نقد و بررسی The Mound: Omen of Cthulhu – به جنگل خوش آمدید
تیاو تپه گواهی بر این واقعیت است که هر چیزی را می توان در عنوانی به سبک استخراج اقتباس کرد، حتی یک داستان شبح نویسی توسط HP Lovecraft در مورد تپه عنوانی که به عنوان یک دروازه بعدی عمل می کند. سوال واقعی این است که آیا می تواند خنده دار باشد، به خصوص از طرف توسعه دهنده ای مانند ACE Team، که به نامعقول و بی احترامی معروف است. برخورد: مصنوعات آشوب و سنگ اعصار. پاسخ؟ خوب، مثل همیشه، پیچیده است.
شما اساساً بخشی از خدمه ای هستید که در جستجوی گنج از سرزمین های نفرین شده عبور می کنند، اما تعداد کمی از طرح ها این سفرها را به هم پیوند می دهد. با چیزی شروع می شود که ممکن است یکی از عجیب ترین پیش درآمدهای تک نفره باشد که تا به حال دیده ام. شما در نقش زاماکونا، یکی از شخصیتهای داستان، بازی میکنید و پس از عبور از کنار تپه – بریدن یکی دو تاک برای مشکلاتتان – با چهرهای عجیب روبرو میشوید و از نظر ذهنی زخمی میمانید، ظاهرا برای همیشه.
کل این سکانس کمتر از سه دقیقه طول می کشد (شاید چهار دقیقه اگر واقعا کند باشید) و کمی بیشتر از یک شبیه ساز راه رفتن است، نه یک مقدمه کافی برای آنچه اتفاق می افتد. من فکر میکردم که قبل از اینکه به صورت کوآپ وارد اصل داستان شوم، شروع بسیار خوبی دارد، اما «همه ی خود را ندهید» به سرعت به موضوعی تکراری تبدیل میشود.
یکی از جذابیت های یک تیرانداز تساوی این است که مقداری غارت مریض را برمی دارد و با آن فرار می کند و از همه شانس ها، از جمله سایر بازیکنان، سرپیچی می کند.
به عنوان یکی از چهار کاوشگر دیگر، وظیفه شما کاوش در مناطق برای هر چیزی است که می تواند به اکسپدیشن کمک کند. آثار ممنوعه آشکارا در منو هستند – چه کسی می تواند در برابر سبک آنها مقاومت کند؟ – اما آذوقه ها و سایر لوازم نیز کمک می کنند. هر شخصیت دارای نوعی داستان پس زمینه است، که واقعاً بر روی ماموریت های واقعی تأثیر نمی گذارد، چه رسد به اینکه چگونه بازی می کنند. گیم پلی اصلی، در نهایت، قابل مقایسه با شرکت کشنده: یک مکان را وارد کنید، تا حد امکان موارد مفید را جمع آوری کنید و با سلامت عقل خود از آنجا خارج شوید. بمیر و چیزی بدست نمیاری
بسیار خوب، این کاملاً درست نیست، زیرا شما مأموریتهای زنجیرهای را برای رسیدن به یک سهمیه یا ایجاد یک منبع ثابت ابزار انجام نمیدهید. در عوض، قبل از هر سفر به شما وسایل و وسایل تصادفی داده می شود. یک تپانچه سنگ چخماق در اینجا، یک راپر قدیمی در آنجا، شاید مقداری نمک آمونیاک برای احیای یک متحد سرنگون شده: شما این ایده را متوجه شدید.
در برداشتن آیتمهای اضافی از یک فروشنده با استفاده از نشانهها، مقداری آزادی وجود دارد، اگرچه انتخاب در ابتدا به مشعل، مدال و نقشه محدود میشود. از همان نشانه ها می توان برای ارتقاء سلاح ها یا مبادله آنها با چیزهای متفاوت استفاده کرد. راستش را بخواهید، من از این رویکرد بدم نمیآید، حتی اگر آن چکشی که در یکی از ماموریتها به آن علاقه داشتم، هنگام بازگشت از بین رفته باشد.
یکی از جذابیت های تیراندازی قرعه کشی این است که مقداری غارت مریض را برمی دارد و با آن فرار می کند و همه شانس ها از جمله سایر بازیکنان را به چالش می کشد. بلافاصله، تپه هیچ یک از این موارد را ارائه نمی دهد. شما واقعاً چیزی را که پیدا میکنید نگه نمیدارید، خیلی کمتر از آن در مأموریتهای بعدی استفاده میکنید، و تهدید سایر بازیکنان… متفاوت از آنچه انتظار دارید، مدیریت میشود. نکته مثبت این است که هر چیزی که پیدا میکنید میتواند در داخل ماموریت استفاده شود، که برخی از بزرگترین موانع ورود به یک بازی ماینینگ را از بین میبرد، یعنی نیاز به خرد کردن یک زرادخانه قبل از انجام کارهای سختتر و شروع از صفر هر بار که از بین میروید. بنابراین بابت آن تبریک می گویم.
