از ایندیانا جونز تا آنچارتد؛ ۱۰ گنجیابی فراموشنشدنی | موبوگیم
وقتی حرف از گنج میشود، ناخودآگاه تصویر نقشههای زردرنگ، معماهای باستانی، تلههای مرگبار و قهرمانی که با شلاق از روی پرتگاه میپرد در ذهن تداعی میشود. سینما از همان روزهای نخست، شیفته این حس ماجراجویی بوده و زیرژانر «گنجیابی» را به بستری برای تلفیق اکشن، تاریخ، طنز و فانتزی تبدیل کرده است. برای مخاطبان موبوگیم که ساعتها در دنیای آثاری مثل آنچارتد، تامب رایدر و ایندیانا جونز غرق شدهاند، تماشای فیلمهای گنجیابی درست مثل تجربه یک بازی ویدیویی نفسگیر است: معما حل میکنی، از تله جان سالم به در میبری و در نهایت گنجی را پیدا میکنی که سرنوشت دنیا را تغییر میدهد.
از غرب وحشی و صحراهای مصر گرفته تا جنگلهای آمازون و خیابانهای مدرن، هر فیلمی که در این فهرست میآید، یک مأموریت فراموشنشدنی را روایت میکند. در این مطلب ده فیلم برتر اکشن-ماجراجویی گنجیابی را با ترکیبی از آثار کلاسیک و مدرن انتخاب کردهایم؛ فیلمهایی که نهتنها گیشه را فتح کردند، بلکه در دل هواداران ژانر ماجراجویی جا باز کردند. لیستی که هم به فرنچایزهای افسانهای مثل ایندیانا جونز و مومیایی ادای دین میکند، هم از غافلگیریهایی مثل The Rundown با بازی دواین جانسون و رد نوتیس نتفلیکس میگوید، و هم یاد شاهکارهایی چون خوب، بد، زشت را زنده نگه میدارد. اگر آماده یک سفر پرهیجان در دل تاریخ و اسطوره هستید، کمربندها را ببندید؛ اینجا خبری از کلیشههای خستهکننده نیست.
۱۰. Red Notice (2021)

جهان امروز به همان اندازه گذشته گنجهای افسانهای دارد، کافی است بلد باشی کجا را نگاه کنی. رد نوتیس ساخته راوسون مارشال تربر، پرهزینهترین فیلم نتفلیکس تا سال ۲۰۲۱، یک کمدی-اکشن سرعتی و پرزرقوبرق است که سه ستاره تراز اول هالیوود (دواین جانسون، رایان رینولدز و گل گدوت) را در تعقیب سه تخممرغ طلایی کلئوپاترا به سرتاسر دنیا میفرستد.
مأمور افبیآی، جان هارتلی (جانسون) برای دستگیری دزد هنری معروفی به نام نولان بوث (رینولدز) وارد عمل میشود، اما بهسرعت در تله نقشهای بزرگتر گرفتار میآید که توسط دزد افسانهای «بیشاپ» (گدوت) طراحی شده است. این سه نفر یک تعقیبوگریز جهانی را آغاز میکنند که در آن هیچکس قابل اعتماد نیست و هر لحظه ورق برمیگردد.
شاید رد نوتیس به اندازه آثار کلاسیک فهرست، لایههای عمیق احساسی نداشته باشد، اما دقیقاً همان چیزی را عرضه میکند که یک شب فیلمبازی با دوستان لازم دارد: صحنههای اکشن خلاقانه، دیالوگهای طنازانه، لوکیشنهای رنگارنگ (از رم و والنسیا تا جنگلهای آرژانتین) و البته پیچشهای داستانی پشتسرهم. شباهت ریتم تند فیلم به بازیهای ویدیویی مثل آنچارتد کاملاً حس میشود؛ شخصیتها از یک پازل تاریخی به یک تعقیبوگریز هوایی میپرند، بیآنکه لحظهای ریتم قصه بیفتد. برای عاشقان گنجیابی مدرن که از بیل و کلنگ خبری نیست اما نقشهخوانی و فریبکاری حرف اول را میزند، رد نوتیس یک انتخاب سرگرمکننده و بیادعاست.
۹. Uncharted (2022)

