» فیلم و سریال » انیمه » نگاهی به فصل دوم وایلد تا کنون. من سعی می کنم در برابر خشونت زنده بمانم
نگاهی به فصل دوم وایلد تا کنون. من سعی می کنم در برابر خشونت زنده بمانم
انیمه

نگاهی به فصل دوم وایلد تا کنون. من سعی می کنم در برابر خشونت زنده بمانم

۲۵ بهمن ۱۴۰۴ 1031

پس از اینکه فصل اول سریال «وحشی» به کارگردانی و نویسندگی هومان سیدی با استقبال زیادی روبه رو شد، فصل دوم با نوید تکمیل تبدیل داوود اشرف از فردی بی آزار به موجودی وحشی بازگشت. در این قسمت، آخرین ایستگاه با لحنی متفاوت و تیره‌تر مورد بررسی قرار می‌گیرد و سعی دارد فروپاشی تدریجی انسان در برابر عشق، نفرت و محدودیت‌های اجتماعی را توضیح دهد.

در صفحه دیجی کالا باز می شود

با تغییرات اساسی شروع کنید

فصل دوم با یک پرش زمانی پنج ساله آغاز می شود. داوود اشرف (جواد عزتی) هنوز در زندان است، اما این دیگر داوود قدیمی نیست. زخم های قدیمی روی دستانش نشان از گذشت زمان و درد درونی آن دارد. یکی از تفاوت های مهم فصل دوم تغییر تیتراژ افتتاحیه است. اگرچه تحت تأثیر تیتراژ سریال True Detective است، اما در مقایسه با فصل اول، پس زمینه درخشان تری دارد. قرار گرفتن خود هومان سیدی به عنوان یکی از بازیگران اصلی در نقش سرکرده باند آزادکننده داوود، تحول مهمی در ساختار روایی است. این انتخاب نه تنها جنبه تبلیغاتی دارد، بلکه به پیچیدگی روایت نیز عمق می بخشد.

با تمرکز بر مفهوم زندان، قسمت اول موقعیتی را نشان می دهد که داوود صبر خود را از دست می دهد. صحنه بازی زوئی در زندان استعاره ای قدرتمند از وضعیت فعلی داوود است. در جایی که او را نگه می دارند، نفس خود را از دست می دهد و مجبور به مبارزه می شود. این نماد بصری حس خفگی و بن بست را به خوبی منتقل می کند.

هومن سیدی

نقد فصل 2 Savage

داوود اشرف؛ در آستانه انفجار

یکی از چالش های اصلی فصل دوم شخصیت پردازی دیوید است. در حالی که سریال سعی می کند دگرگونی تدریجی خود را نشان دهد، برخی از کدهای شخصیت مانند خجالتی، باهوش، معتاد همچنان حفظ شده است. در قسمت های میانی فصل، به خصوص از قسمت پنجم به بعد، می بینیم که دیوید کم کم رادیکال می شود. پدر او نقطه عطف این تحول است. با بدتر شدن وضعیت پدر، دیوید تصمیمات شدیدتری می گیرد. تلاش برای پس گرفتن خانه به زور، دعواهای زمینی و در نهایت ورود به دنیای مادی از شاخص های این روند است.

اما آنچه قابل توجه است این است که داوود هنوز وحشی نشده است. خصوصیات انسانی او مشهود است و همچنان با انفجار خشم درونش دست و پنجه نرم می کند. این دوگانگی در دفاع از پسر جوان و سال در زندان به خوبی خود را نشان می دهد. در واقع جواد عزتی در فصل دوم تحولی اساسی از خود نشان می دهد. ظرافت مثال زدنی در حالات چهره، فراز و نشیب صدا و لرزش در نگاهش داوود اشرف فصل دوم را از داوود فصل اول متمایز می کند. مثل این است که او دو شخصیت مجزا را از ابتدا به چهره دوباره طراحی کرده است. جای زخم روی صورت، خستگی چشم ها و زوال تدریجی شخصیت همگی نشان از مهارت این بازیگر دارد. عزتی یکی از درخشان ترین بازی های سال های اخیر سینما و تلویزیون ایران را انجام داد.

