رومئو نقدی بر بازی Dead Man – Kill the past است
یا رومئو، رومئو – چرا رومئو هستی؟ خب، طبق گفته Grasshopper Manufacture و Goichi Suda، این کار درست است، اما این امر تبدیل به اسپویلر می شود. با وجود همه چیزهایی که آخرین عنوان اکشن هک اند اسلش توسعه دهنده ارائه می دهد، اگر دقت کنید همه چیز منطقی است. با این حال، این محصول Suda51 است: خاموش کردن مغز شما همیشه تضمینی برای لذت بردن نیست.
با این حال، من کاملاً مجذوب آن شدم رومئو یک مرد مرده است. دیدن اینکه چگونه می شود یک چیز است، اما همچنین برای حس سبک و موسیقی قاتل.
با این حال بیایید از ابتدا شروع کنیم. روزی روزگاری، رومئو استارگازر، یکی از اعضای اداره پلیس ددفورد، در خیابان با زنی آشنا شد که نامش جولیت بود. با این حال، ملاقات سرنوشت ساز به یک تراژدی شکسپیر تبدیل می شود، زیرا رومئو توسط موجودی هیولایی مورد حمله قرار می گیرد که به طرز وحشتناکی او را پاره می کند. تنها به لطف مداخله پدربزرگش، بن استارگازر، و دستگاهی به نام DeadGear است که او به زندگی بازگردانده شد و تبدیل به DeadMan شد: هنوز زنده است اما مرده است.
“در میان همه چیز رومئو است که سعی می کند همه چیز را معنا کند، و اغلب شکست می خورد. از سوی دیگر، تعاملات آنقدر سورئال و غیرجدی به نظر می رسند که دوباره می یابم برای کاوش عمیق تر، جستجو برای چیزی، هر چیزی، اساسی تر.”
این کمترین نگرانی اوست اما به نظر می رسد حضور ژولیت باعث شده است که جهان به طور ناگهانی از فضا-زمان محو شود. او با همکاری پلیس فضا-زمان FBI به بررسی ناهنجاری ها و سایر رویدادهای مهم می پردازد و به دستگیری مجرمان در حین جستجوی جولیت کمک می کند. به چه منظور – و حقیقت در مورد هویت او – جایی است که جالب ترین بخش های طرح اتفاق می افتد.
و منظورم «تکهها» است، زیرا در این بین باید با تعداد بیشماری از دیوانهها سر و کار داشته باشید، به ویژه خدمهتان در کشتی ستارهای، Last Night. اوه، و پدربزرگ رومئو به نوعی مرده است، اما او هنوز در پشت ژاکت خود زندگی می کند، و نگران نباشید، لطفا و متشکرم. شخصیت هر یک از اعضای خدمه بین یک نت و دوست داشتنی متفاوت است، چه معاون مدیر کیمبرلی باشد که مدام رومئو را با نام واقعی خود صدا می کند و قبل از اینکه خودش را تصحیح کند و بگوید DeadMan، BrownRed که اصرار دارد گربه است علیرغم شباهت زیاد به فردی با سر گربه، و GreenRiver.
ببین، اینطور نیست که من از این شخصیت ها متنفرم. فقط به نظر می رسد که آنها بیشتر از هر چیز دیگری شبیه وسایل هستند، حتی اگر لونا، خواهر رومئو، کمی نسبت به او علاقه داشته باشد. حتی شرورها نیز بین کاریزماتیک و بی اهمیت در نوسان هستند. در میان همه اینها، رومئو است که سعی می کند همه چیز را معنا کند، و اغلب شکست نمی خورد. از سوی دیگر، تعاملات آنقدر سورئال و غیرجدی به نظر میرسند که میبینم عمیقتر میکنم، دنبال چیزی، هر چیزی، اساسیتر میگردم.
البته، بسیاری ممکن است در بسیاری از اتفاقات در حال وقوع طنز بیابند یا به سادگی از تصاویر شگفت زده شوند. رومئو زیاد است اولترامن-sque در طراحی آن؛ برشها و انتقالها جلد آلبومهای راک و جلد کتابهای مصور را تداعی میکنند (حتی جلدهای ادوارد هاپر Nighthawks نقاشی در یک مورد خاص). برخی از مبادلات کلیدی در قالب کتاب های مصور در تعداد شگفت انگیزی از سبک ها، متناسب با روح ماموریت ارائه می شوند. حتی منوها، از مزرعه Rotter با زیباییشناسی Day of the Dead گرفته تا دستگاهی که آشغالهای فضایی را به مواد ارتقاء یافته تبدیل میکند، پر از جذابیت و دل هستند.
“این می تواند در ابتدا چند دعوای بسیار آزاردهنده ایجاد کند، و کمکی نمی کند که رومئو نتواند از بدن دشمن طفره برود. اگر از هر طرف محاصره شوید، ممکن است در نهایت مرده شوید، به خصوص که او به راحتی تکان می خورد.”
تقریباً کافی است که محیط های تاریکی که در واقع سطوح بازی را تشکیل می دهند را فراموش کنید. کار بافت به خصوص چشمگیر نیست، و ضد آلیاسینگ میتواند در مکانهایی کاملاً وحشتناک به نظر برسد (به تمام زنجیرههایی که در تاریکی بالای سر آویزان هستند چراغ قوه نتابید). از سوی دیگر، فضای فرعی وجود دارد: یک موقعیت جایگزین قفلتر و سریعتر که تقریباً به همان اندازه که سوررئال است، هیپنوتیزمکننده است. در حالی که جسارت به و از زیرفضا به تراورس سطوح جالب است، اما عقب نشینی در برخی نقاط می تواند کاملا آزاردهنده باشد، به خصوص زمانی که مرد تلویزیون هر بار به پارس کردن ادامه می دهد. نکته ای در سطح نهایی: بدون شک یکی از خسته کننده ترین و خسته کننده ترین زمان های اخیر است.