کمتر گیمری پیدا میشود که نام نیتن دریک را نشنیده باشد. مجموعه بازیهای آنچارتد از ناتی داگ، خودش یک عاشقانه تمامعیار به سینمای گنجیابی بود و طبیعی بود که روزی نسخه سینمایی آن از راه برسد. فیلم آنچارتد به کارگردانی روبن فلیشر، اگرچه یک پیشدرآمد جوانپسند بر داستان بازیهاست، اما همان روحیه ماجراجویانه و شیمی دوستداشتنی میان شخصیتها را حفظ کرده است.
تام هالند در نقش نیتن دریک جوان، و مارک والبرگ در نقش سالی (ویکتور سالیوان)، مربی و همراه همیشگیاش، در جستوجوی گنج گمشده ماژلان راهی بارسلونا و فیلیپین میشوند. نیتن که در خیابانهای نیویورک با زرنگی زندگی را میگذراند، توسط سالی به دنیایی کشیده میشود که در آن نقشههای باستانی، تونلهای مخفی و دشمنانی با بازی آنتونیو باندراس انتظارش را میکشند.
اکشن فیلم دقیقاً همان کاری را میکند که از یک اقتباس گیمینگ انتظار داریم: سکانس سقوط هواپیما از نگاه دوربین بازی، تعقیبوگریز در کوچههای بارسلونا و نبرد نهایی در میان کشتیهای پرنده تاریخی. شاید عمق داستانی آنچارتد به پای بازی اصلی نرسد، اما شوخیهای رفاقتی، معماهای تاریخی و حس «یافتن چیزی که کسی باور ندارد» کاملاً اصیل و سرگرمکننده است. برای مخاطب موبوگیم که ساعتها با نیتن دریک زندگی کرده، تماشای این فیلم مثل ملاقات دوباره با یک دوست قدیمی در قاب نقرهای سینماست.
۸. The Rundown (2003)

پیش از آنکه دواین «راک» جانسون به یک ابرستاره جهانی بدل شود، در فیلمی بازی کرد که عملاً بیانیه ورودش به دنیای اکشن-ماجراجویی بود. The Rundown به کارگردانی پیتر برگ، ترکیب بامزه و پرتحرکی از طنز، رزمی و گنجیابی در دل آمازون است.
بک (جانسون) یک «ردیاب» حرفهای است که آرزو دارد رستوران کوچک خودش را باز کند. آخرین مأموریتش او را به برزیل میفرستد تا پسر یک خلافکار بزرگ (شان ویلیام اسکات) را پیدا کند و برگرداند. آن پسر دردسرساز، تراویس، در جستوجوی مجسمه گربهای طلایی و افسانهای به نام «او گاتو» در دل معادن و جنگلهای بارانی سرگردان است. بک بهناچار همراه او میشود و در این مسیر با استعمارگران محلی به رهبری کریستوفر واکن شرور روبهرو میشود.
فیلم پر از لحظات بهیادماندنی است: مبارزه اولیه بک با بازیکنان تیم فوتبال آمریکایی، نبرد با رزمیکارانی که لباس میمون به تن دارند، و نهایتاً رویارویی نهایی در غاری که گنج را در خود پنهان کرده. The Rundown یک فیلم گنجیابی رک و پوستکنده است که میداند چطور از کاریزمای جانسون و کمدی فیزیکی اسکات بهترین استفاده را ببرد. اگر به دنبال فیلمی هستید که هم به اندازه یک بازی اکشن-ماجراجویی هیجان داشته باشد، هم نفستان را با خنده بند بیاورد، این گوهر پنهان سال ۲۰۰۳ را از دست ندهید.
۷. Tomb Raider (2018)

