نقد و بررسی بازی Beast of Reincarnation | موبوگیم
Beast of Reincarnation، اولین بازی بزرگ استودیوی Game Freak خارج از مجموعه Pokemon است که امروز قصد داریم به نقد و بررسی آن بپردازیم.
Game Freak از آن دست استودیوهایی محسوب میشود که برای مدتی طولانی خودش و تواناییهایش را در یک مجموعه خلاصه کرده و آنچنان تنوع طلب نبوده است. در سالهای اخیر نیز برخی عناوین Pokemon از استانداردهای کیفی خود دور شدند و همین مسئله باعث شد Game Freak بیش از پیش زیر ذرهبین انتقادات قرار بگیرد. به همین دلیل، زمانی که این استودیو بازی Beast of Reincarnation را معرفی کرد، بسیار مشتاق تجربهی آن بودم تا ببینم در یک ژانر متفاوت چطور عمل میکند؟
معنای انسانیت در آخرالزمان

داستان Beast of Reincarnation در کشور ژاپن و سال 4026 روایت میشود، دنیایی که ما میشناسیم قرنهاست از بین رفته و حالا به دلیل یک آفت، تنها بخش کوچکی از نژاد انسانها در آن زندگی میکنند. البته تمامی انسانها جسم مادی خود را حفظ نکرده و برخی در بدن رباتهایی با نام “Golem” به زندگی ادامه میدهند.
در این بین، شما در نقش دختر جوانی به نام Emma قرار میگیرید که با عنوان “Sealer” از او یاد میکنند. Emma با وجود آنکه به این آفت گرفتار است، اما به شکل عجیبی انواع مختلفی از آنها در بدن او با یکدیگر همزیستی میکنند و تواناییهای خاصی به او میدهند. به همین دلیل، Emma از کلونی انسانها رانده شده و به عنوان یک ابزار کشتار و از بین بردن موجودات آفت زدهی این دنیا، از او استفاده میشود.
یک گرگ دوستداشتنی آفتزده به نام Koo نیز او را همراهی میکند که خود یک کاراکتر مجزا و مستقل است. علاوه بر Koo، در اوایل بازی Emma با دخترکی بیسرپرست به نام Kagura نیز آشنا میشود که تاثیر بزرگی در شخصیتپردازی کلی او داشته و به یکی از همراهان مهم او در طول بازی تبدیل میشود.

در حالی که Emma روزها را در انزوا سپری میکند، ناگهان ماموریتی از پایتخت به او محول میشود و آن هم پیدا کردن و کشتن هیولایی با نام Beast of Reincarnation است، هیولایی که دنیا را به این آفت گرفتار کرده و موجودیت نسل انسانها را تهدید میکند. حالا Koo و Emma به منظور نجات نسل انسانها راهی ماموریتی تقریبا غیرممکن میشوند که شاید در ابتدا تک بُعدی به نظر برسد اما آرام آرام پیچیده خواهد شد.
در زمینه داستانسرایی، Beast of Reincarnation از آن دست آثاری است که لزوما داستان خود به طور مستقیم انتقال نمیدهد. در این زمینه بازی حتی کمی یادآور آثار سولزلایک یا حتی Shadow of The Colossus است. شما با روایتی مواجه هستید که شاید در ساعات ابتدایی کمی گنگ و نامفهوم باشد، اما از طریق ارتباطات معنادار بین کاراکترها و در هم آمیخته با تجربه بازی گرهها باز خواهند شد.
Emma ،Koo و دیگر کاراکترهای بازی دائما با یکدیگر در تعامل هستند و از همین رو روند رشد کاراکترها و نزدیکتر شدنشان به یکدیگر طبیعیتر به نظر میرسد. Emma به عنوان پروتاگونیست بازی از آنجایی که تقریبا تمام زندگیاش را در انزوا سپری کرده، لزوما آشنایی چندانی با انسانیت و ابعاد سازنده یک انسان ندارد، او در ابتدای بازی دقیقا همچون کالبدی عمل میکند که احساسات چندانی در او وجود ندارد، اما لزوما حس کنجکاوی نیز کاملا در او نمرده است. او همچنین با یک روح به نام Violet در ارتباط است که یکی از کاراکترهای مهم بازی به شمار میآید.

