از TikTok تا کاخ سفید؛ پشت صحنه سینمای توطئه و پدیده «اتاق پشت».
ما در عصر نگرانی های بی پایان دیجیتال زندگی می کنیم. پدیده ای که شاید در هیچ کجا به طور ملموسی مانند دنیای مرموز و گمراه کننده «اتاق های پشتی» متبلور نشده باشد. این فضاهای خالی و بی پایان، بر اساس سنت تریلرهای پارانوئید، استعاره ای تمام عیار از دنیای امروز است. پلتفرمی که می تواند خود فیلم ها، ویدیوهای تیک توک یا گوشه های تاریک و دیده نشده اینترنت باشد. مخاطب امروز خسته از اظهارات ملال آور و رسمی دولت، تشنه جادو، نمایش و نوعی آگاهی از وحی است. اما در این میان، فضای رسانهای غبارآلود به بازاری پر رونق برای داستانهای جعلی و مغازههای کلاهبرداری تبدیل شده است که از این خشم و نفرت امرار معاش میکنند. در مقاله بعدی به آثار جدید سینما مانند پروژه اسرارآمیز آریستار می پردازیم، روابط کاخ سفید را تحلیل می کنیم و بررسی می کنیم که چگونه شکوه یک ژانر سینمایی منحصر به فرد را به خود اختصاص داده است و چرا مرز بین واقعیت، سینما و تئوری های توطئه در دنیای امروز اینقدر مخدوش و نگران کننده به نظر می رسد.
پشت صحنه سینمای توطئه و پدیده «اتاق پشت».
از روز افشا تا اتاقهای پشت، موج جدیدی از فیلمها داستانهای پارانویا، بیگانگی و بیاعتمادی را معرفی میکنند. انگار می خواهند چیزی به ما بگویند. اما چی؟
سینما را باید ستود. تنها یک نور در تاریکی تالار وجود دارد که پناهگاه شگفت انگیزترین مکاشفات جهان است. سینما به ما هشدار می دهد که تا دیر نشده بیدار شویم و اقدام کنیم. به ما می گوید که ما در ماتریس گیر کرده ایم. اینکه سیا شخصا جان اف کندی را ترور کرد. اینکه همسر ما یک ربات است و رئیس ما از سیستم آندرومدا آمده است. حتی یک پلکان سورئال به سبک اشر در زیر متروی توکیو وجود دارد و پای قطع شده یک زامبی در پارک های برزیل سرگردان است.
اگر یکی از دوستان نزدیک همه این اتهامات را فهرست کند چه؟ داشتیم میخندیدیم یا مزخرف میگفتیم؟ آیا ما آگاه خواهیم بود یا می ترسیم؟ آیا از این به بعد همچنان می توانیم به چشم یک دوست مورد اعتماد به او نگاه کنیم؟
افشاگر جوان در روز افشاگر استیون اسپیلبرگ می گوید: «مردم حق دارند حقیقت را بدانند. جمله ای که بازتاب سخنان هزاران خبرچین است. دانیل کلنر، قهرمان داستان، با بازی جاش اوکانر، کولهپشتی پر از اسرار دولتی دارد که غیرقابل انکار وجود موجودات فرازمینی را ثابت میکند و به یک نقشه شوم پنهانکاری دولتی اشاره میکند. روز افشا یک اثر تخیلی است اما به اطلاعات محرمانه در یک سازمان اشاره دارد. این کارگردان 79 ساله که معتبرترین برند هالیوود محسوب می شود، حتی برای اطمینان از صحت و اصالت فیلم در تیزر ظاهر می شود. او تصاویر خود را با میدان ها و سفینه های فضایی در هم می آمیزد و مانند یک مجری خبر واقعی درباره داستان اظهار نظر می کند. “آیا عالی نیست اگر مردم بدانند همه اینها درست است؟” او می گوید.
