۱۰ ستاره اکشن باباپسند ۲۰۲۶ | موبوگیم
در سالهای اخیر، اصطلاح «فیلم باباپسند» یا همان Dad Movie به یکی از پرتکرارترین برچسبها در دنیای سرگرمی خانگی تبدیل شده است. این آثار معمولاً قهرمانی میانسال دارند؛ مردی که شاید در ظاهر خسته و عبوس به نظر میرسد، اما وقتی پای عدالت به میان میآید، مشتهایش به اندازه کافی محکم و گلولههایش به اندازه کافی دقیق است. روایت این فیلمها اغلب ساده است: یک مرد خوب، یک مشکل بزرگ و یک ارتش از آدمبدها که باید سر جای خود بنشینند. همین سادگی است که تماشای آنها را به تجربهای آرامشبخش و قابلپیشبینی تبدیل میکند؛ نوعی غذای راحت سینمایی برای آخر یک روز طولانی.

اما این ژانر همیشه به این شکل نبوده است. در دهههای هشتاد و نود میلادی، فیلمهای اکشن باباپسند چهرههای دیگری داشتند؛ مردانی عضلانی با عینک آفتابی، اسلحههای بزرگ و جملههای قصار که پرده سینما را به تسخیر خود درآورده بودند. آرنولد شوارتزنگر با نابودگر و کماندو، سیلوستر استالونه با رمبو و راکی، ژان کلود ون دام با ضربههای پرشی و چهره مصمم، بروس ویلیس با جان مککلین و حتی استیون سیگال و دلف لاندگرن، همگی ستونهای آن دوران طلایی بودند. فیلمهایشان پرهیاهو، پر از انفجار و سرشار از اطمینان به قدرت بدنی محض بود؛ قهرمانهایی که به تنهایی یک ارتش را شکست میدادند و در پایان، با لبخندی پیروزمندانه از میان دود و خاکستر بیرون میآمدند. برای نسلی از پدران امروز، همان بازیگران نخستین قهرمانان سینمایی زندگیشان بودند.
اما دوران عوض شد. آن نسل یا بازنشسته شدند یا به پروژههای فرعی و نقشهای مکمل کوچ کردند و جنس تماشاگران نیز تغییر کرد. مرد میانسال امروزی دیگر لزوماً به دنبال هیکلهای بدنسازی و شوخیهای یکخطی نیست؛ او قهرمانی میخواهد که خستهتر، واقعیتر و در عین حال به همان اندازه مصمم باشد. به همین دلیل، ستارههایی مانند جیسون استاتهام و لیام نیسون به میدان آمدند؛ بازیگرانی که با چهرههای جدی، خشمی درونی و فیزیکی نهچندان اغراقشده، نسخه تازهای از قهرمان باباپسند را معرفی کردند. این انتقال از غولهای عضلانی دهه نود به مردان عبوس و کمحرف دهه ۲۰۲۰، دقیقاً همان نقطهای است که ژانر اکشن باباپسند را به شکل امروزیاش بازتعریف کرد.

حالا با اکران فیلم جدید جیسون استاتهام با نام Mutiny در سال ۲۰۲۶، بار دیگر توجهها به این زیرژانر جلب شده است. استاتهام دیگر فقط یک ستاره اکشن نیست؛ او به نماد نسلی از بازیگران تبدیل شده که بیادعا، بیتکلف و با چهرهای جدی، خشنترین و در عین حال لذتبخشترین لحظات سینمای عامهپسند را میسازند. در ادامه، ده ستاره مهم و فعال این ژانر را معرفی میکنیم؛ بازیگرانی که شاید در جشنوارههای سینمایی جایزه نمیگیرند، اما برای میلیونها بیننده در سراسر جهان، حکم قهرمانهای همیشگی را دارند.
۱. جیسون استاتهام؛ سلطان بیرقیب اکشن باباپسند