وقتی حرف از گنجیابی و بازیهای ویدیویی میشود، نام تامب رایدر بیدرنگ در کنار آنچارتد و ایندیانا جونز میدرخشد. پس از دو فیلم پرفروش با بازی آنجلینا جولی در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ که لارا کرافت را به نمادی سینمایی تبدیل کردند، نسخه ۲۰۱۸ به کارگردانی روآر یوثاوگ، روایتی زمینیتر، خشنتر و سرراستتر از این باستانشناس ماجراجو ارائه داد. آلیسیا ویکاندر در نقش لارا کرافت جوان، نه یک ابرقهرمان، بلکه دختری سرسخت، باهوش و گرسنه حقیقت است که برای یافتن پدر گمشدهاش راهی جزیرهای اسرارآمیز در سواحل ژاپن میشود.
داستان از لندن امروزی آغاز میشود؛ لارا با بیمیلی میراث پدر را میپذیرد و سرنخی به دست میآورد که او را به مقبره مادر باستانی «هیمیکو» در مثلث شیطان میکشاند. در جزیره، همراه با گروهی از مزدوران به رهبری ماتیاس (والتون گوگینز)، با تلههای مرگبار، معماهای کهن و تهدیدی فراطبیعی روبهرو میشود که اگر آزاد شود، جهان را به خطر میاندازد.
سکانسهای اکشن تامب رایدر ۲۰۱۸ بهطرز تحسینبرانگیزی به بازیهای اخیر این مجموعه (بهویژه نسخه ریبوت ۲۰۱۳) وفادار است: سقوط هواپیما در جنگل، شیرجه در رودخانه خروشان، بالا رفتن از کشتیهای زنگزده و نبرد تنبهتن با مزدوران در گلولای. نفس ماجراجویی در تکتک فریمها حس میشود و ویکاندر با فیزیک بدنی باورپذیر و نگاه مصمم، لارایی را خلق میکند که بیش از هر زمان دیگری انسانی و آسیبپذیر است.
اگرچه نسخههای آنجلینا جولی با آن جذابیت شیک و حرکات آکروباتیک، حالوهوای کمیکبوکی و فانتزی داشتند، تامب رایدر ۲۰۱۸ گنجیابی را با بقا گره میزند و عملاً یک مرحله طولانی از یک بازی اکشن-ماجراجویی را روی پرده زنده میکند. برای هر که عاشق معماهای باستانی و قهرمانانی است که با چنگ و دندان از دل خطر میگذرند، این فیلم یک انتخاب حیاتی به شمار میرود.
۶. The Goonies (1985)

هیچ چیز اندازه دیدن گروهی از بچههای باهوش و پرشروشور که نقشه یک دزد دریایی قرن هفدهمی را دنبال میکنند، خالص و دلانگیز نیست. گونیزها به کارگردانی ریچارد دانر و نویسندگی کریس کلمبوس (بر اساس داستانی از استیون اسپیلبرگ)، شاید سادهترین و در عین حال جادوییترین فیلم این فهرست باشد.
گروهی از نوجوانان ساکن محلهای در آستوریای اورگن، برای نجات خانههایشان از تخریب، نقشهای قدیمی در اتاق زیرشیروانی پیدا میکنند که به گنج افسانهای دزد دریایی «ویلی یکچشم» اشاره دارد. ماجرا آنها را به تونلهای زیرزمینی، رستوران جنایتکاران و نهایتاً یک کشتی پر از طلا میکشاند. در این مسیر با تلههای بامزه مرگبار، یک موجود غولپیکر مهربان به نام اسلات و خانواده تبهکار فراتلی روبرو میشوند.
گونیزها یک جشن کودکانه پرهیجان است که هنوز هم بعد از چهار دهه، قلب بزرگترها را گرم میکند. دیالوگهای تکیهکلامدار، حس رفاقت واقعی میان بچهها و آن سکانس معروف بازی با لولههای آب برای عبور از تلهها، همه نشان میدهند که چرا این فیلم به یک کالت جاودانه تبدیل شد. برای هر گیمری که از کو-آپهای دوستانه مثل It Takes Two لذت میبرد، گونیزها همان حس همکاری و هیجان معصومانه را در قالب یک فیلم سینمایی زنده میکند.
۵. National Treasure (2004)

