نقد و بررسی بازی The Lord of the Rings: War in the North – Legacy Edition | موبوگیم
بازیهای The Lord of the Rings زیادی طی چندین دهه اخیر عرضه شدهاند؛ هم قبل از فیلمهای پیتر جکسون و هم بعد از آنها. یکی از این عناوین War in the North است که در سال ۲۰۱۱ به بازار آمد. این اثر باتوجه به سابقه توسعهدهنده و آثار محبوب نسل هفتم، شباهت بسیاری به Baldur’s Gate و Dragon Age داشت، اما در آن زمان زیر سایه غولهایی نظیر The Elder Scrolls V: Skyrim و Dark Souls و به دست فراموشی سپرده شد. البته نادیده گرفته شدن این عنوان تنها به کمشانسی آن ربط ندارد. بازی در اصل و اساس با ایراداتی دست و پنجه نرم میکند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
بهتازگی این بازی بهصورت رسمی با پسوند Legacy Edition برای پلتفرمهای نسل نهم بهصورت غافلگیرانه دوباره انتشار یافت. نه تبلیغی شد و نه حتی چندان دستی به سر و روی آن کشیده شده است. در حقیقت این یک ریمستر نیست. Legacy Edition همان نسخه قدیمی را با بهبودهای حداقلی در رابط کابری، کنترل و موارد جزئی دیگر، در دسترس کنسولهای نسل نهم قرار میدهد. از طرفی، بازار هم بهشدت با عناوین متنوع و تازه شلوغ است. اساسا معلوم نیست ناشر چگونه انتظار داشته در بازاری پُر از عناوین جدید و متنوع، این اثر خودنمایی کند.
بههرحال، این اثر اکشن نقشآفرینی سومشخص در دنیای فیلمهای سهگانه The Lord of the Rings قرار دارد و داستان بهموازات ماجراهای سهگانه جکسون روایت میگردد. شما برخی شخصیتهای آشنای فیلمها نظیر Gandalf ،Frodo Aragorn و… را ملاقات خواهید کرد، هرچند حضور آنها کوتاه و بیرمق است. درواقع، قصه از نظر خط زمانی جایی شروع میشود که هابیتها تازه سفرشان را شروع کردهاند و جایی تمام میشود که Sauron شکست میخورد.

سناریوی روایی بازی مقداری به پیشزمینه داستانی جهان ارباب حلقهها میافزاید، اما به دلیل کماهمیت بودن وقایع آن اصلا مهم نیست که رسمی و معتبر بهحساب میآید یا خیر. شما یکی از سه قهرمان ناآشنا را هدایت میکنید که به مبارزه با فردی از متحدین خطرناک Sauron به اسم Agandaur بر میخیزند. طبعا آخرین باس نیز همین متحد شرور است. قصه هیچ پیچش داستانی خاصی ندارد، شخصیتهای مثبت و منفی تکبعدی و کلیشهای هستند و گفتوگوها شبیه یکجور نمایش شعاری نوشته شدهاند.
بازی یک گردونه گزینش گفتگو در خود دارد و به لطف آن میتوانید به افراد پاسخهای مختلف بدهید و سوالاتی جهت فهم بهتر شخصیتها و دنیا بپرسید. اما در حقیقت روابط شخصیتها با هم آنقدر پیچیده نیست و داستان، روندی خطی و پیشبینی پذیر دارد. افراد خارج از گروهِ قابل بازی معمولا یا فروشنده هستند یا به شما ماموریت اصلی و فرعی میدهند و وظیفهای بیش از این را به دوش نمیکشند. قهرمانها نیز اغلب در کاتسینها مقداری با یکدیگر صحبت میکنند و خیلی از پیشزمینه داستانی آنها چیزی نمیفهمیم.