اسپیلبرگ می گوید ما تنها نیستیم و انصافاً فیلم او در سینمای موج نو تنها نیست. روز وحی بزرگترین و پر سر و صداترین اثر در موج داستان های پارانوئید و توطئه محور است. این موجی است که یادآور دوران طلایی سینمای دهه 1970 و فیلم هایی مانند «نمای اختلاف منظر»، «سویلنت سبز»، «کاپریکورن یک» و «مکالمه» است. نوه های امروزی داستان های مختلفی می گویند و از سوراخ های خرگوش های مختلف پایین می روند. اما همه آنها به زبان بیگانگی و بی اعتمادی صحبت می کنند و به نظر می رسد همه آنها برای رسیدن به حقیقتی نهایی و آشکار تلاش می کنند.
یورگوس لانتیموس همین باور را در فیلم بوگونیا خود منعکس می کند. میلیونرها و نخبگان قدرتمند جهان در واقع بیگانگانی هستند که در میان ما زندگی می کنند. در «دعوت» اثر اولیویا وایلد، گمانهزنیهای داغی در مورد فساد اخلاقی همسایگان وجود دارد. موضوع فیلم آینده “Wild Horse Nine” گنجی تاریک و مدفون از گذشته جنگ سرد آمریکا است. در این تریلر کمدی از مارتین مکدونا، سم راکول و جان مالکوویچ در نقش دو مامور کهنهکار سیا که در جزیره ایستر گیر افتادهاند، بازی میکنند و زمان خود را صرف آمادهسازی برای ماموریت فوقمخفی بعدی خود میکنند. آیا تا به حال این احساس پارانوئید به شما دست داده است که به اندازه کافی پارانوئید نیستید؟ مالکوویچ در نقطه ای از فیلم می پرسد. این یک سوال کنایه آمیز است; چه به صورت مجازی و چه در دنیای واقعی، گویی این روزها همه سرشان کلاه فویل است تا مغزشان را کنترل کند.

آیا این یک روند جدید است؟ آیا رشته ای برای همه این فیلم ها وجود دارد؟ عقل سلیم، دوست همیشه قابل اعتماد ما، به ما می گوید که زندگی یک پدیده تصادفی و تصادفی است و ما اغلب برای خود داستان می سازیم. اما تئوری توطئه مانند یک غریبه است که به ما نزدیک می شود و به ما اطمینان می دهد که رک و پوست کنده، اصلاً اینطور نیست. همه چیز به هم مرتبط است و بخشی از یک برنامه بزرگتر است. یا همانطور که پدری با چشمان گشاد و پارانوئید در جدیدترین تریلر روانشناختی نتفلیکس The Truthers توضیح می دهد: “عزیزم، هیچ حادثه ای در کار نبود.” بنابراین دلیلی وجود دارد که چرا همه این مصنوعات عجیب اینجا هستند. او برای ما پیامی دارد. پیامی که فقط باید زبانت را ببندی تا بشنوی و بشنوی.
چیویتل اجیوفور، که نقش فروشنده مبلمان را در فیلم جذاب اتاقهای پشتی بازی میکند، زمزمه میکند: «من جایی پیدا کردم». نمی تواند دقیق تر باشد زیرا این مکان مرموز است و روی هیچ نقشه ای دیده نمی شود. در دید آشکار، سیستمی از راهروها و فضاهای اداری پنهان است که هم استریل و هم تهوع آور است. اگر تیتراژ فیلم باور شود، Back Rooms توسط کین پارسونز 20 ساله در آن زمان کارگردانی شد که اولین بار این ایده را در یک سریال محبوب وب آزمایش کرد. اگر هواداران عجیبتر را باور کنیم، فیلم مخفیانه توسط آزگود پرکینز تهیهکننده 52 ساله کارگردانی شده است. این فیلم یک پازل قفل شده و یک معمای جذاب برای حل است. بنابراین، او باید حداقل یک راز را برای خود نگه دارد.
