» فیلم و سریال » باکس آفیس » نقد Blades of the Guardians | استاد برگشت، تیغ‌ها را تیز کنید | موبوگیم
نقد Blades of the Guardians | استاد برگشت، تیغ‌ها را تیز کنید | موبوگیم
باکس آفیس

نقد Blades of the Guardians | استاد برگشت، تیغ‌ها را تیز کنید | موبوگیم

21 ژوئن 2026 009

تصور کنید در دل اقیانوسی از شن ایستاده‌اید. باد زوزه می‌کشد و افق، خط باریکی میان زمین و آسمان است. ناگهان، از دل این غبار طلایی، سایه‌هایی پدیدار می‌شوند؛ شمشیرزنانی که وعده نبردی حماسی را در گوش تاریخ زمزمه می‌کنند. سینمای رزمی برای نسل‌ها روح ما را با ضرباهنگ شمشیرها و رقص مرگبار مبارزان نواخته، اما کمتر پیش می‌آید که فیلمی بتواند غبار فراموشی را از خاطرات کهن بتکاند و نبض تماشاگر امروزی را این‌گونه به تپش وا‌دارد. «Blades of the Guardians» (با عنوان کامل‌تر Blades of the Guardians: Wind Rises in the Desert) محصول ۲۰۲۶، تازه‌ترین اثر استاد بی‌همتای اکشن، یوئن وو-پینگ، دقیقاً همان غبار جادویی را بر شمشیرهای کهنه می‌پاشد.

این فیلم اقتباسی است از مانهای چینی «Biao Ren» نوشته خو شیانژه (Xu Xianzhe) که از ژوئن ۲۰۱۵ تا آگوست ۲۰۲۳ منتشر می‌شد و حالا با وفاداری به روح حماسی کمیک، اما با زبانی کاملاً سینمایی، جان گرفته است. این فیلم تنها یک فیلم رزمی دیگر نیست؛ یک تجربه است، یک سفر پرهیاهو و نفس‌گیر در دل «ووشیا»ی کلاسیک که با تزریق دوزهای سرسام‌آوری از خلاقیت بصری و اکشن آوانگارد، جان تازه‌ای در رگ‌های این ژانر کهن می‌دمد. وقتی نام یوئن وو-پینگ، مغز متفکر صحنه‌های ماندگار «ماتریکس»، «ببر خیزان، اژدهای پنهان» و «استاد بزرگ»، بالای یک پروژه باشد، انتظار یک انقلاب آرام را داریم؛ و «Blades of the Guardians» دقیقاً همان انفجار کنترل‌شده‌ای است که مدتها انتظارش را می‌کشیدیم. با ما در موبوگیم همراه شوید تا با هم از دل طوفان شن عبور کنیم و ببینیم آیا این تیغ‌ها واقعاً می‌برند یا فقط در هوا چرخ می‌خورند.

بازگشت استاد؛ یوئن وو-پینگ و میراث یک نابغه

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

یوئن وو-پینگ، کهنه‌کار بی‌همتای سینمای رزمی، در سن و سالی که بسیاری از همتایانش به استراحت یا تکرار مکررات روی می‌آورند، دست به خلق اثری زده که گویی مرزهای فیزیک و گرانش را به سخره می‌گیرد. مردی که از «ببر خیزان، اژدهای پنهان» (۲۰۰۰) تا «استاد بزرگ» (۲۰۱۳) و از «ماتریکس» تا «بیل را بکش» اثر انگشت خود را بر ماندگارترین سکانس‌های اکشن تاریخ سینما حک کرده، در دهه نهم زندگی‌اش نه تنها کم نیاورده، بلکه «Blades of the Guardians» را به یکی از جذاب‌ترین آثار کارنامه‌اش تبدیل کرده است. فیلم چنان با انرژی و نوآوری پیش می‌رود که اگر نمی‌دانستید، هرگز باور نمی‌کردید کارگردانش بیش از هشتاد سال سن داشته باشد.

