» بازی ویدیویی » نقد و بررسی بازی » نقد و بررسی Luna Abyss – Observer of the Abyss
نقد و بررسی Luna Abyss – Observer of the Abyss
نقد و بررسی بازی

نقد و بررسی Luna Abyss – Observer of the Abyss

28 می 2026 109

پost-ساروس افسردگی واقعی است، به خصوص در عصری که تیراندازهای جهنمی – سوم شخص، اول شخص و غیره – برای دور زدن وجود ندارد. چه زمانی پرتگاه قمری با فرض ظاهراً ساده “Moon's Haunted” و گیم پلی وعده داده شده آن، آنقدر خوب به نظر می رسید که واقعیت داشته باشد.

اما بیایید صادق باشیم: ما انتظار داریم تولید و کیفیت گیم پلی در سطح ساروسخیلی کمتر بازگشتغیر واقعی و ناعادلانه است. علاوه بر این پرتگاه قمری به اندازه کافی عناصر قانع کننده را ارائه می دهد، حتی اگر در هر دو ژانر بهترین نباشد.

بنابراین، برای شروع، نه، ماه واقعی خالی از سکنه نیست. در عوض، یک مقلد به نام لونا وجود دارد که به عنوان یک ندامتگاه برای افرادی مانند فاوکس که توسط چشمان قرمزش طرد شده اند، خدمت می کند. او نفرین شده بود که هزاران روز به عنوان پیشاهنگ خدمت کند، و خود را در ابرساختار مرموز و زمانی بسیار پرجمعیتی غوطه ور کند که از آن زمان به دست Scourge افتاده است. اوه، و یک سر مار مانند غول پیکر به نام آیلین به عنوان نگهبان زندان او عمل می کند و در حالی که به دلیل نافرمانی به او خیره نمی شود، بی احتیاط به اطراف نگاه می کند.

«انتخاب‌های دیالوگ به‌ویژه بی‌معنی به نظر می‌رسند – داستان همان داستان است و بدون توجه به آن باز خواهد شد – اما فکر بازی در نقش فاکسی که می‌تواند با وجود دهه‌ها کار کیفری مرگ‌بار، این‌جا و آن‌جا چند شوخی بزند، گاهی اوقات جذاب است.»

پوسیدگی ناشی از Scourge فقط نوک ابیس افسانه‌ای است، و وقتی او با یوریین مرموز روبرو می‌شود، اوضاع به شکل عجیب‌تری در می‌آید. فاکس که به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شده است، سپس وظیفه ترور اورین را بر عهده می گیرد و در عین حال به آرامی گذشته تکه تکه شده مجموعه و هدف واقعی اکسپدیشن های دیوانه کننده آن را در کنار هم قرار می دهد.

بین اصطلاحات واژگان آن، مقادیر متوسط ​​تولید و عدم وجود شخصیت‌های قانع‌کننده در یک ساعت اول، پرتگاه قمری او به سختی شما را جذب می کند. این کمکی نمی‌کند که گیم‌پلی واقعی با تفنگی که خیلی سریع داغ می‌شود، علوفه‌های غیرقابل تصور و تمیز کردن بداهه پوسیدگی، کند و یکنواخت به نظر برسد. آرواره‌ها و شکاف‌های این ابرساختار خود را به پلتفرم‌ها و اکتشافات جذاب می‌دهند، اما در بیشتر موارد، احساس می‌شود که در راهروها برای رسیدن به «پازل» و میدان جنگ دنیوی بعدی برای پیشرفت، مسابقه می‌دهید.

اولین برداشت ها به حساب می آیند. برداشت اول همچنین می تواند بسیار فریبنده باشد. و پسر، این کار را انجام می دهد پرتگاه قمری فراتر از اولین برداشت خود صعود کند.

برای شکار Urien باید به شهر متروک Greymont بروید که به راحتی پشت دو مهر قفل شده است. برای باز کردن قفل آنها باید وارد دو راکتور شوید، در حالی که موجود مورد نظر توانایی های جدیدی را برای کمک به شما اعطا می کند. چرا او به شما نمی گوید در رادیو چه خبر است؟ دیدن باور کردن است، اما بدون کنایه، به ویژه هنگام مشاهده اکوسیستم های مختلف حاکم بر ابرساختار.

یک سر غول پیکر آسانسور کار می کند و شما تشویق می شوید که به شعر او گوش ندهید. دو نگهبان عنکبوت مانند در محیط پرسه می زنند و خبرهای خوبی را به فاکس می دهند. موجودات غول‌پیکر با قابلیت‌های قدرتمند و مخرب، کمون خاص خود را دارند، که ظاهراً به خاطر شکست در جلوگیری از فساد در توبه هستند. یا تاریکی یا هر چیز دیگری که قرن ها اطلاعات نادرست به زندگی آنها وارد کرده است.

به اعتبار نویسندگی (و صداپیشگی)، آنها احساس می‌کنند شخصیت‌های واقعی هستند، اما تنها تعداد معدودی از آن‌ها گهگاه حس همدردی را برمی‌انگیزند، عمدتاً بسته به زمان نمایششان. فاکس نیز به‌طور شگفت‌انگیزی دوستانه است، زیرا کسی که سعی می‌کند با این جمله کابوس‌آمیز کنار بیاید و با دیگر «زندانیان» همدردی می‌کند، حتی اگر نتواند شرایط آنها را کاملاً درک کند (و نه به دلیل عدم تلاش). انتخاب‌های دیالوگ در این زمینه به‌ویژه بی‌معنی به نظر می‌رسند – داستان همان داستان است و بدون توجه به آن باز می‌شود – اما فکر به تصویر کشیدن فاکسی که می‌تواند با وجود چندین دهه کار کیفری مرگ‌بار، این‌جا و آنجا چند طعنه بزند، گاهی اوقات جذاب است.

من در ابتدا نگران بودم زیرا برخوردهای اولیه را بی اهمیت جلوه می دهد، اما به تنظیم دقیق حرکت کمک می کند و در عین حال آسیب مداوم را وارد می کند (به ویژه با توجه به عدم ایمنی در هنگام دوی سرعت).

واضح است که طرح داستان چیزهای بیشتری دارد، با برخی پیچش های جذاب در طول مسیر. همه اینها برای این است که بگوییم اگر در ابتدا درک نکنید، پرتگاه قمری به صبر شما فراتر از تاریکی و تاریکی به ظاهر کلیشه ای پاداش خواهد داد. ممکن است به هیچ وجه برنده بهترین روایت نباشد، اما همچنان به طرز شگفت انگیزی بهتر از آن چیزی است که انتظار دارید.

در مورد تیراندازی به خصوص بعد از باز کردن قفل تفنگ و تیراندازی نیز همینطور است. اولی برای شکستن سپرها مفید است، و در حالی که دومی فریم های شکست ناپذیری را ارائه نمی دهد، هنگام تغییر موقعیت در برابر دشمنان قوی تر مفید است. بله، تنوع تهدیدها همراه با تاکتیک های آنها، خواه یک پرتو مارپیچی یا حلقه های انرژی در حال گسترش، متنوع تر می شود. شاتر همچنین می تواند هنگام برخورد با پرتوهای ضربه اسکن، فلاش هشدار دهنده که لحظه صحیح را نشان می دهد، مفید باشد. فاکس همچنین توانایی اعدام دشمنان کم سلامت را به دست می‌آورد تا دشمنانش را دوباره به دست آورد، اگرچه این یک کشتن شکوه احشایی نیست و بیشتر شبیه یک ضربه ناگهانی تانوس است (اما ناامیدکننده‌تر و بدون هیچ ضربه‌ای واقعی). با این حال، کار را انجام می دهد، و اگر سرشار از سلامتی باشید، گزینه دیگری برای مقابله با جمعیت بعداً باز خواهد شد.

گفته می شود، حرکت می تواند در ابتدا شناور باشد و تیراندازی می تواند تکراری شود. علیرغم تنوع دشمنان بهتر در طول سفر، شما همچنان با همان حباب‌های شناور تصادفی که در نزدیکی منفجر می‌شوند، با همان هدرون‌های پرتاب لیزری و همان علوفه روبرو خواهید بود. شاید بزرگترین حمله حیوان خانگی من شامل برخی از دشمنان محافظت شده باشد که می توانند در طول دوره ها کاملاً آسیب ناپذیر شوند. حافظه عضلانی حکم می کند که به یک سلاح خاص بروید و اجازه دهید خود را از هم جدا کنید تا قبل از ظاهر شدن سپر رنگی مربوطه آسیبی نبینید. در آن مرحله، شما فقط یک فرصت دیگر تا زمان خنک شدن دارید، بنابراین بهتر است امیدوار باشید که این یکی به نقطه مطلوب برسد.

که به لطف اضافه شدن حالت هدف گیری قفل شده، باید به اندازه کافی ساده باشد. من در ابتدا نگران این بودم زیرا برخوردهای اولیه را بی اهمیت جلوه می دهد، اما به تنظیم مداوم حرکات در حین ایجاد آسیب مداوم کمک می کند (مخصوصاً با توجه به عدم ایمنی در هنگام دوی سرعت). در بخش‌های آخر بازی، باله‌ای از پرواز در اطراف و از بین بردن سریع اهداف را در حالی که به سلاح بعدی در هوا تغییر می‌دهد، تقویت می‌کند. اما اگرچه هر سلاح عملکرد منحصر به فرد خود را دارد، تعداد آنها به طرز تاسف باری کم است. فقدان حالت‌های آتش جایگزین یا ارتقاء نیز مایه شرمساری است، اگرچه می‌توانم ببینم که پیچیدگی برخورد را فراتر از توانایی توسعه‌دهنده افزایش می‌دهد.

در جنبه روشن، حداقل پیمایش تازه باقی می‌ماند، به‌خصوص زمانی که محیط‌ها برای تطبیق با تمام توانایی‌های مختلف شما باز می‌شوند. علی‌رغم تمام خطوط هوایی، پرش‌های دوبل، و گزینه‌های دیگری که کاملاً به هم متصل می‌شوند (و من آنها را خراب نمی‌کنم)، شما قدرت Possession را دارید. فاکس می‌تواند وارد بدن موجودات مختلف شود، و اگرچه ممکن است در ابتدا حیله‌گر به نظر برسد، اما خود را به چندین سکانس منحصربه‌فرد می‌رساند، از جمله داشتن نگهبانی که می‌تواند قدرت شلیک ویرانگر را آزاد کند، که برای پاک کردن تن‌ها پوسیدگی عالی است.

نقد و بررسی Luna Abyss – Observer of the Abyss

پرتگاه قمری این چیزی نیست که انتظار داشتم، و اگرچه ساعت اول به‌ویژه من را مجذوب خود نکرد، فرود آهسته و نهایی به ویرانه‌های تقلیدی ماه، آینه‌ای از سفر فاکس در حالی که تلاش می‌کند جهان را درک کند، بسیار قانع‌کننده بود.

پس شرم آور است که این گزینه خاص اغلب در دسترس نیست، اما دیگران اغلب آن را جبران می کنند، به خصوص اگر به طور یکپارچه با بقیه مهارت های نرم شما در ارتباط باشد. تمام آن کاوش ها در نهایت به یک رئیس ختم می شود، و هر یک از آنها آخرین توانایی به دست آمده شما را به عنوان کانون برخورد، عمدتاً برای زنده ماندن از گلوله ها یا زمین های خطرناک، قاب می کند. الگوهای پرتابه‌های آن‌ها در مواقعی متمایزترین نبود، اما همچنان چالش‌های بسیار مناسبی را ارائه می‌کنند، به خصوص در بالاترین سختی.

همه‌ی این‌ها توسط زیبایی‌شناسی پشتیبانی می‌شوند که بخش‌های مساوی به‌طور رضایت‌بخشی محو، شن، و مایل به قرمز است. افسوس، پرتگاه قمری ممکن است گاهی اوقات احساس کم‌هزینه‌ای داشته باشید، خواه صحنه‌های برش، انیمیشن‌های بی‌درخشش صورت، یا انتخاب پرتره‌های شخصیت‌ها. حتی مدل های کاراکتر هم از این امر در امان نیستند، به خصوص فاکس، چه در فرم معمولی اش و چه هنگام پوشیدن پتینه زرشکی. با این حال، انکار برخی از مناظر واقعاً نفس‌گیر، سخت است، خواه در نهایت از دور به گریمونت نگاه کنیم، قبل از اینکه بقایای یک تخلیه وحشت‌زده رو در رو ببینیم یا منطقه‌ای بعدی با ارتفاعات سرگیجه‌آور.

پرتگاه قمری آن چیزی نیست که انتظار داشتم، و در حالی که ساعت اول دقیقاً من را جذب نکرد، فرود آهسته و نهایی به ویرانه های تقلیدی ماه، که آینه سفر فاکس در تلاش برای درک جهان است، کاملا قانع کننده بود. مواقعی وجود دارد که چیزی فراتر از مجموع اجزای متفاوت آن احساس می‌شود، حتی اگر همان نقص‌ها اغلب سرهای مکانیکی خود را به عقب برگردانند. باز هم، در بهترین حالتی که هیچ کدام از ژانرها – تیراندازی اول شخص و جهنم گلوله ای – ارائه نمی کنند، حکمرانی نمی کند، اما همچنان یک پیچ و تاب سرگرم کننده و پیشرفته بین این دو است که با پیمایش خوب و داستانی جذاب پشتیبانی می شود.

این بازی در پلی استیشن 5 بررسی شده است.


به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×