معشوقه‌ها در بازی‌های ویدیویی؛ کاراکترهایی از جنس دردسر، عشق و فلسفه! | موبوگیم

در دنیای بازی‌های ویدیویی چند نوع معشوقه داریم؟ جالب‌ترین کاراکترهایی که دیده‌ایم که در کدام‌یک از دسته‌بندی‌های مربوط به معشوقه‌ها جای می‌گیرند؟

مفهوم عشق و حضور معشوقه‌ها در بازی‌های داستانی اتفاق تازه‌ای نیست. از همان اوایل صنعت بازی که سخت‌افزارها کمی جان گرفتند و قابلیت داستان‌گویی به بازی‌ها افزوده شد، معشوقه‌ها نیز پای به این عرصه نهادند. منتها در عناوین قدیمی، عشق بیش از این‌که مفهومی عمیق و تاثیرگذار باشد، اغلب بهانه‌ای برای شروع سفر قهرمان به شمار می‌رفت. از این‌رو در بسیاری از مواقع می‌دیدیم که معشوقه در آغاز قصه ربوده یا ناپدید می‌شد. در برخی آثار هم مانند Super Mario Bros و Double Dragon با تمام کردن قصه و نجات جان او، این معشوقه به‌نحوی از قهرمان قدردانی می‌کرد.

در بازی‌های مدرن، شخصیت معشوقه مانند سینما و ادبیات، کارکردها و نقش‌های پیچیده‌ای را بر عهده دارد. گرچه نمی‌توان قانون خاصی برای دسته‌بندی عشاق یافت، اما می‌توان با بررسی و تحلیل آثار، برای آن‌ها چند نوع در نظر گرفت. البته فراموش نکنید که هر شخصیت به طور هم‌زمان می‌تواند درون دسته‌های مختلف قرار گیرد، اما هر یک از آن‌ها معمولا یک صفت دارند که بر سایر ویژگی‌های شخصیتی‌شان غلبه دارد.

8. معشوقه قابل انتخاب

مس افکت

این مدل از عشق و صمیمیت، مختص بازی‌های ویدیویی و خصوصا ژانر نقش‌آفرینی است؛ در اینجا، شما به تصمیم نویسنده وابسته نیستید و برای برگزیدن عشق خویش حق انتخاب دارید.

این وضعیت حتی بر اساس این‌که شخصیت مذکر ساخته‌اید یا مونث هم می‌تواند تغییر کند. شاید بتوان اصلا با هیچ شخصیتی صمیمی نشد و یا به یکی خیانت کرد و به سراغ دیگری رفت! انتخاب‌هایی که در عناوین نقش‌آفرینی بر روابط احساسی تاکید دارند، در عین حال می‌توانند پیچیده شوند و حتی دیدن واکنش شخصیت‌ها، موجب بازگشت چندباره گیمر به بازی شود.

نمونه‌ای بارز و عمیق از روابط عاطفی درگیرکننده در آثار نقش‌آفرینی سری Mass Effect است. اینجا بر اساس این‌که چه‌قدر ماموریت‌های جانبی را انجام داده‌اید یا به شخصیت‌ها توجه کرده‌اید، ممکن است عاقبت متفاوتی برای فردی که نسبت به آن علاقه‌مند هستید وجود داشته باشد. همچنین با توجه به این‌که چه کسی مورد علاقه کاپیتان شپرد است، احتمال دارد تفسیر داستان به‌کلی متحول شود. برای نمونه رابطه عاشقانه شپرد و لیارا می‌تواند در انتها به این برداشت بینجامد که آن دو صاحب فرزند خواهند شد؛ البته باید از رسومات و نحوه تولید مثل غریب نژاد آساری آگاه باشید تا به چنین تفسیری برسید.


7. معشوقه حامی

معشوقه‌ها در بازی‌های ویدیویی؛ کاراکترهایی از جنس دردسر، عشق و فلسفه! | موبوگیم

معشوقه حامی لازم نیست حتما در طول گیم‌پلی کنار قهرمان باشد. او صرفا می‌تواند انگیزه لازم را برای ادامه مسیر ارائه دهد و برای حمایتگری، نقش‌های مختلفی را بر عهده گیرد؛ اما به دلیل علاقه میان او و شخصیت محوری قصه، تصمیماتش دارای بار عاطفی بیش‌تری نسبت به سایر کاراکترهاست.

