» فیلم و سریال » انیمه » “Neon Genesis Ongleon”؛ انیمه ای که هیچ وقت تمام نمی شود
“Neon Genesis Ongleon”؛ انیمه ای که هیچ وقت تمام نمی شود
انیمه

“Neon Genesis Ongleon”؛ انیمه ای که هیچ وقت تمام نمی شود

9 ژوئن 2026 006

برای سریالی که فیلم ماقبل آخرش «خداحافظ، همه اوانجلیون» بود، به نظر می رسد که دوران Neon Genesis Evangelion هنوز به پایان نرسیده است. از اقتباس‌های تئاتر گرفته تا هتل‌های با مضمون Ongleon، لباس‌های الهام‌گرفته از انیمه، کنسرت‌ها و موارد دیگر، عناصر مختلفی گرد هم آمده‌اند تا اونگلون را نه تنها زنده نگه دارند، بلکه مرتبط با فرهنگ عامه امروزی باشند. اخیراً در مراسم 30 سالگی Ongleon، همراه با یک فیلم کوتاه 13 دقیقه ای با حضور شخصیت Asuka، اعلام شد که “Nier” و خالق “Drakengard” Yoko Taro بر ساخت سری جدید “Neon Genesis Ongleon” با همکاری آهنگساز Keiichi Okabe نظارت خواهند کرد.

همه این جنجال‌های پیرامون Ongleon از این واقعیت ناشی می‌شود که خالق سریال Hideaki Anno احساسات متفاوتی درباره مالکیت معنوی چند میلیون دلاری خود و طرفدارانی دارد که با آن بزرگ شده‌اند. به هر حال، به نظر می رسد که Neon Genesis Evangelion با قدرت کامل بازگشته است.

با این حال، طرفداران آنو را تشویق می‌کنند تا در آخرین فیلمش به ما بگوید “بزرگ شویم”. اگرچه این احتمالاً پیامی است که آنو می‌خواهد ما را از آخرین فیلمش برداریم، این بدان معنا نیست که ما هنوز اونگلون را دوست نداریم. این چیزی است که Ongleon را منحصر به فرد می کند. در واقع، باعث می شود که طرفداران سریال بودن را درک کنیم، اما جنبه های روشن و شاد را نیز درک کنیم.

برخی از شما از روز اول با انیمه درگیر بوده اید، در حالی که برخی دیگر از طریق دوستان خود با انیمه آشنا شده اند. با انتشار مجدد انیمه در نتفلیکس، طرفداران جدیدی وارد دنیای Ongleon شده اند. بخشی از جذابیت اونگلون این بود که این مجموعه بارها در طول سه دهه گذشته دوباره ظاهر شده و برای نسل‌ها در فرهنگ عامه گنجانده شده است. نسل هایی از اونگلون که بار دیگر با تئوری ها و استدلال های خود گرد و غبار لباس اوگلون ها را پاک می کنند. دقیقاً به همین دلیل است که دوران Ongleon هرگز به پایان نخواهد رسید.

هشدار! همچنین خطر لو رفتن داستان «Neon Genesis Evangelion» وجود دارد

Neon Genesis Evangelion (1995-1996)

Neon Genesis Evangelion

اگر در حال خواندن این مقاله هستید و می خواهید بفهمید که چه چیزی اوگلون را منحصر به فرد و یکی از بهترین انیمه های تمام دوران می کند، اشاره به خلاصه ممکن است مفید باشد: پس از یک رویداد فاجعه بار به نام “تأثیر دوم” که تقریبا نیمی از بشریت را محو می کند، سازمان ملل متحد یک سازمان آزمایشی به نام “NERV” را تأسیس می کند که دفتر مرکزی آن در توکیو است. تنها مسئولیت آنها جلوگیری از سومین برخورد آخرالزمانی ناشی از بیگانگان شبیه کایجو به نام “فرشتگان” است. این امر از طریق استفاده از ربات‌های غول‌پیکر، واحدهای EVA که احتمالاً قبلاً دیده‌اید، یا چیزهایی که از طرح‌های آن‌ها الهام گرفته‌اند، اتفاق می‌افتد.

تنها مشکل این واحدهای EVA این است که برای همه افراد نشسته در کابین مناسب نیستند. این ربات‌ها روی نوجوانانی که احساسات زیادی دارند بهترین کار را انجام می‌دهند، بنابراین شخصیت اصلی ما، Shinji Ikari، به اینجا می‌آید. او پسری 14 ساله است که مشکلات زیادی به خصوص با پدرش جندو ایکاری (فرمانده NERV) دارد. شینجی برای خلبانی واحد EVA-01 وارد عمل می شود. علاوه بر شینجی، تنها تعداد انگشت شماری از مردم پشت این روبات های غول پیکر می نشینند. یکی خلبان اسرارآمیز و بی احساس Unit-00، Rei، دیگری خلبان پرشور Unit-02 Asuka است که مشکلات شخصی خود را در پشت روح آتشین خود پنهان می کند و چند نفر دیگر که به جزئیات آنها نمی پردازیم. میساتو کاتسوراگی، رئیس عملیات، تنها بزرگسال گروه است. یک ستاره در حال ظهور در سازمان که به معنای واقعی کلمه کودکان را برای نجات بشریت به عملیات کامیکاز می فرستد. اما در نهایت همه به نوعی به جنگ می روند. برخی داخلی و برخی جنگ خارجی.