پس از انتخاب قرارداد نیز می توانید موقعیتی را انتخاب کنید که ممکن است شرایط و تعدیل کننده های متفاوتی داشته باشد. آب و هوا و زمان روز می تواند تفاوت زیادی ایجاد کند. تپانچه ها و تفنگ های کبریت در باران بی فایده می شوند، در حالی که شب و مه می توانند دید را کاهش دهند. بنابراین شاید شما تشویق شوید که تیر و کمان حمل کنید و اسلحه های گرم خود را برای هر زمان که همه چیز روشن شود، ذخیره کنید. برخی از ماموریتها همچنین نیاز به عبور از یک قلعه در انتها برای بازیابی دفترچه ثبت دارند، که قفل یک مکان جدید را باز میکند و ماجراهای عجیب و غریب قبلی را بیشتر روشن میکند.
“با توجه به ماهیت ایستا نقشه ها و اهداف نسبتا ساده، تپه با معرفی پیچش خاص خود در سیستم Sanity، مسابقه را تازه می کند تاریکی ابدی“
پس از فرود، آنها تقریباً همه به تنهایی هستند. نقشه را کاوش کنید، تمام پوشش گیاهی را که مانع پیشرفت شما می شود را پاک کنید، همه چیز ارزشمند را جمع آوری کنید – به سرعت توسط شکاف های موجودی محدود (که خوشبختانه با رتبه بندی شما گسترش می یابد) عصبانی می شوید – و آنها را در سبد خرید قرار دهید. دومی با کاوش عمیقتر در یک مکان دنبال میشود، هر چند که این مکان نیز ویژگیهای عجیب و غریب خود را دارد. گاهی اوقات، با آنچه کاوش کردهاید مطابقت میکند و به شما میپیوندد، اما در برخی دیگر، قبل از اینکه یک بار دیگر نظرش را تغییر دهد، به سادگی میچرخد و به سمت دیگری میرود. همچنین میتواند در برخی مکانها مسیر شما را مسدود کند، اگرچه چنین رویدادهایی بسیار کم هستند.
با توجه به ماهیت ایستا نقشه ها و اهداف نسبتا ساده، تپه با معرفی پیچش خاص خود در سیستم Sanity، مسابقه را تازه می کند تاریکی ابدی. این واقعاً به یک پیشخوان یا هر چیز دیگری بستگی ندارد: بلکه، هر چه زمان بیشتری را در مأموریت صرف کنید، اتفاقات عجیبتری رخ میدهد (اگرچه وقتی شاهد آنها باشید، سلامتی شما آسیب خواهد دید). یکی از متحدان من به درخت تبدیل شد: خنده دارترین چیزی که تا به حال برای یک یا دو دقیقه دیده بودم. پرندگان تهدیدآمیز اثراتی مانند نامرئی شدن دوستان شما (و واگن) را فقط با یک طرح کلی برای متمایز شدن آنها اعلام می کنند، مگر اینکه آنها را حذف کنید. ممکن است یک یا چهار مگس ناگهان روی صفحه بخزد، و حداقل در یک مورد، شخصیت من قبل از بیدار شدن در جای دیگری بیهوش شود.
اگر این برای آزار شما کافی نبود، متحدان نیز ممکن است پس از زمین خوردن فاسد شوند و به موقع احیا نشوند و در نتیجه هوش مصنوعی کنترل آنها را به دست بگیرد تا به شما حمله کند. حتی میتواند در زمانهای کاملاً تصادفی اتفاق بیفتد، و حتی من را در مورد هیولاهایی که همتیمیهای خود را جعل میکنند، شروع نکنید، و صدای هیولا مانند تنها چیزی است که آنها را متمایز میکند. این و چت صوتی نزدیک – واقعاً چیز دیگری از نظر ارتباط وجود ندارد، به جز چرخ ژست محدود. بنابراین اگر میخواهید بدون میکروفون آن را پخش کنید، توجه به چند نشانه کلیدی برای جلوگیری از خیانت ناگهانی است.
در ابتدا در تلاش برای تشخیص تأثیرات مختلف سلامت عقل و نحوه برخورد با آنها کمی فتنه وجود دارد. مشکل این است که آنها به سرعت تکراری می شوند. متحد جدید من، درخت راه رفتن، در کوتاه مدت از حالت عجیب به خنده دار تبدیل می شود. گاو الدریچ بیش از آن که من را بترساند مرا آزار میدهد، زیرا تماشای آن بر عقل من تأثیر میگذارد – نه واقعاً از دور، بلکه از نزدیکتر، مانند زمانی که چیزها را در گاری میگذارید – بنابراین یک آزار دائمی است.
