خندهدارترین قسمتهای انیمیشن باب اسفنجی شلوار مکعبی | موبوگیم
انیمیشن باب اسفنجی شلوار مکعبی سالها است که برای کودکان و بزرگسالان ساخته میشود به لطف موقعیتها و شوخیهای خندهدارش، خندهدارترین قسمتهای آن هنوز در ذهن بینندگانش مانده است. سخت است که قسمتی از این مجموعه انیمیشن پیدا کنید که شما را نخنداند، با این حال قسمتهایی هستند که به نسبت دیگر قسمتها موفقتر بودند و بینندگان آنها را بیشتر دوست داشتند.
این مجموعه انیمیشن محبوب که برای سالهای طولانی در حال پخش است قسمتهای خندهدار زیادی دارد که به لحاظ بیننده را ناامید نمیکند. بیشتر قسمتهای خندهدار باب اسفنجی مربوط به دو فصل اول مجموعهی آن است به لحاظ کمدی عملکرد خود را در فصلهای بعدی نیز ادامه داد. اگر خلاقیت افسارگسیختهی نویسندگان این انیمیشن وجود نداشت، احتمالا باب اسفنجی هیچوقت جایگاه خودش را به عنوان یک پدیدهی فرهنگی تثبیت نمیکرد. در ادامه با خندهدارترین قسمتهای انیمیشن سریالی باب اسفنجی آشنا خواهید شد.
10- قسمت «SB-129» – قسمت 14 فصل 1

قسمت چهاردهم فصل اول انیمیشن باب اسفنجی این مجموعه را تبدیل به یکی از خلاقانهترین انیمیشنهای نسل خود کرد. این قسمت خیلی عادی شروع میشود؛ باب اسفنجی و پاتریک سعی میکنند تا اختاپوس را به شکار عروس دریایی ببرند؛ اما با قایم شدن و گیر افتادن اختاپوس در فریزر رستوران آقای خرچنگ، همه چیز عجیب میشود.
با این که چندان منطقی به نظر نمیرسد، برای دو هزار سال هیچکس درِ فریزری که اختاپوس در آن گیر افتاده را باز نمیکند؛ در نتیجه اختاپوس تمام این مدت را در آن جا یخ میزند و در آینده بیدار میشود. در ادامه او در زمان سفر میکند و به دوران ماقبل تاریخ میرود؛ جایی که او به طور اتفاقی شکار عروس دریایی را اختراع میکند.
9- قسمت «Dying for Pie» – قسمت 24 فصل 2

در این قسمت باب اسفنجی سعی میکند تا یک کار خوب برای اختاپوس انجام دهد و ژاکتی از جنس مژههایش را به او هدیه میدهد. باب اسفنجی برای این ژاکت تلاش زیادی کرده بود، حتی با این که هدیهی چندشآوری است. در نتیجه اختاپوس برخلاف میلش تصمیم میگیرد هدیهای نیز به باب اسفنجی بدهد.
هدیهی اختاپوس به باب اسفنجی یک بمب به شکل شیرینی است و وقتی که حواسش نبود، باب اسفنجی این هدیه را میخورد. اختاپوس با اطلاع از این که این بمب میترکد و باب اسفنجی را میکشد، تصمیم میگیرد تا پیش از منفجر شدن بمب به بهترین شکل با باب اسفنجی رفتار کند و تمام خواستههایش را انجام دهد. البته در انتها او متوجه میشود که باب اسفنجی شیرینی را نخورده بود.
8- قسمت «The Camping Episode» – قسمت 57 فصل 3

یکی از خندهدارترین و فراموشنشدنیترین قسمتهای باب اسفنجی بدون شک این قسمت است؛ جایی که باب اسفنجی و پاتریک در محیط بیرون کمپ میکنند و اختاپوس تصمیم میگیرد به آنها بپیوندد. آنها به کارهای مختلف و خندهدار خود کنار آتش ادامه میدهند تا این که سر و کلهی یک خرس دریایی پیدا میشود.
اختاپوس در طول این قسمت اصرار داشت که موجودی به اسم خرس دریایی وجود ندارد، اما در ادامه این موجود با کلهی خرس و بدن ماهی به سراغش میآید چندین بار به او حمله میکند. در نهایت آنها خطر خرس دریایی را رفع میکنند. البته در انتها صدای خرس دریایی، یک کرگدن دریایی را جذب میکند تا اختاپوس بیچاره درگیر موقعیت بدتری شود.
7- قسمت «Pizza Delivery» – قسمت 5 فصل 1

در این قسمت یک تحویل پیتزای ساده تبدیل به یک سناریوی بامزه و کابوسوار میشود. آقای خرچنگ در این قسمت بسیار خندهدار به اختاپوس و باب اسفنجی ماموریت میدهد تا یک پیتزا را در محل تحویل دهند. این یکی از اولین قسمتهایی است که باب اسفنجی فرمان یک ماشین را به دست میگیرد و بلد نبودن او تبدیل به یکی از شوخیهای معمول انیمیشن میشود.
در نهایت پس از چندین مشکل و با مشقت بسیار، باب اسفنجی و اختاپوس پیتزا را به صاحبش میرسانند، اما متاسفانه چون نوشابهی رژیمی همراهشان نبود، پیتزا را تحویل نگرفت. سپس اختاپوس که ناراحتی باب اسفنجی را میبیند، پیتزا را به سمت صورت صاحبش پرت میکند.
6- قسمت «Graveyard Shift» قسمت 36 فصل 2

آقای خرچنگ با طمع همیشگی خود تصمیم میگیرد تا شیفت شب را به رستوران خرچنگ اضافه کند. باب اسفنجی حسابی از این تصمیم خوشحال شده که میتواند وقت بیشتری را سر کار بگذارند، در حالی که اختاپوس مشخصا از این تصمیم راضی نیست. با این حال اختاپوس سعی میکند تا باب اسفنجی را با روشهای مختلف بترساند.
اختاپوس برای باب اسفنجی داستان آشپز قاتلی را تعریف میکند که دست خود را قطع کرد و جایش یک کفگیر گذاشت، چیزی شبیه به شخصیتهای منفی فیلمهای ژانر اسلشر. همه چیز به خوبی پیش میرفت تا این که هردوی آنها شک کردند که نکند این قاتل بدنام واقعا وجود دارد. این قسمت به چند دلیل یکی از خندهدارترین قسمتهای این مجموعه است؛ از جمله روشن و خاموش کردن چراغ توسط کنت اورلاکِ فیلم کلاسیک Nosferatu که باب اسفنجی و اختاپوس باید از همان ابتدا از او میترسیدند.
5- قسمت «Frankendoodle» – قسمت 34 فصل 2

این قسمت نه تنها یکی از خلاقانهترین قسمتهای این انیمیشن است، بلکه به لطف اتفاقات آن یکی از خندهدارترین قسمتهای این انیمیشن نیز محسوب میشود. باب اسفنجی و پاتریک با یک مداد جادویی مواجه میشوند که نقاشیهایشان را تبدیل به واقعیت میکند و باب اسفنجی برای خنده تصمیم میگیرد تا خودش را نقاشی کند. در نتیجه او یک نسخهی شیطانی از خود به اسم دودلباب «Doodle Bob» را خلق میکند که میخواهد باب اسفنجی را از صحنهی روزگار حذف کند.
باب اسفنجی با استفاده از پاککن تصور میکند که از شر دودلباب خلاص شده، اما دست دودلباب نجات پیدا کرده و زمانی که باب اسفنجی میخوابد، دوباره خودش را با مداد جادویی نقاشی میکند. در ادامه نبرد باب اسفنجی و دودلباب به شکل شاعرانهای به پایان میرسد. این قسمت نشان میدهد که انیمیشن باب اسفنجی گاهی بیشتر از انتظاری که داریم عمل میکند.
4- قسمت «Shanghaied» – قسمت 33 فصل 2

