» فیلم و سریال » انیمه » نقد و بررسی فیلم 28 سال بعد: معبد استخوانی; نبرد مرگبار تعصب و عقلانیت
نقد و بررسی فیلم 28 سال بعد: معبد استخوانی; نبرد مرگبار تعصب و عقلانیت
انیمه

نقد و بررسی فیلم 28 سال بعد: معبد استخوانی; نبرد مرگبار تعصب و عقلانیت

۲۹ بهمن ۱۴۰۴ 0033

«معبد استخوانی» یک دنباله غیر متعارف است. اگر به دنبال یک “فیلم زامبی” استاندارد هستید، شما را شگفت زده خواهد کرد و علاقه ای به برآورده کردن انتظارات ندارید، اما برعکس، دستگاه تبدیل به برگ برنده آن می شود. اگرچه فیلم 28 سال بعد در مورد بلوغ در دنیایی ناعادلانه است، این فیلم درباره ماهیت شیطان و تعصب شدید است. نقد و بررسی فیلم 28 سال بعد: معبد استخوانی را در این مطلب می خوانید.

هشدار! این خطر وجود دارد که داستان در نقد فیلم «28 سال بعد: معبد استخوان» فاش شود.

فیلم از جایی شروع می شود که قسمت قبلی به پایان رسید. اسپایک (الفی ویلیامز) با فرقه جیمی روبرو می شود. در نقد فیلم «28 سال بعد» عنوان کردم که پایان عجیب آن کارتونی و مضحک است و با فضای داستان همخوانی ندارد. ناگهان فیلم تمام جدیت و تاریکی خود را از دست می دهد و به یک پارودی تبدیل می شود. خوشبختانه، اکنون می توان به این پایان با دید مثبت تری نگاه کرد، زیرا به هسته اصلی زیبایی شناسی فیلم جدید تبدیل شده است. خشونت در اینجا وسیله بیان نیست، زبان اصلی فیلم است.

این فیلم دو داستان را دنبال می کند. یکی اسپایک است که حالا باید گروه سر جیمی کریستال (جک اوکانل) را همراهی کند و دیگری شاید پیچیده ترین عنصر فیلم، دکتر کلسون (ریف فاینس) باشد. رهبر آلفای افراد آلوده (بخوانید زامبی ها) می خواهد سامسون (چی لوئیس پری) را به بشریت بازگرداند، بنابراین خط باریک بین علم، ایمان، توهم و امید را طی می کند. این فیلم هرگز روشن نمی کند که کولسون یک ناجی است یا یک پیامبر خودخوانده. این عدم اطمینان زمانی بیشتر می شود که گروه جیمی او را با شیطان (نیک پیر) اشتباه می گیرند. جایی که فیلم مفهوم رهبری، اسطوره سازی و میل جمعی به اطاعت را روی سر خود می چرخاند.

«معبد استخوان‌ها» از ما می‌پرسد: «چقدر باید برای زنده ماندن در دنیایی که اخلاق در آن ناپدید شده مبارزه کنید؟» این شما را در موقعیت ناخوشایندی از پرسیدن سوال قرار می دهد. پاسخ فیلم اگر هم باشد تلخ است، اما یک خط نقره ای هم دارد. ممکن است فیلم مسیر امنی را طی کند و از قواعد ژانر خارج نشود، اما حاضر است ریسک کند. اما داستان یک مشکل بزرگ دارد: آنقدر مستقل نیست که به تنهایی معنا پیدا کند. اگر قسمت قبلی را تماشا نکرده اید یا علاقه ای به تماشای قسمت بعدی ندارید (اگر تا به حال تماشا کنید)، “معبد استخوان ها” بخشی از عملکرد خود را از دست می دهد.

با وجود این، فیلم در موقعیت طلایی قرار دارد که امکان آزمون و خطا را فراهم می کند. نیا داکوستا با نادیده گرفتن فرمول های کلیشه ای سینمای جریان اصلی، برداشت ما از آخرالزمان زامبی ها را وارونه می کند. نه برای موضع گیری، بلکه برای فراهم کردن بستری برای برخورد ایدئولوژی ها. چیزی شبیه به کاری که لانتیموس با بوگونیا کرد. اینجا فقط زنده ماندن و مبارزه با زامبی ها نیست. مشکل تضاد عقل و اعتقاد، علم و تعصب است.

