تجربه‌ای که زمین خوردن را چندان جشن نمی‌گیرد، اما راه‌های زیادی برای زمین خوردن ارائه می‌دهد. برگشتن آسان است، این تصمیم برای ادامه کوهنوردی است که ممکن است برخی را فرسوده کند. با این حال، کنترل های باورنکردنی و پاسخگویی، آزادی مطلق در انتخاب مسیر خود، عناصر بقا، و فقط شگفتی محض کمپینگ در کنار کوه، مرا به سمت خود کشاند و هرگز رهایم نکرد. البته تا قطره بعدی.

این بازی در PS5 بررسی شده است.


به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×