Reanimal Review – بچه های شهر
الفتقریباً 15 سال است که از طرفداران پرشور ترسناک بوده اید، همیشه نمی دانید چه چیزی باعث ایجاد وحشت واقعی می شود. با این حال، اگر چیزی وجود داشته باشد که همیشه مؤثر بوده است، آن ترس از ناشناخته است. از غیر قابل تعریف، غیر قابل تصور، گاهی اوقات ناخوشایند – و در درون یکی از Reanimal مورد، تقریبا غیر قابل درک. این احساسی است که من تنها زمانی شروع به درک کامل آن کردم، و در این مرحله هر سرنخ احتمالی مانند کشیدن نخی است که به سادگی باز نمی شود. و این تنها چیزی است که می توانم بدون وارد شدن به اسپویلر بگویم، زیرا واقعاً چیزی است که باید خودتان تجربه کنید.
دور از آن است که کسی مثل من واقعاً طبقه بندی کند احیا کنید به عنوان “وحشت موثر”. بیشتر از آن چیزی است که فکر می کنید، اما خیلی بیشتر است. من بدون پخش نسخه نمایشی آن را طی کردم، فقط تریلرها را تماشا کردم. با این حال من هنوز تزلزل دارم. این همان خارش در مغز من است – مثل اینکه در آستانه درک و اتصال همه قطعات هستم و اجازه میدهم ناامیدی به همان اندازه که درخشش داستان سرایی بر من غلبه کند.
بیایید با تنظیم، یا بهتر است بگوییم، فقدان آن شروع کنیم. بازیکن در یک قایق در دریا به عنوان پسر از خواب بیدار می شود. به دنبال شناورهای قرمز چشمک زن، او در نهایت با دختر روبرو می شود، او را به داخل می کشاند و با یک جفت دست دور گلویش جایزه می گیرد. پس از بازگشت آرامش، آن دو به دنبال شناورها به سمت نزدیکترین جزیره در جستجوی دوستان خود حرکت می کنند.
گاهی اوقات شبیه به دوران کودکی است، جایی که همه چیز بزرگتر و ترسناکتر از آنچه هست به نظر می رسد، اما با پیشرفت، به سرعت آشکار می شود که همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.
چون اتفاقی در دنیا افتاد و همه چیز به هم ریخت. اجساد بدون استخوان به اولین مکان، Trainyard می خزند. یک مرد بلند قد و لاغر اندام – نه اسلندرمن، اما همچنان به همان اندازه پرخاشگر – بچه دار می شود، آن دو را آزار می دهد و… به دلیل نبود اصطلاح بهتر، لباس می شویید. حتی وقتی اولین دوست خود را پیدا می کنند، هیچ لذتی در یافتن یکدیگر وجود ندارد. به هر حال، جشن گرفتن در میان آسمان های متروک بسیار سخت است.
برخلاف آنچه ممکن است فکر کنید، اینکه چرا جهان به این شکلی که هست، نیروی محرکه روایت نیست، حداقل نه در ابتدا. گاهی اوقات شبیه به دوران کودکی به نظر می رسد، جایی که همه چیز بسیار بزرگتر و ترسناکتر از آنچه هست به نظر می رسد، اما با پیشرفت ما، به سرعت آشکار می شود که همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست. و در واقع، اصل چیزی است که آن را می سازد احیا کنید چنین عنوان قانع کننده ای
البته ارائه نیز کلیدی است. HUD وجود ندارد. آموزش ها حداقل هستند و به سادگی به شما آموزش می دهند که چگونه اقدامات خاصی را انجام دهید. گفتگو پراکنده و پراکنده است. همه چیزها در محیط است، خواه نحوه سلاخی موجودات باشد یا نقاشی های به جا مانده. جریانی از آشفتگی در سرتاسر وجود دارد، و زمانی که منفجر می شود، توجه به جزئیات یکی از بهترین ها در این ژانر است. دیدن اینکه توسعه دهنده چقدر برای زنده کردن جهان و وحشت های بی شمار آن انجام داده است، شگفت انگیز است. از حرکت سیمهای الکتریکی در پسزمینه گرفته تا انیمیشنهای شخصیتها، تفاوتهای ظریف زیادی برای قدردانی و آرزو وجود دارد.
من میتوانم در مورد نورپردازی، استفاده از سایهها و خیلی چیزهای دیگر ادامه دهم، اما واقعاً خودش صحبت میکند. حتی در میان رنگ های تیره و تاریکی همیشه حاضر، احیا کنید این یک بازی زرق و برق دار به دنبال است. سینماتوگرافی نیز در این زمینه شایسته اعتبار است. عکسهای عریض بزرگ در دریا، این احساس کوتوله شدن با هر چیزی که در آنجا وجود دارد را تقویت میکند. نحوه دنبال کردن یکپارچه دوربین در طول برخی از این سکانسهای تعقیب و گریز نیز باورنکردنی است.
این واقعیت که بسیار نرم است نشان می دهد که چقدر سخت است همه چیز را به این آرامی پیمایش کنید، اما من همچنین تحت تأثیر نمایشگرهای نازک تر هستم. پرسه زدن بیرون ساختمان برای ورود به پنجره و اینکه دوربین او را تعقیب کند، انگار که او یک موجود زنده است، چیز دیگری است. با این حال، حیف است که هیچ پشتیبانی HDR وجود ندارد (حداقل در PS5 در این مرحله).