نکته جالب توجه اینکه یوئن برای یک‌عمر دستاورد هنری در جشنواره فیلم خاور دور (Far East Film Festival) در ماه می ۲۰۲۶ جایزه توت‌طلایی (Golden Mulberry Award) را دریافت کرد و «Blades of the Guardians» فیلم اختتامیه همان جشنواره بود؛ انتخابی که نمی‌توانست شایسته‌تر از این باشد.

داستانی در دل شن‌های روان

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

فیلم ما را به دل دوران پرآشوب اواخر سلسله «سوی» می‌برد، جایی که فساد دربار امپراتوری را چون خوره‌ای به جان مردم انداخته است. در این میان، گروهی شورشی به نام «شورش گل‌ها» به رهبری شخصیتی مرموز به نام «ژیشی‌لانگ» (با بازی سان ییژو)، تهدیدی جدی برای تاج و تخت محسوب می‌شود. امپراتور در پاسخ، وزیر بی‌رحم خود را به جاده ابریشم گسیل می‌کند. درست در میانه این معرکه، ما با «دائو ما» با بازی استوار «وو جینگ» آشنا می‌شویم؛ یک شمشیرزن سرگردان که روزگاری عضو سواره‌نظام شجاع چپ بوده، اما حالا با پسری یتیم به نام «شیائو چی» (با بازی جو چیانلانگ) در دل صحرا زندگی می‌کند.

دائو ما یک «محافظ» (Guardian) است؛ واژه‌ای که در ترجمه‌های انگلیسی به اشتباه صرفاً به «جایزه‌بگیر» (Bounty Hunter) تقلیل یافته، اما در بطن داستان، معنایی بسیار عمیق‌تر دارد. او کسی است که مأموریتش حفاظت از جان انسان‌هاست، چه در قبال سکه و چه در قبال اصول اخلاقی؛ تمایزی ظریف اما حیاتی که درک ما از شخصیت و کل فیلم را دگرگون می‌کند.

زندگی دائو ما که با خون و سکه گره خورده، با یک پیشنهاد غیرمنتظره پیچیده‌تر می‌شود: اسکورت مرموزترین و تحت‌تعقیب‌ترین یاغی جاده ابریشم، یعنی همان ژیشی‌لانگ، به پایتخت. این نقطه آغاز سفری است که طی آن، کاروان کوچک دائوما با گروهی التقاطی از شخصیت‌ها همراه می‌شود. ابتدا، دائوما پیشنهاد اتحاد از سوی فرماندار محلی قدرتمند، «لرد چانگ گویرن» (با بازی افسانه‌ای جت لی) را رد می‌کند، اما شرایط به سمتی پیش می‌رود که دائوما مجبور به کشتن او می‌شود و همین امر، او و شیائو چی را به فراری‌هایی تحت‌تعقیب بدل می‌کند.

در این میان، آیویا (با بازی لیجون چن)، دختر رئیس قبیله «مو» (با بازی تونی لیانگ کا-فای، اسطوره سینمای هنگ‌کنگ)، به همراه محافظش آنی (با بازی شیونگ جینی) به کاروان می‌پیوندند. آیویا به تازگی از یک قرارداد ازدواج با شخصیتی قدرت‌طلب و متکبر به نام «هی‌یی شوآن» (با بازی چیشا) خارج شده و این تصمیم، شعله‌های درگیری میان قبایل مختلف را برمی‌افروزد. اما در تعقیب این کاروان، «دی تینگ» (با بازی نیکلاس تسه)، یک سرباز اسبق با عقده‌هایی کهنه و تسویه‌نشده، قرار دارد.

فیلمنامه‌ای که زیر بار شخصیت‌ها لنگ می‌زند

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

فیلمنامه «Blades of the Guardians» را تیمی چهارنفره شامل چان تای-لی (از سری «ایپ من» و «گرگ و میش جنگجویان: محصور»)، سو چائوبین («آدمکش‌ها»)، لری یانگ («لبه سایه»)، و یو بایمی («مردم من، وطن من») نوشته‌اند. این تیم قطعاً بلدند چگونه یک داستان ووشیایی را سر و شکل دهند، اما بزرگ‌ترین چالش فیلم دقیقاً از همین نقطه نشأت می‌گیرد: تراکم سرسام‌آور شخصیت‌ها و خطوط داستانی.