Back Rooms بهترین و کامل ترین نمونه از داستان های پارانویای موج نو و تئوری توطئه است زیرا هرگز نیازی به پر کردن همه جاهای خالی احساس نمی کند. این ترسناک، عجیب و غریب و آشکارا گیج کننده است. جریانی کاملاً سینمایی و در عین حال استعاره ای آماده. این اتاق های پشتی پشت یک پنجره یا صفحه نمایش روشن قرار دارند. این مناطق می توانند خود فیلم ها، چالش های تیک توک یا حتی گوشه های تاریک و زیرزمینی اینترنت باشند. اجیوفور با فشار دادن لولا و ورود برای اولین بار، تعجب میکند: “مثل یک پیچ و خم است، ادامه مییابد.”

اچ ال منکن همیشه می گفت هیچکس با دست کم گرفتن هوش مردم ورشکست نمی شود. اما آنها همچنین به ندرت با دست کم گرفتن ظرفیت افراد برای غافلگیری پول از دست دادند. مخاطب سینما تشنه جادو و تماشای هم زمان است و به دنبال علم و آرامش است. یک نظرسنجی در سال 2024 نشان داد که 61 درصد از آمریکایی ها به ارواح، 57 درصد به موجودات فضایی و 70 درصد به شیطان اعتقاد دارند. اقلیت قابل توجهی نیز بر این باورند که یک نخبۀ مخفی و غیر پاسخگو در تمام این مدت به آنها دروغ گفته است. بر اساس نظرسنجی یوگائو، 18 درصد فکر میکنند که فرود ماه 1969 جعلی بوده است، 20 درصد معتقدند واکسنهای کووید حاوی ریزتراشهها هستند و 29 درصد معتقدند که دستگاههای رایگیری برای تغییر آرا در انتخابات 2020 ایالات متحده برنامهریزی شدهاند. البته اگر به اندازه کافی این علایق خاص را کنار هم بیاورید، در نهایت کف ترازو سنگین تر می شود. طبق یک مطالعه در سال 2024 توسط پروژه Chip50، 78.6 درصد از آمریکایی ها حداقل با یک نظریه توطئه موافق هستند. این یک بازار بزرگ و رو به رشد برای ادبیات داستانی است.
فیلم «ادینگتون» آری استر که در دوران کرونا روایت میشود، با بازی خواکین فینیکس در نقش کلانتر یک شهر کوچک که برای انتخاب شهردار نامزد میشود. او یک آزادی خواه ضد ماسک است که کشورش را دوست دارد، شخصیتی با خصومت و مخالفت شدید با جنبش Black Lives Matter است و روی ماشینش تابلویی دارد که روی آن نوشته شده است “از شما سوء استفاده می شود”. در این شکل، نمادی از فرهنگ توطئه برآمده از حاشیه است. فرهنگی که توسط رسانه های اجتماعی جریان اصلی را به ارمغان آورد و توسط راست افراطی به سلاح تبدیل شد. ادینگتون این دنیا را هجو می کند اما نشانه ای از آن نیز هست.

فیلم های دهه 70 عملاً جبهه مقاومت را تشکیل دادند. در واقع آنها واکنش تند و کاملاً مخالف اظهارات ملال آور دولت بودند. آثاری که در تقابل شدید با نهادهای شکست خورده و فاسد خلق شده اند. اما باور کردن این موضوع برای فیلم های امروزی سخت است. فرهنگ خیلی غبارآلود است و اخبار خیلی شلوغ است. شاید امروز هیچ فیلمسازی با زبان مهیج توطئه واضح تر و بلندتر از خود کاخ سفید صحبت نمی کند. جایی که دونالد ترامپ از پشت میز خود با قاطعیت شعارهای دولتی ضد سری سر می دهد و وانمود می کند که با توده ها همدست است. این افراد حق دارند از نظام حاکم و فاسدانی که به آنها سرکوب می کنند، انتقام بگیرند. اما در این میان به کسی جز او اعتماد ندارند. همان رئیس خودخوانده و رئیس نظریه پردازان توطئه.