شخصیت فرعی قسمت قبل، دکتر این بار، کولسون به مرکز ثقل روایت تبدیل می شود. کولسون یک رسالت اخلاقی – فلسفی دارد. او می خواهد بشریت گمشده را از اعماق رنج بیرون بکشد و فیلم این روند را با دوز کمی از جنون و ترس از انزوا نشان می دهد، یعنی رابطه عجیب و کمی آزاردهنده کولسون با سامسون. سلاح اصلی کولسون علم است و شاید علم چیزی باشد که این جهان را از سقوط نجات دهد و زامبی ها را درمان کند. با این حال، یک تهدید بزرگ در اینجا ظاهر می شود. تهدیدی بسیار خطرناک تر و غیرقابل پیش بینی تر از زامبی های وحشی. بیماری خطرناکی به نام تعصب مذهبی. کولسون که هرگز از زامبی ها نترسیده با شنیدن نظرات و اعتقادات سر جیمی کریستال می لرزد! احتمالاً به این دلیل که می دانست این شخص با تکیه بر ایمان همه را سلاخی می کند و هیچ لحظه ای احساس گناه نمی کند.

دغدغه اصلی فیلم اساساً تقابل عقل و ایمان است. این بحثی به قدمت کل تاریخ اندیشه است. اگر دکتر اگر کولسون تجسم لوگوس (نماد ذهن، اندیشه و تجربه گرایی) است، جیمی کریستال در سرزمین میتوس نفس می کشد. جایی که معنا نه از استدلال بلکه از اسطوره ها، آیین ها و باورها می آید. حقیقت این است که هیچ امکان سازش بین این دو وجود ندارد، حتی یک زبان مشترک حداقلی، بنابراین تعارض آنها منطقی است.

بهترین فیلم های زامبی دنیا که حتما باید تماشا کنید

جیمی کریستال ممکن است خنده دار به نظر برسد، اما او بسیار ترسناک است، احتمالاً به این دلیل که ما در این روزگار چنین افرادی را در اطراف خود می بینیم. جک اوکانل، که در «گناهکاران» نیز رضایت بخش بود، در اینجا فرصتی برای خودنمایی بیشتر دارد. ما هرگز مطمئن نیستیم که لبخندهای جیمی ناشی از اعتماد به نفس است یا نگرانی. فرقه جیمی بیشتر شبیه یک باند خیابانی است تا یک بدنه آیینی، اما در هر صورت باید آن را محصول باورهایی دانست که ریشه در ایده های منسوخ دارد. در نقد قسمت قبل گفتم که جیمی به درستی بزرگ نشده بود، او هنوز در کودکی بود و ضربه های روحی آن دوران او را به وجودی غیرعادی تبدیل کرد و کودکی و خشونت در ذهنش جمع شد. ایمانی که او گسترش می دهد با تفکر عمیق تغذیه نمی شود، بلکه با ساده سازی و بازگشت به الگوهای ابتدایی تغذیه می شود.

دیکتاتوری جیمی بر اساس ضعف پیروانش است. او پیامبر دروغین و فرصت طلبی است که می داند ایمان می تواند ابزار مؤثری برای به دست گرفتن قدرت باشد. با این حال، فیلم هوشمندانه نشان می دهد که برخلاف ادعای جیمی، این باور هرگز نمی تواند پایدار بماند. شک و تردید آرام آرام ستون های این معبد ویران را تکان خواهد داد و جیمی این را بهتر از هرکسی می داند. به همین دلیل می خواهد پیروان خود را با دروغ، تظاهرات، قتل و معجزات خیالی شستشوی مغزی دهد.

28 years later the bone temple

و در نهایت به نقطه ای می رسیم که مرز بین باور و فریب عمدا از بین می رود. جیمی ممکن است دروغگو باشد، اما دروغ های او تاثیری ندارد مگر اینکه اراده جمعی برای باور وجود داشته باشد. در اینجا «معبد استخوانی» از یک فیلم آخرالزمانی معمولی فراتر رفته و به انتقادی تند از مکانیسم قدرت و کنترل جمعی از طریق مذهب تبدیل می‌شود. خطرناک ترین نوع ایمان، ایمانی نیست که با عقل دشمنی کند، بلکه ایمانی است که ادعا می کند پاسخ همه چیز را از قبل می داند.