فیلم تا میانه راه، انبوهی از اسامی، القاب (یک‌چشم‌، مار دوسر، شبح صورت-یشمی) و اتحادهای متزلزل را به سمت مخاطب پرتاب می‌کند که گاهی یادآور یک اپیزود شلوغ از «بازی تاج و تخت» است. صادقانه باید گفت حفظ کردن این حجم از اطلاعات در نیمه اول فیلم تقریباً غیرممکن است و این بزرگ‌ترین نقطه ضعف فیلمنامه به شمار می‌رود. کثرت کاراکترها باعث شده بسیاری از آن‌ها، با وجود بازیگران توانمندشان، نتوانند عمق شخصیتی لازم را پیدا کنند و صرفاً به کهن‌الگوهایی آشنا در این ژانر تبدیل شوند. مخاطب گاهی احساس می‌کند از دل یک نبرد بیرون کشیده شده و به ناگاه در یک نزاع جدید پرتاب می‌شود، بدون آنکه فرصت کافی برای هضم ماجرا یا برقراری ارتباط عاطفی عمیق با برخی شخصیت‌های فرعی داشته باشد.

ریتم پرشتاب فیلم که نعمتی برای صحنه‌های اکشن است، در بخش روایت به یک شمشیر دولبه تبدیل شده. نکته جالب اینکه فیلم در نیمه اول گاهی با استفاده از متن‌های روی صفحه، تلاش می‌کند شخصیت‌ها و القابشان را به مخاطب معرفی کند، اما این تکنیک به جای کمک، بیشتر حس یک راهنمای تور شتاب‌زده را القا می‌کند.

با این حال، یک نکته هوشمندانه در فیلمنامه وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود: شیوه پرداخت شخصیت دائوما. برخلاف بسیاری از قهرمانان ووشیا، او نه آن رواقی سرد و بی‌احساس است، و نه آن لاابالی بدبین با قلب طلایی. دائو ما آرامش فریبنده‌ای دارد، اما این آرامش از ضعف نیست، از وزن گذشته‌ای خونین و انتخابی آگاهانه برای زندگی با معیارهای شخصی سرچشمه می‌گیرد. او از مبارزه بیزار است، نه از سر ترس، که از سر درک عمیق از بهای خون. این ظرافت شخصیت‌پردازی که در بازی ماهرانه وو جینگ نیز متجلی می‌شود، لنگرگاه احساسی فیلم است.

انقلاب در اکشن؛ آنجا که شمشیر با آتش می‌رقصد

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

اما حقیقت این است که این ایرادات روایی، در برابر شکوه بصری و غنای صحنه‌های اکشن فیلم، تا حد زیادی رنگ می‌بازند. این یک تعریف پشت‌دستی نیست؛ بلکه تصدیق این واقعیت است که جاذبه اصلی «Blades of the Guardians» طراحی اکشن مسحورکننده‌اش است. یوئن وو-پینگ در مقام کارگردان اکشن، با همکاری طراح مبارزات شان پنگ دانگ («صخره سرخ» ۱ و ۲)، صحنه‌هایی خلق کرده‌اند که انگار از دل یک رؤیای سینمایی بیرون آمده‌اند.

به جرات می‌توان گفت که تقریباً هر صحنه نبرد مهم در این فیلم، چیزی تازه و بدیع برای ارائه دارد. سکانس الهام‌گرفته از «مکس دیوانه: جاده خشم» در دل یک طوفان شن، بی‌شک بخش عمده‌ای از توجهات را به خود جلب خواهد کرد و واقعاً هم تماشایی و نفس‌گیر است. ترکیب باد و شن با ضرباهنگ شمشیرها، غوغایی بصری خلق می‌کند که کمتر در سینمای رزمی دیده‌ایم. اما برای من، نقطه اوج خلاقیت فیلم در صحنه‌ای کوچک‌تر اما به‌شدت خلاقانه نهفته است: یک درگیری کوتاه سه‌دقیقه‌ای در یک میدان نفتی.