شینجی ایکاری

انیمه اصلی که یکی از بهترین انیمه های مکه نامیده می شود، با «هیولا هفته» شروع می شود. بنابراین در هر قسمت یک Kaiju/Angel عجیب معرفی می شود و شخصیت ها باید با آن مقابله کنند. با این حال، با پیشرفت انیمه، برنامه های تولید فشرده تر و بودجه محدودتر شد. Anu و تیم Gainax نیاز به خلاقیت بیشتری داشتند. اکثر انیمه ها پایانی پر اکشن و پر از انیمیشن های خیره کننده و پیروزی های رعد و برق دارند. اما اونگلون اینطوری نبود. با اجتناب از پایان های معمول، پایان دو قسمتی انیمه کل طرح را با یک نتیجه گیری جسورانه (و مقرون به صرفه) و داستان سرایی انتزاعی و مینیمالیستی که همه از ذهن شخصیت اصلی (شینجی) روایت می شد، رها کرد، به جای اینکه همه چیز را با پایانی منظم و مرتب به هم گره بزند.

اگر فکر می کنید این خلاصه آنقدر جالب است، پس سلیقه خوبی دارید و باید خود را به یک سفر احساسی پر از فراز و نشیب ببرید. امروز ما از ورود یک مجموعه Ongleon دیگر خوشحالیم. اما مخاطبان دهه نود از این امیدها بی بهره بودند. شخصیت هایی که دوستشان داشتند ناگهان بدون پایانی امیدوارکننده و رضایت بخش از آنها گرفته شد. برخی از بینندگان پایان سریال را دوست داشتند، اما برخی به وضوح ناراحت بودند. در واقع او آنقدر ناراحت بود که تهدید به کشتن Gainax و Hideaki Ano کرد!

آنو با The End of Evangelion (1997) تلافی کرد. اگر طرفداران یک پایان و درمان مناسب را می خواستند، آنو آنچه را که می خواستند به آنها می داد… خواه ناخواه.

The Last of Ongleon (1997)

پایان اونگلئون

“پایان Unngleon” غم انگیز است. فیلم پر از صحنه های اعصاب خردکنی است که دقیقاً از همان سکانس آغازین به صورت شما ضربه می زند. به نظر می‌رسد آنو می‌گوید که ما این شخصیت‌های محبوب را دقیقاً همانطور که شما تصور می‌کردید دوباره ملاقات نمی‌کنیم، درست است؟

حس ناامیدی و شرم در سرتاسر «پایان اونگلون» می بارد. علیرغم اینکه این مرگ‌ها با بودجه‌های هنگفت به زیبایی به تصویر کشیده شده‌اند، با درماندگی به تماشای مرگ‌های وحشیانه شخصیت‌های محبوبمان می‌نشینیم. در Ungleon's End نه تنها شخصیت های ما محکوم به نابودی هستند، بلکه بشریت همانطور که می دانیم به پایان خود نزدیک می شود و ما آخرین لحظات وحشتناک آن را می بینیم. زمانی که «پایان اونگلون» به اوج خود می رسد، آنو ما را از محدودیت های دنیای انیمیشن جدا می کند و ما را در سینما و فیلم های لایو اکشن می کشاند. ما صفحه نمایش فیلم هستیم و تماشاگرانی را که در حال تماشای «Ongleon's End» هستند، تماشا می کنیم.

و تماشاگر خشمگین است. این سکانسی است که بدون شک آنو در فیلم گنجانده است تا به نامه های نفرت انگیزی که او و بقیه گیناکس در پایان مجموعه انیمه دریافت کردند اشاره کند. اما فیلم بر اساس آنچه به نظر می رسد داستان واقعی Neon Genesis Evangelion به پایان می رسد. این ادامه منطقی داستان «معضل جوجه تیغی» از سریال است. با وجود همه چیزهایی که دیده ایم، با وجود تمام اتفاقات وحشتناک و دردناک، دیدن «پایان آنگلون» بدون امید غیرممکن است.

20 انیمه برتر روانشناسی که باید تماشا کنید

بازسازی Ongleon (2021-2007)

evangelion-rebuild

داستان های زیادی در اینترنت در مورد افسردگی شدید هیداکی آنو در طول تولید انیمه Ongleon وجود دارد. ما نمی خواهیم زیاد در مورد آن صحبت کنیم. اما وقتی Ongleon's End را تماشا می‌کنید، می‌توانید هنرمندی را ببینید که با خلقت خودش، چه خوب و چه بد، دست و پنجه نرم می‌کند.