همه چیز با مبارزه اندکی بهبود می یابد، اما فقط اندکی. رومئو به چهار اسلحه غوغا و چهار سلاح با قابلیت تعویض آنها در حین مبارزه دسترسی دارد. شما به احتمال زیاد یک یا دو گزینه را انتخاب خواهید کرد، زیرا فقط مواد ارتقا دهنده کافی برای بخش خوبی از بازی وجود دارد. هر سلاح ترکیب های منحصر به فردی دارد، اما همه آنها به حملات سبک و سنگین تقسیم می شوند، و بسته به فریم های خنک کننده برای دومی، موفق باشید سعی کنید در مواقع لزوم طفره بروید.
این می تواند در ابتدا نبرد بسیار آزاردهنده ای ایجاد کند، و کمکی نمی کند که رومئو نتواند از بدن دشمن طفره برود. اگر از هر طرف محاصره شوید، ممکن است در نهایت بمیرید، به خصوص که او به راحتی تکان می خورد. تابستان خونین، یک حمله فوق العاده که سلامتی را نیز بازسازی می کند، مفید است. فقط تا زمانی که مطمئن نشدید که ترکیبات ترکیبی آن انجام شده است از آن در برابر یک رئیس اولیه استفاده نکنید – وقتی فعال می شود پنجره شکست ناپذیری وجود ندارد، به این معنی که هنوز در معرض آسیب هستید.
پخش کنید PacMan-مانند گلوله توپ برای خرج کردن مواد و ارتقاء آمار، این ناامیدی را کاهش می دهد، به خصوص زمانی که به نظر می رسد هر دو شلیک کمتر رفاه شما را به خطر می اندازد. باز کردن قفل Rotters، که در اصل احضارهایی با توانایی های منحصر به فرد هستند، نیز کمک می کند، و مکانیک برای باز کردن، ارتقاء و بهبود آنها می تواند سرگرم کننده باشد (اگر کاملاً اصلی نباشد). اگر آنها به این راحتی مبهوت نشوند، یا پس از انجام برخی اقدامات طولانی مدت طول بکشد، یا حملات شما (و حرکت شما در برخی مکان ها) را مسدود نکنند، خوب است.
موارد دیگری که به سفارشیسازی اضافه میشوند، نشانهایی هستند که امکان آسیبدیدگی بهتر بسته به سلاح، خنککردن کوتاهتر برای Rotters و موارد دیگر را فراهم میکنند. ساده است، اما به خوبی کار می کند و انگیزه ای برای شیرجه رفتن در سیاه چال های اختیاری که در فضا-زمان نقطه نقطه هستند، فراهم می کند. همچنین میتوانید مقداری کاری کاتسو را با تمام موادی که جمعآوری کردهاید بپزید، و برای شما علاقهمندان زمان محدودی در مبارزه به دست آورید.

همانطور که از هر عنوان Suda51 انتظار می رود، در حالی که برخی از عناصر به شدت احساس می کنند آن را بگیر یا ترک کن، برخی از جلا و کیفیت زندگی بسیار مورد نیاز می تواند باعث شود. رومئو یک مرد مرده است در یک تجربه بسیار کمتر آزاردهنده.”
جدا از ماهیت بد خود مبارزه، باس ها بسیار سرگرم کننده هستند. هر کدام از آنها الگوهای حمله منحصر به فرد و مهمتر از آن، تم های باورنکردنی هستند که بیش از ایجاد هیجان انجام می دهند. این گواهی بر موسیقی متن عالی است که ضربات راک اند رول تازهای را در کنار میکسهای آرامتر و آرامتر اضافه میکند، و در نهایت عالی کار میکند.
عملکرد نیز، شما آن را حدس زده اید، گاهی اوقات یک کیسه ترکیبی است. در حالی که به اندازه کافی خوب شروع می شود، با پر شدن دشمنان و ذرات بیشتر صفحه نمایش، شروع به افت می کند. در سیاهچالهای اختیاری کاملاً وحشتناک است، و همراه با نور ضعیف (حتی با روشنایی کامل)، میتواند منجر به برخی اقدامات سردرد شود. همانطور که محیط ها پیچیده تر و در مقیاس بزرگتر می شوند، لازم نیست وارد مبارزه شوید تا ببینید که نرخ فریم در تلاش برای ادامه دادن است.
حتی با وجود این اخطارها – و چند مورد دیگر، مانند ماهیت کلی تکراری نبرد یا عدم تنوع دشمن – نمی توانم بگویم که زمانم را با رومئو کاملاً تحقیر کرده ام. توطئه من را مجبور کرد که ادامه دهم، حتی در جاهایی که پرمدعای محض یا پیچش های داستانی به ظاهر غیرقابل توضیح مرا تهدید می کرد. و به همان اندازه که مبارزات گاهی اوقات احساس یکنواختی می کند، نمی توانم لذت راه اندازی سه مرحله از تابستان خونین را برای کاهش دشمنانم به گودال های خونین انکار کنم. در حالی که برخی از عناصر کاملاً احساس می کنند “آن را بگیر یا بگذار”، همانطور که از هر عنوان Suda51 انتظار می رود، برخی از جلا و کیفیت زندگی بسیار مورد نیاز می تواند باعث شود رومئو یک مرد مرده است در یک تجربه بسیار کمتر آزار دهنده.
این بازی در پلی استیشن 5 بررسی شده است.