رها; از خونسردی تا ضعف

نگار جواهریان نقش رها جهانشاهی یکی از پیچیده ترین شخصیت های سریال را بازی می کند. در فصل اول Abandon باحال بود اما در فصل دوم به خصوص از قسمت هفتم این خونسردی را از دست می دهد و کاملا آسیب پذیر می شود. دگرگونی رها و داوود مانند دو روی ترازو هستند. ظهور یکی به معنای سقوط دیگری است. این پویایی متضاد یکی از بزرگترین نقاط قوت فصل دوم است. سوال این است: چرا دیوید که از رها متنفر است می خواهد با او رابطه داشته باشد؟ در قسمت دوم سعی داریم با معرفی داروها به عنوان وجه مشترک این مشکل را حل کنیم. دیوید به رها معتاد می شود، همان طور که به مواد مخدر معتاد است. وقتی برای اولین بار نام رها را از سارا می شنود، به سراغ مواد می رود. وقتی ناامیدی می بیند، دوز را افزایش می دهد و در نهایت بدون اینکه ناامیدی را تجربه کند، به ماده روی می آورد.

این رابطه در صحنه پایانی پدر دیوید به خوبی نمایان می شود. هر دو در یک اتاق می نشینند و سیگار می کشند. رها به خاطر مواد مخدر آنجاست اما داوود به خاطر رها آنجاست. این تفاوت ظریف عمق اعتیاد دیوید را نشان می دهد. اما این توجیه کافی نیست و سریال مجبور شد این رابطه را از ابتدای فصل دوم متفاوت کند. شاید اگر داود را بعد از 5 سال زندان در شرایطی می دیدیم که رها را بدبخت، وابسته و در سطح اجتماعی خود می بیند، این رابطه باورپذیرتر می شد. البته نگار جواهریان بازیگری را به خوبی انجام داد و رایا را در فصل دوم کاملاً متفاوت از فصل اول بازی کرد. رهایی یک معتاد از موقعیت شکسته و ضعیف نیازمند لایه های پیچیده ای است که جواهریان به خوبی اجرا می کند.

thumbnail 7202632 0001 e1771056050560

تمرکز و تعلیق

یکی از ویژگی های برجسته Wild استفاده مداوم از تکنیک فوکوس است. در هر دو فصل، هر جا که دیوید باشد دوربین وجود دارد. جایی که داوود نیست، ما نیستیم. این انتخاب روایی باعث می شود که مخاطب ناخودآگاه به داوود نزدیک شود و با او احساس خویشاوندی کند. هرچند در فصل دوم این قانون گاهی اوقات شکسته می شود. دیوید گاهی از ما جلو می زند و تا زمانی که افکارش را فاش نمی کند از برنامه های او بی خبر هستیم. این تغییر ظریف لایه جدیدی از پیچیدگی را به روایت اضافه می کند.

تنش در فصل دوم بیشتر می شود و اوج را در قسمت نهم می بینیم. این ساختار گیرا ریتم فوق العاده ای به قسمت می دهد و مخاطب را جذب می کند. اینجاست که دیوید در واقع برای اولین بار مرتکب قتل می شود. این یک رویداد تصادفی مانند فصل اول نیست، بلکه یک قتل عمدی است. او دوستش رامین را می کشد که او را وارد این بازی کرد. این لحظه آغاز وحشیگری واقعی دیوید است. خونی که روی صورتش پاشیده و پاک نشده نماد گناهی است که هرگز او را رها نمی کند. پس از این، داوود باز نخواهد گشت. او وارد راهی شده است که پایانش جز نابودی نیست.