در این صحنه، یکی از مبارزان شمشیر خود را بر روی زمین سنگی می‌کشد و آن را به سمت شعله‌های آتش پرتاب می‌کند؛ قطرات نفت بر جامه آتش می‌نشیند و در آن واحد، سلاحی شبیه به یک شعله‌افکن بداهه خلق می‌شود. این لحظه، ناب، غافلگیرکننده و به شدت سینمایی است؛ چیزی شبیه به یک خلاقیت در بازی‌های ویدیویی که ناگهان جان می‌گیرد. و باور کنید، این تازه شروع ماجراست. نبرد در کاروانسرا، دوئل‌های سواره در برف و بیابان، و تقابل‌های غرق در آتش، همه و همه نشان می‌دهند که یوئن وو-پینگ هنوز هم می‌تواند ما را غافلگیر کند.

کاروان ستاره‌ها؛ از نسل طلایی تا ستاره‌های نوظهور

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای یوئن در این فیلم، گردهم‌آوردن کهکشانی از ستاره‌های هنرهای رزمی از نسل‌های مختلف است؛ تصمیمی که خودش آن را «انتقال مشعل» می‌نامد، اما همین تصمیم تیغی دولبه از آب درآمده.

«وو جینگ» (از سری «زمین سرگردان» و «مگ ۲») در نقش دائو ما، تلفیقی جذاب از آرامش فریبنده و قاطعیت مرگبار است. او از کلیشه قهرمان تنها و سرد فاصله می‌گیرد و در عین حال، به ورطه شخصیت لاابالی و بدبین هم نمی‌افتد. دائومای او انسانی است که زیر بار سنگین گذشته‌اش قد خم کرده، اما شمشیرش همچنان بی‌امان و مستقیم فرود می‌آید. شیمی میان او و جو چیانلانگ (در نقش شیائو چی) نیز از نقاط قوت عاطفی فیلم است؛ رابطه‌ای پدرانه که بدون شعارزدگی، قلب مخاطب را نشانه می‌گیرد.

در این میان، بازی «لیجون چن» در نقش «آیویا» به شدت به چشم می‌آید. او که در جستجوی انتقام، به یکی از خشن‌ترین و بی‌پرواترین موجودات میدان نبرد تبدیل می‌شود، در هر قاب حضوری مسلط و فراموش‌نشدنی دارد و شاید بتوان گفت سکانس‌های او جزو به یادماندنی‌ترین لحظات فیلم هستند. شخصیت پردازی او همچنین بخشی از یک تم بزرگ‌تر فیلم است: زنان داستان به تدریج از حاشیه به متن می‌آیند، مأموریت انتقام شخصی خود را پیش می‌برند و در نهایت، استقلال عملی خود را به شکلی رضایت‌بخش اعلام می‌کنند. در فیلمی که نیمه اول آن مملو از قدرت‌نمایی‌های مردانه است، این قوس شخصیتی زنانه، طراوت و عمق قابل توجهی به روایت می‌بخشد. «نیکلاس تسه» (از «آتش خشم») در نقش آنتاگونیست اصلی، دی تینگ، کاریزمایی سرد و مرگبار به نمایش می‌گذارد. تقابل‌های او با دائوما، خصوصاً دوئل نهایی‌شان، از نقاط اوج فیلم است.

