پارادوکس داروین! بررسی – نرم تنان خارج از آب
یاموش ها موجودات جذابی هستند که قادر به حرکت در پیچ و خم ها، استفاده از ابزار و حتی فرار از آکواریوم هستند. جای تعجب است که با توجه به پتانسیل آنها برای مخفی کاری، کاوش و حل پازل، آنها بیشتر در بازی های ویدیویی حضور نداشته اند. بنابراین، در حالی که اختاپوس دارند قبلاً شخصیت های بازیکن بوده اند: Octogeddon شاخک های جهش یافته مسلح و اوتداد پنهان شده به عنوان یک انسان، و نه مکانیک های شبیه سازی شده با مضمون اختاپوس صادقانه آن را دوست دارند پارادوکس داروین!
بنابراین، این ماجراجویی سینمایی که توسط تیم مستقل ZDT Studio ساخته شده است، یک فرضیه قوی و نسبتا منحصر به فرد را به ارمغان می آورد و شما را به عنوان یک سرپایان مدبر معرفی می کند که بر توانایی های طبیعی و هوش خود برای حرکت در پلت فرم های دشوار و حل پازل های محیطی تکیه می کند. با الهام واضحی که از Playdead متفاوت است در در استودیو مون اوریZDT و از طریق ارائه ای آغشته به حرکات کارتونی، انیمیشن پر از شخصیت و موسیقی متن عجیب و غریب، تجربه ای کاملاً جذاب و در عین حال متفکرانه را ارائه می دهد.
جایی که همه چیز کمی شروع به تزلزل می کند، دقت پلتفرمینگ است، به خصوص که بازی سکانس های چالش برانگیزتری را معرفی می کند.
و به همان اندازه، به اعتبار استودیو، بسیاری از دیدگاه های آنها نیز به خوبی انجام می شود. بازی به ندرت به طور کامل دچار لغزش می شود، اما نبوغ وعده داده شده نیز به طور کامل محقق نشده است. ببینید، پارادوکس داروین! این بر اساس یک ایده درخشان است، اما به ندرت از آن الهام می گیرد تا آنجا که می تواند. این یک پلتفرمر سرگرمکننده در حال حاضر است، اما فقط گاهی به همان اندازه خلاقانه که فرضیهاش نشان میدهد.
من به ابتدای این بررسی برمیگردم: اختاپوسها بهویژه برای انواع سیستمهایی که بازیهای ویدیویی در آنها رشد میکنند، مناسب هستند، و داروین توانایی ها این را به روش های شهودی منعکس می کنند. استتار خود را به مزاحمت میدهد، جوهر تیراندازی فرصتی را برای قطع تهدیدات و منحرف کردن توجه فراهم میکند، و حرکت مبتنی بر مکش شاخکهای آن به آن اجازه میدهد از دیوارها و سقفها عبور کند.
حتی لمس های کوچکتر، مانند یک دید فشرده سازی چشمگیر داروین فشرده شدن در فضاهای تنگ، این ایده را تقویت می کند که این شخصیتی است که با سازگاری تعریف می شود. یک منطق خوب برای چگونگی وجود دارد داروین با جهان تعامل دارد، گویی هر مکانیک از دنیای واقعی گرفته شده و از طریق یک لنز بازیگوش دوباره اختراع شده است. به همین دلیل، لحظات زیادی وجود دارد که به نظر می رسد پارادوکس داروین! این در حال بهره برداری از چیزی واقعاً جدید است، اما تازگی آن همیشه به یک تجربه گسترده تر گسترش نمی یابد.
با وجود خلاقیتی که در زیربنای مکانیکی آن وجود دارد، بازی اغلب بر روی پلتفرمهای استاندارد بازمیگردد. کشیدن اهرم ها و فشار دادن جعبه ها اکثر موانع بازی را تشکیل می دهند و تجربه کلی را به چیزی معمولی تر کاهش می دهند.
با این حال، لحظه به لحظه، بازی در دستان احساس خوبی دارد. حرکت صاف و پاسخگو است، مانند داروین او با سیالیتی که متناسب با شخصیت او است، محیط ها را با هم مخلوط می کند، چنگ می زند و راهش را باز می کند. انتقال بین شنا، کوهنوردی و سکوی سواری به طور یکپارچه انجام می شود، اغلب با انیمیشن های رسا و تقریباً کاریکاتوریستی که حتی به ساده ترین حرکات نیز شخصیتی به یاد ماندنی می بخشد، بهبود می یابد. در ترکیب با محیطهای پر جنب و جوش – جریانهایی که در بخشهای زیر آب موج میزنند، ماشینآلات پسزمینه که در مناطق صنعتی سنگزنی میکنند، حتی ماشینهای آتشنشانی که بهطور آشفتهای به آتشسوزی کارخانه پاسخ میدهند – هویتی قوی ایجاد میکند که در همه چیز جریان دارد.