جیسون استاتهام این روزها در میانه یکی از پربارترین دورانهای حرفهای خود قرار دارد. او پس از فیلمهایی مانند The Beekeeper، A Working Man و Shelter، با Mutiny دوباره به همان قلمرو آشنای خشونت کنترلشده بازگشته است. استاتهام برخلاف بسیاری از ستارههای اکشن دهه گذشته، هرگز تلاش نکرده خودش را پشت جلوههای ویژه سنگین یا شخصیتهای پیچیده روانشناختی پنهان کند. او دقیقاً میداند مخاطبش از او چه میخواهد: مشت، لگد، تعقیبوگریز و چند جمله کوتاه که بیشتر شبیه اخطار است تا دیالوگ. همین صداقت در اجرا، او را به پادشاه بیرقیب فیلمهای باباپسند تبدیل کرده است. از روزهای اولیه همکاری با گای ریچی تا حالا، استاتهام هرگز ژست روشنفکری نگرفته و همین یکدستی، برگ برنده اصلی او در دل مخاطبان وفادارش بوده است.
بخش جذاب ماجرا اما این است که استاتهام به تدریج به چهرهای خودآگاه در این ژانر بدل شده است. فیلم آیندهاش با عنوان Jason Statham Stole My Bike، با کارگردانی دیوید لیچ، قرار است به شکلی هوشمندانه پرسونای خشک و عبوس او را دست بیندازد. این یعنی استاتهام حالا آنقدر جایگاهش تثبیت شده که میتواند از فاصلهای نزدیک به خودش بخندد؛ اتفاقی که در ژانری که معمولاً جدی گرفته میشود، بسیار نادر است. فیلم شاخص او در این فهرست، The Beekeeper است؛ نمونهای که در آن ترکیب بازیهای جدی جرمی آیرونز و جاش هاچرسون با چهره سنگی استاتهام، به یکی از بامزهترین و در عین حال خشنترین آثار اخیر ژانر تبدیل شده است. در این فیلم، استاتهام با همان قیافه همیشگیاش کندوهای زنبور را به سلاح تبدیل میکند و تماشاگر نمیداند باید بخندد یا هیجانزده شود؛ دقیقاً همان حس متناقضی که یک اکشن باباپسند موفق باید ایجاد کند.
۲. لیام نیسون؛ مردی که از یک تماس تلفنی به نماد تبدیل شد

لیام نیسون از سال ۲۰۰۸ و با فیلم Taken، نه فقط مسیر شغلی خودش را دگرگون کرد، بلکه عملاً ژانر اکشن باباپسند را به شکل امروزیاش پایهگذاری کرد. قبل از Taken، نیسون بیشتر به عنوان بازیگری جدی و دراماتیک شناخته میشد، اما آن فیلم نشان داد که صدای بم و فیزیک جدی او چه ظرفیت عظیمی برای نقشهای اکشن دارد. از آن پس، او در نزدیک به هجده تریلر خشن و معمولاً فراموششدنی ظاهر شده است؛ از دو دنباله Taken گرفته تا فیلمهایی مانند Unknown، Non-Stop و The Commuter. در همه این آثار، فرمول تقریباً یکی است: مردی معمولی در موقعیتی خارقالعاده که باید با مشت و شلیک، خودش و اطرافیانش را نجات دهد. دیالوگ معروف «من مجموعهای از مهارتها دارم» از Taken به یک میم اینترنتی تبدیل شد و جایگاه نیسون را به عنوان پدرخوانده این ژانر تثبیت کرد.
نکته قابلتوجه درباره نیسون این است که او حتی در سادهترین فیلمهایش نیز نوعی سنگینی و وقار ذاتی دارد که باعث میشود تماشاگر جدیترش بگیرد. فیلم شاخص او در این ژانر، The Grey است؛ اثری از جو کارناهان که در آن نیسون در دل طبیعتی خشن، با گلهای گرگ مبارزه میکند. این فیلم فراتر از یک اکشن ساده، به تأملی درباره مرگ، ترس و اراده تبدیل میشود. نیسون در The Grey ثابت میکند که حتی وقتی تنها سلاحش مشتهای خالی است، میتواند مخاطب را میخکوب کند. این ترکیب از شکنندگی و سرسختی، دقیقاً همان حسی است که طرفدارانش از او انتظار دارند و به همین دلیل، حتی وقتی فیلمهایش کیفیت متوسطی دارند، حضور او به تنهایی میتواند یک شب خستهکننده را نجات دهد.
۳. جرارد باتلر؛ سختجانی که از دل شکستها بازگشت