درست است که حامی می‌تواند به قهرمان انگیزه بدهد، اما این انگیزه به معنای ایجاد بحران برای ترغیب به پیمودن ادامه مسیر نیست. در واقع معشوقه قرار نیست گرفتار زندان باشد یا دزدیده شود، بلکه تنها می‌بایست انگیزه لازم را با حل مشکلات و همراه بودن ایجاد نماید.

یکی از خالص‌ترین معشوقه‌های حامی، شخصیت پَنَم در Cyberpunk 2077 است. او نه‌تنها در مراحلی کنار شماست، بلکه در طول داستان جانش را برای V به خطر می‌اندازد و حتی دوستان و گروهش را برای حمایت از وی وارد نبردی نابرابر می‌کند.


6. معشوقه اغواگر

معشوقه‌ها در بازی‌های ویدیویی؛ کاراکترهایی از جنس دردسر، عشق و فلسفه! | موبوگیم

اغواگر با وجود آن‌که مورد توجه قهرمان است و حتی در نقش حامی هم ظاهر می‌شود، اما قصد و غرض درونی‌اش نامشخص است. معشوق اغواگر معمولا:

  • با حیله‌گری و تحریک احساسات و غرایز شخصیت اصلی به اهدافش می‌رسد
  • فرد ساده‌ای نیست و رازآلودگی زیاد و اهدافی پنهان دارد
  • نه گیمر و نه قهرمان هیچ‌وقت نمی‌توانند بفهمند که این معشوقه صرفا نقش بازی می‌کند یا حسی حقیقی نیز دارد

بلک‌کت در بسته الحاقی Marvel’s Spider-Man مثال مناسبی برای این نوع معشوقه است. او در اصل عشق سابق پیتر پارکر بوده؛ اما کماکان با ظاهر فریبنده و دروغ‌هایی که می‌گوید، مرد عنکبوتی را فریب می‌دهد. هر چند که پیتر در نهایت می‌فهمد به علت احساساتی که به معشوقه سابقش داشته مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.


5. معشوقه حزن‌آور

معشوقه‌ها در بازی‌های ویدیویی؛ کاراکترهایی از جنس دردسر، عشق و فلسفه! | موبوگیم

این نوع عشق از فقدان و رنج سرچشمه می‌گیرد. معشوقه حزن‌آور ممکن است بمیرد، بیمار شود، آسیب ببیند و به‌طورکلی سرنوشتی تلخ پیدا کند که در نهایت، باعث تغییر مسیر زندگی قهرمان داستان می‌شود. حوادث ناگواری که برای او رخ می‌دهد باعث عصبانیت و افسردگی شخصیت اصلی هستند. آن ناراحتی‌های روحی، یا قهرمان را به گوشه‌های تاریک ذهن می‌فرستند یا موجب رشد و تعالی وی می‌گردند. او باید تصمیم بگیرد به دنبال انتقام از خود و دیگران باشد یا آماده درس‌آموزی و ادامه زندگی است.

شاید غم انگیزترین مثال در بازی‌ها، شخصیت جیمز و همسر فقیدش در Silent Hill 2 باشد. جیمز با اندوه از دست دادن زن بیمارش دست‌وپنجه نرم می‌کند و نمی‌تواند یا نمی‌خواهد اتفاقاتی که افتاده را باور کند. همین پیش‌زمینه، موجب ورود او به شهر مخوف سایلنت هیل و ادامه داستان می‌شود. نمی‌خواهیم انتهای داستان را افشا کنیم؛ اما با توجه به عملکرد شما در گیم‌پلی، می‌توان پایان‌‌بندی‌های متفاوتی را شاهد بود که اغلب متاثر از همان عشق نافرجام هستند. این اثر شاید حاوی پیچیده‌ترین نمونه معشوقه حزن‌آور در میان بازی‌های ویدیویی باشد.


4. عشق ممنوعه

معشوقه‌ها در بازی‌های ویدیویی؛ کاراکترهایی از جنس دردسر، عشق و فلسفه! | موبوگیم

وقتی صحبت از عشق ممنوعه می‌کنیم منظورمان آن روابط غیراخلاقی و احمقانه موجود در سریال‌های بی‌ارزش ترکی نیست! بلکه ممنوعه بودن آن عشق ممکن است ناشی از قوانین بی‌منطق نژادی، اختلافات خانوادگی و قبیله‌ای و به‌صورت کلی شرایط پیرامونی باشد. حتی احتمال می‌رود قهرمان وظایفی به گردن داشته باشد که مسیر رسیدن به معشوقه را دشوار می‌سازند. او مدام میان وظیفه و رابطه در تضاد قرار دارد.

در Final Fantasy XV، شاهزاده نوکتیس و شاهدخت لونافریا را داریم. آن دو از خردسالی به هم علاقه دارند؛ اما در دو سرزمین جدا زندگی می‌کنند و با مسئولیت‌های مهمی درگیر هستند. آن‌ها برخلاف علاقه شدیدی که دارند از هم دور مانده و همیشه مشغول به انجام رسانده تعهدات خویش‌اند. حتی وقتی قرار است لونافریا بالاخره به ازدواج نوکتیس درآید، دنیا به هم می‌ریزد و وضعیت این دو بغرنج‌تر می‌گردد، در ادامه نیز آن‌چه که نباید، رخ می‌دهد و این رابطه به فرجامی بد گرفتار می‌شود.


3. معشوقه دوران کودکی

معشوقه‌ها در بازی‌های ویدیویی؛ کاراکترهایی از جنس دردسر، عشق و فلسفه! | موبوگیم

برخلاف Final Fantasy XV، اینجا کار نویسندگان راحت‌تر است و دیگر لازم نیست برای برقراری پیوند احساسی میان دو طرف زمینه‌چینی‌های زیادی انجام دهند، اگرچه این حس ممکن است در طول داستان تعمیق یابد. این شکل از عشق در مجموعه Final Fantasy باز هم قابل یافت است. مثل تیفا در نسخه هفتم که از کودکی با کلاد دوست بوده و همچنان به فکر او است.


2. عشق افلاطونی

معشوقه‌ها در بازی‌های ویدیویی؛ کاراکترهایی از جنس دردسر، عشق و فلسفه! | موبوگیم

این مدل از رابطه هرگز نظیر عشق به جنس مخالف نیست. بلکه گرمایی است میان دو نفر که اتفاقی در دو جنس مخالف قرار دارند. این علاقه از اشتراکات ارزشی، معنوی و اخلاقی سرچشمه می‌گیرد و از نیازهای حیوانی به‌دور است. چنین شکلی از عشق در بازی‌ها به‌وفور پیدا می‌گردد، چه در میان شخصیت‌های اصلی و چه فرعی که نمونه مشهور آن، Metal Gear Solid 3: Snake Eater و عشق اسنیک به استاد و هم‌رزم قدیمی‌اش، باس است. باس اغواگری ندارد، در اعماق وجود خیانتکار نیست و به شاگردش مثل کشور و فرزندش عشق می‌ورزد و نزد اسنیک از احترام والایی برخوردار است. انصافا برخورد‌های میان این دو، لحظاتی بی‌نظیر در صنعت بازی خلق کرده است.


1. معشوقه رقیب

معشوقه‌ها در بازی‌های ویدیویی؛ کاراکترهایی از جنس دردسر، عشق و فلسفه! | موبوگیم

اینجا معشوقه در جبهه مخالف یا رقیب شخصیت مرکزی جای دارد. آن‌ها همدیگر را عمیقا دوست دارند؛ اما نه عشق را قربانی تعهد به ارزش‌هایشان می‌کنند نه تعهداتشان مانع از عشقشان می‌شود. این شرایط می‌تواند صحنه‌ای برای کشمکش‌های عمیق داستانی باشد. البته حتما نباید دو طرف دشمن خونین هم باشند، آن‌ها ممکن است هدفی واحد داشته و فقط از لحاظ فکری با هم در اختلاف باشند.

Assassin’s Creed Unity این موضوع را به خوبی نمایش می‌دهد. در Unity قهرمان داستان به فرقه قاتلان تعلق دارد اما معشوقه‌اش عضو تمپلارها است، اما مسیر این دو در پی هدفی مشترک، مدام با هم تلاقی پیدا می‌کند. در نهایت، عاقبت معشوقه همانی شد که انتظارش را نداشتیم.


سرباز سرنوشت

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید