25 سال بعد، این داستان «بافی قاتل خون آشام» هنوز مرا آزار می دهد
نزدیک به 30 سال از زمانی که «بافی قاتل خون آشام» ادعای خود را در تاریخ تلویزیون مطرح کرد، می گذرد. این سریال موفقیت بزرگی داشت، سارا میشل گلار را به نماد فرهنگ پاپ تبدیل کرد و ژانر درام نوجوانان را با داستانهای ظریف، فوقالعاده، شخصیتهای فوقالعاده و در عین حال معیوب، و شوخ طبعی گزندهاش تبدیل کرد، همه اینها در عین حال که به برخی از مردههای جدی ضربه میزند.
یکی از بهترین سریالهای ماوراء طبیعی تمام دوران، «بافی» به مدت هفت فصل در شبکه WB و بعداً در UPN پخش شد. این چیزی شبیه به تکرار برای خاشق سریال جاش ویدون بود که فیلم پر زرق و برقی به همین نام را در سال 1992 نوشت اما تأثیرش بسیار کمتر مورد تحسین قرار گرفت. در طول مسیر، برخی از نمادین ترین قسمت های رسانه را تولید کرده است، از فصل 4 تقریباً بی صدا “Hush” تا مینی موزیکال فصل 6 “Once More, with Feeling”.
«بافی قاتل خون آشام» درباره چیست؟
اگر قبلاً آن را تماشا نکردهاید، در اینجا اصول اولیه «بافی» آمده است: اگر سریال پیشگامانه را در طول پخش اولیه آن یا در دهههای پس از آن تماشا نکردهاید، «بافی قاتل خونآشام» نوجوان کالیفرنیایی بافی سامرز (سارا میشل گلار) را دنبال میکند که زندگی عادی نوجوانیاش با اکراه آشکار میشود. “برگزیده” برای شکست خون آشام ها، شیاطین و موارد دیگر. بدی های ماوراء طبیعی
تماشا کنید
نزدیکترین دوستانش، ویلو روزنبرگ (آلیسون هانیگان) و البته، این یک درام نوجوانانه بدون مثلث عشقی خشمگین نیست و «بافی» یکی از بهترین ها را در این مسیر خطرناک به او کمک می کنند. قاتل مرتباً بر سر احساساتش نسبت به دو خون آشام جوان، آنجل (دیوید بوریناز) و اسپایک (جیمز ماستررز) درگیر می شود.
چرا این پیچ و تاب «بافی» یک تغییر بازی برای نمایش بود؟
اسپویلرهای فصل 5، قسمت 16، “The Body”
“Buffy the Vampire Slayer” در بیشتر دوره 144 قسمتی خود با تهدیدات ماورایی روبرو بوده است. بافی به طرز وحشیانه ای فرنچایز Big Bads را در قالب کلاسیک “هیولای هفته” واژگون کرد. اما بزرگترین خطر، خطری بود که دختر سامرز هرگز نمیتوانست آن را پیشبینی کند: مرگ طبیعی مادرش.
تماشا کنید
مسلماً بهترین ساعت سریال، در قسمت پنجم «بدن» (به نویسندگی و کارگردانی ویدون)، بافی به خانهای میرسد که با مادرش جویس (کریستین ساترلند) و خواهر کوچکترش داون (میشل تراختنبرگ) در سانیدیل زندگی میکند، اما اولی را روی کاناپه، بیصدا و بیحرک پیدا میکند. او از اینکه میفهمد مادرش مرده است، بهویژه از یک آنوریسم مغزی معمولی و نه به خاطر یکی از نیروهای ماوراء طبیعی معمول در سریال، وحشتزده و دلشکسته است.
«بدن» به درستی ادای احترام به اولین از دست دادن یکی از شخصیتهای اصلی سریال – و یک شخصیت مادری دوستداشتنی – با حذف موسیقی، ایجاد فضایی ناآرام و بد درخور رئالیسم وحشیانه درد بافی است. با کنار آمدن با این فقدان بیوجدان، ممکن است انسانیترین شانس را برای دیدن زن جوانی داشته باشیم که دنیای روزمرهاش اغلب مملو از خیالات و دشمنان بود. این قسمت که عمیقاً احساسی است، نقطه عطفی در سریال است، اما یادآوری دردناکی است که هیچ کس، حتی شکارچی قدرتمند، نمی تواند از مرگ بگریزد.
ساعت مچی “Buffy the Vampire Slayer” در Hulu در حال حاضر
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
منبع: tomsguide.com