استراتژیست و مشاور سابق رئیس جمهور استیو بنن می گوید: منطقه را با اعراب پر کنید. توطئه های سازماندهی شده می تواند به عنوان ابزاری برای انحراف افکار عمومی یا پنهان کردن بی کفایتی عمل کند. اطلاعات نادرست رأی دهندگان را سردرگم و ناامید می کند.
بهترین داستان های توطئه راه خروج را نشان می دهد. این خروجی است که به معنای آزادی است و این نقطه ارزش واقعی آنهاست. اما اکنون اصالت و اعتبار این ژانر ربوده شده و مسیر پیش رو دیگر مشخص نیست. Bogonia و Back Rooms فیلم های خوبی هستند. با این حال، به نظر می رسد که هر دو امتداد دنیای سینمایی ترامپ باشند. در اصل، این با تئوریهای جذاب طرفداران که ادعا میکنند جیم کری دوپلگنگر شبیهسازی شدهاش را به جوایز سزار فرستاده و چشمهای کاملا بسته هشداری درباره جفری اپستین است، تفاوت چندانی ندارد.

در ایالات متحده، روز افشای اطلاعات مصادف شد با انتشار غیرمعمول پروندههای یوفو از طبقهبندی نشده توسط کاخ سفید (ترامپ گفت: «بسیار جالب و مهم است). این منجر به گمانه زنی آنلاین شد مبنی بر اینکه هماهنگی تاریخ انتشار بخشی از یک کمپین تبلیغاتی مشترک و دوجانبه سودمند است. اسپیلبرگ این ادعا را رد کرد و گفت که این فقط یک نظریه عجیب و غریب دیگر است. فیلم او به هیچ وجه در دولت ترامپ همدست نبود.
حال سؤال این است: آیا همه این مواردی که به شما احساس کشف و کشف حقیقت میدهد به یکدیگر مرتبط هستند؟ به طور غیرمستقیم بله، به وضوح انجام می دهند. برنامه بزرگی در کار دارید؟ تقریباً مطمئناً نه. فیلمها واکنشهای ناخودآگاه به دنیای بیرون هستند. آنها سوار بر موج تنش می شوند و کنجکاوی مردم را برمی انگیزند. مثل همان کلاهبرداری های قدیمی فروشندگان روغن مار و جنگجویان سرگردانی است که برای تجارت به روستاهای دور افتاده سفر می کنند تا مشتریان جدید پیدا کنند. تئوری های توطئه توهم نظم و کنترل را ایجاد می کنند. آنها آرامش یک داستان را ارائه می دهند. این احساس که زندگی معنا دارد. این روش دیگری برای گفتن جعلی بودن آنهاست. کدوم ناراحت کننده تره؟ آیا دولت بیگانگان را پنهان می کند یا باید فرض کنیم که چنین چیزی وجود ندارد؟ کدام یک ترسناک تر است: باور اینکه بیگانگان می خواهند با ما صحبت کنند یا تصور اینکه آنها هرگز نمی خواهند با ما صحبت کنند؟
آیا ما به اندازه کافی پارانوئید هستیم؟ توماس پینچون، یک دیوانه خودخوانده که در واقع نویسنده غیررسمی داستان های توطئه آمیز است، وضعیتی را حتی بدتر از پارانویا توصیف می کند: یک حالت ضد پارانوئید که در آن هیچ چیز به چیز دیگری مرتبط نیست. فضایی که نه قفلی برای باز کردن و نه حقیقت روشنی برای کشف وجود دارد. او می گوید: «این وضعیتی است که اکثر ما نمی توانیم آن را برای مدت طولانی تحمل کنیم. مردم به غافلگیری، تنش، کنایه و توضیحات نیاز دارند. اسپیلبرگ یک استاد قدیمی است و مطمئناً از قبل این را می داند. مدیر 20 ساله Lanthimus، Esther و Backrooms نیز این را می داند. ترامپ هم همینطور.
منبع: گاردین
منبع: دیجیکالا مگ