روند رشد و یادگیری راه و روش احساسات انسانی از دید Emma یکی از ابعاد جالب و جذاب داستان است که به لطف روایت طبیعی و در هم آمیخته با گیمپلی، درگیر کننده ظاهر میشود. تمهایی از جمله تنهایی، هستیگرایی، امید و احساسات پایه انسانی، برخی از موارد برجستهی داستان بازی هستند که به لطف دنیاسازی آن، پکیجی سرگرم کننده را پدید میآورند.
صداپیشگان ژاپنی بازی عالی عمل کردهاند و تجربهی این بازی را با زبان ژاپنی پیشنهاد میکنم. البته گاهی تعلیق روایت ممکن است به دلیل برخی تعاملات نه چندان عمیق دچار تزلزل شود. یکی دیگر از موارد نه چندان عالی در مبحث روایت و ارائهی آن، کارگردانی برخی از کاتسینها است. در برخی از کاتسینها ما شاهد مکثهای نسبتا طولانی و عجیب میان کاراکترها هستیم و بعضا تغییر چهرهی آنها نیز ممکن است کمی رباتیک به نظر برسد که در نهایت موجب تخریب غوطهوری تجربه میشود.
با وجود این مشکلات، همانطور که از توصیفاتم مشخص است، با یک داستان گیرا و روایتی جذاب روبهرو هستیم که به شکلی بهینه به پردازش و تشریح کاراکترها و دنیای خود میپردازد.

در زمینه داستانسرایی، Beast of Reincarnation از آن دست آثاری است که لزوما داستان خود به طور مستقیم انتقال نمیدهد. شما با روایتی مواجه هستید که شاید در ساعات ابتدایی کمی گنگ و نامفهوم باشد، اما از طریق ارتباطات معنادار بین کاراکترها و در هم آمیخته با تجربه بازی گرهها باز خواهند شد.
گیمپلی Beast of Reincarnation را میتوان ترکیبی از برخی المانهای Sekiro ،Nier Automata و FF VII Remake توصیف کرد، هرچند اینکه بازی تا چه حد در اقتباس از هر کدام به عنوان یک اکشن نقش آفرینی موفق بوده، جای بحث دارد. اول سیستم مبارزات بازی را زیر ذرهبین خواهیم گذاشت که در نگاه من، قلب تپندهی این تجربه محسوب میشود. ما ترکیبی از المانهای هک اند اسلش، سولزلایک و نقش آفرینی را در سیستم مبارزات شاهد هستیم که حقیقتا به شکلی بسیار مطلوب گردآوری شدهاند.
Emma انعطافپذیری بسیار بالایی دارد و به پلیر اجازه میدهد تا حد زیادی در مبارزات به لطف عمق مکانیکال بازی، رویکردهای استراتژیک متعدد اتخاذ کند و Koo به عنوان همراه همیشگی او، نقش مهمی در این رویکردها ایفا میکند. بازی شامل یک مکانیک هیبریدی با الهام از سیستم ATB عنوان FFVII Remake نیز میشود که در قلب آن تعامل و یکپارچگی تهاجمی/دفاعی میان Emma و Koo گنجانده شده است.
سیستم مبارزات در نقش Emma تا حد زیادی بر پَری (Parry) و در هم شکستن Stance دشمنان متکی است. اگرچه این سیستم با ظرافت اثری مانند Sekiro پیادهسازی نشده اما بسیار رضایتبخش ظاهر میشود. شما با بررسی الگوهای ضربات و همچنین تمرین و یادگیری مکانیزم Parry، میتوانید بر این سازوکار چیره شوید. از طرف دیگر جاخالی دادن نیز یکی دیگر از مکانیزمهای مهم است، چرا که برخی ضربات دشمنان قابل Parry نیستند. شما با انجام Perfect Dodge فضایی برای انجام یک دنبالهی کمبو پیدا خواهید کرد و در همین راستا روند مبارزات و جابهجایی میان این دو میتواند داینامیک جذابی در مبارزات ایجاد کند.

