به تحسین دیگران به نام یونان! چرا کار جدید نولان فرسنگه با یونانی ها فاصله دارد؟
وقتی صحبت از فیلم جدید کریستوفر نولان به میان میآید، همه از جلوههای ویژه بصری، بازگشت سینمای حماسی و البته بازیگران درخشان فیلم صحبت میکنند. از مت دیمون و زندایا گرفته تا تام هالند. با این حال، در این میان، یک اشتباه جدی وجود دارد: فیلم اساطیری نولان درباره یونان باستان است، اما حتی یک بازیگر یونانی در فیلم بازی نمی کند. این مقاله که توسط یک منتقد سینمای یونانی با سبکی تند با آمیزهای از طنز و کنایه نوشته شده است، درباره تضاد بزرگ هالیوود است: چرا هالیوود اصرار دارد داستانهای یونانی را بدزدد اما یونانیها را از خانههایشان بیرون میکند؟
چرا کار جدید نولان فرسنگه با یونانی ها فاصله دارد؟
فیلم سینمایی «ادیسه» که پیش بینی می شود بزرگ ترین فیلم پرفروش امسال باشد، بازیگران خود را با هدف «نشان دادن آن به تمام دنیا» انتخاب کرد. یک ایده منطقی و قابل احترام، البته اگر یک واقعیت مهم را نادیده نگیریم: به نظر می رسد که هیچ کشور خاصی در این امر سهیم نیست.
در این فیلم با لهجه های آمریکایی، لباس های تنگ و روشن و پالت رنگی تیره و گل آلود مشابه فیلم دانکرک مواجه هستیم. از سوی دیگر، حضور لوپیتا نیونگو به عنوان هلن تروی اخیرا موجی از حملات نژادپرستانه را از سوی غرغرهای معمولی اینترنت به راه انداخته است. از جمله ایلان ماسک، که شکایت کرد که انتخاب این بازیگر «اصالت» ندارد. اصالت واقعا مهم است، اما ماسک دقیقاً به نکته اشتباهی اشاره کرد. برای بسیاری از یونانیها، نگرانکنندهترین سوالی که در اولین تماشای اقتباس کریستوفر نولان از ادیسه هومر به ذهن خطور میکند این است: بیلی زین کجاست؟
مانند دیگر نامهای محبوب جامعه مهاجر یونانی در هالیوود، زین اخیراً در صدر فهرست بازیگران «Odyssey جایگزین» قرار گرفت. [یعنی لیستها و سناریوهای فرضی که مخاطبان بومی برای بازگشت ستارههای بینالمللیشان به ریشههای فرهنگی خود خلق میکنند] در فضای مجازی یونان ظاهر شد و بحث ها در مورد آن به میزهای شام از پاتراس تا پالمرز گرین گسترش یافت. (تئو جیمز، جنیفر آنیستون، هنک آزاریا و دیو باتیستا دیگر نامزدهای این لیست هستند). رسانه های یونانی و یونانی قبرس نامه های سرگشاده می نویسند. این وضعیت باز هم نشان از همان احساس قدیمی طرد شدن بی دلیل از سوی هالیوود است. این همچنین در مورد اسطوره ها و حماسه های بنیادی خود ما نیز صدق می کند. لیست بازیگران این فیلم حتی یک نام خانوادگی نمادین که به «اوپولو»، «ایدیس» یا «یانو» ختم میشود، ندارد. حتی یک یونانی.
این داستان اصلا جدید نیست. هالیوود نسلها داستانهای یونانی را از «جیسون و آرگوناتها» تا «تروی» بدون کوچکترین توجهی به وجود یونانیها اقتباس کرده است. به جز مواقعی که کلیشه ای در میان باشد.

من به عنوان یک منتقد سینما اغلب از دیدن شخصیت هایی مانند “زوربا” خسته می شوم. [اشاره به شخصیت زوربای یونانی که نماد کلیشه فردی سرخوش و بیخیال است] “ماما میا!” در فیلم هایی مانند (Mamma Mia!) یا “Shirley Valentine” (Shirley Valentine) حالم به هم می خورد. از سوی دیگر، به نظر می رسد هالیوود نمی تواند بین یونانیان مدرن در حماسه های تاریخی و اساطیری (ژانر شمشیر و صندل) و قهرمانان افسانه ای مانند آشیل و ادیسه یا اجداد تاریخی ما مانند اسکندر و لئونیداس ارتباط برقرار کند. عجیب این است که همیشه فرض بر این است که یونانیان امروزی و یونانیان دوران باستان ما از هم جدا بوده اند. پس آیا ما لیاقت اسطوره شناسی خود را نداریم؟
تئودوریس کوتسوگیانوپولوس، منتقد برجسته سینمای یونان، میگوید: “درست است؛ این تصور وجود دارد که ذهنیت جهانی یونانیها بیشتر شبیه زوربا است تا آشیل. من ناامیدکننده میبینم که اکثریت جامعه فیلم این کلیشه تنبل را به جای ارائه تصاویر پیچیدهتر و عمیقتر از هویت یونانی بازتولید میکنند، اما اگر دیدن یک ستاره یونانی دو تصویر شگفتانگیزتر و عمیقتر باشد، زیبا خواهد بود. این اتفاق افتاد.”
بسیاری، از جمله من، فکر میکردیم حماسه نولان میتواند قالب را بشکند و حداقل یک بازیگر واقعا یونانی را فراتر از نقشهای کمدی و فرعی به ارمغان بیاورد. در هر صورت نمی توان گفت که سیستم هومر فاقد شخصیت است.
اما در عوض، هنگامی که از سوپراستارها عبور می کنیم (از مت دیمون، که اخیراً نقش اودیسه باهوش را ایفا کرد که روی ستونی مانند خدای یونانی در عکسبرداری برای مجله GQ ایستاده بود، گرفته تا زندایا، تام هالند، شارلیز ترون و جان برنتال، و همچنین بازیگران حامی مانند هیمش لِلِن، ویل یانویس زیبا، آن را انتخاب کرد. بازیگرانی که به قول لوپیتا «جهان را نشان دهند». نیونگو