اگر روزی بفهمید که روی اسکناس یک دلاری، پشت اعلامیه استقلال آمریکا و زیر کلیسای ترینیتی یک گنج عظیم اجدادی پنهان است، چه میکنید؟ بنجامین فرانکلین گیتس (نیکلاس کیج) در گنجینه ملی دقیقاً با همین معما روبهروست. این فیلم به کارگردانی جان ترتلتاب و تهیهکنندگی جری بروکهایمر، مفهوم گنجیابی را از دل معابد باستانی بیرون میکشد و در بستر تاریخ مدرن آمریکا دوباره تعریف میکند.
بنجامین از نسلی شکارچی گنج است و یک سرنخ خانوادگی او را به این باور میرساند که پدران بنیانگذار آمریکا ثروتی افسانهای به نام «گنجینه ملی» را در جایی مخفی کردهاند. او برای یافتنش باید اعلامیه استقلال را بدزدد (بله، خود سند اصلی!)، رمزهای مخفی پشت آن را کشف کند و از دست رقیب شرورش یان (شان بین) فرار کند.
جادوی گنجینه ملی در این است که بین تاریخ واقعی و داستانپردازی هالیوودی پلی جذاب میزند. از ساعت ۲:۲۲ روی اسکناس صد دلاری گرفته تا عینکهای مخصوص بنجامین فرانکلین، همه جزئیات مثل یک بازی اتاق فرار عظیم طراحی شدهاند. نیکلاس کیج با آن انرژی خاص و دیالوگهای تند، یک قهرمان باهوش و شوخطبع خلق میکند که به جای زور بازو، از قدرت ذهنش کمک میگیرد. اگر عاشق پازلهای تاریخی و تئوریهای توطئه هستید، گنجینه ملی درست مثل زدن کلیدِ یک مرحله مخفی در یک بازی ویدیویی رازآلود، حسابی سورپرایزتان میکند.
۴. Pirates of the Caribbean: The Curse of the Black Pearl (2003)

چه گنجی نفرینشدهتر از طلاهای آزتک که صاحبانشان را به موجوداتی نامیرا و گرسنه ابدی تبدیل میکند؟ اولین قسمت از فرنچایز دزدان دریایی کارائیب به کارگردانی گور وربینسکی، نهتنها جانی دپ را در قالب کاپیتان جک اسپارو به جهان هدیه داد، بلکه استاندارد ماجراجوییهای دریایی و گنجهای ماورایی را برای همیشه تغییر داد.
داستان از جایی شروع میشود که جک اسپارو به پورت رویال میرسد و خیلی زود با ویل ترنر (اورلاندو بلوم) و الیزابت سوآن (کایرا نایتلی) هممسیر میشود. خدمه کشتی مروارید سیاه به رهبری کاپیتان باربوسا (جفری راش) به خاطر دزدیدن طلاهای نفرینشده آزتک، در مهتاب به اسکلتهای زنده تبدیل میشوند و تنها راه شکستن طلسم، بازگرداندن تمام سکهها همراه با خون بیل ترنر است.
چیزی که نفرین مروارید سیاه را خاص میکند، تلفیق بینقص شمشیربازی، طنز، موسیقی حماسی هانس زیمر و جلوههای ویژه انقلابیاش است. سکانس نبرد در غار گنج در پایان فیلم، یک شاهکار تمامعیار است: نور مهتاب از میان غار میتابد و اسکلتها یکی یکی نمایان میشوند، در حالی که جک اسپارو با آن راه رفتن منحصربهفردش وسط میدان میرقصد. این فیلم دقیقاً حسی را منتقل میکند که یک مأموریت فرعی جانبی در بازی Sea of Thieves دارد: پیدا کردن گنج، جنگیدن با نفرین و لذت بردن از طوفان دریا.
۳. The Mummy (1999)

بازسازی داستان کلاسیک یونیورسال توسط استیون سامرز، بدون شک یکی از بهترین فیلمهای گنجیابی و فانتزی تاریخی دهه ۹۰ میلادی است. مومیایی با بازی برندان فریزر، ریچل وایز و آرنولد وسلو، صحراهای مصر را به زمین بازی ماجراجویان، کتابداران و موجودات اساطیری تبدیل کرد.
در سال ۱۹۲۶، کتابداری مصرشناس به نام ایولین (وایز) و برادرش جاناتان یک نقشه مخفی را به دست میآورند که به شهر گمشده هاموناپترا، محل دفن کاهن اعظم ایمهوتپ اشاره دارد. آنها با کمک ماجراجوی آمریکایی، ریک اوکانل (فریزر)، به آنجا سفر میکنند و ناخواسته ایمهوتپ را از زیر خاک آزاد میکنند؛ کاهنی که به خاطر عشق به معشوقه فرعون زنده زنده مومیایی شد و حالا با قدرتهای فراطبیعی، مصر را به ویرانی میکشاند.
چیزی که مومیایی را به یک اثر فراموشنشدنی تبدیل میکند، شیمی فوقالعاده میان فریزر و وایز، تلفیق ترس و شوخی، و البته سکانسهای اکشنی است که انگار از دل یک بازی پلتفرمینگ بیرون آمدهاند: فرار از شن روان، مبارزه با سربازان مومیاییشده، و رویارویی نهایی در معبدی که خودش یک تله بزرگ است. موسیقی جری گلداسمیت هم چاشنی حماسی ماجرا را کامل میکند. برای هر کسی که آرزوی کشف مقبرههای فراعنه را همراه با حس شوخطبعی و ترس دارد، مومیایی ۱۹۹۹ نسخه سینمایی بهترین بازیهای تامب رایدر قدیمی است.
۲. The Good, the Bad and the Ugly (1966)