در حالی که اسلحهی اصلی Emma یک Katana محسوب میشود اما به طور همزمان از اسلحههای راه دور از جمله Zangetsu Bow و Spring Thunder Crossbow نیز برخوردار است که طیف گستردهای از تیرهای اختصاصی دارند؛ از تیرهای زهرآلود گرفته تا تیرهای دارای المان برق و آتش همگی در دسترس هستند. در حالی که با Katana میتوان ضربات قدرتمندی وارد کرد، در طرف دیگر اسلحههای راه دور به عنوان مکمل المان محور به منظور ایجاد Ailment و افزایش فشار روی Stance دشمنان کاربرد دارند و دربهای مختلفی را به منظور کمبوسازی باز میکنند.
در این بین، Koo بازوی استراتژیک این سیستم به شمار میآید. او نیز دقیقا همچون Emma دارای قابلیتهای اختصاصی، ابعاد قابل شخصیسازی و همچنین کاربردهای پشتیبانی/تهاجمی مختلفی است. قابلیتها و تواناییهای Koo به مرور زمان و با پیشروی در بازی و ارتقای او تنوع بیشتری پیدا میکنند. شما با شخصیسازی او میتوانید یک Loadout مشخص از تواناییهای مورد نظر خود بسازید و آنها را با رویکرد مبارزه خود همگامسازی کنید.
در طول مبارزه با پر شدن خط اختصاصی مربوط به تواناییهای Koo، توانایی ورود به حالت دستوری را خواهید داشت که درست همچون FFVII روند بازی را اسلوموشن کرده و به شما اجازه میدهد از تواناییهای Koo استفاده کنید. تعدد و تنوع قابلیتهای Koo، او را به یکی از لایههای حیاتی مبارزات تبدیل میکند و به شکل قابل توجهی تعاملات تازه را به روند کلی سناریوهای اکشن اضافه و کمک بسیاری به جذابیت هر چه بیشتر آنها کرده است.

Koo، گرگ همراه شخصیت اصلی، بازوی استراتژیک این سیستم به شمار میآید. او نیز دقیقا همچون Emma دارای قابلیتهای اختصاصی، ابعاد قابل شخصیسازی و همچنین کاربردهای پشتیبانی/تهاجمی مختلفی است.
در همین راستا، بازی درخت مهارتهای اختصاصی برای هر دو کاراکتر اصلی بازی یعنی Emma و Koo ارائه میدهد که هر کدام دارای سه دستهبندی اصلی در کنار امکان ارتقای تواناییهای اصلی هستند. خوشبختانه درخت مهارت این بازی بسیار بازده بوده و بعضا حتی حرکات، المانها یا ارتقاهای کاملا تازهای به مکانیزمهای تهاجمی/دفاعی Emma و Koo تعمیم میدهد که کاملا در بطن کمبوسازی کارآمد هستند.
این خصوصیت بازی را بسیار تحسین میکنم، چرا که به خوبی نشان میدهد سازندگان عمیقاً به این سیستم و مکانیزمهای تحت آن فکر کردند و از همین رو با یک سیستم مبارزهی مرتعش، بازده، انعطافپذیر و متنوع مواجه هستیم که تفکر استراتژیک را تشویق میکند، ابزارهای متعدد در اختیار پلیر قرار میدهد و در زمینهی ارائه نیز عالی ظاهر میشود. تکتک ضربات، فینیشرها و به طور کلی تعاملات در حین مبارزات از وزن و بازخورد مطلوبی برخوردارند.
البته در همین جا بد نیست به یکی از ضعفهای بازی اشاره کنم و آن هم سطح چالش است. متاسفانه Beast of Reincarnation کمی در زمینهی متعادلسازی دشمنان، باسها و قدرت Emma دچار مشکل است به طوری که شخصا تعادل کافی میان روند قویتر شدن کاراکتر و دشمنان احساس نکردم. بعضا باسها در ظاهر خطرناک جلوه میکنند، اما مبارزه با آنها آنچنان چالش برانگیز نیست. این مسئله طوری بود که بعضا اکثریت دشمنان بازی را با لول پایینتری شکست میدادم تا بلکه کمی چالش برانگیزتر باشند! اگر کمی به Grind بپردازید این امکان وجود دارد که به کلی چالش بازی را خنثی کنید و این عدم متعادلسازی برای چنین اثری چندان خوشآیند نیست.

