» فیلم و سریال » باکس آفیس » افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم
افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم
باکس آفیس

افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

۷ اسفند ۱۴۰۴ 1068

دنیای بازی‌های ویدیویی مملو از داستان‌ها و افسانه‌های مختلفی است که دهن به دهن پیچیده و نهایتاً به ما رسیده‌اند. داستان‌هایی با سرمنشأ نامشخص و حال و هوای ترسناک. ماجراهایی از توهم، ترس، خودکشی و دیوانگی که می‌توانند برای علاقه‌مندان به داستان‌های ترسناک و البته خوره‌های بازی‌های ویدیویی جذاب باشند. امروز در این مطلب به تعدادی از این داستان‌ها و افسانه‌ها می‌پردازیم و منشأ و شایعات مربوط به آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

Sonic.exe – نسخه شیطانی سونیک!

افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

داستان از جایی آغاز می‌شود که شخصی ادعا می‌کند روزی بسته‌ای از دوستش دریافت کرده است. روی بسته، با خطی شلخته و جملاتی که آشکارا با عجله نوشته شده بودند، پیامی دیده می‌شد با این مضمون که او باید فوراً و بدون تردید دیسک را نابود کند و تحت هیچ شرایطی آن را اجرا نکند. روی دیسک نوشته شده بود: sonic.exe و از آن‌جا که راوی خود را علاقه‌مند به بازی‌های سونیک معرفی می‌کند، طبیعتاً تصمیم می‌گیرد دیسکی مرموز را که به‌شدت از اجرای آن منع شده، اجرا کند!

او دیسک را داخل کامپیوتر می‌گذارد و فایل sonic.exe را اجرا می‌کند. در ابتدا به‌نظر می‌رسد با نسخه‌ای کاملاً عادی از سونیک‌های کلاسیک روبه‌روست، اما پس از چند لحظه صفحه سیاه می‌شود و نسخه‌ای کاملاً متفاوت نمایش داده می‌شود؛ همه‌چیز حال‌وهوایی تاریک و وهم‌آلود پیدا کرده و رنگ‌های شاد جای خود را به قرمز داده‌اند. سونیک با چهره‌ای ترسناک و چشمانی سرخ در مرکز صفحه ظاهر می‌شود و به‌جای نام Sega، عبارت Sega666 در گوشه تصویر دیده می‌شود. با ورود به صفحه انتخاب شخصیت، صحنه عجیب‌تری نمایان می‌شود؛ شخصیت‌های قابل بازی Tails، Knuckles و Dr. Robotnik هستند. نه‌تنها خبری از سونیک نیست، بلکه حضور دکتر رباتنیک به‌عنوان شخصیت قابل بازی نیز غیرمنتظره است.

بازی آغاز می‌شود. موسیقی‌ای آزاردهنده پخش می‌شود و تیلز به حرکت ادامه می‌دهد. از همان ابتدا، خالی بودن محیط از هر موجود دیگری جلب توجه می‌کند. با پیشروی در مرحله، لکه‌های خون و نشانه‌های کشتار کم‌کم در محیط ظاهر می‌شوند. ناگهان سونیک با همان چهره هولناک ظاهر شده و تیلز را تعقیب می‌کند. فرار بی‌فایده است؛ سونیک خیلی زود به او می‌رسد و با صدای جیغ گوش‌خراش تیلز، تصویر سیاه و محو می‌شود.

روند بازی سپس با شخصیت‌های دیگر ادامه پیدا می‌کند؛ ناکلز و دکتر رباتنیک. ساختار کلی برای آن‌ها نیز مشابه است: محیط‌های خالی و خون‌آلود، موسیقی گوش‌خراش و در نهایت ورود سونیک و مرگ شخصیت. در پایان، سونیک همه را می‌کشد و بازی به اتمام می‌رسد. اما پایان بازی، پایان داستان نیست؛ در روایت گفته می‌شود بازیکن پس از تجربه این نسخه دچار پیامدهایی مانند کابوس‌های مرتبط می‌شود.

داستان Sonic.exe یکی از ماجراهای نسبتاً قدیمی دنیای ویدیوگیم است که نخستین‌بار حدود سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ در اینترنت منتشر شد. با کمی جست‌وجو همچنان می‌توان نسخه‌هایی از آن را در فضای آنلاین پیدا کرد.