جرارد باتلر بازیگری است که مسیر حرفهایاش پر از فراز و نشیبهای عجیب بوده است. او با 300 به شهرتی جهانی رسید، اما خیلی زود در دام کمدیهای رمانتیک ضعیف و فیلمهای اکشن ناامیدکنندهای مانند Geostorm افتاد. سری فیلمهای Has Fallen نیز اگرچه در گیشه موفق بودند، اما به لحاظ کیفی نتوانستند او را به جایگاه پیشین بازگردانند. با این حال، باتلر در چند سال اخیر با آثاری مانند Den of Thieves، Greenland و Plane دوباره به دل مخاطبان بازگشته است. او حالا به ستارهای قابلاعتماد در ژانر اکشن باباپسند تبدیل شده؛ بازیگری که اگر فیلمی با نام او روی پوستر باشد، میدانید قرار است چه چیزی ببینید. این قابلپیشبینی بودن، در دنیای امروز سینما که پر از غافلگیریهای ناخوشایند است، خودش یک نعمت محسوب میشود.
بخش جذاب شخصیت سینمایی باتلر، ترکیب وقار و زیادهروی است. او در Plane نقش خلبانی را بازی میکند که در شرایطی بحرانی، با تمام وجود فریاد میزند: «به تمام قدرت موتور نیاز داریم!» این لحظه به قدری صادقانه و در عین حال اغراقشده است که نمیتوان آن را جدی گرفت و در عین حال نمیشود از آن لذت نبرد. همین دوگانگی است که باتلر را به یکی از محبوبترین چهرههای این فهرست تبدیل کرده است. فیلم شاخص او در این ژانر، Plane است؛ اکشنی جمعوجور و بامزه که در آن باتلر از پس یک هواپیمای سقوطکرده و آدمربایان برمیآید. با توجه به حضور او در تریلر گروگانگیری Empire City، به نظر میرسد دوران طلایی دوم باتلر همچنان ادامه خواهد داشت.
۴. نیکلاس کیج؛ غیرقابلپیشبینیترین مرد هالیوود

نیکلاس کیج در هر فهرستی که قرار بگیرد، معمولاً سختترین مورد برای دستهبندی است. او در طول چهار دهه حضور در سینما، از بلاکباسترهای عظیم تا فیلمهای هنری عجیب و از کمدیهای مستقل تا اکشنهای مستقیم به شبکه خانگی، تقریباً هر ژانری را تجربه کرده است. در دهه اخیر، کیج بیشتر در فیلمهای کمهزینه و عجیبی دیده شده که برخی از آنها به آثار کالت تبدیل شدهاند. فیلمهایی مانند Willy’s Wonderland، The Old Way و Arcadian هرکدام به نوعی بازیگوشی همیشگی کیج را حفظ کردهاند. در عین حال، او در پروژههایی مانند Pig و Dream Scenario نشان داده که هنوز میتواند بازیگری جدی و تحسینبرانگیز باشد. این نوسان دائمی بین جدیت و جنون، کیج را به یکی از منحصربهفردترین ستارههای تاریخ سینما تبدیل کرده است.
نکته جالب درباره کیج، توانایی او در عبور از مرز بین ژانرهاست. او میتواند در یک فیلم باباپسند بازی کند و در عین حال همان انرژی دیوانهوار همیشگیاش را به اثر تزریق کند. فیلم شاخص او در این فهرست، Bad Lieutenant: Port of Call New Orleans است؛ تریلری از ورنر هرتزوگ که در آن کیج نقش پلیسی معتاد به کراک را بازی میکند که تمساحها را میبیند و واقعیت را از توهم تشخیص نمیدهد. این فیلم شاید دقیقاً در قالب ژانر باباپسند نگنجد، اما هر بهانهای برای تماشای آن موجه است. کیج در این اثر مرز بین جدیت و جنون را جابهجا میکند و به همین دلیل همیشه یکی از جذابترین ستارههای این عرصه باقی میماند.
اما در تازهترین و شاید جسورانهترین اقدام حرفهایاش، کیج در سال ۲۰۲۶ با سریال Spider-Noir به نقشآفرینی در آثار جریان اصلی بازگشته است؛ اثری که او را در قالبی تازه و هیجانانگیز به مخاطبان معرفی میکند. این مجموعه ۸ قسمتی که توسط آمازون و امجیام پلاس ساخته شده، در ۲۵ می ۲۰۲۶ از شبکه MGM+ پخش و دو روز بعد به صورت یکجا در پلتفرم Prime Video در دسترس قرار گرفت. داستان در نیویورک دهه ۱۹۳۰ میلادی و دوران رکود بزرگ میگذرد و کیج نقش بن رایلی را بازی میکند؛ کارآگاه خصوصیِ کهنهکاری که پس از یک فاجعه شخصی، شنل قهرمانی را کنار گذاشته و حالا درگیر ماجرایی میشود که او را به گذشتهاش پیوند میزند. این سریال که حالوهوایی نوآر دارد، با سبک بصری خاص خود در دو نسخه «رنگی» و «سیاهسفید» ارائه شده و توانسته توجه منتقدان را جلب کرده و امتیاز ۹۱٪ را در سایت راتن تومیتوز کسب کند.
۵. راسل کرو؛ از گلادیاتور تا قهرمانهای فراموششدنی