پیش از آنکه شلاق ایندیانا جونز بر پرده بیاید، سه تفنگدار بیرحم در دل جنگ داخلی آمریکا به دنبال صندوقچهای پر از طلای گمشده بودند. سرجیو لئونه با شاهکار اسپاگتی وسترن خود، خوب، بد، زشت، نهتنها یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما را ساخت، بلکه الگوی بینهایت فیلم گنجیابی پس از خود را پایهگذاری کرد: سه شخصیت با اهداف متفاوت، یک گنج مشترک، و دنیایی از خیانت و طمع.
فیلم داستان بلوندی (کلینت ایستوود، خوب)، آنجل آیز (لی وان کلیف، بد) و توکو (ایلای والاک، زشت) را روایت میکند که هر کدام بخشی از اطلاعات مربوط به گنجی ۲۰۰ هزار دلاری را دارند که در گوری بینام در یک قبرستان بزرگ پنهان شده است. این سه نفر در طول فیلم بارها به هم خیانت میکنند، زنده میمانند و دوباره مسیر یکدیگر را قطع میکنند تا در نهایت به رویارویی نهایی سهجانبه در قبرستان ساد هیل برسند.
سکانس پایانی در این قبرستان، با نمای نزدیک از چشمان سه مرد، موسیقی افسانهای انیو موریکونه و کاتهای سریع، یکی از نمادینترین لحظات سینماست. خوب، بد، زشت به ما یادآوری میکند که در هسته هر ماجراجویی گنجیابی، انگیزههای انسانی (طمع، وفاداری و بقا) قرار دارد. اگر تا به حال غرق دنیای Red Dead Redemption شدهاید و به دنبال گنجهای پنهان گشتهاید، این فیلم پدر معنوی همه آن ماجراهاست.
۱. Raiders of the Lost Ark (1981)

رسیدیم به شماره یک؛ جایی که همه چیز شروع شد. استیون اسپیلبرگ و جرج لوکاس با مهاجمان صندوق گمشده نهتنها یک ژانر را احیا کردند، بلکه قهرمانی خلق کردند که نامش با باستانشناسی و گنجیابی گره خورده است: دکتر هنری «ایندیانا» جونز جونیور. هریسون فورد با آن فدورا، شلاق و لبخند نیمهشیطانش، مظهر ماجراجویی شد.
در سال ۱۹۳۶، ایندی از طرف دولت آمریکا مأمور میشود تا پیش از نازیها صندوق عهد (تابوت مقدس) را پیدا کند؛ صندوقی که طبق افسانهها قدرت شکستناپذیر کردن هر ارتشی را دارد. این مأموریت او را از جنگلهای پرو و بازارهای قاهره تا چاه ارواح و جزیرهای مخفی میکشاند. در این راه، معشوقه سابقش ماریون ریونوود (کارن آلن) هم همراه میشود که خودش به تنهایی یک طوفان تمامعیار است.
سکانس آغازین فیلم (ورود ایندی به معبدی در پرو، دزدیدن بت طلایی، تعویض آن با کیسه شن و فرار از تختهسنگی غولپیکر) عملاً کتابِ راهنمای ساخت یک مرحله اول بینقص در بازیهای ویدیویی است. از آنجا به بعد، مهاجمان صندوق گمشده بیوقفه تماشاگر را بمباران میکند: تعقیبوگریز با کامیون، نبرد با مشتزنانی که پروانه هواپیما را میچرخانند، مارها در چاه ارواح، و نمای پایانی که صورت آب شدن نازیها در برابر قدرت الهی صندوق را نشان میدهد. این فیلم تعریف کامل «اکشن-ماجراجویی گنجیابی» است؛ پر از شوخطبعی، معما، خطر و آن حس شیرین کشف چیزی که قرنها پنهان مانده بود. اگر فقط یک فیلم در این فهرست ببینید، بیشک باید مهاجمان صندوق گمشده باشد؛ فیلمی که ثابت کرد با یک نقشه درست، یک کلاه و یک شلاق میشود تاریخ را نجات داد.
پیشنهاد ویژه
The Adventures of Tintin: The Secret of the Unicorn (2011)