و اما برسیم به «جت لی»، اسطوره‌ای که نامش به تنهایی کافی است تا هر علاقه‌مند به سینمای رزمی را به وجد آورد. باید صادق بود؛ میزان حضور او در فیلم به مراتب کمتر از آن چیزی است که از کمپین‌های تبلیغاتی برمی‌آید. او عملاً در یک سوم ابتدایی فیلم حضور دارد و پس از آن، جای خالی‌اش در ادامه داستان به وضوح احساس می‌شود. در طول فیلم، مدام انتظار می‌کشید که ناگهان از گوشه‌ای سر برسد. با این حال، همان زمان کوتاه حضور او، ارزش هر فریم را دارد. سکانس مبارزه دو-به-یک او، باشکوه، خشن و پر از همان وقار و ظرافت حرکتی است که از او به یاد داریم. در ۶۲ سالگی، جت لی همچنان با همان وقار و چابکی‌ای حرکت می‌کند که او را به یک اسطوره بدل کرد. این نبرد نه تنها به تعیین سطح تهدیدات داستان کمک می‌کند، بلکه یادآوری تلخ و شیرینی است از نبوغ افسانه‌ای که جت لی را به نمادی ماندگار در سینمای رزمی تبدیل کرده است.

اما جادوی واقعی این فیلم، درخشش بازیگران کهنه‌کار در نقش‌های کوتاه است. «تونی لیانگ کا-فای» (از «شام نیمه‌شب» و «Throw Down») در نقش رئیس قبیله مو، وقار و سنگینی خاصی به صحنه‌هایش می‌بخشد. «کارا هوی» (از «۸ Diagram Pole Fighter» و «امور دوزخی») که حضورش پلی است به دوران طلایی سینمای هنگ‌کنگ، در نقش کوتاهش چنان قدرتی به نمایش می‌گذارد که آرزو می‌کنید کاش فیلم‌نامه فضای بیشتری به او می‌داد. «مکس ژانگ» (از «استاد بزرگ» و «استاد زد: میراث ایپ من») نیز در سکانس‌های محدودش، آن انرژی مرگبار همیشگی را به رخ می‌کشد. همچنین باید از «یوش یو» (از سری «آفرینش خدایان»)، «لی یونشیائو» در نقش یان زینیانگ، و «سان ییژو» در نقش رهبر شورشی‌ها یاد کرد که همگی در قاب‌های خود مؤثرند. سان ییژو به‌ویژه در نقش ژیشی‌لانگ، باری از طنز و سبکی به فیلم می‌آورد که در میانه تنش‌های مرگبار، حکم یک نفس تازه را دارد.

همان‌طور که گفتم، این گردهم‌آوری نسل‌ها هم نعمت است و هم نقمت. از یک سو، یوئن با این کار ادای دینی باشکوه به تاریخ سینمای رزمی می‌کند و ارتباط بین نسل‌ها را زنده نگه می‌دارد. اما از سوی دیگر، تعداد بالای شخصیت‌ها با سابقه‌های پیچیده، دقیقاً همان جایی است که فیلم‌نامه کم می‌آورد. برخی از این اسطوره‌ها، از جمله کارا هوی و مکس ژانگ، آن‌قدر کم بر پرده می‌مانند که حضورشان بیش از آنکه یک پیرنگ باشد، یک ایستر اگ سینمایی برای هواداران پروپاقرص ژانر است. حیف که فیلم نتوانسته از تمام پتانسیل این خورشیدهای تابان بهره ببرد.

سینمایی که نفس می‌کشد؛ غلبه بر پرده سبز

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

نمی‌توان از این فیلم صحبت کرد و به فیلم‌برداری خیره‌کننده «تونی چئونگ» اشاره نکرد. هر قاب از فیلم، از مناظر وسیع و بکر صحرای گبی گرفته تا فضای بسته و دودگرفته یک کاروانسرا، با دقت و وسواس یک نقاش ترکیب‌بندی شده است. فیلم کاملاً بر لوکیشن‌های واقعی تکیه دارد، تصمیمی که در عصر سلطه پرده‌های سبز و تصاویر کامپیوتری، روح قدرتمند و ملموسی به صحنه‌ها می‌دمد. اصرار یوئن وو-پینگ بر استفاده از بدن‌های واقعی، مبارزان واقعی و بدل‌کاری‌های عملی، حسی از خطر و فیزیکالیتی به فیلم می‌بخشد که با هیچ جلوه ویژه دیجیتالی قابل تقلید نیست. در روزگاری که دستکاری دیجیتال و هوش مصنوعی در حال بلعیدن سینما هستند، «Blades of the Guardians» مثل یک بیانیه سینمایی پرشور، ارزش‌های از دست رفته «سینمای واقعی» را فریاد می‌زند و این روحیه، بی‌نهایت ارزشمند و گرامی است.