تپه بسیاری از این اثرات را برای اهداف سازگاری تکرار می کند. من متوجه شدم، اما این فقط نشان میدهد که چرا این سیستم در یک محیط تکنفره خیلی بهتر کار میکند، زیرا درک شخصیت شما از واقعیت دائماً به چالش کشیده میشود و زیر سوال میرود.
با توجه به اینکه یکی از حقههای اصلی آن کمی بیش از حد حیلهگر به نظر میرسد، این امر به مبارزه اصلی و اکتشاف بستگی دارد که واقعاً به گیمپلی بدرخشد. و متأسفانه حتی آنها هم تلو تلو میخورند. حتی اگر بتوانید به هدف گیری آهسته و دوی سرعت بی حال عادت کنید، که با فقدان کامل استقامت یا سرعت بیشتر تقویت می شود، مبارزه گاهی می تواند بسیار پیچیده به نظر برسد. به نظر میرسد که با هر نوسان احتمالی سلاح، تاس میاندازید، به غیر از خنجرهای پشت، که زمانی که شما مخفیانه به سمت دشمنی میروید یا زمانی که یک متحد توجه آنها را جلب میکند، کار میکند، اما زمانی که از حملات آنها اجتناب میکنید و پشت سر آنها میروید، کار نمیکنند.

“تپه ایدههای جالبی دارد که در یک حلقه گیمپلی معمولی ماینینگ پیچیده شده است، به خصوص اگر بتوانید مبارزه و حرکت را با شرایط خاص خود انجام دهید.”
اسلحه های گرم در مقایسه با کمان از نظر آسیب بسیار ضعیف به نظر می رسند و از مزایای تیرهای بالقوه قابل استفاده مجدد برخوردار نیستند. خود دشمنان گاهی اوقات ممکن است برای جنگیدن وحشتناک به نظر برسند، به خصوص زمانی که با جانوران پیچ خورده غول پیکر روبرو می شوند، اما در ابتدا منابع بسیار کمی برای مقابله با دومی دارید. و تنها کاری که آنها باید انجام دهند این است که به اندازه کافی نزدیک شوند تا یک قلاب دست و پنجه نرم کنند که تمام سلامتی شما را می گیرد و زره شما را قبل از پراکنده شدن می شکند. اوه، و معلوم شد که یکی از متحدان شما فاسد است، پس با یک چاقو به آنها ضربه بزنید و اکسپدیشن قبل از اینکه حتی لحظه ای برای بهبودی داشته باشید از بین می رود. من همچنین دوست دارم که چگونه هر دشمن می تواند شما را به زمین بزند، و در نتیجه یک صحنه سوم شخص قبل از بازگشت به سوم شخص ایجاد شود. همه چیز خوب است. جدا کنید. زمان.
تپه ایدههای جالبی دارد که در یک حلقه گیمپلی استخراج معمولی گنجانده شده است، به خصوص اگر بتوانید مبارزه و حرکت را با شرایط خاص خود انجام دهید. اما ترکیبی از وحشت روانشناختی، واقعیت تغییر یافته، خیانت مشارکتی و عناصر ترسناک بقا، اغلب زمانی که فقط آزاردهنده نیست، احساس بدی میکند. حتی با اضافه شدن یک همراه هوش مصنوعی، به بازیکنان انفرادی توصیه میشود از ثبتنام خودداری کنند، زیرا به راحتی میتوان پس از 15 دقیقه کار شدید، در یک گروه قرار گرفت و کل یک سفر را از دست داد. عملکرد بر روی رایانه شخصی نیز یک معما است – کم کردن تنظیمات بیشتر و فعال کردن DLSS/Frame Gen در نهایت باعث تثبیت همه چیز شد، و در حالی که برخی از جزئیات زیبا به نظر می رسند، به سختی می توان چنین بهینه سازی عجیبی را تضمین کرد.
اگر به دنبال یک عنوان ترسناک تعاونی هستید تا با دوستان خود به آن بپردازید، پس تپه این می تواند راه حل مناسبی باشد، به شرطی که انتظارات را در مورد اصلی گیم پلی، ارائه، روایت و غیره کنترل کنید. اما به همان اندازه که سعی کردم در میان این همه ظلم و ستم لذت ببرم، به نظر می رسید پتانسیل هدر رفته است.
این بازی در رایانه شخصی بررسی شده است.


