نقد و بررسی فیلم سینمایی Motor City | امیدواری کاذب برای مخاطبان | موبوگیم
سینمای اکشن هالیوود، این روزها بیش از هر زمان دیگری، دستخوش تغییرات و تصمیمات فیلمسازان شده است. از آثار مستقل و کمکیفیت، تا فیلمهای سیاسی، همگی به نوعی ضربهای به بدنهی این ژانر وارد کردهاند. در این میان البته، فیلمهای خوب و قابلقبول نیز یافت میشوند؛ اما با وجود حجم بالای فیلمهای ضعیف، چندان به چشم نمیآیند. فیلم سینمایی Motor City، جدیدترین ساختهی پاتسی پونسیرولی، کارگردان آمریکاییتبار، با نمایش یک تیزر پرزرقوبرق، و همچنین پوسترهای جذاب، نوید یک فیلم جنجالی، با حضور الن ریچسون، بازیگر محبوب سری Reacher را میداد. اما همهچیز، آنطور که به نظر میرسید، مطلوب نبود. در این متن، به نقد و بررسی این اثر خواهیم پرداخت.
فیلمنامهی کم رمق، سطحی، با تکیه بر حواشی ایجاد شده، پیرامون فیلم

ابتدا باید به این مسئله اشاره کرد که فیلمنامه، کلیشهایترین موضوع را برای پرداخت برگزیده است. میلر عاشق نامزد یک گانگستر محلی میشود. گانگستر در تلافی، نقشهای ساختگی برای فرستادن مرد بیگناه به زندان طراحی میکند. زندگی میلر ویران میشود و او نقشهی انتقام میکشد. این ایده، پیشتر، در آثاری دیگر، با کمی تفاوت، دیده شده است. بهعنوان مثال، در Avengement، شاهد مضمونی، بهغایت شبیه به Motor City هستیم. در کنار این نکته، باید گفت موضوع انتقامگیری از فرد یا افرادی، کلیشهایترین داستانی است که این روزها در سینمای هالیوود، دستمایهی ساخت آثار اکشن میشود و چنانچه فیلمسازی تمایل به ساخت فیلمی با این موضوع داشته باشد، باید همچون John Wick، یک آغاز، اوج و پایان متفاوت، نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، داشته باشد. متأسفانه ساختهی پونسیرولی، هیچیک از این موارد را دارا نیست. علاوه بر نکات فوق، فیلمنامه در پیشبرد داستان هم ضعیف است. فیلمساز سعی داشته تا با قرار دادن تفاوتی در اثر خود، مانند عدموجود دیالوگ، آن را از سایرین متمایز کند. اما این تصمیم، سرعت فیلم را بسیار کاهش داده است. نویسنده، بهدلیل محدودیت در نگارش، نماهای ثابت و بیمحتوا را، جهت رسیدن اثر به زمان مدنظر، به سناریو اضافه کرده است. همراه با این شاتها، چند پلان اروتیک فاقد محتوا و کاملاً بیمعنی، به طرح افزوده شدهاند تا امکان پوشاندن ایرادات فیلمنامه، میسر شده و چاد سنت جان، نویسندهی اثر، کمی به جذب مخاطب امیدوار شود.
پاتسی پونسیرولی؛ صد قدم دورتر از فیلم قبلی خود، Old Henry

کارگردانی Motor City نیز، به اندازهی طراحی فیلمنامهاش، ضعیف و ناامیدکننده است. پاتسی پونسیرولی، که ساخت آثاری چون Greedy People و Old Henry را در کارنامهی هنریاش دارد، اینبار به حواشی تکیه کرده است. از جمله این مسائل پیرامونی، میتوان به درجهی سنی R و همچنین عدم بیان دیالوگ، بجز در لحظاتی کوتاه اشاره کرد. این کار، نهتنها کمکی به اثر نکرد، بلکه بهدلیل فقدان محتوای کافی در فیلمنامه، آسیبی جدی به آن وارد آورد. خالی شدن فیلم، از تعامل کلامی بازیگران، کارگردان را مجبور به افزودن موسیقی و کند کردن سرعت اثر کردهاست. سکانسهای Motor City در هشتاد درصد مواقع، اسلوموشن هستند و این، نه فقط از نظر تکنیکی، بلکه از نگاه داستانی نیز، هیچ فایدهای ندارد. پونسیرولی، تنها در هدایت سکانسهای اکشن، موفق بوده است.
هشدار اسپویل
در سکانس درگیری ریچسون، با پابلو شرایبر در آسانسور، شاهد یک کارگردانی خوب و استاندارد از پاتسی پونسیرولی هستیم. حرکات دوربین و بازیگردانی خوب او، از جمله مواردی است که به آن سکانس خونین، جلوهای سینمایی و جذاب بخشیده است. به نظر میرسد وجود آن موقعیت، در تیزر دوم اثر، از عوامل مؤثر در انتخاب بینندگان برای تماشای فیلم بوده است.
در کل، هدایت پونسیرولی، نهتنها به خوبی فیلم قبلی او، Old Henry نبود، بلکه چندین پله از آن عقبتر میباشد.
تمام دارایی Motor City، در میان هنرپیشگان اثر، حضور الن ریچسون است