بعد از این که بازی شروع و شخصیتها معرفی شدند، تازه اجازه پیدا میکنید جلوی آینه چهره شخصیتها را بهدلخواه تغییر دهید. این تغییرات بسیار کم هستند و گزینههای معدودی را شامل میشوند. این محدودیت شامل سیستمهای نقشآفرینی هم شده است. بازی فقط چهار ویژگی قابل ارتقا برای هر شخصیت دارد. با هر مرتبه افزایش تراز، سه امتیاز میگیرید که میتوانید خرج قدرت، استقامت، چابکی و اراده کنید. یک امتیاز هم برای بهدست آوردن یا ارتقای مهارتها دریافت میکنید. درخت مهارت در این اثر متنوع است؛ اما دستتان برای تغییر کلاس قهرمانها خیلی هم آزاد نیست.

Eradan یک رنجر است که در کار با کمان و شمشیر مهارت دارد. Andriel الفی با قدرتهای جادویی جهت محافظت از دیگران است. یک دورف با نام Farin هم شخصیت تانک بازی است که برای ضربات مهلک با سلاحهای سنگین نظیر پتک به کار میآید. وقتی بازی را سهنفره چه بهصورت آنلاین و چه اسپلیت اسکرین (صفحه تقسیم شده) تجربه کنید، بهتر است قهرمانان نقش خود را حفظ کنند. بهینهترین حالت همین است که یکی از دور شلیک کند، دیگری به دل دشمن بزند و آخری در صورت نیاز به دیگران سلامتی بخشد. بدترین حالت هم این است که بخواهید بازی را تنهایی تجربه کنید. در این روش میتوانید برخلاف نسخه سال ۲۰۱۱ هر وقت خواستید بین شخصیتها سوییچ کنید. منتها در شلوغی نبردها تغییر دایم میان شخصیتها و استفاده از ترکیب آنان عملا شدنی نیست. نتیجتاً عمده بازی را احتمالا تنها با یک شخصیت واحد جلو خواهید برد.
یکی از راههای جمعآوری پول که بهخصوص اوایل بازی بیشتر کاربرد دارد، شکستن جعبهها و کوزهها برای افتادن پول و برداشتن آنهاست. حالا تصور کنید یکنفره بخواهید همه این اشیای پر تعداد را در محیط بیابید و بشکنید. در این حالت میبینید که بخش مهمی از بازی را مشغول شکستن هستید! حتی این کار ساده هم برای بازی گروهی طراحی شده است. از سویی مدیریت منابع خود و همراهان نیز زمانبر است. مبارزان، سکه، تسلیحات و منابع را بهصورت مجزا دریافت میکنند. یعنی هر نفر را باید جداگانه به فروشگاه ببرید، آیتمهایش را بر اساس پولی که دارد خریدوفروش، تنظیم و تعمیر کنید. تعداد آیتمهای قابل استفاده در بازی هم کم نیستند.
اگر وسیلهای داشته باشید که به درد شخصیت دیگری میخورد، باید آن را از منوهای بازی به وی هدیه دهید. همچنین اگر شخصیتی پول لازم دارد میبایست همین کار را انجام داده و با آن قهرمانِ دیگر وسیله را بفروشید و با پولش شی مورد نظرتان را خریداری کنید. حتی نوشتن درباره این کار ملالآور است! بهطورکلی، یکنفری تجربه کردن این اثر اصلا توصیه نمیشود.

درباره War in the North میتوان بیان کرد که طراحی مرحله قابل توجهی ندارد. شما یک سری راهرو پیشروی دارید که به محیطهای وسیعتر ختم میشوند. مجموعهای از دشمنان در راهروها هستند، تعداد بیشتری نیز در بخشهای گسترده نقشه. هرچند وقت یکبار هم یک دیوار جادویی جلوتان ظاهر میشود که نتوانید کل مرحله را بدوید و به آخر برسید. هرچند خیلی اوقات هم قبل از این که تمام نیروهای متخاصم را از پای در آورید، آن دیوار جادویی حذف میشود و میتوانید به مسیرتان ادامه دهید.