راسل کرو را شاید نتوان به سادگی در قفس فیلمهای باباپسند قرار داد، اما سالهای اخیر او به شکلی غیرقابلانکار به این ژانر نزدیک شده است. کرو با Gladiator به اوج رسید و با Master and Commander: The Far Side of the World یکی از بهترین فیلمهای ماجراجویی قرن را ساخت. در دهههای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰، او در آثاری مانند A Beautiful Mind، The Insider و حتی Noah حضور درخشانی داشت. اما از سال ۲۰۲۰ به بعد، استانداردهای او افت محسوسی کرده و در فیلمهایی مانند Unhinged، Land of Bad و چند اثر ترسناک جنگیری ضعیف ظاهر شده است. با این حال، حتی در همین فیلمهای متوسط نیز کرو معمولاً بهترین عنصر است و حضورش به تنهایی ارزش تماشا دارد.
او در Land of Bad نقش یک خلبان پهپاد نظامی را بازی میکند که از راه دور یک مأموریت نجات را هدایت میکند. هرچند در صحنههای اکشن فیزیکی شرکت نمیکند، اما حضور کاریزماتیک و صدای آرام او به فیلم وزنی میدهد که بدون او وجود نداشت. این دقیقاً همان ویژگیای است که یک ستاره باباپسند باید داشته باشد: توانایی ارتقای یک فیلم متوسط به سطحی قابلتحمل و حتی لذتبخش. کرو با ترکیبی از اعتبار سینمایی گذشته و تمایل به پذیرش نقشهای سادهتر، به یکی از چهرههای کلیدی این ژانر در دهه ۲۰۲۰ تبدیل شده است و طرفدارانش امیدوارند روزی دوباره در پروژهای درخور استعدادش ظاهر شود.
۶. باب ادنکرک؛ تازهوارد خوششانس

باب ادنکرک با Nobody در سال ۲۰۲۱ ثابت کرد که حتی در دهه شصت زندگی نیز میتوان به یک ستاره اکشن باورپذیر تبدیل شد. او پیش از آن بیشتر به عنوان بازیگر کمدی و خالق شخصیتهای طنزآمیز شناخته میشد، اما Nobody او را در قالبی جدید نشان داد: مردی معمولی با گذشتهای مرموز که در سکوت به یک ماشین کشتار تبدیل میشود. این فیلم به دلیل ترکیب هوشمندانه طنز و خشونت، به سرعت به یکی از محبوبترین آثار ژانر باباپسند تبدیل شد. دنباله آن هرچند چندان قوی نبود، اما ادنکرک با فیلم Normal دوباره به فرم بازگشت و نشان داد که این مسیر برای او یک اتفاق زودگذر نبوده است.
جذابیت ادنکرک در این ژانر، دقیقاً در همین تضاد بین ظاهر آرام و گذشته خشن نهفته است. او برخلاف بسیاری از همتایانش، هرگز تلاش نمیکند بزرگتر یا ترسناکتر از آنچه هست به نظر برسد. در عوض، همان پرسونای دوستداشتنی و کمی مضطرب همیشگیاش را حفظ میکند و وقتی مشت میزند، تأثیرگذاریاش چند برابر میشود. فیلم شاخص او در این فهرست، Nobody است؛ اثری که با کارگردانی دقیق ایلیا نایشولر و بازی جذاب ادنکرک، به یک کلاسیک مدرن ژانر تبدیل شده است. تماشای او در حالی که از یک مرد خانواده آرام به یک قاتل حرفهای تبدیل میشود، لذتی خالص و غیرمنتظره است که کمتر بازیگری میتواند آن را ارائه دهد.
۷. دیو باتیستا؛ از دراکس کهکشان تا خدای جنگ اسپارت

