نقد فیلم Sonic the Hedgehog 3 | پیوند گیم و سینما – موبوگیم
سونیک. نامی آشنا که نوستالژی عمیقی پشت آن ایستاده است. کاراکتری که ما را به دنیای سگا و نخستین بازیهای رایانهای متصل میکند. کاراکتری که مسیر زیادی را پیموده تا امروز در قالب سینما ما را مهمان خود کند. شاید این پیوند عمیق میان سینما و گیم برای ما جذابیت زیادی داشته باشد. گویی خاطرات گذشته در قالبی جدید برگشته است تا باری دیگر خاطره بازی کنیم. سونیک ۳ با وجود تمام ایرادهایی که دارد، موفق میشود به این پیوند سمت و سویی فرمیک داده و اثری خاص را تحویل مخاطب دهد.

داستان این قسمت از سونیک ۳ اقتباسی آزاد از مجموعه بازیهایی است که قبلا تجربه کرده بودیم. پنجاه سال پیش، شادو در زندان توسط سازمان G.U.N تحت پروژهای به نام “پروژه شادو” حبس شد. او با ماریا، نوه جرالد رباتنیک، دوستی نزدیکی داشت، اما در یک حادثه انفجار توسط G.U.N، ماریا کشته شد و شادو و جرالد به دنبال انتقام از بشریت افتادند. در زمان حال، شادو از خواب مصنوعی بیدار میشود و با قدرتهای بینظیرش (مانند انرژی آشوب) شروع به ایجاد خرابی میکند. سونیک، تیلز و ناکلز توسط G.U.N مأموریت مییابند تا او را متوقف کنند، اما شادو آنها را به راحتی شکست میدهد. در همین حین، دکتر رباتنیک که پس از شکست در فیلم دوم مخفی شده بود، توسط دستیارش، ایجنت استون، پیدا میشود. سونیک و تیمش مجبور میشوند با رباتنیک متحد شوند تا جلوی شادو و جرالد را بگیرند که قصد دارند با سلاحی پیشرفته زمین را نابود کنند. در اوج داستان، سونیک با استفاده از زمردهای آشوب به سوپر سونیک تبدیل میشود و با شادو (که او هم به سوپر شادو تبدیل میشود) در نبردی حماسی رو به رو میشود. پس همانطور که در خلاصه داستان آمده، میتوان چنین نتیجه گرفت که Sonic the Hedgehog 3 چیزی جز ادای احترام به مجموعه بازیها نیست. از تبدیل شدن به سوپر سونیک گرفته تا دکتر رباتیک، تمامی فیلم متشکل از صحنههایی است که برای ما تداعی گیم خواهد بود. همچنین همین موضوع باعث شده تا صحنههای اکشن Sonic the Hedgehog 3 و همچنین کیفیت بصری اثر بسیار پیشرفته و قابل توجه باشد. حتی میشود ادعا کرد که این قسمت در بحث کیفیت از دو سری قبلی بهتر بوده و موفق شده است در یک روند دیالکتیکی روبرو به جلو حرکت کند.

در دو قسمت قبلی به واسطه حضور جیم کری بزرگ ما خواسته یا ناخواسته وارد فضایی از سونیک شدیم که با کمدی پیوند خورده است. شاید حال و هوای نوستالژیک سونیک با چنین کمدی و حال خوبی در ارتباط باشد، اما مسئله بنده در این است که مجموعه فیلمها همگی کمدیهای خاصی دارند که کمی اتمسفر آن را بیش از حد ساده کرده است. در این قسمت نیز همچون دو قسمت قبلی شاهد کمدیهای جیم کری هستیم. کمدیهایی که شاید آنچنان هم بامزه به نظر نرسد، اما هرچه هست بخشی از فضای فیلم هستند و به دلیل استفاده در تمامی قسمتها این انتظار میرود که در ادامه نیز این روند کمدی ادامه داشته باشد. پس اگر کمدی را همگام با فضای سونیک در نظر بگیریم، میشود آن را تحمل کرده و حتی شاید لذت هم برد. اما اگر کمدی را مستقل از فیلم در نظر بگیریم، به راستی کمدی ضعیف و دم دستی است. یا به قول دوستان مناسب بچههاست. بنده به شخصه در این قسمت از کمدی لذت نبرده و با آن ارتباط برقرار نکردم. برای من این قسمت از سونیک تنها به دلیل وجود اکشن منحصر به فرد آن بود که توانست نظرم را جلب کند. نبردهای حماسی میانِ شادو و سونیک. تبدیل شدن به سوپر سونیک و غیره. حس میکنم همین اکشن و نبردهای حماسی در تلفیق با سرعتِ سونیک ماست که هویت فرنچایز سونیک را میسازد نه کمدی. پس حائز اهمیت است که کمدی موجود در سینماییهای سوینک را بخشی از شخصیت او ندانسته و تمرکز اصلی را بر روی اکشن فیلم قرار دهیم.

بنده در مقام یک سینما دوست، منتقد و فیلمنامهنویس همواره به فیلمنامه فشرده اعتقاد داشتهام. فیلمنامه فشرده به معنای کم کردنِ مدت زمان اثر و یا حتی بالابردن تمپوی آن نیست. فیلمنامه فشرده در دید من اثری است که اضافههای داستان را حذف کند. شخصیتهای سیاهی لشکر را بیش از حد بسط ندهد و سعی کند پلات را به بیراهه نکشد. اینها همه در Sonic the Hedgehog 3 وجود دارد. شخصیت اضافه و ضعیفِ منشی دکتر رباتیک چرا باید برای مخاطب تشریح شود؟ چه چیز او مهم و خاص است که کاراکترش بخشی از فیلم را به خود اختصاص داده؟ یا صحنههایی که سونیک و تیم او به صحبتهای پیش و پا افتاده میگذارنند؟ اینها چیزی جز کند کردنِ ریتم اثر نیست. فیلمنامه در بسیاری از صحنهها به بیراهه میرود. شخصیتِ تام واچوفسکی نسبت به دو قسمت قبلی، حضور کمتری در اثر دارد و شخصیتش صرفا در اثر هست. یعنی اگر آن را حذف کنیم باز هم فیلم روند خود را ادامه میداد. او تنها حضور داشت تا بُعد احساسی سونیک را در نبردها به دوش بکشد. البته این مورد هم ساخته نشد و ضربه خوردنِ او (تجربه نزدیک به مرگ) بیش از حد ساده تمام شد. در دید کلی فیلمنامه Sonic the Hedgehog 3 اینبار برخلاف دو قسمت گذشته، بیش از حد ساده و معمولی بود. تنها نقطه قوت فیلم معطوف به اکشنهای چشم نواز و نبردهای دیدنی است. اگر این مورد را از Sonic the Hedgehog 3 سلب کنیم، چیزی برای آن نمیماند. هرچه هست کاراکترهایی ضعیف، دیالوگهایی کلیشهای و حتی پلاتی قابل حدس است.

شاید به دلیل لایو اکشن بودنِ فیلم نشود به صورت جدی درباره بازیگران فیلم نوشت. با این حال چنین میشود گفت که کیانو ریوز در نقش شادو یک انتخاب بینقص است. صدای عمیق و احساسی او به شخصیت شادو عمق میبخشد و لحظات تراژیک گذشتهاش با ماریا را تأثیرگذارتر میکند. البته با اینکه شادو شخصیت جذابی است، تمرکز زیاد روی او باعث شده تا سونیک گاهی در سایه قرار بگیرد. این موضوع برای برخی از مخاطبان که انتظار داشتند سونیک همچنان محور اصلی باشد، کمی ناامیدکننده بوده است. در سوی دیگر جیم کری بار دیگر با انرژی دیوانهوارش در نقش رباتنیک میدرخشد. بازی او در نقش دوگانه (رباتنیک و جرالد) نشاندهنده تطبیقپذیری اوست و هرچند بنده از کمدی لذت نبردم اما بازی این بازیگر محبوب بسیار قابل توجه بود. بن شوارتز نیز به عنوان سونیک دوستداشتنی و پرانرژی عمل میکند و شیمی او با تیلز (کولین اوشاگنسی) و ناکلز (ادریس البا) حس یک تیم واقعی را منتقل میکند. البته واکاوی شخصیت سونیک تلاش و وقت زیادی میطلبد، با این حال میشود در حد کوتاهی به او وشخصیتش نیز اشارهای کرد. در اوایل دهه ۱۹۹۰، سونیک بهعنوان پاسخ سگا به ماریو از شرکت نینتندو معرفی شد. سرعت و سبک بازی پویای سونیک در مقابل گیمپلی آرامتر ماریو، رقابت شدیدی را در “جنگ کنسولها” ایجاد کرد. این رقابت نهتنها به فروش کنسول Sega Genesis کمک کرد، بلکه استانداردهای جدیدی برای طراحی بازیهای پلتفرمر تعیین کرد. تأکید بر سرعت و حرکت روان در بازیهای سونیک، الهامبخش بسیاری از بازیسازان شد. حلقهها به عنوان سیستم سلامتی و مراحل متنوع با طراحی پیچیده، به الگویی برای بازیهای بعدی تبدیل شدند. سونیک بهعنوان نماد اصلی سگا، هویت این شرکت را تقویت کرد و حتی پس از افول سگا در بازار کنسولها، به حیات خود در بازیها ادامه داد. اهمیت سونیک در این است که او نه تنها یک شخصیت سرگرمکننده، بلکه یک نیروی فرهنگی و اقتصادی پایدار است. تأثیرش از شکلدهی به صنعت بازی تا ایجاد ارتباط عاطفی با میلیونها نفر در سراسر جهان گسترده شده. سونیک ثابت کرده که یک قهرمان ساده با کفشهای قرمز میتواند فراتر از زمان و مکان، اثری ماندگار بگذارد.

Sonic the Hedgehog 3 یک گام بلند پروازانه رو به جلو برای این مجموعه است که با ترکیب اکشن پرهیجان، لحظات احساسی و وفاداری به ریشههای بازی، تجربهای سرگرمکننده ارائه میدهد. این فیلم به وضوح برای جلب رضایت طیف وسیعی از مخاطبان از بچهها گرفته تا طرفداران قدیمی طراحی شده، اما گاهی در تعادل بین این دو گروه دچار چالش میشود. با این حال، اجراهای قوی (بهویژه از ریوز و کری)، کارگردانی نسبتا خوبِ فاولر و جلوههای بصری چشمنواز، آن را به یک بلاک باستر موفق تبدیل کرده است. با این حال بنده ادعا دارم که با وجود تمامی جذابیتهای این فیلم، کمدی و فیلمنامه آن بیش از حد ضعیف شده و حتی میشود گفت که مدت زمان دو ساعته هم برای آن زیاد بود. به هر حال اگر مثل من طرفدار شخصیت سونیک هستید، تماشای Sonic the Hedgehog 3 از واجبات است.
نمره نویسنده به فیلم: ۶ از ۱۰
منبع: gamefa.com