گهگاهی هم سناریوی نخنمای محافظت از نقطهای خاص در مراحل تکرار میشود. بازی نه پازلی دارد، نه مسیرهای پیچیده و نه سکویی و بهطورکلی خالی از هر چالشی به جز مبارزه کردن است. درگیریها نیز اصلا جالب نیستند، حتی برای استانداردهای سال ۲۰۱۱. مخاطب میتواند ضربات سبک و سنگین بزند، اما از چندضربهای ترکیبی و زیبا خبری نیست و نوع ضربات از اول بازی تا انتها تغییری نمیکنند.
اینجا مبارزه کردن مهارت خاصی نمیطلبد. صرفا باید بهموقع دفاع بگیرید یا غلت بزنید. تازه دفاع گرفتن هم چندان کارآمد نیست و غلتیدن راهکار بهتری برای حفظ جان است. نبردها میتوانند سخت شوند؛ اما نه به دلیل هوش مصنوعی خوب یا حرکات پیچیده دشمن. بلکه بهخاطر تعداد زیاد آنها که مثل مور و ملخ از درودیوار وارد صحنه میشوند. لازم به ذکر است تنوع دشمنان بد نیست؛ اما غلبه بر آنها معمولا راهبرد خاصی نیاز ندارد، به غیر از دشمنان انفجاری که باید ازشان دوری کنید. در مجموع نبردها در این محصول حتی وقتی چالشبرانگیز هستند بیش از آن که مهیج باشند، تکراری و ملالآور هستند.

همانطور که پیشتر بیان شد، The Lord of the Rings حتی یک ریمستر نیست. در نتیجه گرافیک ارتقای خاصی نیافته است. ظاهرا بازی نسبت به نسخه ۲۰۱۱ تنها در وضوح تصویر بهبود داشته و نرخ فری نیز ثابت است. در نتیجه باید جلوههای دیداری کهنه بازی را تحمل کنید. بهعلاوه در زمینه پویانمایی، حالت چهره شخصیتها نیز بعضی مواقع زیادی خندهدار میشود، بهخصوص که در کاتسینها تاکید زیادی بر نمایش قیافهها شده! خوشبختانه سروکله زدنِ من با این اثر به ده ساعت هم نرسید و داستان زود تمام شد.
نکته پایانی این که با وجود ادعای رفع باگها از سوی ناشر، بازی کماکان پر از ایراد است. این ایرادات در تجربه من شامل از کار افتادن بازی، مشکل در ذخیرهسازی، خرابی صدا، افت فریم، عدم تکمیل ماموریت، گیر افتادن دشمنان در محیط، فعال بودن آنها وسط کاتسینها و… میشدند. هنگامی که به بخشهای پایانی اثر رسیدم بازی روی پلیاستیشن ۵ یک بهروزرسانی چند صد مگابایتی دریافت کرد. اما جایی در رابط کاربری توضیح ظاهر نشد که چه مشکلاتی رفع شدهاند.
The Lord of the Rings: War in the North – Legacy Edition
War in the North هم در زمان عرضه اولیهاش در سال ۲۰۱۱ چندان مهم نبود و هم میان اسامی ریز و درشتی که حالا آماده انتشار هستند به چشم نمیآید. شرکت Aspyr به خودش زحمت نداده محصولش را برای عرضه دوباره چندان بهبود بخشد. در نتیجه هم ایرادات اساسی بازی باقی ماندهاند و هم جلوههای دیداری آن برای سال ۲۰۲۶ اصلا خوب نیستند. اگر این اثر روزی برای سرویسهای اشتراکی نظیر Game Pass یا PS Plus در دسترس قرار گرفت، شاید ارزش امتحان کردن داشته باشد.
نکات مثبت:
- تجهیزات و مهارتهای متنوع
نکات منفی:
- مبارزات سریع تکراری میشوند
- بازی قصهای بیاهمیت را در دنیای The Lord of the Rings روایت میکند
- هم از نظر ظاهری هم طراحی مرحله بازی کهنه است
5
این بازی بر اساس کد ارسالی ناشر (Aspyr) و روی PS5 تجربه و بررسی شده است
منبع: gamefa.com