دیو باتیستا در کمتر از یک دهه، از یک کشتیکجگیر حرفهای به یکی از قابلاحترامترین چهرههای سینمای اکشن تبدیل شده است. او با بازی در نقش دراکس در سری Guardians of the Galaxy شروع کرد، اما خیلی زود نشان داد که پتانسیل بیشتری از یک شخصیت کمدی-اکشن دارد. باتیستا در فیلمهایی مانند Knock at the Cabin و Dune تواناییهای دراماتیک خود را به رخ کشید، اما در ژانر اکشن باباپسند، او با آثاری مثل The Killer’s Game و My Spy: The Eternal City به یک ستاره قابلاعتماد تبدیل شده است. چیزی که باتیستا را در این فهرست متمایز میکند، ترکیب فیزیک غولپیکر با چهرهای است که همیشه اندوهی پنهان در خود دارد؛ او شبیه مردی است که زخمهای زیادی دیده، اما هنوز برای محافظت از عزیزانش آمادهی جنگیدن است. این دوگانگی، او را به گزینهای ایدهآل برای نقش پدرانی تبدیل کرده که با مشت و لگد، آرامش را به خانوادههایشان بازمیگردانند.
سال ۲۰۲۶ سالی پرماجرا برای باتیستا بود. او در فیلم اکشن-کمدی The Wrecking Crew در کنار جیسون موموا به ایفای نقش پرداخت. این فیلم که از ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ روی سرویس پرایم ویدیو در دسترس قرار گرفت، داستان دو برادر ناتنی به نامهای جانی و جیمز را روایت میکند که برای تحقیق درباره مرگ مرموز پدرشان مجبور به همکاری میشوند. باتیستا در این فیلم نقش یک سرباز نیروی دریایی منضبط را بازی میکند که در کنار برادر پر از هرجومرجاش، با یاکوزاها درگیر میشود. این فیلم که به سبک فیلمهای اکشن-کمدی دهه هشتاد مانند Tango & Cash ساخته شده، با بازی دو ستاره بزرگ هالیوود، توجه زیادی را به خود جلب کرد.
اما بزرگترین خبر درباره باتیستا در سال ۲۰۲۶، انتخاب او به عنوان نقش کریتوس در سریال لایو-اکشن خدای جنگ (God of War) محصول آمازون پرایم ویدیو است. باتیستا پس از کنارهگیری رایان هرست (بازیگر اولیه) به دلیل مصدومیت شدید از ناحیه عضله دوسر، به عنوان جایگزین انتخاب شد. این انتخاب با توجه به فیزیک بدنی قدرتمند باتیستا، واکنشهای مثبتی از سوی طرفداران داشته و او را به گزینهای ایدهآل برای نقش خدای جنگ اسپارت تبدیل کرده است. فیلم شاخص او در این فهرست، The Killer’s Game است؛ اثری که در آن باتیستا نقش یک قاتل حرفهای را بازی میکند که برای تأمین آینده نامزدش، یک قرارداد بزرگ قبول میکند، اما وقتی میفهمد تشخیص بیماریاش اشتباه بوده، باید از شر آدمکشهایی که به سراغش فرستاده خلاص شود. باتیستا در این نقش، با همان لحن آرام و سنگین همیشگیاش، نشان میدهد که برای قهرمان شدن، گاهی یک نگاه خسته و یک مشت محکم، تمام داستان را روایت میکند.
۸. دوِین جانسون؛ پدرِ همه اکشنهای خانوادگی

