نقد فیلم «رحمت»; نیازی به بخشش نیست، اجرا کن!
فیلم «بخشش» تمام عناصر لازم برای یک فیلم هیجان انگیز را دارد. چیزهای زیادی در آن وجود دارد: از محاکمه قتل تا یک بازی کارآگاهی نود دقیقه ای، از صندلی برقی تا مرگ قریب الوقوع. با این حال، تیمور بکمامبتوف، کارگردان فیلم بخشش، غیرممکن ها را ممکن کرد و از ترکیب همه این عناصر، فیلمی خسته کننده و فراموش نشدنی خلق کرد. در نقد «بخشش» بیشتر به پتانسیل ایده اصلی فیلم و مشکلات ساختاری آن پرداختم.
هشدار! در نقد فیلم «بخشش» این خطر وجود دارد که داستان فاش شود.
نقد و بررسی فیلم بخشش; در دادگاه هوش مصنوعی
فیلم دیستوپیایی جدید تیمور بکمامبتوف، رحمت، در مورد آینده ای نزدیک می گوید که در آن هوش مصنوعی در صندلی قاضی دادگاه می نشیند. اما برای فیلمی که استفاده گسترده از هوش مصنوعی را زیر سوال می برد، «بخشش» شبیه فیلمی است که با هوش مصنوعی ساخته شده است.
داستان در سال 2029 اتفاق می افتد. در آینده ای نه چندان دور، جهان به قدری تغییر کرده است که اکنون یک هوش مصنوعی پیشرفته به پلیس اجازه می دهد تا شواهد جمع آوری کند و متهمان را از طریق یک برنامه به ظاهر بی خطا (معروف به “دادگاه عالی عفو”) محاکمه کند. کارآگاه کریس ریون (کریس پرت)، یکی از اعضای اداره پلیس لس آنجلس، یک روز از خواب بیدار می شود و خود را در دادگاه این هوش مصنوعی می بیند.
کریس به دلیل قتل همسرش نیکول (آنابل والیس) دستگیر شده است و تمام شواهد علیه او است. بر اساس این شواهد، سیستم او را مجرم شناخته و به اعدام محکوم کرد. اما ریون 90 دقیقه فرصت دارد تا بی گناهی خود را به هوش مصنوعی دادگاه، قاضی مدوکس (ربکا فرگوسن) ثابت کند. تنها شانس کریس این است که مدوکس به او اجازه دهد به تمام داده های شهر، از جمله دوربین های امنیتی و خلاصه فایل های دیجیتالی که می خواهد دسترسی داشته باشد. کریس با استفاده از مهارت های کارآگاهی خود باید از تمام شواهد ممکن استفاده کند و میزان گناه را از 97.5% به کمتر از 92% کاهش دهد. در غیر این صورت با یک اقدام ساده و روی صندلی برقی که در آن گیر کرده اعدام می شود.

سبک فیلمهایی مانند «بخشش» را فیلمهای «زندگی اکران» میگویند. به عبارت دیگر، فیلم هایی که داستانشان در پرده بزرگ روایت می شود. از تلفن همراه گرفته تا لپ تاپ، از دوربین های امنیتی تا پهپاد. با این حال، این اولین تلاش تیمور بکمامبتوف در چنین ژانری نیست. این کارگردان قزاق که در کارنامه اش فیلم هایی مانند «تحت تعقیب» و همچنین فیلم های خون آشامی مانند «نگهبان شب» و «آبراهام لینکلن: شکارچی خون آشام» را در کارنامه خود دارد، چند سالی است که به فیلم های «زندگی اکران» علاقه مند بوده است. مثل «پروفایل» یا «تحت تعقیب» و «گمشده» که تهیه کنندگی آن را بر عهده داشت. اما بدترین آن «جنگ دنیاها» است – البته نه نسخه تام کروز، بلکه نسخه مکعب یخی – که سال گذشته اکران شد و به راحتی جای خود را در فهرست بدترین فیلم های تاریخ سینما تثبیت کرده است.
بکمامبتوف در فیلم بخشش به این سبک فیلمسازی بازگشت. قسمت اعظم زمان فیلم از طریق تصاویر و ویدیوهای ضبط شده در فیس تایم با تلفن های همراه، دوربین های نصب شده بر روی لباس پلیس، وب کم و مواردی از این دست روایت می شود. با این حال «بخشش» در نسخه سینمایی با فناوری امروزی تا حدودی منسوخ شده یعنی به صورت سه بعدی نمایش داده شد. با دیدن این نسخه منتشر شده نیز متوجه خواهید شد که در کجا از این فناوری استفاده می شود. اما این لحظات (مثل چرخاندن اسناد و فشار دادن سر مدوکس به صورت شما) محدود هستند و بیشتر اوقات شما هنوز با کریس پرت صندلی بسته روبرو هستید. بنابراین تصمیم Bekmambetov برای فیلمبرداری «ببخشید» در IMAX و انتشار آن به صورت سه بعدی چیزی جز اتلاف وقت و منابع نبود.
جریان تصاویر با کیفیت بالا مانند عناوین گم شده در اعماق پلتفرم های پخش آنلاین با ویرایش آشفته هیچ بار هنری به تصویر اضافه نمی کند. به خصوص زمانی که فیلم به صحنه های اکشن و تعقیب و گریز می رسد که با لرزش دوربین و حرکات بسیار سریع، کاری جز سردرد برای شما ایجاد نمی کند. برای لحظات باقیمانده، فیلم هیچ نورپردازی، کادربندی یا اصلاح رنگ خاصی ندارد. شما فقط با نماهای نزدیک از چهره کریس پرت و گاه به گاه ربکا فرگوسن که بر عملکرد خشک و بی احساس پرت تاکید می کند، استقبال می کنید.

این یکی دیگر از مشکلات مهم فیلم است. کریس پرت که به خاطر بازیهای خندهدارش در فیلمهای «نگهبانان کهکشان» شناخته میشود، بیشتر «بخشش» را با بسته شدن به صندلی و خیره شدن به صفحهای میگذراند که امکان اجرای فیزیکی را از او سلب میکند. این فیلم از استعدادهای کمدی او بهره نمی برد و متأسفانه پرت به خاطر بازی های احساسی اش شناخته شده نیست. از این رو شخصیت او متهم به قتل همسرش است و با اینکه چند دقیقه با مرگ فاصله دارد اما این احساسات در چهره او دیده نمی شود.
عملکرد ضعیف پرت و شخصیت نامطلوب، ریشه یابی شخصیت کریس را دشوار می کند. طبق اسناد دادگاه، کریس یک شوهر بداخلاق و بداخلاق است که مدام سر همسرش داد میزند و به شدت خشن است. وقتی کل داستان به زندگی و مرگ شخصیت اصلی خلاصه میشود، کریس باید قهرمانی باشد که مخاطب بتواند با او ارتباط برقرار کند یا حداقل بخواهد از مخمصهاش نجات پیدا کند. با این حال، پرت با تکیه بر فیلمنامه ای ضعیف تر از اجرای خود، شخصیتی خلق کرد که مرگ و زندگی اش برای مخاطب اهمیتی ندارد.
در مقابل، ما ربکا فرگوسن را از فیلم های “Dune” و “Mission: Impossible” داریم. در «بخشش»، فرگوسن یک هوش مصنوعی است و همچنین قاضی، هیئت منصفه و جلاد است. با این حال، او عملکرد چشمگیرتری نسبت به پرت ارائه می دهد. اگرچه همیشه فقط سر مدوکس روی صفحه نمایش دیده می شود، اما تبدیل شخصیت او از یک جلاد سرد و بی رحم به یک هوش مصنوعی که برخلاف قوانین خودش است و به ریون کمک می کند، مدوکس را به شخصیت جالب تری تبدیل کرده است. در این فیلم بازیگران دیگری مانند والیس در نقش نیکول همسر کریس که احتمالاً او را از فصل چهارم «کارآگاه واقعی» به خاطر دارید یا کالی ریس در نقش همکار کریس بازی میکنند. اما نقش ضعیف شخصیت های فرعی داستان اجازه درخشیدن استعدادهای اجرایی این بازیگران را نمی داد.

«بخشش» هیچ پیام معناداری ندارد. البته هر فیلمی نیازی به دادن پیام اخلاقی ندارد، اما چگونه می توان فیلم را با پیام «همزیستی انسان ها و هوش مصنوعی» به پایان برد، در حالی که موضوع داستان «هوش مصنوعی» است که تاثیر شگرفی در تمام ابعاد زندگی امروز ما دارد؟!
اگرچه داستان فیلم تنها چند سال آینده اتفاق میافتد، اما دیستوپیا «بخشش» تصویری تقریبا مثبت از هوش مصنوعی ارائه میکند. مهم نیست که یک هوش مصنوعی اینجا چند قاضی را اخراج کرد. در نهایت مدوکس سرگردان می شود و ردی از انسانیت را نشان می دهد. اکنون کریس در مورد اینکه چگونه انسان ها و هوش مصنوعی می توانند اشتباه کنند صحبت می کند، حتی زمانی که قرار بود لحظاتی پیش توسط مدوکس اعدام شود! بر اساس هوش مصنوعی، اینطور نیست که بشریت به یک سری صفر و یک تقلیل یافته باشد.