یکی از بهترین شخصیتهای فرعی انیمیشن باباسفنجی، «هلندی سرگردان» یا «داچمن پرنده» (Flying Dutchman) است که در یکی از خندهدارترین قسمتهای این مجموعه معرفی میشود. ماجرا از جایی شروع میشود که یک لنگر به خانهی اختاپوس برخورد میکند و او که از این اتفاق عصبانی شده، تصمیم میگیرد تا حساب صاحب کشتی را برسد و باباسفنجی و پاتریک نیز همراهش میروند.
در ادامه اما آنها متوجه میشوند که صاحب این کشتی روحی سرگردان به اسم داچمن پرنده است. او اختاپوس را در بُعدی ترسناک به اسم «پرواز ناامیدی» رها میکند و باب اسفنجی و پاتریک را به اجبار عضو خدمهی کشتی میکند. البته که این دو شخصیت دوستداشتنی وظایف خود را به بدترین و خندهدارترین شکل ممکن انجام میدهند. در نهایت آنها جوراب مخصوص غذاخوری داچمن پرنده را میدزدند و داچمن پرنده در ازای پس گرفتنش قبول میکند سه آرزوی آنها را برآورده کند. در نهایت این قسمت به شکل عجیبی به پایان میرسد که نشان میدهد این مجموعه تا چه حد میتواند غیرمنتظره پیش برود.
3- قسمت «Chocolate With Nuts» – قسمت 52 فصل 3

در این قسمت پس از این که باب اسفنجی مجلهای درباره زندگی تجملاتی ثروتمندان دریافت میکند، او و پاتریک تصمیم میگیرند تا برای کسب ثروت شکلات بفروشند. اما از همان ابتدا همه چیز اشتباه پیش میرود و حتی توسط یک فروشنده دیگر چندبار سرشان کلاه میرود. در نهایت تصمیم میگیرند تا روش کار خود را عوض کنند.
در یک صحنه آنها با مری و مادر پیرش مواجه میشوند که به یکی از نقلقولهای معروف این مجموعه تبدیل میشود. در ادامه پس از ساعتها دردسر یک مشتری عجیب و غریب تمام شکلاتهایشان را میخرد تا پول زیادی را به دست آورند.
2- قسمت «Rock Bottom» – قسمت 17 فصل 1

انیمیشن باب اسفنجی به شوخیهای سورئالیستیاش معروف است و المانهای آن را میتوانید در این قسمت خندهدار مشاهده کنید. در این قسمت باباسفنجی در یکی از ترسناکترین مناطق دریا به اسم «راک باتم» (Rock Bottom) گیر میافتد؛ جایی که به تاریکیِ بیش از حد، موجودات عجیب و غریب و نحوهی خاص صحبت کردن ساکنانش شهرت دارد. باب اسفنجی تمام تلاش خود را میکند تا با اتوبوسی به شهر خودش برگردد، اما همه چیز دست به دست هم میدهد تا در تاریکی تنها بماند.
در ادامه باب اسفنجی با کمک یک ماهی عجیب و یک بادکنک موفق میشود تا از آن مکان فرار کند. این قسمت که یکی از قسمتهای فراموشنشدنی این مجموعه است موفق شد جایزهی Golden Reel برای بهترین تدوین صدا در انیمیشن تلویزیونی را دریافت کند.
1- قسمت «Band Geeks» – قسمت 35 فصل 2

قسمت «Band Geeks» همانند قسمت قبلی یکی از فراموشنشدنیترین قسمتهای این مجموعه است که حسابی میتواند بینندگانش را بخنداند. در این قسمت اختاپوس برای این که جلوی همکلاسی سابقش کم نیاورد، به دروغ میگوید که رهبر یک گروه موسیقی است و در نهایت مجبور میشود برای اجرا در مراسم Bubble Bowl آماده شود. متاسفانه او افرادی مثل پاتریک، سندی و پلانکتون را دور هم جمع میکند که هیچ کدام سررشتهای در موسیقی ندارند؛ حتی در سکانسی دیالوگ خندهدار پاتریک را میبینیم که میگوید: «آیا مایونز ساز است؟»
پس از اشتباههای خندهدار و دعواهای مداوم، اختاپوس از این گروه ناامید میشود و شکست خود را میپذیرد. در این لحظه باب اسفنجی با یک سخنرانی انگیزشی نسبتا مسخره تلاش میکند تا اوضاع را درست کند. در نهایت در روز اجرا این گروه عملکرد بینظیری را به اجرا میگذارد تا اختاپوس در مقابل همکلاسی سابقش سربلند شود. این قسمت نیز جایزهی Golden Reel را برای بهترین تدوین صدا در انیمیشن تلویزیونی را دریافت کرد. به علاوه موسیقی Sweet Victory با صدای دیوید گلن آیزلی در پایان این قسمت میتواند برای طرفداران باب اسفنجی خاطرهانگیز باشد.
منبع: Screenrant
منبع: gamefa.com