بهترین بازیهای کلاسیک که باید با شبیهسازها تجربه کنید | موبوگیم
تا پیش از عرضه نسل اول کنسولهای سهبعدی، کنسولها معمولا فاقد قابلیت ذخیره پیشرفت در بازی بودند. ازاینرو مخاطب بیچاره ناچار بود بازیها را از اول تا انتها در یک نشست به اتمام برساند. اینگونه مجبور بودیم با اثری هرچند کوتاه، روزها یا شاید ماهها سروکله بزنیم تا تمامش کنیم. برای عناوین سختتر حتی مجبور بودیم محل تلهها، خطرات و رفتوآمد دشمنان را بهاجبار بهخاطر بسپاریم. البته خوشبختانه برخی عناوین کلاسیک مانند عنوان طولانی و پر محتوای Captain Tsubasa یا Metal Gear بابت هر مرحله کدی به شما ارائه میدادند که میشد با وارد کردن آن به سراغ مرحله مورد نظر رفت. حتی در Metal Gear میشد بهوسیله این رمزها، میزان مهمات و نوع تجهیزاتی که داشتید را هم فراخوانی کنید.
برای تعداد اندکی از بازیها بهخصوص آثار نقشآفرینی هم درون کارتریجشان حافظه و باتری کوچکی تعبیه شده بود که بازیکنان بتوانند ذخیرهسازی را در آنها انجام دهند. اما این کارتریجها در ایران تقریبا نایاب بودند؛ چون کنسولهای قدیمی موجود در بازار بهخصوص میکرو، درواقع کپیهایی غیرمجاز از محصولات نینتندو به شمار میرفتند و از اینرو، کارتریجهای مخصوص دستگاهی چون NES چندان در دسترسمان قرار نداشتند. کموبیش به همین خاطر چندی از عناوین بسیار مشهور جهان، از شهرت بالایی در ایران برخوردار نبودند.
خوشبختانه امروزه تقریبا برای تمام کنسولهای محبوب قدیمی برنامههای شبیهساز وجود دارند. این شبیهسازها چه روی رایانههای شخصی و چه تلفنهای همراه قابلیت ذخیرهسازی (Save State) و حتی امکان به عقب برگرداندن زمان (Rewind) را هم به شما میدهند.
در این مطلب به عناوینی میپردازیم که در دوران قدیم برای تمام کردنشان عذاب میکشیدیم؛ اما حالا تجربه آنها با برنامههای شبیهساز، مانع از حرص خوردن و همچنین خراب شدن دسته بازی میشود!
8. Contra Force

کنترا با همه فراز و نشیبهایش، حداقل در زمان کنسولهای دوبعدی دورانی طلایی را سپری میکرد. ولی در همان زمان هم اثری عجیبوغریب و بیربط به نام Contra Force تصورمان از این سری را خراب کرد. این بازی که نسخهای فرعی برای کنترا بهحساب میآید درواقع یک اثر اکشن مخصوص بازار ژاپن به نام Arc Hound بود که شرکت Konami، آن را با نام Contra Force در غرب معرفی کرد. بازیای که غیر از تیراندازی دوبعدی، هیچ شباهتی با کنترا ندارد؛ نه خبری از فضاییها و آن باسهای غولپیکر و رباتها است و نه تفنگهای جالب و متفاوت کنترایی پیدا میشوند.
Contra Force حسابی دشوار است و سختی آن هم بیش از آن که تصمیم توسعهدهنده باشد، ناشی از ضعف آنها در طراحی کلی اثر بوده است. موانع و مراحل طراحی ناشیانه و غیرمنطقی دارند و بهطورکلی تمام کردن بازی همانند نوعی مجازات میماند. علاوه بر این، Contra Force مشکلات فنی شدیدی هم داشت؛ چرا که بعضی مواقع روان اجرا میشد و بسیاری از اوقات هم نرخ فریم آن به نصف میرسید. مشکل پرش تصویر و غیب شدن عناصر صحنه هم خیلی وخیم بود. شخصا از کودکی آرزو داشتم بالاخره Contra Force را تمام کنم تا این که سرانجام همین اواخر با یک شبیهساز روی موبایل، بخش پایانی آن را دیدم. این کنترای عجیب و غریب، مملو از ایراد است، اما حداقل برای من خاطرهانگیز بود، بهخصوص که موسیقیهای خیلی خوبی دارد که از قدیم در خاطرم ماندهاند.
۷. RoboCop Versus The Terminator

نسخه کنسول Sega Genesis این بازی یکی از مهیجترین و البته خونینترین بازیهای کلاسیک است. ما همیشه RoboCop را به حرکات کند و سنگیناش میشناختیم. اما او در این نسخه از پرشهای بلند و قابلیت آویزان شدن از سقفها نیز برخوردار است. ریتم سریع گیمپلی هم به هیجان اثر میافزاید، اما ایراد کار اینجاست که بازی بعد از چند مرحله به شکلی غیرمنطقی سخت میشود.
دشمنان، تلهها و محیطهای خطرناک بهشدت بیشتر میشوند. در مراحل نیمه دوم آنقدر همه چیز درهم و شلوغ است که اغلب مواقع مجبور هستید بیخیال احتیاط کردنِ شوید و فقط به جلو بروید. باسها نیز به شکل دردآوری جانسخت هستند. اگر صرفا بخواهید با سلاح معمولیِ RoboCop بهخصوص باس آخر را شکست دهید، بازی عملا برایتان پایانپذیر نخواهد بود. این اثر که از نبود قابلیت ذخیرهسازی رنج میبرد، در کنار پلیسِ آهنی به یک اعصاب آهنی هم نیاز دارد!
6. Battletoads

در زمان قدیم، چه در ایران و چه در خارج از کشور کرایه کردن کارتریجها امری متداول بود. از اینرو برخی استودیوها آثار خود را طوری دشوار طراحی میکردند که افراد نتوانند صرفا با دو روز اجاره کردن آنها را تمام کنند. این قابل درک است که توسعهدهنده نخواهد محصولش زود فراموش شود و مردم هم مجبور باشند آن را بخرند. اما Battletoads رسما پا را از این حرفها فراتر گذاشته بود. این اثر کابوس بچههای قدیم و حتی گیمرهای جدید است.
Battletoads اصلا قابل تمام کردن نیست و من نمیدانم مخاطب آن باید به چه روشها و واکنشهای مافوق صوتی متوسل شود که بازی را به پایان برساند. البته بهعنوان اثری Beat ’em up بازی مشکل خاصی در زمینه مبارزه با دشمنها ندارد. ایراد کار وقتهایی است که وارد بخشهای موتورسواری و پرواز هواپیما و… میشود. این قسمتها با سرعت زیاد، موانع متعدد و مدت طولانی که دارند کاملا بیرحمانه هستند! معلوم نیست توسعهدهنده عمدا میخواسته سربهسر بازیکنان بگذارد یا چون خود، برای دفعات زیادی اثرش را تجربه کرده متوجه سختی آن نبوده است.
۵. Ghosts ‘n Goblins

یک اکشن سکوبازی دیگر که هنوز هم بهخاطر دشواری ناجوانمردانهاش معروف است. Ghosts ‘n Goblins یک بازی بسیار قدیمی است که سال ۱۹۸۵ میلادی عرضه شد. در این بازی، شما کنترل شوالیهای به نام آرتور را بر عهده دارید که برای نجات شاهزاده، تحمل بیش از دو ضربه را ندارد! او با آسیب اول زرهاش را از دست میدهد و فقط لباس زیر برایش باقی میماند و ضربه دوم هم کارش را تمام میکند.
بدبختی دیگر اینجاست که با وجود سکوبازیهای سخت که نیاز به پرشهای دقیق دارند، شما کنترل زیادی روی پرشها ندارید. مواقعی که آرتور میپرد دیگر نمیتوان فاصله یا جهت را میان زمین و هوا تنظیم کرد. اما اوج نگونبختی، جایی است که پس از تلاش و سختکوشی بسیار و رفتن تا مرحله آخر بازی، متوجه میشوید که برای دیدن پایان اصلی بازی، باید آن را دوباره از اول آغاز کنید. گرچه آنزمان هنوز استانداردهای چندانی برای گیمپلی تعریف نشده بودند و نمیشد انتقاد چندانی بر سازنده وارد نبود، اما این اتفاق دست کمی از ریختن ناگهانی یک سطح آب یخ روی سر انسان نداشت!
۴. Phantasy Star II