دوِین جانسون را اگر به خاطر هیکل غولپیکر و لبخند همیشگیاش شاید نتوان در کنار لیام نیسون یا جیسون استاتهام قرار داد، اما از نظر روحیهٔ باباپسند، شاید نزدیکترین فرد به این ژانر باشد. او در فیلمهایی مانند San Andreas، Skyscraper و Rampage، نقش مردانی را بازی کرده که در دل فجایع طبیعی یا حملات هیولاها، تنها هدفشان نجات خانواده است. برخلاف بسیاری از ستارههای اکشن که به سمت شخصیتهای تکبُعدی و خشن میروند، جانسون همیشه لایهای از شوخطبعی و گرما را به شخصیتهایش اضافه میکند؛ درست مثل پدری که حتی در بدترین شرایط هم سعی میکند لبخند بزند و بچهها را آرام کند.
فیلم شاخص او در این ژانر، بیشک San Andreas است؛ جایی که جانسون در نقش یک خلبان امدادونجات به جستجوی دخترش در میان خرابههای زلزلهزدگان میرود. این فیلم تمام ویژگیهای یک باباپسند ایدهآل را دارد: یک پدر جداشده که برای جبران گذشتهاش، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند، صحنههای اکشن بزرگتر از زندگی، و در نهایت، یک پایان احساسی که اشک را به چشم تماشاگر میآورد. اما خبر خوش برای طرفدارانش این است که او با بازی در Jumanji: Open World، سومین و آخرین قسمت از این مجموعه ماجراجویی-کمدی، بار دیگر در کنار کوین هارت، جک بلک و کارن گیلان به پرده سینماها بازمیگردد. این فیلم که برای کریسمس ۲۰۲۶ (۲۵ دسامبر) اکران خواهد شد، جانسون را در نقش دکتر اسمولدر بریوستون، قهرمانی دوستداشتنی اما نهچندان باهوش، به تصویر میکشد که یک بار دیگر وارد دنیای بازی ویدیویی میشود. حضور او در کنار بازیگرانی مثل جیسون استاتهام و دنزل واشنگتن، تنوع جالبی به این فهرست میبخشد و نشان میدهد که این ژانر جای همهگونه از قهرمانهای عبوس تا غولهای خوشقلب را دارد.
۹. مل گیبسون؛ بازگشت از حاشیه به قلب اکشن

مل گیبسون زمانی یکی از بزرگترین ستارههای هالیوود بود، اما جنجالهای رسانهای او را برای سالها به حاشیه راند. در این دوران، او در فیلمهای اکشن کمهزینه و مستقیم به شبکه خانگی مانند Hot Seat، Bandit، Desperation Road و Boneyard ظاهر شد. این آثار معمولاً کیفیت پایینی دارند و حتی به خاطر سپردن نام کارگردانهایشان نیز دشوار است. با این حال، گیبسون در همین فیلمها نیز گاهی لحظات درخشانی دارد؛ به ویژه در فیلم بامزه Fatman که در آن نقش بابانوئلی خسته و خشن را بازی میکند که با قاتلی اجیرشده مبارزه میکند. این نقشآفرینی نشان میدهد که او حتی در بدترین شرایط حرفهای نیز میتواند تماشاگر را سرگرم کند.
فیلم شاخص او در این فهرست، Dragged Across Concrete است؛ اکشن پلیسی زنده و خشن از اس. کریگ زاهلر که گیبسون را در کنار وینس وان قرار میدهد. این فیلم پر از دیالوگهای طولانی و صحنههای خشن است و به هیچ وجه برای همه سلیقهها ساخته نشده است. اما اگر با حالوهوای آن همراه شوید، تجربهای فراموشنشدنی خواهید داشت. گیبسون در این فیلم ثابت میکند که حتی در حاشیهترین دوران حرفهایاش نیز میتواند بازیگری قدرتمند باشد. با وجود تمام جنجالها، نمیتوان منکر شد که او یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ژانر اکشن در چهار دهه گذشته بوده است و حضورش در این فهرست، ادای احترامی به آن میراث است.
۱۰. دنزل واشنگتن؛ اکشن باباپسند با وقار و کلاس

دنزل واشنگتن را نمیتوان به سادگی در قفس ژانر باباپسند قرار داد، اما حضور او در فیلمهایی مانند Man on Fire و سهگانه The Equalizer دقیقاً همان فرمول را با وقار و سنگینی بیشتری ارائه میدهد. واشنگتن برخلاف بسیاری از ستارههای این فهرست، هرگز در فیلمهای ارزانقیمت یا بیاهمیت بازی نکرده است. او حتی در سادهترین نقشهای اکشناش نیز نوعی وزن اخلاقی و جدیت به شخصیت میبخشد که باعث میشود فیلم بالاتر از سطح معمول ژانر ظاهر شود. این ویژگی، واشنگتن را به پلی میان سینمای معتبر و سرگرمیسازی ناب تبدیل کرده است و طرفدارانش از هر دو طیف را راضی نگه میدارد.
فیلم شاخص او در این فهرست، The Equalizer است؛ اثری که در آن واشنگتن نقش رابرت مککال را بازی میکند؛ مردی آرام و روشمند که در سکوت به جنگ جنایتکاران میرود. خشونت این فیلم حسابشده و دقیق است، اما این کاریزما و اقتدار ذاتی واشنگتن است که آن را به یک کلاسیک مدرن تبدیل میکند. دنبالههای این فیلم، بهویژه The Equalizer 3 که در ایتالیا میگذرد، نیز همین حس رضایتبخش را ادامه میدهند و نشان میدهند که اکشن باباپسند میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم از نظر بصری و روایی کیفیت بالایی داشته باشد. واشنگتن با این نقشها ثابت کرده که ژانر باباپسند میتواند محترم و باشکوه هم باشد.
ستارهی جدیدی در افق؛ آلن ریچسون و نسل تازهی اکشن باباپسند