موسیقی فیلم ساخته «ویلیام وو وای-لاپ» نیز نقشی حیاتی در روایت این حماسه ایفا می‌کند. ریتم‌های کوبه‌ای و پرتنش در لحظات تعقیب و گریز، و ملودی‌های حماسی و سوزناک در لحظات درام، کاملاً بر مدار احساسات مخاطب سوار است و به شکلی هوشمندانه، فضا را میان هیجان و احساس تعلیق نگه می‌دارد. موسیقی از همان نمای ابتدایی، با ریتمی گوش‌نواز، ما را به دل اواخر سلسله سوی پرتاب می‌کند و تا پایان، رهایمان نمی‌کند.

شمشیری که بر زمانه می‌زند؛ تم‌های جهانی در لفافه تاریخ

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

در نگاهی جامع‌تر، «Blades of the Guardians» به شکلی نامحسوس اما هوشمندانه، مضامینی جهانی و معاصر را در لفافه یک داستان تاریخی مطرح می‌کند. مبارزه علیه فساد سازمان‌یافته، مسئولیت فردی در قبال جامعه، و تقابل میان عدالت و قدرت حاکمه، تم‌هایی هستند که بی‌آنکه شعاری شوند، در تار و پود داستان تنیده شده‌اند. فیلمنامه هوشمندانه نشان می‌دهد که چگونه قدرت، حتی وقتی در لباس حکومت ظاهر می‌شود، می‌تواند فاسد و خودکامه باشد. لرد چانگ، اولین نماینده قدرت حکومتی که در فیلم می‌بینیم، یک قانون‌شکن است که ردای فرمانداری به تن کرده. این تصویر تلخ از قدرت، در ادامه فیلم نیز تکرار می‌شود و مفهومی جهان‌شمول می‌یابد که فراتر از چین باستان، با مخاطب امروزی نیز ارتباط برقرار می‌کند. در روزگاری که بی‌اعتمادی به نهادهای قدرت در سراسر جهان بیداد می‌کند، دیدن قهرمانی که با شمشیر، فساد را به چالش می‌کشد، نکته جذابی است.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، تم «محافظ» در برابر «جایزه‌بگیر» نیز یکی از ستون‌های معنایی فیلم است. ترجمه انگلیسی که دائوما را صرفاً یک Bounty Hunter معرفی می‌کند، شخصیت او را به یک کلیشه تقلیل می‌دهد. اما فیلم اصلی، خصوصاً در سکانس‌های پایانی، نشان می‌دهد که دائوما ذاتاً یک محافظ است؛ کسی که انتخاب کرده با شمشیرش از انسان‌ها محافظت کند، چه در ازای سکه و چه در راه اصول اخلاقی. این انتخاب آگاهانه برای زندگی با معیارهای شخصی، همان چیزی است که دائوما را از انبوه قهرمانان کلیشه‌ای ووشیا جدا می‌کند.

تم احترام میان مبارزان نیز به شکلی دل‌نشین در فیلم جاری است. شکست در نبرد لزوماً به معنای مرگ نیست؛ گاهی آغازی است برای یک احترام متقابل. این اخلاق جوانمردانه که در بطن ووشیا ریشه دارد، در «Blades of the Guardians» نه به عنوان یک کلیشه کهنه، بلکه به مثابه یک ارزش انسانی و جهان‌شمول به تصویر کشیده می‌شود.