در این میدان نبرد ایمان و عقلانیت، فیلم حضور زامبی ها را به حداقل می رساند. دلایل خاصی برای این تصمیم وجود دارد. این فیلم قبلاً تکالیف خود را در مورد منبع اصلی ترس انجام داده است، بنابراین نیا داکوستا نیازی ندارد که دائماً روی کسانی که رنج می‌برند بپردازد. تهدید واقعی زامبی ها نیستند، بلکه انسان هایی هستند که از انسانیت پیشی گرفته اند و می توانند بی رحم تر و بی رحم تر از هر هیولایی باشند. افرادی مانند جیمی ممکن است به بقای خود ادامه دهند، اما از نظر اخلاقی و فکری هیچ راه بازگشتی برای آنها وجود ندارد. خنده دار است که حتی زامبی ها در فیلم درمان می شوند، اما هیچ درمانی برای کسانی که شر را انتخاب می کنند، کار نمی کند.

در این زمینه، بهتر است «معبد استخوان‌ها» را به‌عنوان یک درام سیاسی-اجتماعی در زمینه‌ای آخرالزمانی بدانیم تا یک فیلم اکشن با محوریت زامبی‌ها، به همین دلیل است که نسبت به نسخه‌های قبلی بدبینانه‌تر ظاهر شد. شاید فیلم به اندازه نسخه های دنی بویل هیجان انگیز نباشد، اما انسجام روایی بهتری دارد و به ایده هایش فضای تنفس بیشتری می دهد. نیا داکوستا سعی نمی کند با فرم بازی کند یا دنیای 28 روز بعد را دوباره اختراع کند، بلکه سعی دارد آن را از هم جدا کند و این کار را به بهترین شکل ممکن انجام می دهد.

«28 سال بعد: معبد استخوانی» توانسته مفهوم زامبی ها را تعالی بخشد و به آن فلسفه بیافزاید. زامبی‌های اینجا نمادی از وضعیت انسان معاصر هستند. فردی که خواسته یا ناخواسته به تعصب پناه می برد و می خواهد با خشونت راه بهشت ​​یا جهنم را هموار کند. از این منظر، «معبد استخوانی» ممکن است آثار جورج را دنبال کند. رومرو می دانست؛ فیلمسازی که زامبی را از موجودی بی نام و ترسناک به یک استعاره اجتماعی و سیاسی تبدیل کرد.

نکات مثبت

  • بازی عالی توسط Riff Fines و Jack O'Connell
  • مضامین تامل برانگیز داستان
  • جهت مینیمال و متفاوت از نیا داکوستا
  • نگاهی متفاوت به زامبی ها

نکات منفی

  • فیلم بدون در نظر گرفتن قسمت قبل و بعد کامل به نظر نمی رسد
  • حضور ضعیف اسپایک در داستان


اگر به دنبال یک فیلم پرفروش زامبی دیوانه هستید، 28 سال بعد: معبد استخوان ممکن است شما را ناامید و حتی عصبانی کند. این فیلم اهداف دیگری نیز دارد. ترسناک تر از هر ترسی به پرسیدن سؤالات علاقه مند است: چه می شد اگر ایمان و تعصب خطرناک تر از یک ویروس مسری کشنده بود؟ پس اگر علم و منطق نتوانند در مقابل این بایستند، چه می ماند؟ خوشبختانه «معبد استخوانی» ما را بدون پاسخ های امیدوارکننده نمی گذارد.

شناسنامه از فیلم “28 سال بعد: معبد استخوانی” (28 سال بعد: معبد استخوانی)

کارگردان: نیا داکوستا
نویسنده: الکس گارلند
بازیگران: ریف فاینز، جک اوکانل، الفی ویلیامز، ارین کلیمن، کیلین مورفی
محصول: 2026، انگلستان، ایالات متحده آمریکا
امتیاز فیلم در imdb: 7.7 از 10
امتیاز فیلم در Rotten Tomatoes: 92%
خلاصه داستان: داستان از جایی شروع می شود که قسمت قبلی به پایان رسید. اسپایک (الفی ویلیامز) که توسط فرقه جیمی نجات یافته است، مجبور می شود به آنها بپیوندد. در همان زمان، دکتر یک کشف مهم انجام می دهد که می تواند جهان را تغییر دهد. او متوجه می شود که زامبی ها می توانند به انسان تبدیل شوند، اما…

بررسی «28 سال بعد: معبد استخوانی» نظر شخصی نویسنده است و لزوماً نشان دهنده موضع DigiCala Mag نیست.

منبع: دیجی کالا مگ

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×