این اثر نیز از عناوین مشهور در سبک نقشآفرینی ژاپنی در میان بازیهای کلاسیک است که البته نتوانست محبوبیت خود را همچون Final Fantasy در طول زمان حفظ کند. گرچه کارتریج این بازی در ایران پیدا میشد، اما به دلیل تقلبی بودنش، خبری از باتری و حافظه برای ذخیرهسازی پیشرفت نبود. چنین مشکلی برای عنوانی که حداقل ۳۰ ساعت طول میکشد قابل اغماض نیست. آن هم زمانی که فکر میکردیم اگر تلویزیون یا کنسول زیاد روشن بمانند ممکن است خراب شوند!
Phantasy Star II بسیار خاطرهانگیز است و هنوز هم مخاطبینی برای خود دارد. این نوستالژیک بودن بازی به اتمسفر و داستان علمیتخیلیاش مربوط میشود که مسیری متفاوت از قصههای فانتزی و جادویی آثار همعصرش طی میکند. از طرفی سیاهچالههای طولانی و پیچیده آن هم باعث میشوند با عنوان درگیرکنندهای طرف باشید. Phantasy Star نسخههای دیگری هم دارد و اگر به آثار Retro علاقهمند هستید شاید بهتر باشد از شماره اول آن شروع کنید.
۳. The Legend of Zelda

این اثر، هم اسمش و هم جایگاهش در تاریخ بازیهای ویدیویی افسانهای است. گیمرهای جدید حتی اگر اهل انحصاریهای نینتندو نباشند باز هم میدانند سری زلدا چه شهرتی در جهان دارد. منتها چند ده سال پیش، ما در ایران نسبتا به این مجموعه در بیخبری مطلق به سر میبردیم. چرا که این بازیها نیز داخلشان حافظه اختصاصی داشتند که طبق معمول، در بازار نوارهای تقلبی میکرو خبری از آن نبود. حتی در جستجویی هم که در سطح اینترنت انجام دادم به کارتریج میکروی آن در ایران برنخوردم.
اما The Legend of Zelda را اکنون میتوان با شبیهسازهای مختلف تجربه کرد و از قابلیت ذخیرهسازی هم بهره برد. البته اولین بازی این سری در مقایسه با سایر نقشآفرینیهای ژاپنی عصر خود چندان طولانی نیست و در کمتر از ده ساعت تمام میشود. بهخصوص که سیستم مبارزات نوبتی ندارد و از اینرو با سلیقه گیمرهای ایرانی هم سازگارتر است.
۲. Ninja Gaiden

این محصول با آن کاتسینهای انیمهای زیبا و داستان مفصل، مورد توجه بسیاری قرار گرفت. در گذشته که بچه بودم و نمیدانستم قهرمان داستان اصلا هدفش چیست، صرفا بازی را انجام میدادم تا تصاویر کارتونی کاتسینها را ببینم. منتها بازی به این راحتی نمیگذارد جلو بروید. تقریبا تمام عناوین Ninja Gaiden سختتر از آثار مشابه و همسبک خود هستند. اولین نسخه روی کنسول NES نیز به این صورت است که دشمنان پس از کشته شدن بهسرعت دوباره ظاهر میشوند.
وقتی ضربه بخورید به عقب پرت میشوید و بهاحتمال زیاد داخل چالهها افتاده و متحمل شکست خواهید شد. در نهایت اگر حین مبارزه با باسهای اواخر بازی ببازید، به چند مرحله عقبتر بر میگردید! از همه اینها دردناکتر نوعی پرنده شبیه کلاغ است که بیامان به شما حمله کرده و دورتان میچرخد و اجازه نمیدهد لحظهای خیال راحت داشته باشید. نمیگویم تمام کردن بازی غیرممکن است، اما قطعا با قابلیت Save State در برنامههای شبیهساز کمتر عذاب خواهید کشید.
۱. Super Mario Bros.: The Lost Levels

این اثر میان بازیهای کلاسیک نهتنها در ایران بلکه در کل جهان کمیاب بوده و هست، چرا که فقط بهصورت اختصاصی برای کشور ژاپن با نام Super Mario Bros. 2 منتشر گردید. اینجا گیمپلی به شکل تعمدی دشوار است تا مخاطبهای نسخه اولیهی ماریو را به چالش بکشد؛ اما شعبه آمریکایی نینتندو بازی را برای مخاطب غربی زیادی مشکل دانست.
به همین دلیل× چیزی که در جهان به نام دومین ماریو برای NES میشناختند از زمین تا آسمان با نسخه ژاپنی تفاوت دارد. برای نمونه در The Lost Levels قارچهای سمی وجود دارند. برای شخصیتی که به او قارچ خور میگوییم جالب نیست از بلعیدن قارچ دچار مشکل شود!
قارچ خورِ میکرو را همه در ایران میشناسند؛ اما این نسخه اثر کمتر شناخته شدهای است که شاید برای خیلیها کاملا جدید باشد.
منبع: gamefa.com