از بازیگران این فیلم، میتوان به الن ریچسون، شیلین وودلی، پابلو شرایبر، بن فاستر و جرارد باتلر اشاره کرد. ریچسون، با سابقهی حضور در سریال Reacher و فیلم War Machine، اینبار نیز ایفای نقش اصلی اثر را پذیرفته است. بازی او، در اوایل اثر، مصنوعی و فاقد جزئیات است؛ اما رفتهرفته، پختهتر میشود. از نیمهی دوم فیلم، ریچسون هم اکت خوبی از خود به نمایش میگذارد و هم تسلط بالایی به میمیک صورتش پیدا میکند. در مقابل، بن فاستر، که نقش منفی Motor City است، بسیار سطحی و ساده به نقشآفرینی میپردازد. او بهعنوان کاراکتر رینالدز، نمیتواند حسوحال یک گانگستر را نشان دهد و همهی بازی او، در چیزی شبیه به تیپ خلاصه میشود. البته، در کنار فاستر، بازی پابلو شرایبر بد نیست. شرایبر، خصوصاً در سکانسهای اکشن، تسلط بالایی بر حرکات بدن خود دارد و این، با توجه به ضعفهای ذکرشده، نکتهی مثبتی است. هرچند، ایفای نقش او نیز در حد یک تیپ است. بهعنوان بدترین بازیگر اثر، میتوان شیلین وودلی، بازیگر نقش سوفیا در Motor City را نام برد. وودلی، که سابقهی حضور در فیلمهای Divergent و Adrift را داشته، در جدیدترین حضور خود، حتی در حد یک تیپ هم نیست. بازی بسیار بد او، انتقال ناقص و سرشار از ایراد احساسات به بیننده و واکنشهای کودکانه نسبت به وقایع، ضربهی مهلکی به فیلم وارد میآورد.
تصویربرداری و جلوه های ویژه رنگ و بویی سینمایی به فیلم میبخشند

میتوان گفت تصویربرداری میان عوامل مختلف فیلم سینمایی Motor City بهترین عملکرد را داشته است. جان ماتیسیاک، که سابقهی همکاری با پونسیرولی، در Old Henry را دارد، در فیلم جدیدش، همچنان پایبند به اصول سینمایی است. قابها، حرکات دوربین و لرزش آن، در موقعیتهای اکشن، از جمله نکات مثبت در فیلمبرداری ماتیسیاک میباشند. برخلاف او اما، تدوین اثر، وضعیت خوبی ندارد. جو گالدو، تدوینگر فیلم، تقریباً هیچ نقطه قوتی ندارد. کاتهای سریع در لحظات دراماتیک، اسلوموشنها و Fade تصاویر، همگی گویای ناتوانی گالدو، در مونتاژ هستند. البته، نباید از این نکته گذشت که بخش عمدهای از مشکلات موجود در تدوین، بهخاطر محدودیت فیلمنامه و همچنین درخواست کارگردان به وجود آمدهاند.
جلوههای ویژهی آخرین اثر پونسیرولی، نیز قابلقبول هستند. در واقع، میتوان گفت نکتهی مثبتی که در CGI و همچنین، جلوههای ویژهی میدانی دیده میشود، در خدمت تصویر بودن آنها است. طراح و مجری افکتها، با تنظیم کیفیت بالا و جایگذاری درست این اثرات، جلوهای جذاب و سینمایی به کار بخشیده و آن را، کمی از یکنواختی خارج کرده است. در غیر این صورت، جلوهها، با افراط و تفریط خود، خصوصاً در سکانسهای درگیری با سلاح سرد، فیلم را بی منطق جلوه میدهند.

درنهایت، فقط میتوان گفت Motor City، فیلمی است پرادعا، که گمان میکند همهچیز دارد، اما در واقع فاقد هرگونه اعتبار و ارزش سینمایی است. فیلمی که تنها حضور ریچسون و حواشیای چون تکنیکهای طنزگونهاش، اندکی در گیشه توانسته به فروش آن کمک کند. اثر، نه کارگردانی درستی دارد، نه فیلمنامهای منسجم و نه نقشآفرینی قابلتوجه. و باز هم مشخص نیست که امتیاز اخذشده در IMDb بر اساس کدام معیار ضدسینما و خلاف اصول هنری، به چنین اثری داده شده است.
امتیاز نویسنده به فیلم: 4 از 10
منبع: gamefa.com