نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

از همان سال‌های ابتدایی شکوفایی ژانر وحشت بقا و قدم‌های کوچکی که با Alone In The Dark برداشت، آثار H.P Lovecraft یکی از منابع الهام اصلی ژانر بود. در طول سالیان اخیر عناوین متعددی با الهام از لحن، کاراکترها و حتی اقتباس مستقیم آثار این نویسنده سعی کردند یک تجربه تعاملی جذاب به ارمغان بیاورند، هرچند در این میان آثار ضعیف متعددی هم وجود داشت. نسخه‌ی اول The Sinking City یک اثر کارآگاهی نوآر بود که توانست مخاطبان را به خود جذب کند اما حالا با بازی دوم، سازندگان کاملا به ساختار وحشت بقا تکیه کرده‌اند.

شهری که در میان سیل فراموش شد

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

The Sinking City 2 از حیث داستانی یک دنباله‌ی غیرمستقیم برای قسمت اول است که داستانی مستقل را با پروتاگونیستی تازه در شهر Arkham روایت می‌کند. بازی پلیر را در نقش Calvin Rafferty قرار می‌دهد که قصد دارد روح معشوقه خود را به بدنش بازگرداند. در ابتدای بازی شما Faye را در کُما می‌بینید، در حالی که Calvin سعی می‌کند روتین مراقبت روزانه‌ی او را انجام دهد. ظاهرا Faye و Calvin در حین تلاش برای ورود به بُعدی به نام Dreamlands شکست می‌خورد و روح Faye در آن بُعد گرفتار می‌شود.

در همین حین، شهر Arkham دچار یک سیل عظیم می‌شود که هیچ‌کس منشاء آن را نمی‌داند! با گذر زمان بخش‌های بیشتری از شهر به زیر آب می‌رود و از همین رو مقامات مجبور به صادر کردن دستور تخلیه‌ی و اعلام نابودی شهر می‌شوند. اما Calvin نمی‌تواند به همین آسانی این شهر را رها کند، نه تا زمانی که Faye را از کُما نجات نداده است. بنابراین در حالی که اکثریت مردم Arkham فرار کرده‌اند، Calvin برای پا گذشتن در مسیری آماده می‌شود که برخلاف انتظارش اصلا ساده نخواهد بود.

روایت The Sinking City 2 همچون بسیاری دیگر از روایات متکی به آثار لاوکرفتی و مخصوصا Cathulhu، بر پایه‌ی یک معمای بزرگ بنا شده که آرام آرام شما را در خود خواهد کشید. داستان بازی ابتدا با یک هدف مشخص یعنی نجات Faye آغاز می‌شود اما با پیش‌روی هر چه بیشتر، معما عمیق‌تر شده و رشته‌هایی روایی که Calvin را گرفتار می‌کنند، زیاد خواهند شد. یکی از بزرگ‌ترین خصوصیات مثبت این اثر که شخصا اعتقاد دارم به شکلی بسیار گیرا پیاده‌سازی شده، روایت محیطی و دنیاسازی آن است.

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

تجربه‌های وحشت بقا همیشه برای تثبیت اتمسفر، بهینه‌سازی فضاسازی و تاثیرگذاری بیشتر داستان خود، نیازمند دنیاسازی مطلوب و گیرا هستند. این دنیاسازی ظرفیت‌های روایی فرعی را برای این دسته از آثار باز می‌کند که نه تنها مکمل داستان اصلی هستند، بلکه به طور هم‌زمان کاتالیزورهای عالی برای ایجاد حس نابسامانی، اضطراب ممتد و باورپذیری دنیا و اتفاقات آن به شمار می‌روند.

خوش‌بختانه The Sinking City 2 در این زمینه بسیار خوب عمل می‌کند و برخی المان‌های کارآگاهی نسخه‌ی پیشین خود را به ارث می‌برد و پلیر را بیشتر از آثار معمول ژانر تشویق به حل معماها و مطالعه‌ی متون می‌کند. هر محیطی که وارد آن می‌شوید، داستانی برای گفتن دارد و رازهایی را در خود جای داده که پرده‌برداری از آن‌ها نیازمند تعامل با همین دنیاسازی عالی است.