این یک تصمیم محترمانه است، اما غیبت ما را برای ما یونانیها بیشتر محسوس میکند، مخصوصاً در بزرگترین رویداد سینمایی سال. اگر هدف فیلم شما انعکاس کل جهان است، آیا منطقی نیست که در این میز بزرگ و چندفرهنگی فضایی را برای کسانی که اصیل ترین ارتباط را با این منبع داستان دارند، رزرو کنید؟
طنز ماجرا این است که آنهایی که با صدای بلند درباره اصالت بازیگران فریاد می زدند، متوجه نشدند که حتی یک یونانی در فیلم وجود ندارد. البته افرادی مانند ماسک و اهداف شوم آنها بی ربط است، اما او سخنان خود را در جای ممکن گفته است.
برای یونانیان، این غفلت معنای دیگری دارد: در حالی که داستان های اساطیری یونان باستان به عنوان بخشی از میراث مشترک غرب و ادبیات جهان تلقی می شود، یونانی ها به نوعی در این زمینه حاشیه ای و بی اهمیت باقی می مانند. در بدترین حالت، این رویکرد نشان میدهد که یونانیان مدرن (بهویژه پس از دههها بحران اقتصادی) دیگر شایسته نگهبانان این داستانها نیستند. ذهنیتی که به طرز عجیبی شبیه استدلال های مخالفان بازگشت کتیبه های پارتنون به یونان است.
فیلم نولان نیز در دوره ای متفاوت از آثار تاریخی گذشته مانند تروی می گذرد. امروزه هالیوود در رعایت عدالت در مورد مطالب محتاط است و این نکته بر یونانیان پوشیده نیست. یکی از دوستانم که در آتن در سینما کار می کند، به من گفت: «این تمام چیزی است که درباره آن صحبت می کنیم. به نظر میرسد در هالیوود، داستانهای یونانی تنها استثنا در بحثهای مربوط به حفظ اصالت و بازتاب فرهنگی است که سایر میراثهای فرهنگی را احاطه کرده است.» هیچ یک از ما انتظار نقش های اصلی را نداریم، اما صنعت فیلم یونان بی سر و صدا در حال رونق است و فیلمسازانی مانند یورگوس لانتیموس، آتنا راشل سنگاری و آنگلیکی پاپولیا در میان دیگران بازیگران بومی را به جهان معرفی می کنند. تئو جیمز در میان یونانی های مهاجر در «سفید» بازی او در سریال «لوتوس» ثابت می کند که می تواند نقش آنتینوس کاریزماتیک را بازی کند. اگر نولان آن را می خواست، استعداد وجود داشت. بعید است که یک بازیگر امروز به چنین تماسی پاسخ منفی بدهد.

البته بسیاری از غیریونانیان خواهند پرسید: این همه هیاهو برای چیست؟ به هر حال اودیسه یک داستان تخیلی است. اما دیدن این که چگونه این داستان ها در فرهنگ امروز ما طنین انداز می شوند سخت نیست. من که با یک خانواده یونانی در لندن زندگی می کردم، آنقدر با این افسانه ها بزرگ شدم که باید اعتراف کنم که از صمیم قلب معتقد بودم که یک جنگ بزرگ تروا در جریان است و این ترفند بزرگ اسب چوبی واقعاً می تواند اتفاق بیفتد. مادرم کوزه های سفالی را با نام قهرمانان باستانی زیر نمادهای ارتدکس قرار می دهد. من پسر عمویی به نام آیسخلوس (آخیلوس)، دو خاله به نام آتنا و یک دوست کرتی به نام اودیسه دارم. در مدارس یونان، کودکان یاد می گیرند که اشعار هومر را به یونانی باستان بخوانند و عبارات آنها در گفتار روزمره استفاده می شود.
اگرچه داستان هایی مانند اودیسه سنگ بنای ادبیات جهان هستند، اما در ناخودآگاه و هویت ملی ما (از نظر قومیت و فرهنگ، نه فقط مرزهای جغرافیایی) طنین صمیمانه ای دارند. فکر میکنم همین امر در مورد هندوها در هند، حماسه مهابهاراتا یا فرهنگ پولینزیایی که الهامبخش موانای دیزنی است، صادق است. با تمام آنچه گفته شد، من مطمئن هستم که تماشاگران یونانی برای دیدن فیلم نولان (با وجود زبان عجیب اینترنتی و طراحی بد زره) جان خود را از دست می دهند. زیرا، فراتر از تمام هذیان های کریستوفر نولان، ما از دیدن میراث خود لذت می بریم.
اما از آنجایی که هالیوود به طور فزاینده ای بر موضوع دارایی های فرهنگی تاکید می کند، نادیده گرفته شدن واکنشی دو برابر شدیدتر را برمی انگیزد. بحث های جاری در یونان در مورد انتخاب ادیسه مرا به یاد موضوع اصلی این شعر می اندازد: «نوستوس». یعنی بازگشت به خانه بعد از سالها سختی و موانع. ما یونانی ها می خواهیم ناممان از این سفر پاک نشود.
منبع: گاردین
منبع: دیجیکالا مگ