بدترین چیزی که میتوانم بگویم این است که برخی مکانها نیاز به آزمون و خطا دارند، اما با وجود پستهای بازرسی سخاوتمندانه، بهاندازه کافی آسان میتوان آنها را بدون درهمرفتن سرعت تشخیص داد.»
با توجه به اینکه من چقدر ارائه، کارگردانی هنری و توجه به جزئیات را دوست دارم، فکر می کنید مشکلی در مورد گیم پلی وجود دارد. داده شده، احیا کنید این دقیقاً چرخ را از نو اختراع نمی کند وقتی صحبت از ژانر یا حتی بازی های مشترک می شود، اما در سرزمین عجایب پیچ خورده وحشت خود، چیزهای باورنکردنی را نشان می دهد.
پلتفرم کردن هنوز بخش مهمی از بازی است (و وزن مناسبی را حمل می کند)، اما تاکید بیشتری بر کاوش و مشاهده است. رفتن از سری پلتفرمرهای 2.5 بعدی به کابوس های کوچک تجربه یک اکشن ماجراجویی سه بعدی به این معنی است که همیشه ندانید کجا بروید. اغلب کاملاً واضح است، اما در مواقع دیگر باید دوربین را بچرخانید، شاید متوجه آن کوچه ای شوید که در غیر این صورت قابل مشاهده نبود. شاید با یک درب سرداب قفل شده روبرو شوید و بدون اینکه نمی دانید کلید کجاست، به پاره کردن چیزها ادامه دهید و به یکی از مورد علاقه من “صبر کن، نه؟” لحظات
البته، سکانسهای مخفی کاری و تعقیب و گریز معمولی نیز وجود دارد، هر چند که هرگز احساس نمیکنند که در جای خود نیستند یا مجبور نیستند. بدترین چیزی که میتوانم بگویم این است که در برخی مکانها آزمون و خطا وجود دارد، اما با وجود پستهای بازرسی سخاوتمندانه، درک آنها به اندازه کافی آسان است، بدون اینکه گامهای بلندی را درگیر کند. به طور کلی، به نظر میرسد که تارسیر چشماندازی از آنچه میتواند در فضای سهبعدی انجام دهد داشت و تصمیم گرفت آن را به سازشناپذیرترین شکل ممکن بسازد.
یکی از جنبه هایی که تا حدودی مانع غوطه ور شدن می شود، این واقعیت است که تمرکز بسیاری از ترس ها روی شماست، حداقل هنگام بازی انفرادی. این بدان معناست که هیولاهای مختلف در دسترس دختر خواهد بود، و او خوب است. میدانم، میدانم: بهطورکلی تنش را از بین نمیبرد، اما در بیش از یکبار آن را خندهدار نمیدانم.

Reanimal خیلی طولانی نیست، اما صادقانه بگویم که نیازی به طولانی بودن آن نیست. این حس طولانی است، بازیکن را به چیزی که اساساً یک اودیسه ترسناک است می برد، آنها را به چالش می کشد تا بفهمند چه اتفاقی دارد می افتد و سپس این انتظارات را از بین می برد.”
عنصر دیگری که می بینم برای برخی اوضاع را خراب می کند، پایان است. بدون اسپویلر، اما پس از مدتی تامل – فندک ضرب المثلی که تاریکی را روشن می کند – احساس کردم که این کار انجام شده است و سپس برخی، بعد کاملاً جدیدی به سفر اضافه کردند. من همه رازها را کشف نکرده ام (مانند هنر مفهومی قابل قفل و ماسک های جایگزین)، بنابراین شاید چیز دیگری وجود داشته باشد که از دست داده ام و به همان اندازه مرا هیجان زده و نگران می کند.
در سطح فنی، تجربه تقریباً بی عیب و نقص در سراسر آن احساس می شد، با شاید تنها یک نمونه از کاهش نرخ فریم. در یک نقطه، بازی ناگهان پاسخ نداد و از من خواست آن را ببندم و دوباره راه اندازی کنم (خوشبختانه، این روی پیشرفت تأثیری نداشت). همچنین یک یا دو اشکال کوچک ناشی از تعامل با زمین وجود دارد. در غیر این صورت، این یک تجربه فوق العاده خوب است.
احیا کنید خیلی طولانی نیست، اما صادقانه بگویم، نیازی به طولانی شدن نیست. به نظر طولانی است، بازیکن را به چیزی که اساساً یک اودیسه ترسناک است می برد، آنها را به چالش می کشد تا بفهمند چه اتفاقی دارد می افتد و سپس این انتظارات را از بین می برد. شما هرگز نمیدانید انتظار چه چیزی را داشته باشید، و به اعتبار تارسیر، راههای جالبی برای بالا بردن سرعت بدون از دست دادن سرعت یا افزایش بیضروری زمان اجرا پیدا میکند، همه اینها در خدمت داستانی است که سعی دارد بیان کند. کافی است بگویم، من از چیزی که نمیفهمم آنقدر نمیترسم، بلکه غمگینم که میتواند بیشتر مرا به ناامیدی عمیقتر بکشاند. اگر این با وزن واقعی احساسی تجربه صحبت نمی کند، پس من نمی دانم چه می شود.
این بازی در پلی استیشن 5 بررسی شده است.