بازی سعی می‌کند شهر Arkham را به یک کاراکتر مستقل تبدیل کند که هویت خاص خودش را دارد؛ در این راستا، علاوه بر متون مرسوم، گاهی رادیوهایی را در سطح شهر می‌یابید که در صورت تعامل با آن‌ها می‌توانید داستان‌های مختلف ترسناک و مرموز حول محور Arkham را گوش دهید و حتی برخی اطلاعات مهم مربوط به Lore را از آن‌ها استخراج کنید که به درک بیشتر تصویر کلی که داستان بازی سعی بر ترسیم آن دارد کمک می‌کند.

فارغ از این موارد، صداپیشگان بازی نیز همگی عملکرد بسیار خوبی را به نمایش گذاشته و ارائه‌ای جذاب و گیرا از کاراکترهای بازی دارند که در نهایت بُعد روایی این اثر را به یی محرک گیرا برای بخش‌های دیگر تبدیل می‌کند.

جهنمی که در آن باران می‌بارد

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

همانطور که اشاره کردم استودیوی Frogwares در این نسخه تصمیم به تغییر ژانر گرفته و به طور جدی از ساختار وحشت بقا پیروی می‌کند. از همین رو ما شاهد آیتم‌های سلامتی و مهمات محدود، سیستم Crafting استاندارد، ابعاد مربوط به مدیریت منابع و مفاهیم پایه‌ای دیگر ژانر هستیم. بازی در کنار ارائه‌ی طیف استانداردی از اسلحه‌ها، مکانیزم‌هایی از جمله حمله با سلاح سرد، Stomp و البته جاخالی را نیز در اختیار شما قرار می‌دهد تا ابزار بیشتری به منظور مقابله با خطرات بازی در اختیار داشته باشید.

البته لزوما تمامی این ابزارها راندمان و بازدهی بهینه‌ای در تجربه ندارند، اما با این وجود همچنان می‌توانند کارآمد ظاهر شوند. تیراندازی مسلما اصلی‌ترین المان تعاملی بازی به حساب می‌آید که قرار است بسیار با آن سروکار داشته باشید و البته باید گفت عملکرد این بخش سینوسی است. به لطف پشتیبانی بازی از قابلیت‌های اختصاصی Dual Sense، شاهد حس سنگینی مطلوبی در هنگام تیراندازی هستیم، اما متاسفانه این سنگینی به خوبی روی صفحه به نمایش در نمی‌آید.

اسلحه‌هایی همچون شاتگان در هنگام شلیک از حس ضربه‌ی بالایی برخوردار نیستند و گویی وزن خاصی ندارد، از طرف دیگر دشمنان بازی نیز بعضا واکنش‌های سینوسی نسبت به شلیک‌های شما نشان می‌دهند. شخصا بازی را روی درجه سختی Hard تجربه کردم و باید گفت متاسفانه با «دشمنان اسفنجی‌تر» در این بازی روبه‌رو هستیم، نه جای‌گیری چالش‌برانگیزتر آن‌ها. به عنوان مثال، گاهی اوقات دشمنان شلیک شاتگان را کاملا جذب می‌کنند و بدون “یکه خوردن” (Stagger) خاصی به سویتان هجوم می‌آورند شاید هم در موقعیتی دیگر شاهد Stagger شدن آن‌ها باشیم. این مسئله برای دیگر اسلحه‌های بازی از جمله تفنگ کمری (Pistol) نیز صدق می‌کند.

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

شخصا این مسئله را در فواصل مختلف نیز تست کردم و همچنان تغییری در ثبات آن مشاهده نکردم. شلیک کردن به دشمنان در حالی که تأثیر ظاهری مشخصی روی دشمنان دارد، متاسفانه حس سنگینی یا بازخورد خاصی را ارائه نمی‌دهد. این مسئله مستقیما در مبحث مبارزات از نزدیک نیز صدق می‌کند؛ خود بازی المان‌های مبارزه از نزدیک را به عنوان راهی برای متوقف کردن لحظه‌ای دشمنان و ایجاد فضایی برای مانوور معرفی می‌کند، اما گاهی دشمنان بازی واکشن خاصی به نشان نمی‌دهند.