ارزش‌های تولید؛ یک بلاک‌باستر واقعی از شرق

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

فیلم «Blades of the Guardians» محصول مشترک چندین شرکت بزرگ چینی از جمله CFGC (China Film Group Corporation)، گروه تصاویر علی‌بابا، و Huaxia Film Distribution است و بودجه‌اش کاملاً روی پرده پیداست. طراحی لباس‌ها با دقتی وسواس‌گونه، نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی و روحیه هر شخصیت است. طراحی صحنه نیز از کاروانسراهای مخروبه تا کاخ‌های مجلل، جهانی باورپذیر و غنی خلق می‌کند. تنها گلایه در این بخش، شاید ریتم تدوین در برخی صحنه‌های نیمه اول باشد که گاهی بیش از حد سریع و پرشی است، اما در مجموع، ارزش‌های تولید فیلم در سطح بالاترین استانداردهای سینمای جهان قرار دارد.

نتیجه‌گیری:

نقد فیلم Blades of the Guardians | طوفانی از شن شمشیر و آدرنالین

«Blades of the Guardians» یک فیلم کامل و بی‌نقص نیست. فیلمنامه‌اش که توسط تیمی چهارنفره نوشته شده، در حفظ انسجام روایی میان خیل عظیم شخصیت‌ها و زیرشاخه‌های داستانی لنگ می‌زند و ممکن است مخاطب عام را در نیمه اول کمی سردرگم کند. برخی از اسطوره‌های سینمای رزمی، از جمله جت لی، کارا هوی و مکس ژانگ، آن‌قدر کوتاه روی پرده می‌مانند که بیشتر شبیه به یک مهمان ویژه در یک مهمانی بزرگ به نظر می‌رسند تا شخصیت‌هایی کاملاً پرداخته‌شده. فیلم در دام جاه‌طلبی خود برای گردهم‌آوردن تمام نسل‌های ستاره‌های رزمی گرفتار می‌آید و گاهی فراموش می‌کند که هر کدام از این اسطوره‌ها، خود به تنهایی لیاقت یک فیلم کامل را دارند.

اما جسارت، اصالت و خلاقیت نفس‌گیری که در بخش اصلی، یعنی صحنه‌های اکشن به نمایش می‌گذارد، آن‌قدر باشکوه و تحسین‌برانگیز است که به سادگی می‌توان از ضعف‌های روایی‌اش چشم‌پوشی کرد. یوئن وو-پینگ بار دیگر ثابت کرده که استاد بی‌چون و چرای ژانر اکشن است و با این فیلم، یک بار دیگر نشان می‌دهد که در اوج پختگی، همچنان می‌توان دست به نوآوری زد و تماشاگر را غافلگیر کرد. فیلم ادای دینی است به تاریخ سینمای رزمی، پلی است میان نسل‌ها، و بیانیه‌ای است برای زنده نگه داشتن سینمای واقعی در عصر سلطه دیجیتال.

اگر فرصت تماشای این فیلم را روی نمایشگر بزرگ دارید، لحظه‌ای درنگ نکنید. «Blades of the Guardians» یک جشن سینمایی باشکوه، بی‌وقفه و سرشار از آدرنالین است که مدیون تماشا شدن در عریض‌ترین و بلندترین قاب ممکن است. تیغ‌هایش واقعاً می‌برند و طنین برخوردشان، تا مدت‌ها در گوش‌تان زنگ خواهد زد.

امتیاز نهایی منقد: ۷ از ۱۰

فیلم در بخش روایت و مدیریت انبوه شخصیت‌هایش دچار شلوغی و عدم انسجام می‌شود و از تمام پتانسیل کهکشان ستاره‌هایش بهره نمی‌برد، اما این ضعف کاملاً زیر سایه اکشن خلاقانه، نفس‌گیر، فیلم‌برداری باشکوه، و کارگردانی استادانه یوئن وو-پینگ محو می‌شود که یکی از بدیع‌ترین تجربه‌های بصری سال را با طعمی نوستالژیک و روحی سرشار از اصالت رقم زده است.

منبع: gamefa.com

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×