جایی که همه چیز شروع به تزلزل اندکی می کند، دقت پلتفرمینگ است، به خصوص که بازی سکانس های چالش برانگیزتری را معرفی می کند. در ابتدا، ماهیت بخشنده حرکت به نفع بازی عمل می کند، اما چالش های بعدی عدم شفافیت در مورد چگونگی غلبه بر برخی موانع را برجسته می کند. پیمایش چرخدندههای چرخان غولپیکر یا تسمههای نقاله با حرکت سریع کمتر شبیه یک آزمایش به نظر میرسد. داروین نبوغ و بیشتر شبیه تمرینات آزمون و خطا. من صحبت نمی کنم برزخ-یادگیری از طریق مرگ، اما دور از دسترس نیست.
و از آنجایی که همیشه نمی توان به اندازه کافی دور را دید که به اندازه کافی اتفاقی را که قرار است رخ دهد، پیش بینی کرد، بیچاره داروین آنقدر خرد می شد، برق گرفت و سوزانده می شد که ناعادلانه به نظر می رسید. در بهترین حالت، این بخشهای پیچیدهتر «آزمایش فانی» شتاب را از بین میبرند، اما بدتر: جذابیت و هوسکاری که سیستمهای مکانیکی بازی سخت برای ایجاد آن تلاش میکنند با تنبیه ناعادلانه و ناامیدی جایگزین میشوند.
“هر پازل محیطی بلافاصله قابل درک است و به همین دلیل به ندرت تعجب آور است.”
چیزی که این شرایط را بدتر می کند، پازل های دشوار است. با این حال، برای یک بازی که تاکید زیادی بر نبوغ دارد، پارادوکس داروین! یک طراحی پازل ساده ارائه می دهد. در حال حاضر، من فکر نمی کنم این به خودی خود مشکلی باشد. اگر به کاهش درد ناشی از شکست مکرر در طراحی بازی کمک کند، از پازل های آسان استقبال می شود. اما، به همان اندازه، خوانا و در دسترس نگه داشتن راه حل ها نیز مفید است. با این حال، این کمی با انتظارات تعیین شده توسط فرضیه بازی و بازاریابی آن در تضاد است. در اینجا جایی برای آزمایش وجود ندارد زیرا اکثر موانع محیطی شما را به سمت یک راه حل واحد هدایت می کنند.
در عمل، این بدان معنی است که پازل ها به جای چالش برانگیز بودن، عملکردی دارند. همانطور که قبلاً ذکر شد، شما اجسام را در جای خود جابه جا می کنید و اهرم ها را مکرر می کشید، همراه با لحظات متنی بیشتری مانند خرابکاری تجهیزات کارخانه برای دستکاری ارتفاع یک شی که به ناچار از آن برای افزایش ارتفاع دست نیافتنی استفاده می کنید.
هر پازل محیطی بلافاصله قابل درک است و به همین دلیل به ندرت تعجب آور است. باز هم، بازی هایی از این نوع لزوماً به راه حل های پیچیده نیاز ندارند. هک، حتی دربین داروین تأثیرات اولیه، در رویکرد مینیمالیستی رشد کرد. اما، افسوس، در داخل پارادوکس داروین! درخششهای کنشهای جذابتری وجود دارد، بهویژه زمانی که تواناییهای خاص اختاپوس مانند استتار یا جوهر وارد عمل میشوند، اما این ایدهها آنطور که باید عمیقاً بررسی نمیشوند یا اغلب ظاهر نمیشوند. این احساس وجود دارد که پازلهای اینجا میتوانست به گونهای طراحی شده باشد که راهحلهای بیشتری را در خود جای دهد، یا حداقل استفاده کاملتری از آنها داشته باشد. داروین مهارت های آبی و هوش مرکب فقدان نبوغ بیشتر از اینجا خودنمایی می کند دربرای مثال.

با این حال، اگر منطقه ای وجود دارد که در آن پارادوکس داروین! مدام می درخشد، در ارائه اش است.»
چی پارادوکس داروین! با این حال، تنوع نسبتاً زیادی در محیطهای خود دارد، از آبهای کمعمق گرفته تا تونلهای باریک و فاضلابمانند، و همچنین فضاهای صنعتی متنوعی مانند خطوط تولید بخار، دفاتر فلورسنت و کارخانههای بستهبندی پیچیده، و موارد دیگر که همگی با سبک Looney Tunes تقویت شدهاند. برخی از فصلها نیز با صحنههای پر جنب و جوش نقطهگذاری میشوند، و این لحظات – فرارهای انفجاری از کارخانه، فرار از برجهای در حال فرو ریختن، پلتفرمهای ظریف با سیم بالا – نه تنها حس فوریت را القا میکنند، بلکه ظرافتهای کمدی بازی را تقویت میکنند، که بیشتر توسط حریف دریایی نسبتا آزاردهنده پشتیبانی میشود.
گفته می شود، جریان کلی می تواند گاهی اوقات احساس ناهمواری کند. در یک منطقه خاص: فضای داخلی اداری مانندی که به آن تکیه کردم داروین توانایی استتار برای ترکیب با مقوا، کاشیهای سقف و کوسنهای مبل: فانتزی بصری بر وضوح فضایی غالب است. در حالی که این از نظر تناسب تناسب داشت، من لحظاتی از سرگردانی را پشت سر گذاشتم، جایی که مسیر رو به جلو بلافاصله مشخص نبود. اکنون، میدانم که در مورد این که پازلها بیش از حد واضح و در نتیجه تعجبآور نیستند، صحبت کردهام، اما در این طرحبندیهای چند سطحی از معماری غیرممکن، مجبور شدم از سیستم اشاره برای کمک به پیشرفتم استفاده کنم. البته این می تواند یک مشکل مهارتی از جانب من باشد، اما احساس عمیق من این است که طراحی سطح هدف خود را آنطور که باید به وضوح بیان نمی کند.
با این حال، اگر منطقه ای وجود دارد که در آن پارادوکس داروین! مدام می درخشد، در ارائه اش است. داروین او خود پر از شخصیت است که از طریق انیمیشن رسا جان گرفته است. حرکات آهسته تر و محتاطانه آن – تقریباً نوک پا روی هشت پا – یک لحظه به خصوص سرگرم کننده است، با اقدامات نرم تنان بی باک که نمونه ای از دنیای غیرمعمول بازی است. این لحن کارتونی به روایت منتقل میشود، که به تدریج لبهای سورئال و توطئهآمیز متناسب با سری اکشن جاسوسی تاکتیکی محبوب کونامی را معرفی میکند که در اینجا مستقیماً از طریق علامت تعجب و جعبههای مقوایی به آن اشاره میشود.

“پارادوکس داروین! این یک بازی است که بر اساس ایده های الهام گرفته شده واقعی ساخته شده است، و در بهترین حالت، این خلاقیت در حرکات رسا، شخصیت پردازی به یاد ماندنی و محیط های متنوع منعکس می شود.”
از نقطه نظر فنی، عملکرد به طور کلی پایدار است، اگرچه تمایز بین حالت های بصری واضح است. خود ZDT بازی با تنظیمات عملکرد فعال را توصیه می کند، بنابراین این کاری است که من انجام دادم. نسبت به حالت کیفیت متناوب که کاهش قابل توجهی در نرخ فریم برای افزایش بسیار کمی در وفاداری دارد، بسیار نرمتر به نظر میرسید. برای یک بازی با چنین حرکت روان و تاکید بر انیمیشن اغراقآمیز، حالت پرفورمنس قطعا تنظیمات ارجح است.
طراحی صوتی در سرتاسر یکپارچه است، با صداهای محیطی فراوان و جلوه های لمسی برای فروش فضا داروین در حال خزنده است داروین شاخک ها غوطه وری کلی را اضافه می کنند. موسیقی متن ارکسترال به خوبی از لحن بازی پشتیبانی می کند، اگرچه موتیف ها و ملودی ها به ندرت به عنوان عناصر تعیین کننده برجسته می شوند.
به طور خلاصه، پارادوکس داروین! این یک بازی است که بر اساس ایده های الهام گرفته شده واقعی ساخته شده است، و در بهترین حالت، این خلاقیت در حرکات رسا، شخصیت پردازی به یاد ماندنی و محیط های متنوع منعکس می شود. بازیگوشی بودن بازی، لذت بردن از آن را به یک تجربه آسان تبدیل می کند، حتی اگر سیستم های گاه سطحی آن، این لذت را در سطح سطحی نگه دارند. بنابراین اگرچه ممکن است به چیزی واقعاً عالی تبدیل نشود، پارادوکس داروین! این یک ماجراجویی جذاب و ارزشمند باقی می ماند، حتی اگر بزرگترین پتانسیل آن هرگز به طور کامل به دست نیاید.
این بازی در پلی استیشن 5 بررسی شده است.