جبر و ضرورت

ساویج همچنان بر مفهوم جبرگرایی تاکید دارد. داوود نماد کسانی است که زیر چرخ های اقتصاد و امنیت له می شوند. او در محیطی به دنیا آمد که هر تلاشی برای رهایی او را به کثیفی بیشتری می کشاند. رامین در فصل هفتم به داوود می گوید: این سهم من است. اما داوود می‌گوید: «چند وقت می‌خواهی توالتت را تمیز کنی، چیز دیگری هم هست؟» این گفتگو بازتابی از تلاش داوود برای شکستن جابر است. تلاشی که به فاجعه ختم شد. علاوه بر این، استفاده از رنگ ها در بخش دوم نمادین است. داوود و قومش همیشه لباس تیره می پوشند. نمادی از تاریکی و پلیدی که آنها را احاطه کرده است. با این حال خسرو و رها گاهی لباس سفید می پوشند. نماد طبقه بالا که بر طبقه پایین تسلط دارد. این تضاد رنگ به زیبایی تفاوت طبقاتی را نشان می دهد. حتی وقتی دیوید یک پنت هاوس می خرد و به طبقه آخر می رسد، باز هم همان دیوید سیاه پوش داخل آن وجود دارد. کسی که برای زنده ماندن باید کارهای کثیف انجام دهد.

نقد فصل 2 Savage

با استفاده از زبان قسمت اول

هومان سیدی همان زبان بصری فصل اول را در فصل دوم حفظ کرد. رنگ های سرد، کنتراست بالا، نورپردازی خاص و فریم های بسته یادآور سینمای نئو نوآر اروپا هستند. نورپردازی اغلب به گونه ای است که نیمی از چهره های شخصیت ها در تاریکی مطلق غوطه ور می شود که نمادی از اخلاق خاکستری است. با این حال، علیرغم تحولات چشمگیر، مسیر فصل دوم بدون تغییر باقی مانده و بیشتر بر مولفه های زیرمتن تمرکز دارد. یکی از بزرگترین ایرادات استفاده بیش از حد از عکس های بسته است که گاهی اوقات احساس بیش از حد کلاستروفوبیک ایجاد می کند.

این در حالی است که فصل اول با اصالت فریم ها و اجتناب عمدی از خودنمایی متمایز بود. با این حال، فصل دوم با سندرم کلوزآپ دست و پنجه نرم می کند. مشکل دیگر کاهش ریتم در قسمت های میانی است. این فصل ها با پرداختن به زندگی جانبی دیوید (رابطه او با رها، مرگ پدرش و…) سرعت را کاهش می دهند. این در حالی است که سریال در قسمت های هشتم و نهم به ریتم قوی خود بازگشته و از تکنیک تعلیق چندگانه به درستی استفاده می کند.

نقد فصل 2 Savage

خلاصه

فصل دوم سریال Wild با وجود برخی ایرادات همچنان بهترین محصول شبکه خانگی امسال است. فراتر از یک داستان جنایی ساده، این سریال منعکس کننده اضطراب های عمیق طبقاتی و بحران هویت فردی است. داوود اشرف نماد همه کسانی است که زیر چرخ اقتصاد و امنیت له شده اند و اکنون راهی جز وحشی شدن برای به دست آوردن وجود خود نمی بینند. قدرت تصویر و روایت در بیابان به حدی است که گاه از هدف سازندگان فراتر می رود و سندی ماندگار از رنج یک دوران می شود.

اما سوال اصلی این است: آیا Savage فقط یک کالایی از خشم برای فرسودگی روانی مخاطب است؟ آیا این نمایش راهی برای شکستن جبر نشان می دهد یا فقط راهی برای بازتولید آن؟ پاسخ این سوالات در قسمت های آخر فصل دوم و در قسمت های بعدی خواهد آمد. اما آنچه مسلم است وحسیح توانست جایگاه ویژه ای در تاریخ تولید انبوه ایران برای خود بیابد. این موقعیتی است که نه تنها به دلیل کیفیت فنی، بلکه به دلیل شجاعت در برخورد با مسائل حساس اجتماعی به دست آمده است. در نهایت باوه داستان مردی است که با فشار دنیا دستانش دور گردنش است و می‌خواهد بپذیرد که باید از خوبی‌ها و بدی‌ها بگذرد تا ادامه دهد و زنده بماند و باید بنشینیم و ببینیم چه کسی شکست می‌خورد: داوود یا دنیایی که او را به این روز رساند.

اندروید باکس نت باکس مدل موبو نسخه

7,990,000

6,500,000

بخش

شاین اس مدل نت باکس اندروید باکس

6,750,000

5,724,000

بخش

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×