یکی از مواردی که به دفعات مشاهده کردم، این است که در هنگام Stomp بعد از اولین بار، دشمنان بدون اینکه اصلا انیمیشن حمله‌ای داشته باشند، ناگهان به Calvin ضربه می‌زدند که باعث می‌شد لگدمال کردن برخی از آن‌ها بیشتر یک استراتژی غیربهینه باشد. اما از سوی دیگر، جاخالی دادن مکانیکی است که به شدت در طول بازی، مخصوصا روی درجات سختی بالاتر، کارآمد است و استفاده درست از آن می‌تواند تفاوت مرگ و زندگی برای شما باشد. اما متاسفانه برخی عملکردهای سینوسی حداقل در ابعاد تهاجمی و سناریوهای اکشن بازی باعث شده بازی لزوما ارائه دهنده‌ی یک تجربه‌ی اکشن عالی نباشد اما ضعیف نیز ظاهر نمی‌شود.

المان‌های بقا، از جمله مدیریت منابع و Inventory، بخش‌هایی هستند که به شکلی عالی در The Sinking City 2 پیاده‌سازی شده‌اند و یادآور آثار هاردکورتر ژانر هستند. Calvin در ابتدای بازی از یک Inventory محدود برخوردار است که با کاوش محیط‌ها، امکان ارتقای آن را خواهید داشت. همانطور که گفتم سیستم ساخت‌وساز (Crafting) نیز در این بازی وجود دارد و شما آیتم‌های مختلف مربوط به این سیستم را نیز در محیط خواهید یافت. آیتم‌های کلیدی نیز در Inventory شما فضا اشغال می‌کنند از همین رو بهینه‌سازی Inventory یکی از برجسته‌ترین ابعاد این بازی به شمار می‌آید.

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

یکی از موارد تحسین‌برانگیز بازی، آن است که ترسی از تحت فشار گذاشتن پلیر خود ندارد، شما بعضا نیازمند تفکر درباره نحوه مدیریت Inventory خود هستید. اینکه چه اسلحه‌هایی را همراه داشته باشید، چه میزان آیتم‌های سلامتی با خود ببرید و یا حتی چه آیتم‌های کلیدی را همراه خود داشته باشید، همگی باید به طور دقیق انتخاب شوند؛ در غیر این صورت، ممکن است نیازمند بازگشت به محیط‌های قبلی یا رها کردن برخی آیتم‌ها در محیط شوید که البته مسئله‌ای طبیعی است.

اکثریت آثار مدرن وحشت بقا، مخصوصا در بین عناوین بزرگ‌تر، آنقدر سیستم مدریت منابع خود را ساده‌سازی می‌کنند که Inventory رسما به یک صفحه اضافه و ایده‌ای ناقص تبدیل می‌شود. هدف مدیریت منابع در آثار وحشت بقا تشویق برنامه‌ریزی، تفکر استراتژیک، خلق بک‌ترکینگ‌های طبیعی و البته ایجاد سناریوهای مرتعش و متمایز است که همگی نتیجه‌ی تصمیمات پلیر خواهد بود. خوش‌بختانه The Sinking City 2 به خوبی تمامی این ابعاد را در خود دارد و از عملکرد آن در این زمینه راضی هستم.

این بازی همچنین یک منوی Talents را نیز ارائه می‌دهد که شما با جمع‌آوری Dream Essence که همچون Skill Point عمل می‌کنند، امکان باز کردن قابلیت‌های مختلف را خواهید داشت. از بهبود میزان قدرت اسلحه‌ها تا مواردی همچون Reload سریع‌تر و حتی برخی موارد دفاعی، همگی لایه‌ی جدیدی به بازی اضافه می‌کنند که البته تاثیرگذار نیز ظاهر می‌شود. Calvin همچنین از یک ماسک به نام Nightshade نیز برخوردار است که با شارژ کردن آن، می‌توان از مرگ حتمی نجات یافت.

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

اما بگذارید کمی از مبحث کاوش و نحوه پیاده‌سازی آن در The Sinking City 2 صحبت کنیم، چرا که این بازی با وجود ارائه یک روند لذت‌بخش در این بُعد، کمی با مشکل گسستگی در ساختار خود مواجه است. رویکرد کاوش در این بازی تا حدی مشابه Resident Evil 3: Nemesis است، به طوری که شهر Arkham یک پایه است و مکان‌های مختلف آن نقش محیط‌های قابل کاوش عمیق‌تر را ایفا می‌کنند.