Polybius – پروژه مخفی دولت و CIA؟

افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

این ماجرا به دهه ۸۰ میلادی و دوران طلایی دستگاه‌های آرکید برمی‌گردد؛ زمانی که افراد برای بازی با این دستگاه‌ها صف می‌کشیدند و ساعت‌ها وقت صرف می‌کردند. در سال ۱۹۸۱، در شهر پورتلندِ ایالت اورگانِ ایالات متحده، دستگاه‌های آرکیدی با نام Polybius ظاهر شدند. این بازی، مانند بسیاری از آثار آرکید، ظاهری ساده و گیم‌پلی‌ای ابتدایی داشت؛ سفینه‌ای که در محیطی فضایی حرکت می‌کرد و به اجسام مختلف شلیک می‌کرد.

نکته‌ای که از همان ابتدا جلب توجه می‌کرد، استقبال گسترده مردم و صف‌های طولانی برای تجربه پولیبیوس بود. اما هم‌زمان با این استقبال، گزارش‌هایی از بروز مشکلات در میان بازیکنان منتشر شد؛ برخی ادعا می‌کردند انجام این بازی باعث سردرد، حالت تهوع، فراموشی و حتی کابوس می‌شود. گویی پولیبیوس اثری مستقیم بر ذهن و روان بازیکنان می‌گذاشت.
ماجرا زمانی عجیب‌تر می‌شود که عده‌ای ادعا می‌کنند هر از گاهی مردانی با کت‌وشلوار مشکی به مراکز آرکید مراجعه کرده، دستگاه‌های Polybius را بررسی می‌کردند و اطلاعاتی از آن‌ها استخراج می‌کردند؛ بدون اینکه سهمی از درآمد دستگاه‌ها بگیرند یا توضیحی ارائه دهند. گفته می‌شد این افراد از سوی دولت یا سازمان‌های اطلاعاتی اعزام شده‌اند و برخلاف صاحبان دستگاه‌ها، توجهی به سود مالی ندارند. هدف آن‌ها ظاهراً انجام آزمایشی محرمانه یا جمع‌آوری داده‌هایی نامشخص بود.
پس از حدود یک ماه، تمام دستگاه‌های پولیبیوس از سطح شهر جمع‌آوری شدند و دیگر اثری از آن‌ها دیده نشد. بسیاری از مغازه‌دارانی که ادعا می‌کردند این دستگاه‌ها را داشته‌اند، هیچ مدرکی برای اثبات گفته خود ارائه نکردند.

هیچ‌گاه مشخص نشد حقیقت ماجرای این بازی، مردان سیاه‌پوش و آزمایش احتمالی دولت چه بوده است. اطلاعات موجود درباره Polybius پراکنده و متناقض است و روایت‌های مختلفی از ظاهر و گیم‌پلی آن وجود دارد. ابهام ماجرا تا جایی پیش رفته که بسیاری معتقدند اساساً بازی آرکیدی‌ با این نام هرگز وجود نداشته و تمام این داستان، افسانه‌ای بیش نیست!

Berzerk – مسئول مرگ سه نفر!

افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

باز هم دهه ۸۰ میلادی و دستگاه‌های آرکید. این‌بار اثری به نام Berzerk؛ یکی از مهم‌ترین و محبوب‌ترین بازی‌های آرکید آن دهه و حتی سال‌های بعد. بازی‌ای که در کنار محبوبیتش، همواره با شایعات و روایت‌های تاریک همراه بوده است. از جمله این بحث‌ها می‌توان به شایعه مرگ سه نفر به‌دلیل انجام این بازی اشاره کرد: Peter Bukowski، Jeff Dailey و Edward Clarke Jr. سه مرگ که هرکدام به‌نوعی به Berzerk نسبت داده شده‌اند؛ اما آیا واقعاً یک بازی عامل مرگ آن‌ها بوده است؟

نخستین مورد مربوط به Jeff Dailey در سال ۱۹۸۲ است؛ مرگی که گفته می‌شود پس از ساعت‌ها بازی و ثبت امتیاز ۱۶۶۶۰ رخ داده و او بلافاصله بعد از رسیدن به این رکورد دچار ایست قلبی شده است.
اما روایت رسمی چیز دیگری می‌گوید. با اینکه فردی با این نام واقعاً وجود داشته، دلایل متعددی این ادعا را رد می‌کند. نخست اینکه دستگاه‌های Berzerk تنها در شهری در ایالت ایلینوی در دسترس بودند، در حالی که جف در زمان مرگ مدت‌ها بود در آن شهر حضور نداشت و به بازی دسترسی نداشته است. دوم اینکه رکوردداران Berzerk معتقدند امتیاز ۱۶۶۶۰ حتی با معیارهای دهه ۸۰ نیز عددی چشمگیر محسوب نمی‌شود. به‌نظر می‌رسد انتخاب این عدد بیشتر به‌خاطر وجود ۶۶۶ و ایجاد حال‌وهوای مرموز بوده تا یک رکورد تاریخی واقعی.

نفر دوم، Peter Bukowski، در سال ۱۹۸۲ فوت می‌کند و این‌بار واقعاً پس از بازی کردن Berzerk. روایت چنین است که او یک روز برای بازی به سراغ دستگاه می‌رود، مدتی بازی می‌کند و سپس محل را ترک می‌کند. هنگام قدم زدن احساس ناخوشی به او دست می‌دهد و کمی بعد دچار ایست قلبی می‌شود. اطرافیانش او را فردی سالم می‌دانستند و همین موضوع ماجرا را برایشان عجیب جلوه می‌داد؛ اما کالبدشکافی نشان داد که او به‌صورت پنهان دچار بیماری قلبی بوده است. بنابراین در این مورد نیز نمی‌توان بازی را عامل مرگ دانست.

اما سومین مورد، که بیش از بقیه به بازی ارتباط داده می‌شود، مربوط به سال ۱۹۸۸ و فردی به نام Edward Clarke Jr است. او برای بازی به یک مرکز آرکید می‌رود، مدتی با چند دستگاه سرگرم می‌شود و سپس سراغ Berzerk می‌رود. اندکی پس از شروع بازی، فردی به همراه دوستانش به او نزدیک شده و مدعی می‌شوند نوبت آن‌ها بوده است. وقتی ادوارد حاضر نمی‌شود جای خود را بدهد، میان آن‌ها درگیری شکل می‌گیرد و او بر اثر اصابت چاقو کشته می‌شود. با این حال، نکته قابل توجه نبود اسناد و مدارک معتبر درباره این حادثه است؛ تا جایی که حتی احتمال داده می‌شود این شخص یا روایت مرگش ساختگی باشد.

در هر صورت، حتی اگر هر سه مرگ را واقعی بدانیم، نکته روشن این است که هیچ‌کدام مستقیماً به خود بازی مربوط نبوده‌اند؛ دو مورد ناشی از مشکلات پزشکی و یک مورد نتیجه درگیری فیزیکی بوده است. با این حال، تکرار نام Berzerk در این روایت‌ها برای علاقه‌مندان بازی‌های ویدیویی و داستان‌های مرموز جذاب بوده و زمینه را فراهم کرده تا با افزودن جزئیات و پیچ‌وتاب دادن به ماجرا، آن را بیش از پیش اسرارآمیز جلوه دهند.

Killswitch – بازی مرموز اهل بلوک شرق

افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

می‌رسیم به عنوانی به نام Killswitch. اما نه بازی معروف Killswitch در نسل ششم که برای نخستین‌بار مکانیک کاور شوتینگ را معرفی کرد، بلکه عنوانی مربوط به سال ۱۹۸۹ و ساخته شرکتی به نام Karvina Corporation که در بلوک شرق، و به‌احتمال زیاد شوروی فعالیت می‌کرد.

Killswitch یک بازی ترسناک Side Scroller با رنگ‌بندی سیاه‌وسفید بود که دو شخصیت قابل انتخاب داشت: Porto و Ghast. شخصیت Ghast موجودی شبح‌مانند با توانایی‌هایی مانند پرتاب آتش بود، در حالی که Porto قدرت ویژه‌ای نداشت. با این حال، به‌دلیل ماهیت شبح‌گونه Ghast، این شخصیت عملاً نامرئی بود و همین مسئله باعث می‌شد اغلب بازیکنان Porto را انتخاب کنند. گیم‌پلی بازی به‌طور کلی شامل گشت‌وگذار در محیطی شبیه معدن و عبور از مسیرهای مختلف برای کشف رازهای آن می‌شد.

آنچه این بازی را خاص و مرموز می‌کرد، سازوکار عجیبش پس از اتمام بود؛ با پایان بازی، تمام فایل‌های آن به‌صورت خودکار از روی کامپیوتر پاک می‌شدند، گویی هرگز وجود نداشته است. همچنین امکان کپی یا نصب مجدد آن فراهم نبود و هر بازیکن تنها یک‌بار می‌توانست تجربه‌اش کند. راه‌حل ساده‌ای که به ذهن می‌رسد، خرید نسخه‌ای دیگر برای تکرار بازی است؛ اما گفته می‌شود در مجموع تنها حدود ۵۰۰۰ نسخه از آن عرضه شده بود و از فروش بیش از یک نسخه به هر فرد جلوگیری می‌شد.

سال‌ها بعد، در سال ۲۰۰۵، فردی ژاپنی به نام Yamamoto Ryuichi ادعا کرد نسخه‌ای از این بازی را در یک حراجی به قیمت عجیب ۷۳۳,۰۰۰ دلار خریداری کرده و قصد دارد از تمام مراحل آن ویدیو تهیه و در اینترنت منتشر کند. اما مدتی بعد، نه‌تنها خبری از ویدیوهای وعده‌داده‌شده نشد، بلکه تنها یک ویدیوی ۴۵ ثانیه‌ای منتشر شد که در آن، در حالی‌که دوربین صفحه انتخاب شخصیت را نشان می‌دهد، او در حال گریه کردن است!

Lavender town syndrome – خودکشی بخاطر آهنگ؟

افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

داستان از نسخه‌های اولیه ژاپنی بازی‌های Pokémon Red and Green آغاز می‌شود؛ مشخصاً از مکانی به نام Lavender Town که فضایی تاریک و تا حدی ترسناک دارد. از فضاسازی محیط گرفته تا اتفاقات درون بازی و به‌ویژه موسیقی آن؛ عنصری که محور اصلی این روایت است.

ماجرا از جایی شکل می‌گیرد که برخی ادعا می‌کنند پس از شنیدن موسیقی متن Lavender Town دچار سردرد، سرگیجه، حالت تهوع و فشارهای ذهنی شده‌اند؛ ادعایی که با توجه به نت‌های تیز و گاه آزاردهنده این قطعه، تا حدی قابل تصور است. اما آنچه داستان را عجیب‌تر می‌سازد، روایت‌هایی است که پیامدهایی بسیار افراطی‌تر را مطرح می‌کنند؛ طبق برخی نقل‌قول‌ها، حدود ۲۰۰ کودک پس از شنیدن این موسیقی دست به خودکشی زده‌اند و روش‌هایی مانند سقوط از ارتفاع یا دار زدن را انتخاب کرده‌اند.

با این حال، با اندکی جست‌وجو روشن می‌شود که روایت خودکشی بازیکنان چیزی بیش از یک افسانه اینترنتی نیست و هیچ مدرک معتبری چنین رخدادی را تأیید نمی‌کند. منطقی هم به‌نظر نمی‌رسد که خودکشی گسترده ۲۰۰ کودک به‌دلیل یک بازی رخ دهد و سازندگان، دولت‌ها و افکار عمومی بدون واکنش از کنار آن عبور کنند. افزون بر این، بعید است سازندگان بازی متوجه محتوای تولیدشده خود نباشند. هرچند Pokémon Red and Green در نسخه‌های غربی با تغییراتی در این قطعه موسیقی منتشر شد، اما این اصلاحات با هدف بهبود تجربه بازی انجام گرفت، نه جلوگیری از خودکشی. موسیقی Lavender Town ممکن است برای برخی آزاردهنده یا عجیب باشد، اما هرگز عامل چنین فاجعه‌ای نبوده است.

jvk1166z.ESP – به آسمان نگاه کن

افسانه‌های ترسناک و مرموز در دنیای بازی‌های ویدیویی | موبوگیم

این مورد یکی از عجیب‌ترین افسانه‌های دنیای ویدیوگیم محسوب می‌شود. ماجرا به زمانی برمی‌گردد که به‌صورت ناشناس و اغلب از طریق پیام خصوصی، فایلی با نام jvk1166z.ESP برای برخی کاربران فروم‌های بازی The Elder Scrolls 3: Morrowind ارسال می‌شد. کاربران در ابتدا تصور می‌کردند با نوعی بدافزار روبه‌رو هستند و سراغش نمی‌رفتند، اما بعدها مشخص شد این فایل در واقع یک ماد برای بازی است. با این حال، پس از نصب آن، بازی هنگام لودینگ کرش می‌کرد و عملاً اجرا نمی‌شد؛ گویی فایل‌ها آسیب دیده‌اند. بعدها فردی متوجه شد که اگر بازی از طریق DOSBox اجرا شود، امکان ورود به آن وجود دارد؛ موضوعی که خود به‌اندازه کافی عجیب بود.

پس از اجرای موفق، سیوهای قبلی و گزینه‌هایی مانند تنظیمات از دسترس خارج می‌شدند و بازی تنها از طریق Quick Load و Quick Save قابل ادامه بود.

با ورود به بازی مشخص می‌شد تمام NPCهای مرتبط با کوئست‌های اصلی مرده‌اند و دیگر امکان پیش‌برد خط داستانی وجود ندارد. علاوه بر این، نوار سلامتی بازیکن به‌مرور زمان کاهش می‌یافت تا جایی که شخصیت می‌مرد. پس از مرگ، موجودی مرموز با نام Assassin ظاهر می‌شد؛ شخصیتی با پوشش مشکی و بدنی شبیه عنکبوت که اطراف کاراکتر اصلی حرکت می‌کرد. فضای بازی به‌تدریج مرموزتر می‌شد و NPCها رفتارهای غیرعادی از خود نشان می‌دادند. شب‌ها همگی از خانه‌ها بیرون می‌آمدند، به آسمان خیره می‌شدند و جمله «به آسمان نگاه کن!» را تکرار می‌کردند.

روند بازی ادامه پیدا می‌کرد تا زمانی که بازیکن با NPC اسرارآمیزی به نام Tiaras روبه‌رو می‌شد. او مأموریتی می‌دهد تا به جزیره‌ای دورافتاده در غرب نقشه و دانجنی به نام Citadel سفر شود؛ دانجنی که گفته می‌شد پیچیده و دشوار است و رسیدن به انتهای آن چالش قابل توجهی دارد. در پایان مسیر، بازیکن وارد محیطی به نام Portrait Room می‌شد؛ جایی با قاب‌هایی روی دیوار که تصاویر تصادفی از پوشه My Pictures کامپیوتر بازیکن را نمایش می‌دادند. در انتهای راهرو دری بزرگ قرار داشت که امکان باز کردنش وجود نداشت.

پس از عبور از این بخش، جهان بازی به‌طور کامل تغییر می‌کرد. نخستین تغییر آشکار، دگرگونی آسمان و شباهتش به آسمان واقعی همراه با حرکت ستارگان بود. ادامه روند بازی مستلزم گذشت زمان و رخ دادن تغییراتی در آسمان بود؛ بنابراین بازیکن برای مدتی طولانی بازی را باز نگه می‌داشت و منتظر می‌ماند، بی‌خبر از اتفاقات ناگواری که در پیش بود.
از این نقطه به بعد، Assassin بیشتر ظاهر می‌شد و اگر بازیکن بی‌حرکت می‌ماند، به او حمله می‌کرد و با جیغی گوش‌خراش و آزاردهنده وادارش می‌کرد حرکت کند.

پس از گذشت سه روز در بازی، همه‌چیز رو به تاریکی می‌رفت. شهرها خالی می‌شدند و NPCها یکی‌یکی می‌مردند؛ گویی جهان بازی به‌سوی آخرالزمان پیش می‌رفت و فضای آن جهنمی می‌شد.

در نهایت، کاربری که ادعا می‌کرد این ماد را تجربه کرده، گفت دچار کابوس‌هایی مرتبط با بازی شده و شخصیت Assassin را در خواب و حتی در دنیای واقعی می‌بیند. او مدعی بود Assassin برای او زمزمه می‌کرد که «در به‌زودی باز خواهد شد». مدتی بعد، دیگر خبری از این کاربر نشد و کسی نفهمید چه اتفاقی برایش افتاده است. در نتیجه، داستان ماد jvk1166z.ESP و رازهایش همچنان مبهم و در همین نقطه باقی ماند.

سخن پایانی

دنیای بازی‌های ویدیویی مملو از چنین داستان‌های عجیبیست که امروز به بررسی تعدادی از آن‌ها پرداختیم. افسانه‌هایی که برخی پیچیده و مرموز و برخی واضحاً بی اساس بودند. نظر شما چیست؟ بنظرتان کدام یک از این داستان‌ها عجیب‌تر و جذاب‌تر بود؟ آیا خودتان تاکنون با چنین داستان‌هایی در سطح اینترنت یا از اطرافیان روبرو شده‌اید؟

ᴵ ᴬᴹ ᗩᘻᓰᖇMR V (silverhand سابق)

منبع: gamefa.com

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×