اگر فکر میکنید انیمیشن نمیتواند هیجان یک گنجیابی واقعی را منتقل کند، سخت در اشتباهید. ماجراهای تنتن: راز اسب تکشاخ با کارگردانی استیون اسپیلبرگ و جلوههای موشنکپچر خیرهکننده، یک ماجراجویی تمامعیار در دنیای کمیکهای کلاسیک هرژه است. تنتن، خبرنگار جوان و باهوش، به همراه سگ وفادارش میلو، یک ماکت کشتی قدیمی به نام «اسب تکشاخ» میخرد و خیلی زود درمییابد که این ماکت یکی از سه نسخهای است که راز گنج گمشده یک ناخدای افسانهای را در خود پنهان کرده است.
داستان با ورود کاپیتان هادوک (با صداپیشگی اندی سرکیس) و رقیب مرموزش ساخارین، به یک تعقیبوگریز نفسگیر از خیابانهای بارانخورده بروکسل تا صحراهای مراکش و نهایتاً بندرگاههای باستانی تبدیل میشود. سکانس تعقیب در شهر با موتورسیکلت، صحنه نبرد در کشتی دزدان دریایی و فرار از هواپیمای در حال سقوط، همگی از لحاظ بصری چنان پرجزئیات و سیالاند که انگار یک بازی اکشن-ماجراجویی را به جای کنترلر، با نگاه دنبال میکنید.
چیزی که راز اسب تکشاخ را برای مخاطب موبوگیم ویژه میکند، ریتم تند، طنز ظریف، معماهای کلاسیک و حس واقعی کشف است؛ دقیقاً همان عناصری که در بازیهایی مثل Uncharted و Tomb Raider جستوجو میکنیم. اگر به دنبال یک پیشنهاد ویژه و متفاوت در ژانر گنجیابی هستید، این انیمیشن سینمایی با موسیقی حماسی جان ویلیامز، یک انتخاب بینقص برای یک شب ماجراجویی است.
نتیجهگیری

ده فیلمی که مرور کردیم، تنها گوشهای از گنجینه بیانتها سینمای ماجراجویی هستند؛ دنیایی که در آن هر غار، معبد یا قبرستانی میتواند دریچهای به گذشته باشد و هر قهرمانی با چراغقوه و یک شریک باهوش، آماده روبرو شدن با نفرینهای باستانی، تلههای مرگبار و دشمنانی است که چشم به طلا دوختهاند. از شلاق ایندیانا جونز در مهاجمان صندوق گمشده و طلاهای نفرینشده مومیایی و دزدان دریایی کارائیب گرفته تا ماجراجویی بقامحور تامب رایدر و شور نوجوانانه گونیزها، هرکدام از این آثار یک مأموریت آماده برای تجربه کردن هستند.
برای مخاطبان موبوگیم که در بازیهای ویدیویی به دنبال کشف رازهای دنیاهای باز میگردند، این فیلمها حکم یک منبع الهام بینهایت را دارند. بار دیگر ببینید، هیجان عبور از تلهها را زندگی کنید و اجازه دهید سینما برایتان نقشه گنجی باشد که مدام به مقصدی جدید ختم میشود. اگر فیلم محبوب دیگری در این ژانر سراغ دارید که جایاش در فهرست ما خالی است، حتماً در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید. ماجراجویی هرگز تمام نمیشود؛ فقط منتظر یک نشانه درست است.
منبع: gamefa.com