البته این مسئله ممکن است کمی با توجه به پلیر متغیر باشد، شخصا از آن جایی که به خوبی بر المان Parry مسلط شدم، بازدهی بیشتری در مبارزات داشتم اما همچنان از سازندگان انتظار میرود خارج از موارد متغیر، متعادلسازی منطقیتری برای دشمنان بازی در راستای به چالش کشیدن تمامی پلیرها داشته باشند. لازم به ذکر است که بازی سه درجهی سختی Easy ،Normal و Hard را ارائه میدهد و در حالی که شخصا این اثر را روی Normal تجربه کردم، اما از لحاظ تجربی، با چرخه گیمپلی نسبتا آسانی مواجه بودم که نشان از عدم بهینهسازی درجات سختی دارد.
با گذر از این مسئله، بد نیست کمی دربارهی المانهای نقش آفرینی بازی صحبت کنیم؛ اگر درخت مهارتهای بازی را نادیده بگیریم، بازی از یک سیستم Point Attribute نیز برخوردار است که به شما اجازه میدهد Pointهایی که در طول تجربه بدست میآورید را در سه دستهبندی مرتبط با درخت مهارت خرج کنید. این مسئله که قصد دارید کدام بُعد از کدام کاراکتر (Emma یا Koo) را بیشتر ارتقا دهید، خود یکی از ابعاد شخصیسازی تجربه و رویکردهای مبارزات است.
در منوی تجهیزات نیز امکان تغییر اسلحه، تیرهای تیروکمانها و زره Emma نیز وجود دارد که از طریق کاوش در دنیای بازی بدست میآیند. همانطور که اشاره کردم، اسلحهی اصلی Emma یک Katana است و شما امکان یافتن نمونههای مختلف با قابلیتها و Perkهای متمایز را خواهید داشت که البته از لحاظ ظاهری نیز طراحیهای متفاوتی دارند.

در حالی که شاید برخی افراد عدم وجود اسلحههای متعدد را یک مشکل تلقی کنند، شخصا آن را یک ضعف نمیبینم چرا که به وضوح سیستم مبارزات بازی حول محور Katana طراحی شده و از آن جایی که از عمق، تنوع و انعطافپذیری کافی برخوردار است، هرگز احساس نکردم به اسلحهی دیگری نیاز است. کاتاناهای مختلف با توجه به قابلیتهای گوناگون خود میتوانند تاثیرات متفاوتی در مبارزات داشته باشند. برخی از آنها با ضربات بیشتر، نوار سلامتی Emma را افزایش میدهند، در حالی که برخی دیگر میتوانند میزان آسیبرسانی او را افزایش دهند یا المانهای خاصی به ضرباتش تخصیص دهند.
Koo نیز ابعاد شخصیسازی خودش را دارد؛ به عنوان مثال، او از Slotهای مختلفی برخوردار است که شما میتوانید آیتمهای سلامتی، پشتیبانی و یا تقویتی مختلفی به آنها تخصیص دهید تا Koo به صورت خودکار در میان مبارزه از آنها برای خود و Emma استفاده کند. همچنین میزان عمق ارتباط میان Emma و Koo نیز به طور مستقیم بر این بُعد تاثیرگذار است. Emma در طول بازی توانایی غذا دادن، نوازش کردن و یا حمام کردن Koo را دارد که موجب افزایش پارامتری به نام “Rapport” میشود. با افزایش هر چه بیشتر سطح این پارامتر، نه تنها دیالوگها و تعاملات جالبی میان Emma و Koo خواهید دید، بلکه Slotهای بیشتری برای Koo به منظور شخصیسازی باز خواهد شد.
به طور کلی، بُعد مکانیکال، سیستم مبارزات و تعاملات میان Koo و Emma در این سناریوها دقیقا همچون گیاه در حال رشدی است که در طول تجربه شاخه و برگهای جدیدی میگیرد و تا پایان بازی به یک درخت بزرگ و متراکم تبدیل میشود که شخصا آن را یکی از تحسینبرانگیزترین ابعاد این بازی میدانم.