مدتی است که «پایان آنگلون» واقعاً به معنای پایان انیمه بود. اما تقریباً یک دهه بعد، خبر “Rebuilding Evangelion” اعلام شد. مجموعه ای چهار قسمتی متشکل از بازسازی های سینمایی انیمه اصلی. پوستر رسمی پروژه نشان دهنده صداقت آنو بود که می خواهد احساساتش را به شیوه ای بسیار شفاف به اشتراک بگذارد و به قول خودش “مردان دبیرستانی و میانسالی که به سرعت از انیمه دور می شوند” را به Ongleon جذب کند. او در پایان گفت: “اوا داستانی است که مدام تکرار می شود؛ داستانی است که در آن شخصیت اصلی چیزهای وحشتناک زیادی را با چشمان خود می بیند، اما همچنان سعی می کند روی پاهای خود بازگردد. داستان اراده است؛ داستان یک قدم رو به جلو، هر چند کوچک. داستان ترسناک فردی است که باید با تنهایی بزرگی روبرو شود، اما می خواهد با دیگران ارتباط برقرار کند، اما همچنان می ترسد با دیگران ارتباط برقرار کند.”

بهترین انیمه اصلی که بر اساس مانگا نیست

همانطور که انتظار می رفت، طرفداران واکنش های متفاوتی به این بازسازی داشتند. برخی طرفدار این هستند که هنرمندان و نویسندگان به کارهای قبلی خود برگردند و آنها را تکرار و بازآفرینی کنند. تا زمانی که نویسنده مطمئن شود آن چیزی که در ذهنش بوده واقعا اتفاق افتاده است. مانند جرج میلر و حماسه «مکس دیوانه»، هیدئو کوجیما و سری بازی‌های «متال گیر سالید» و حتی «دث استرندینگ». برخی از نویسندگان، چه از روی عشق و چه از روی نفرت، احساس می کنند مجبورند به کارهای اصلی خود بازگردند.

اگر Ongleon را موجودی زنده و پویا بدانیم، موجودی است که با خالق و مخاطب خود رشد می کند. سریال اصلی نشان دهنده سال های پرتلاطم پیش از نوجوانی بود. “پایان Ongleon” نمادی از فراز و نشیب های نوجوانی است. و فیلم های «بازسازی» نوعی گذر از دوران نوجوانی به بزرگسالی است. به نظر می رسد آنو در «Evangelion: 3.0+1.0 Once Upon a Time»، جدیدترین فیلم مجموعه «بازآفرینی» متوجه شده است که نوستالژی یک چیز ارزشمند و قابل احترام است. اما همچنین مهم است که اجازه ندهید نوستالژی شما را عقب نگه دارد. اگر بیش از حد برای آن ارزش قائل شوید، نوستالژی شما را به پایین می کشاند.

خداحافظ اونگلون + خوش اومدی اونگلون

Neon Genesis Evangelion

مدتی در گروه‌های آنلاین و تاپیک‌های ردیت بحث‌های زیادی در مورد فیلم‌های Ongleon's End و Remake وجود داشت و برخی از طرفداران ادعا می‌کردند که Anu از Ongleon و طرفدارانش متنفر است.

اما در واقع اینطور نیست. او با کارهای دیگرش روی شین گودزیلا، شین اولترامن و شین کامن رایدر نشان داد که اکنون یک اوتاکو واقعی است که روی صندلی نویسندگی نشسته است. همه این پروژه ها به وضوح عشق آنو را به نمادین ترین آثار رسانه های ژاپنی نشان می دهد. اینها همچنین با تمبر Unglioni تزئین شده اند. این مانند استفاده از تم “نبرد سرنوشت ساز” Ongleon در شین گودزیلا است.

اوتاکو بودن آنو به قدری عمیق است که همسرش، مویوکو آنو، که خود یک مانگاکا (هنرمند مانگا) معروف است، کمیکی درباره ازدواج با یک اوتاکوی داغدار و تمام ناجوری های ناشی از آن نوشت. Hideaki Anu در مقدمه این مانگا می نویسد:

«ما دانش زیادی داریم و تمدن مادی ما پر از دانش است، اما در عین حال روحیه ما ضعیف می شود، تخیل نداریم و بنیان اجتماعی ما ضعیف می شود، به همین دلیل فکر می کنم ما به مانگا مانند مانگا همسرم نیاز داریم. […] مانگای او به همه چیزهایی دست یافت که من نمی توانستم با ایوا انجام دهم. واقعا شوک بزرگی برای من بود. […] یک دوره بعد از ایوا بود که می خواستم دیگر اوتاکو نباشم. من از رکود صنعت انیمه و طرفداران آن خسته شده ام. در آن زمان من پر از نفرت از خود بودم. من ناامید هستم.”

این سطح از خودآگاهی و انتقاد از خود نشان دهنده صداقت آنو است. Ongleon ابزاری است برای کشف معنای انسان بودن، زشتی انسان بودن و زیبایی و لطف ناشی از آن. امروز زمان اونگلون فرا رسیده، گذشته و هنوز فرا نرسیده است. همانطور که Anu در پوسترهای Remake که قبلا ذکر شد گفت، Eva داستانی است که مدام تکرار می شود. اکنون که یوکو تارو در راس کار است، نمی‌توانیم منتظر بمانیم تا ببینیم اونگلون به کجا می‌رود.

منبع: IGN

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×