در کنار ده نام آشنا و تثبیتشدهی این فهرست، چهرهی تازهای در افق ژانر اکشن باباپسند درخشیده که شایستهی توجه ویژه است. آلن ریچسون با قامتی رشید و چهرهای مصمم، در زمانی کوتاه توانسته جایگاهی درخور در میان طرفداران این سبک پیدا کند. او اگرچه در پلههای نخست این فهرست جا ندارد، اما حضور پررنگ و پرکاری که از خود نشان داده، حکایت از ستارهای دارد که تازه به اوج میرسد. ریچسون با ایفای نقش جک ریچر در سریال محبوب Prime Video، خود را به عنوان یکی از چهرههای اصلی اکشن هالیوود معرفی کرد. فیزیک غولپیکر و چهرهی مصمم او در کنار تواناییاش برای ایفای نقش قهرمانانی خسته اما قدرتمند، او را به گزینهای ایدهآل برای این ژانر تبدیل کرده است. او برخلاف بسیاری از ستارههای این فهرست که سالها در حاشیه بودند، با جهشی سریع به قلب سینمای اکشن راه یافت.
از جمله نقشهای شاخص او در این ژانر، فیلم اکشن-کمدی Playdate در کنار کوین جیمز است که در آن نقش پدری مرموز و خانهدار را بازی میکند و یک بعدازظهر معمولی را به درگیری تمامعیار تبدیل میسازد. همچنین در فیلم War Machine، نقش یک کاندیدای نیروی مخصوص ارتش را ایفا کرد که بسیاری آن را یک «فیلم باباپسند» تمامعیار توصیف کردهاند. فیلمهای اکشن دیگری مانند Motor City و Runner نیز بر تواناییهای او در این عرصه صحه گذاشتهاند. اما فراتر از بازیگری، چیزی که ریچسون را در میان ستارههای این ژانر متمایز میکند، حضور در پروژههای بزرگمقیاسی است که مرزهای این ژانر را جابهجا میکنند. او در جدیدترین قسمت از مجموعه Fast & Furious در نقش ایمز ظاهر شده و همچنین قرار است در یک پروژهی ناشناخته از آمازون MGM در نقش یک نیروی دریایی به نام مایک تورنتون بازی کند. دنبالهی سریال Reacher نیز همچنان یکی از پرانتظارترین پروژههای او به شمار میرود.
ریچسون با تلفیقی از فیزیک بدنی ایدهآل، چهرهای که در عین جدیت، گرمایی پدرانه دارد و انتخابی هوشمندانه در پروژهها، به چهرهای نویدبخش در افق این ژانر تبدیل شده است. اگر در فهرست اصلی جایی برای یک یازدهمی نبود، قطعاً او شایستهترین گزینه برای پر کردن آن خلأ بود؛ اما شاید بهتر باشد او را به عنوان نماد نسل تازهای از قهرمانان باباپسند در نظر بگیریم که راه پدران سینماییشان را ادامه میدهند.

در پایان باید گفت که ژانر اکشن باباپسند، با همه سادگی و گاه کلیشهبودنش، جایگاه ویژهای در قلب مخاطبان وفادارش دارد. این فیلمها نه ادعای روشنفکری دارند و نه تلاش میکنند مرزهای سینما را جابهجا کنند. آنها دقیقاً میدانند چه هستند: داستانهایی درباره مردان خستهای که با مشت و گلوله، کمی نظم به دنیای بینظم میدهند. در سال ۲۰۲۶، با حضور ستارههایی مانند جیسون استاتهام، لیام نیسون و دنزل واشنگتن، این ژانر همچنان زنده و پویاست و به نظر نمیرسد به این زودیها از پردههای سینما و صفحههای استریم محو شود. این بازیگران یادآور این حقیقتاند که گاهی هیچ چیز به اندازه یک اکشن ساده و صادقانه نمیتواند خستگی یک روز طولانی را از تن بیرون کند.
منبع: gamefa.com