مثل همیشه، تیمور بکمامبتوف ایده هایی داشت، اما همانطور که اغلب اتفاق می افتد، نتیجه نهایی به محصول جالبی تبدیل نشد. این به وضوح از فیلم های علمی تخیلی بهتر الهام گرفته شده است. او نه تنها نتوانست تقلید و برخورد دقیقی با عناوینی مانند «درد»، «یادآوری کل»، «گزارش اقلیت» ارائه کند، که حتی پتانسیل ایده او را ناامید کرد. به عنوان مثال، بکمامبتوف با وادار کردن مخاطب به تماشای دادگاه، مخاطب را بخشی از هیئت منصفه می کند. اما کارگردانی و ویرایش ناامید کننده اجازه نمی دهد که این ایده ظاهر شود.
این مشکلات بیشتر به خاطر فیلمنامه «بخشش» است که توسط نویسنده جدیدی به نام مارکو ون بل نوشته شده است. “بخشش” اولین اثر واقعی و درمان حرفه ای او محسوب می شود و این بی تجربگی در نوشتن (مگر اینکه بخواهم با استفاده از هوش مصنوعی به آن انگ بزنم) به وضوح در نتیجه نهایی خود را نشان می دهد. به عنوان مثال، چرا هوش مصنوعی از همان ابتدا (قبل از خراب شدن مدوکس) به کریس کمک می کرد؟ پس چگونه این هوش مصنوعی می تواند به تمام وسایل الکترونیکی دنیا مانند آب آشامیدنی دسترسی داشته باشد و اطلاعات خود را بدون ذکر دلیل در اختیار یک مجرم احتمالی قرار دهد؟ حتی یک خط گفتگو درباره حفاظت از حریم خصوصی افراد در فضای دیجیتال یا پیامدهای اخلاقی این تداخل با «بخشش» وجود ندارد. به نظر می رسد که نه بکمامبتوف و نه ون بل علاقه ای به کاوش در این موضوعات عمیق تر نداشتند و تنها دغدغه آنها این بود که این داستان نامحتمل را به پر سر و صداترین و آشفته ترین شکل ممکن به تصویر بکشند.
نکات مثبت
- اجرای قابل قبول ربکا فرگوسن در نقش AI Maddox
نکات منفی
- سناریویی پر از تناقضات روایی
- فیلمبرداری ناراحت کننده و تدوین آشفته
- اجرای ضعیف کریس پرت
- ضعف بصری از هر زاویه ای مانند نورپردازی، کادربندی، تصحیح رنگ
«بخشش» باید فیلم سال می شد. فیلم Bekmambetov با داستانی حول محور “هوش مصنوعی” و چالش های اعتماد به آن به داغ ترین موضوع سال می پردازد. اما بکمامبتوف با “بخشش” پیامی نمی دهد ، عمل هیجان انگیز را به تصویر نمی کشد ، حتی داستان جالبی را تعریف نمی کند. کارگردانی، تدوین، مشکلات ساختاری در فیلمنامه و بازی ضعیف، «بخشش» را به فیلمی شبیه هوش مصنوعی، بی روح و بیهوده، کلیشه ای و خالی از هنر تبدیل کرد و چیزی جز اتلاف وقت نیست.
هویت فیلم “بخشش” (رحمت)
مدیر: تیمور بکمامبتوف
نویسنده: مارکو ون بل
بازیگران: کریس پرت، ربکا فرگوسن، آنابل والیس، کالی ریس
محصول: 2026، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.2 از 10
امتیاز فیلم در روتن تومیتوز: 24%
خلاصه داستان: کریس ریون کارآگاهی است که متهم به قتل همسرش است. فردی که خود را به صندلی برقی بسته می بیند و در دادگاه هوش مصنوعی که توسط برنامه ای به نام مدوکس قضاوت می شود، باید بی گناهی خود را با استفاده از شواهد ارائه شده توسط دادگاه ثابت کند. او فقط 90 دقیقه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر کریس نتواند میزان گناه خود را به زیر 92 درصد برساند، دادگاه به سرعت او را اعدام خواهد کرد…
نقد فیلم بخشش نظر شخصی نویسنده است و لزوما نظر دیجی کالا مگ نیست.
منبع: دیجی کالا مگ
منبع: دیجیکالا مگ