سازندگان به خوبی موفق شده‌اند این رویکرد را پیاده‌سازی کنند اما در برخی نقاط کاوش ممکن است تک بُعدی و خطی جلوه کند و روند کلی دچار گسستگی و تزلزل تعلیق شود. دلیل این مسئله ساختار خود Arkham است؛ شما به منظور جابه‌جایی در این شهر و مکان‌های مختلف آن نیازمند استفاده از قایق هستید، از همین رو لزوما آن «پایه‌ای» که به آن اشاره کردم ارتعاش خاصی ارائه نمی‌دهد و جابه‌جایی در شهر خود یک عمل تک‌بُعدی است که پلیر را به چالش نمی‌کشد.

شما در حین بازگشت به محیط‌های قبلی، با خطری روبه‌رو نیستید و به غیر از باز کردن برخی دروازه‌ها، تعامل خاصی با خود محیط شهر و داینامیک آن ندارید. همین مسئله باعث می‌شود جابه‌جایی بین محیط‌های شهری کمی گسسته جلوه کند. البته شخصا این اشکال را یک مشکل عمیق نمی‌بینم، چرا که بازی در زمینه‌ی پیاده‌سازی محیط‌های اصلی و کاوش در آن‌ها مطلوب عمل می‌کند و همین مسئله باعث می‌شود بتوان تا حدی از این مشکل چشم‌پوشی کرد.

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

محیط‌های مختلف بازی با ابعاد و معماری متفاوت نه تنها تنوع ظاهری خوبی ایجاد کرده‌اند بلکه کمک زیادی به تعلیق و تنوع کاوش محیط می‌کنند. همانطور که در بخش ابتدایی اشاره کردم، هر یک از محیط‌های بازی داستان و معمایی در دل خود جای داده‌اند که شما با کاوش کامل آن‌ها، یافتن سرنخ‌ها و حل پازل‌ها، توانایی حل این معماها، دریافت پاداش‌های مختلف و یافتن اطلاعات جالب درباره‌ی هر یک از محیط‌های Arkham خواهید بود.

در اینجاست که مبحث کاوش و پازل‌ها بر هم منطبق می‌شوند. پازل‌ها همیشه بخشی اساسی از یک تجربه‌ی وحشت بقای هاردکور بوده‌اند و سازندگان The Sinking City 2 نیز به خوبی از این مسئله آگاه هستند. بنابراین، مخاطب با پازل‌های مختلفی در طول بازی مواجه خواهد شد. لازم به ذکر است که این اثر دارای دو درجه سختی متفاوت برای پازل‌هاست که مورد اول تا حدی سرنخ‌ها را ساده‌سازی می‌کند، در حالی که مورد دوم با نام “Brainy” یافتن راه حل پازل‌ها را چالش برانگیزتر خواهد کرد. شخصا بازی را روی درجه سختی Hard و حالت “Brainy” برای پازل‌ها تجربه کردم و به طور کلی از آن راضی بودم.

در حالی که این بازی لزوما پازل‌های خلاقانه‌ی متعددی ندارد، اما همچنان موارد مطلوبی را ارائه می‌دهد که می‌توانند درگیرکننده باشند. موردی که شخصا از آن بسیار لذت بردم، ارتباط مستقیم پازل‌ها با روایات فرعی، محیطی و سرنخ‌هایی بود که شما در طول کاوش در Arkham پیدا کرده و با استفاده از سیستم کارآگاهی بازی، ارتباط آن‌ها با یک‌دیگر را می‌یابید. در واقع، می‌توان گفت حل پازل‌ها یک پروسه‌ی تعاملی از جمع‌آوری اطلاعات، درک مفاهیم و شناخت محیطی بود که شخصا آن را یک رویکرد بسیار خوب برای پیاده‌سازی پازل‌ها در یک تجربه‌ی وحشت بقا می‌دانم.

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

اما در نهایت یکی از بزرگ‌ترین مشکلات این اثر آن است که در اکثریت موارد عملکرد خوب یا بسیار خوبی دارد اما آن قدم نهایی را به منظور رساندن خود به درجه‌ی عالی و ایجاد تمایز چشم‌گیر بر نمی‌دارد و طراحی پازل‌ها یکی از همین نمونه‌هاست.