کمی هم دربارهی اکتشاف صحبت کنیم؛ همانطور که احتمالا میدانید ما با یک اثر نیمه جهان باز روبهرو هستیم. Emma و همراهانش با استفاده از یک ربات بزرگ تحت نام Walker به نواحی و مکانهای مختلف سفر میکنند تا منشاء آفت آن منطقه را از بین ببرند و آرام آرام به هدف اصلی خود یعنی Beast of Reincarnation نزدیک شوند. از همین رو، در طول این تجربه شما دائما به محیطهای جدیدی سفر میکنید که امکان کاوش را به شما میدهند.
گشت و گذار در محیطهای سرسبز و زیبای بازی قطعا یکی از نقاط قوت بازی است که از آن بسیار لذت بردم. طراحی محیط و دنیای بازی به راستی تحسینبرانگیز است و از لحاظ بصری Beast of Reincarnation را به یک اثر چشمنواز تبدیل میکند. قدم زدن در شالیزارهای برنج، عبور از جنگلهای آفتزده و جادهها و ساختمانهایی که نشانی از تمدنهای پیشین بودند بسیار جذاب است. از طرفی، به لطف ساندترک عالی بازی، شما همیشه یک مکمل آرامشبخش بسیار تاثیرگذار همراه خود دارید که مناظر را با یک موسیقی پسزمینه آرام پیوند میزند. در این زمینه بازی بسیار یادآور آثاری همچون Stellar Blade یا حتی FFXIII-2 است.
از همینرو، کاوش همیشه بخشی از بازی بود که علاقهمند به درگیر کردن خود با آن بودم. شما از این طریق امکان یافتن اسلحه، مواد غذایی، پول، فرمولهای ساختوساز (Crafting) و حتی دستور پخت غذاها را خواهید داشت. در این بین نیز امکان یافتن Campsiteهای مختلفی را خواهید داشت که با روشن کردنشان امکان ارتقای اسلحهها، استراحت و دسترسی به درخت مهارت و بخش Point Attribute را خواهید داشت.

به لطف تواناییهای Emma در کنترل برخی اجزای طبیعت، آزادی عمل زیادی در جابهجایی دارید. Emma توانایی استفاده از ریشهی درختان به منظور پرشهای بلند را دارد و همچنین میتواند با موهای خود پلهایی گیاهی در مناطق غیرقابل عبور بسازد. او همچنین امکان استفاده از این گیاهان همچون یک Grappling Hook را نیز دارد که به او اجازهی دسترسی به ارتفاعات را میدهد؛ بنابراین میتوان گفت جستوجوی محیط بازی بسیار پر جنب و جوش و سرگرمکننده است.
Walker که کمی بالاتر به آن اشاره کردم، همچون محل اقامت اصلی شما عمل میکند. شما میتوانید به Walker بازگردید و تا صبح روز بعد در آن استراحت کنید. همچنین این ربات متحرک، خود ابعاد قابل ارتقایی دارد که با یافتن آیتمهایی خاص در محیط، توانایی ارتقای آن را خواهید داشت. این آپگریدها، به طور مستقیم امکان ارتقای بیشتر ابزار و اسلحهها را برای Emma و Koo فراهم میکند. شما همچنین با یافتن دانههای گیاهی یا تخم مرغ، امکان کاشت و برداشت مواد غذایی مختلف و حتی راهاندازی یک مرغداری کوچک را نیز خواهید داشت.
Kagura و Koo نیز حین حضور در Walker با استفاده از فرمولهای مختلفی که پیدا کردهاید، امکان انجام “تحقیقات” و یادگیری تواناییهای جدید را دارند. این توانایی برای Koo در استفاده از ابزار جدید یا حرکات تهاجمی/دفاعی مختلف معنا میشود در حالی که Kagura به عنوان آشپز، تواناییهای خود را ارتقا میدهد و روش پخت غذاهای تازهای را یاد میگیرد.

این بُعد از بازی در روایت نیز تزریق میشود، به طوری که حین کاوش، Kagura پشت بیسیم از شما دربارهی علایق یا غذاهایی که دوست دارید میپرسد. این دست از موارد نیز بیشتر به پیوستگی روایی و مکانیکال بازی کمک میکن.
اما با وجود این خصوصیات مثبت، متاسفأنه برخی از بزرگترین مشکلات بازی نیز دقیقا در همین بخش جلوه میکنند. اولین مورد کمبود فعالیتهای معنادار در محیط بازی است، اگر از برخی پازلهای محیطی و البته پاداشهایی که در محیط وجود دارند گذر کنیم، تقریبا هیچ عمل فعالیت دیگری در محیط بازی وجود ندارد که معنا داشته باشد. شما از طریق صحبت با برخی Golemها امکان یافتن اطلاعاتی درباره آن منطقه یا خطرات و پاداشهای موجود دارید که روی نقشه برای شما نشانهگذاری میشوند.
بعضا دنبال کردن این موارد شما را به مینیباسهایی میرساند که با شکست دادنشان توانایی بهرهمندی از پاداشهای خاصی همچون فرمول ساخت تیرهای جدید یا موارد اینچنینی را خواهید داشت. اما این مسئله خود ما را به یکی دیگر از مشکلات بازی میرساند و آن هم تنوع پایین ظاهر دشمنان بازی است. Beast of Reincarnation به شکل عجیبی از کمبود تنوع و یکنواختی طراحی دشمنان خود رنج میبرد و حتی بعضی از باسهای خود را بارها بازیافت میکند!

البته با پیشروی در بازی با دشمنانی مواجه خواهید شد که از اسلحههای متفاوت استفاده میکنند و این موضوع به طور مستقیم بر چگونگی مبارزه با آنها تاثیرگذار است، اما همچنان عدم وجود تنوع ظاهری آزاردهنده است. شاید در صورت خطیتر بودن بازی، این مشکل کمتر به چشم میآمد، اما متاسفانه رویکرد نیمه جهان باز مشکل را بیشتر نمایان میسازد، چرا که شما زمان بیشتری با دشمنان میگذرانید. بازی همچنین مثل آثار یوبیسافت شامل پایگاههای دشمنان نیز میشود که چندین Golem و یک دشمن Elite در آن پرسه میزنند و عموما میزبان جعبههایی حاوی پاداشهای مختلف هستند.
برای یافتن رمز جعبهها، باید دشمن Elite حاضر در محیط را شکست دهید. اما طبق انتظار، این سازوکار پس از چند ساعت تکراری و یکنواخت میشود و عدم وجود تنوع کافی دشمنان سرعت این یکنواختی را بیشتر هم میکند. در طرف دیگر، برخی از باسفایتها گاهی تکبُعدی جلوه میکنند یا حتی ترکیبی از برخی حرکات تهاجمی دشمنان عادی را به کار میبرند. این از آن دست اشکالاتی است که به سختی میتوان چشم را به روی آن بست.
لازم به ذکر است که پورت PC بازی پس از آپدیتهای اخیر پایدارتر شده و در طول تجربه حتی با تنظیمات گرافیکی بالا با مشکلات فنی مواجه نشدم. تنها موردی که شاید نیاز به اشاره داشته باشد، Input Lag نه چندان خوشآیند بازی است.
Beast of Reincarnation
Beast of Reincarnation ارزش تجربه دارد، اما باید انتظارات خود را تنظیم کنید. ما با اثری روبهرو هستیم که دنیاسازی مطلوبی دارد، روایت تدریجی گیرایی ارائه میدهد و از لحاظ عمق مکانیکال بسیار غنی است. اما در سمت دیگر، تنوع پایین دشمنان، برخی مشکلات متعادلسازی و نبود فعالیتهای فرعی معنادار، میتوانند تجربه را تحت تاثیر منفی خود قرار دهند. با این وجود، قدم زدن در دنیای آخرالزمانی چشمنواز بازی در کنار موسیقی آرامشبخشی که به عنوان مکمل برای آن تعبیه شده، بسیار لذتبخش است. مبارزات سرگرم کننده هستند و روند کلی تجربه در صورتی که به این ابعاد علاقهمند باشید، با وجود مشکلاتش میتواند شما را با خود همراه کند. Beast of Reincarnation اثری پر از پتانسیل محسوب میشود که درست همچون پروتاگونیست خود در حال همزیستی با آفتهای درون خود است.
نکات مثبت:
- دنیاسازی جذاب و روایت تدریجی گیرا
- تعاملات طبیعی و پویا میان شخصیتهای بازی
- سیستم مبارزات غنی، چند لایه و لذتبخش
- ارائه ابزار متنوع به منظور شخصیسازی رویکردهای مبارزه
- ابعاد شخصیسازی و ارتقای اختصاصی برای Emma و Koo
- درخت مهارتهای کارآمد، تاثیرگذار و متراکم
- طراحی محیطی چشم نواز و تنوع مطلوب آن
- استفاده از ساندترک عالی به عنوان مکملی هدفمند برای ارائه کلی بازی
- عملکرد بسیار خوب صداپیشگان ژاپنی
نکات منفی:
- تنوع نه چندان بالای دشمنان بازی و بازیافت برخی از باسها
- مشکلات مربوط به متعادلسازی و لولبندی که موجب تضعیف چالش بازی میشود
- فعالیتهای فرعی سطحی و تکبُعدی
- مکثهای عجیب و بیهوده در میان گفتوگوها و حرکات رباتگونهی کاراکترها در برخی از کاتسینهای بازی
7.5
این بازی روی PC تجربه و بررسی شده است
منبع: gamefa.com