در زمینه‌ی چالش‌سازی The Sinking City 2 عملکرد خوبی را نشان می‌دهد. اگر از مشکلات مربوط به اسفنجی بودن دشمنان و بازخوردهای سینوسی آن‌ها صرف نظر کنیم، این عنوان به خوبی ابعاد مختلف گیم‌پلی خود را به منظور خلق چالش معنادار متعادل‌سازی و بهینه‌سازی می‌کند. به عنوان مثال، روی درجه سختی Hard همیشه در قبال مدیریت منابع در حال حرکت روی یک رشته‌ی نازک بودم. بازی تعادل خوبی در محدودیت آیتم‌ها و مهمات ایجاد می‌کند و همین مسئله باعث می‌شد که هر مقابله و سناریوی اکشنی یک تست برای شما به منظور مصرف بهینه‌ی منابع باشد.

در بسیاری از مواقع فرار را به مبارزه ترجیح می‌دادم، چرا که درگیر شدن با دشمنان احتمالا کلیت مهماتم را مصرف می‌کرد. بازی همچنین در ارائه‌ی مهمات زیاده‌روی نمی‌کند و شما به طور قطره‌چکانی و در راستای کاوش می‌توانید مهمات و آیتم‌های سلامتی بیابید. البته همانطور که گفتم بخشی از این مسئله به دلیل اسفنجی بودن دشمنان و احتیاج به استفاده از تعداد زیادی گلوله برای از پا در آوردن آن‌هاست اما با این وجود، سازندگان به وضوح سعی کرده‌اند میزان دسترسی به مهمات را طوری بهینه‌سازی کنند که پلیر دائما با ابعاد مدیریتی بازی در تعامل باشد. همچنین جای‌گذاری دشمنان و فواصل میان آن‌ها طوری بود که شما به طور متعادل میان حفظ منابع، مصرف بهینه و یافتن مهمات جدید در حال جابه‌جایی باشید که مسئله‌ای قابل تحسین است.

نقد و بررسی بازی The Sinking City 2 | موبوگیم

The Sinking City 2 در زمینه‌ی طراحی محیط و فضاسازی کلی خود نیز عملکرد خوبی دارد. فضاسازی این عنوان احتمالا یکی از نقاط برجسته‌ی آن باشد که وزن زیادی از تجربه‌ی روانی آن را با خود حمل می‌کند. شهر Arkham نه تنها معماری دهه‌ی 20 میلادی خود را عالی به تصویر می‌کشد، اما به طور هم‌زمان با بهره‌گیری از رنگ‌های خاکستری، بارانی که دائما در حال باریدن است و خیابان‌هایی که زیر آب فرو رفته‌اند شما را با یک ارائه‌ی بصری زیبا، گیرا و اتمسفریک روبه‌رو می‌کند.

صداگذاری محیط و همچنین ساندترک بازی نیز مکملی عالی برای ابعاد بصری به شما آمده و حس‌وحال نوآر مرموز خاصی را در این بازی پدید می‌آورند که شخصا بسیار از آن لذت بردم. با این وجود، برخی مشکلات در این عنوان وجود دارند که باعث می‌شود این ارائه‌ی بسیار خوب نتواند به درجه‌ی عالی دست یابد. اولین مورد چهره‌ی کاراکترها در کات‌سین‌ها و سینوسی بودن انیمیشن‌های آن‌هاست. در برخی از کات‌سین‌ها حرکات صورت کاراکترها بسیار خشک، اغراق شده و گاهی رباتیک است در حالی که در برخی دیگر این مشکلات کمتر به چشم می‌خورند.

طراحی دشمنان بازی نیز جای پیشرفت بیشتری دارد، این در حالی است که ما شاهد بازیافت برخی از طراحی‌های قسمت قبلی در این عنوان هستیم. در حالی که تا حدی این مسئله قابل درک است، اما در نهایت موجب می‌شود قسمت دوم استقلال هنری خاصی در این زمینه نداشته باشد و آنچنان متمایز جلوه نکند.


این بازی بر اساس کد ارسالی ناشر و روی PS5 تجربه و بررسی شده است

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید