نقد و بررسی فیلم زنده‌شور | مرگ کسب و کار من است | موبوگیم

«همه انسان‌ها با تعلیقی جاودانه محکوم به مرگ‌اند». (از کتاب آخرین روز یک محکوم، اثر ویکتور هوگو»

ژانر اجتماعی مفهومی است که با ورود اصغر فرهادی از اوایل دهه ۸۰ به کسوت کارگردانی، رنگ و بوی تازه‌ای به سینمای ایران داد. ساخت آثاری از جمله شهر زیبا، چهارشنبه سوری و درباره الی، ساختار سینمای ایران را با تغییراتی روبه‌رو کرد که تا قبل از آن، تیغ سانسور مانع از انجام این کار می‌شد. با ورود سعید روستایی به این عرصه، نه‌تنها چهارچوب کلی فیلم‌سازی تغییر کرد بلکه سینمای اجتماعی نیز دچار ساختارشکنی شد. روستایی اگرچه ادامه دهنده راه فرهادی بود اما دوربین او در میان فقر می‌چرخید و بر خلاف سینمای فرهادی که بیشتر دغدغه قشر متوسط جامعه را داشت، داستان فیلم‌های روستایی بازگو کننده زندگی قشر ضعیف جامعه بود. در سال ۱۴۰۰، سینمای ایران نام جدیدی را در کسوت کارگردانی ژانر اجتماعی به خود دید. کاظم دانشی با فیلم «علفزار» پا به میدانی گذاشت که برای او جوایز زیادی به همراه داشت. «علفزار» اگرچه دارای ضعف‌های فراوانی بود اما باعث ایجاد تغییرات مهمی در ساختار ژانری شد که قبل از آن دو بار توسط فرهادی و روستایی دگرگون شده بود. حال پس از گذشت ۴ سال از اولین تجربه کارگردانی دانشی، او با فیلم «زنده‌شور» به سینما بازگشت تا بار دیگر مسائل اجتماعی جامعه ایران را به چالش بکشد. بررسی این اثر فرصت مناسبی است که موضوعات مهم و بنیادین سینمای اجتماعی ایران را به بوته نقد بگذاریم.

به جرئت می‌توان گفت که سینمای ایران، چه از لحاظ تکنیکال و چه از لحاظ فرهنگی و فرمی در پایین‌ترین سطح خود در ۵۰ سال گذشته قرار گرفته است. به ابتذال کشیدن ژانر کمدی با هدف ثروتمند شدن تهیه‌کنندگانی که کمترین دغدغه‌ای نسبت به هنر و سینما ندارند و کوچک‌ترین ارزشی برای مخاطب خود قائل نیستند، به‌تنهایی برای پایین‌ کشیدن و به منجلاب فرو بردن هنر یک کشور کافی است و دیگر فرصتی برای بررسی سینمای قصه‌گو و دراماتیک باقی نمی‌گذارد. سینمایی که روزگاری کیومرث پوراحمد را در اختیار داشت، کارگردانی که می‌توانست هم در سینما و هم در تلویزیون هنرنمایی کند و با خلق آثاری از جمله «قصه‌های مجید» و «خواهران غریب» مفهوم فیلمسازی را چه در سطح فنی و چه برای مخاطب عام معنی کند، امروز دیگر نه قصه‌ای برای بازگو کردن دارد و نه درامی برای به فرم رسیدن. همین مساله در خصوص ژانر اجتماعی این روزهای سینمای ایران نیز صدق می‌کند. فرهادی که روزگاری با «درباره الی» در سینمای ایران یکه‌تازی می‌کرد، امروز خالی از هرگونه خلاقیت و حتی ایده‌ای شده است که بکر باشد تا بتوان آن را با زبان سینما بازگو کرد. سینمای روستایی و علی‌الخصوص فیلم آخر او (زن و بچه) نیز هدفی جز رقصیدن به ساز فمنیست (از نوع امروزی)، جواز حضور در جشنواره‌های خارجی و قدم گذاشتن روی فرش قرمز ندارد.

نقد و بررسی فیلم زنده‌شور | مرگ کسب و کار من است | موبوگیم

فیلم «زنده‌شور» که موضوع بحث ما در این مقاله است، نه قصد دارد با یک ایده جذاب برای خود اعتبار بخرد و نه با جریان خاصی همسو شود تا عوامل فیلم با عینک دودی در جشنواره‌های به اصطلاح سینمایی و در عمل ضد هنری طلب آفتاب کنند. «زنده‌شور» آمده است تا داستان خاصی را روایت کند؛ داستان اعدام. کارگردان نه قصد دارد مخاطب را با زندانیانی که قانون به‌حق و یا ناحق حکم اعدام برایشان بریده است و در یک قدمی مرگ قرار دارند، سمپات کند و نه نیت برانگیختن حس انزجار نسبت به خانواده قربانیانی دارد که برای اعدام قاتل لحظه‌شماری می‌کنند. دوربین دانشی، دوربین روایتگر است، نه قاضی. ممکن است بیننده را برای لحظاتی با خواهر و مادر جوانی که در آستانه اعدام قرار دارد همراه کند اما هرگز آن‌قدری به آن‌ها نزدیک نمی‌شود که ماجرا را از زاویه دید آن‌ها ببیند. این مسئله ابتدا در تکنیک و سپس در فرم اثر شکل می‌گیرد. دوربین کارگردان در اکثر مواقع داخل حیاط زندان است و از پشت فنس خانواده اعدامیان را نظاره می‌کند و همین امر باعث می‌شود که فاصله‌گذاری مدنظر فیلم‌ساز با کاراکترهای داستانش رعایت شود. علاوه بر این کات‌هایی به موقع کارگردان اجازه ورود احساسات اضافی به داستان و سانتی‌مانتال شدن آن را نمی‌دهد. دختری که قصد دارد رضایت مادرش را برای بخشیدن قاتل بگیرد، پدربزرگ‌هایی که آمده‌اند تا نوه خود را به دار مجازات بکشند، همگی تنها به چند سکانس نیاز دارند تا از خواسته خود منصرف شوند. کارگردان قصد ندارد به واکاوی درونی این شخصیت‌ها بپردازد تا لیستی از المان‌های روانشناسی را در مقابل مخاطب به تصویر بکشد بلکه قصد او فقط روایت است. روایتی که بیننده‌ی بیرون از گود نشسته را وادار به جهت‌گیری می‌کند. جهت‌گیری‌ نه به سمت و سوی کاراکتر و یا شخصی خاص بلکه همسو شدن با یک ایده مشخص؛ نه به اعدام.

همین امر در خصوص کاراکترهای محکوم به اعدام نیز رعایت می‌شود. کارگردان خوب می‌داند که نمی‌توان همذات‌پنداری مخاطب با شخصیتی که تنها یک قدم با مرگ فاصله دارد را برانگیخت. می‌توان شعار داد، داستان را بیش از حد احساسی کرد و دوربین را با محکوم همراه کرد اما در عمل همذات‌پنداری بیننده با چنین شخصی امکان‌پذیر نیست، اگر هم شدنی باشد برای کارگردانی که دومین تجربه فیلم‌سازی خود را از سر می‌گذراند، تعریف نشده است. بنابراین دانشی با یک انتخاب درست در عوض برداشتن لقمه‌ای بزرگ که ممکن است در گلوی بزرگ‌ترین کارگردانان سینما هم گیر کند، یک قدم در مسیر فیلم‌سازی خود پیشرفت می‌کند و راهی را که باید طی سالیان متمادی بپیماید، یک شبه طی نمی‌کند.

نقد و بررسی فیلم زنده‌شور | مرگ کسب و کار من است | موبوگیم

نکته مثبت دیگر فیلم «زنده‌شور» بازی خوب تعداد زیادی از بازیگران این اثر است. هر ۴ کاراکتر محکوم به اعدام در ایفای نقش خود موفق عمل می‌کنند، علی‌الخصوص امیر جعفری و حامد بهداد. بازی جعفری در این فیلم تیپیکال است. تیپی که در نقش‌های پیشینش نیز مشاهده شده است اما بازی او در این فیلم به‌قدری اندازه و بدون اغراق است که آخرین لحظات زندگی یک محکوم به اعدام را برای مخاطب تداعی می‌کند. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم کارگردان سعی نمی‌کند کاراکترهایش را بیش از آن‌چه که نیاز است شخصیت‌پردازی کند، به همین خاطر بیننده در لحظه به دار آویختن محکوم، در عوض آن‌که طناب را بر گردن خود آویخته ببیند، مقابل صحنه اعدام قرار می‌گیرد تا حس نفرتش بیشتر برانگیخته شود. بر خلاف امیر جعفری، کاراکتر حامد بهداد در این فیلم با آن‌چه که مخاطب از بازی‌های قبلی او به خاطر دارد متفاوت است. همکاری بهداد و محمد داودی (نویسنده فیلم) که قبلا در فیلم «قصر شیرین» نیز صورت گرفته بود، بار دیگر موفقیت می‌آفریند؛ دو بازی درخشان در دو نقش کاملا متفاوت. بهداد در «قصر شیرین» به‌خوبی از پس نقش پدری برآمد که محبت پدری را به پول می‌فروشد و حالا در «زنده‌شور» به پدری مستاصل بدل می‌شود که حاضر است همه‌چیزش را بدهد اما دخترانش نجات پیدا کنند. دانشی به‌خوبی بلد است که از بازیگران حرفه‌ای و باتجربه چگونه بازی بگیرد.

«زنده‌شور» قصد ندارد سیاهی مطلقی خلق کند که در مقابل دیدگان مخاطبش قرار بگیرد و نقش حجاب را برای او ایفا کند به همین خاطر زبان طنز را نیز گاهی به اثر اضافه می‌کند که تلخی داستان، کام بیننده را بیش از حد تلخ نکند. کاراکتر روحانی با بازی فوق‌العاده تورج الوند، مهم‌ترین المان طنزی است که دانشی وارد اثرش می‌کند. الوند که با تجربه کم در عرصه بازیگری دو بار موفق به کاندید شدن برای سیمرغ بلورین نقش اول مرد شده است حالا در نقش مکمل نیز موفق عمل می‌کند و دوگانه‌های او با هر کدام از کاراکترهای داستان لحظاتی را شکل می‌دهد که لبخند حسی (نه مبتذل) را بر لبان مخاطب نقش می‌بندد. شبنم مقدمی در نقش نماینده دادستان با وجود تیپیکال بودن، حس مدنظر کارگردان را بر نگاه بیننده القا می‌کند. سینمای اجتماعی نیاز دارد تا پیوندش را با جامعه حقیقی و کاراکترهای آن حفظ کند و بازی مقدمی به‌قدری دقیق است که اگر مخاطب برای یک‌بار هم پایش به ادارات قضایی باز شده باشد حتما مسئولی شبیه به او را در آن‌جا دیده است. البته به تصویر کشیدن حقیقت نه‌ تنها در سینما بلکه در هیچ‌کدام از مدیوم‌های هنری مزیت محسوب نمی‌شود اما برای فیلمی با این موضوع و در این ژانر، حقیقت‌گرایی به‌شدت مورد نیاز است. دیگر بازیگران خانم این فیلم یعنی صدف اسپهبدی، سارا بهرامی و رویا جاویدنیا در ایفای نقش خود موفق عمل کردند اما در تعریف و تمجید از بازی مارال فرجاد تا حدودی اغراق شده است.

نقد و بررسی فیلم زنده‌شور | مرگ کسب و کار من است | موبوگیم

حال به بررسی نقش اول فیلم «زنده‌شور» یعنی بهرام افشاری می‌رسیم. افشاری که با حضور در سریال «پایتخت 5» از ظهور بازیگری خلاق در ایفای نقش‌های کمدی خبر می‌داد، در سال‌های گذشته قدم در مسیر سینمای گیشه گذاشت و به‌راحتی استعداد خود را صرف کمدی‌ای کرد که جز نقش‌های مبتذل (راه مشهور شدن برای رسیدن به ثروت در سینمای بیمار امروز ایران) آورده دیگری برای او نداشت. اما بازی در نقش قاضی اجرای احکام در فیلم «زنده‌شور» ثابت کرد که شاید بتوان استعداد هنری را به بیراهه برد اما بازگشت به مسیر در هر زمانی می‌تواند بار دیگر آن استعداد را شکوفا کند. افشاری بدون شک یکی از بهترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است. اگر آثار سخیف او را کنار بگذاریم، بازی‌های اندازه، بدون اغراق و عدم اوراکت در ژانرهای متفاوت کمدی و درام از او بازیگری ساخته است که می‌تواند بار اصلی فیلم را بر دوش بکشد. در «زنده‌شور» نیز همین اتفاق می‌افتد. اگرچه شاهد نقش‌آفرینی‌های درخشان متعددی هستیم اما بازی افشاری یک سر و گردن از باقی بازیگرها بالاتر است. قهرمان داستان این فیلم (مرتضی زند) تنها کاراکتری است که شخصیت‌پردازی‌اش کامل می‌شود و نه تنها مخاطب را با خود همراه می‌کند بلکه بعضا حس سمپاتیک و همذات‌پنداری مخاطب را نیز برمی‌انگیزد. انزجار او از شغلش نه در ظاهر بلکه در باطن او نمایان می‌شود. کاراکتر مرتضی نه آن‌قدر خشن است که بیننده را پس بزند و نه آن‌قدر سانتی‌مانتال که با خصوصیات قاضی اجرای احکام همخوانی نداشته باشد. او آمده است تا حکم اعدام 5 نفر را اجرا کند. استواری مرتضی در ظاهر با شوخی‌اش با سرباز زندان و بحث فوتبالی در شب اعدام مجرمین نمایان می‌شود. اما این بی‌حسی ظاهری هرگز به درون او نفوذ نمی‌کند. مرتضی نقش آن معلمی را دارد که در روز اول مدرسه، حس ترس را در دل دانش‌آموزان می‌نشاند اما در پایان سال تحصیلی دل کندن از او میسر نیست. قاضی فیلم «زنده‌شور» که مدیون بازی خوب افشاری در کنار کارگردانی دانشی است، به سینمای اجتماعی ایران، فرم انسانی می‌دهد. موضوعی که به غایت در سینمای امروز فرهادی و روستایی غیبت دارد.

دانشی هر چقدر در بازی گرفتن از بازیگران باتجربه خوب عمل می‌کند اما در مواجهه با بازیگران تازه‌کار ناموفق است. بازی دختران عبدالله (کاراکتر حامد بهداد) به‌تنهایی چند نمره از «زنده‌شور» کم می‌کند. گریه‌های مصنوعی آن‌ها هنگام صحبت با پدر که حتی قابلیت سانتی‌مانتال شدن را هم ندارد، در کنار جملات شعاری آن‌ها در خصوص فقر که هرگز در حد و اندازه‌های کاراکترهایی در این سن و سال نیست، کارگردان را با چالشی روبه‌رو می‌کند که انتظار می‌رود این نقیصه مهم را در آثار بعدی خود از بین ببرد. کاراکتر وکیل با بازی علی‌رضا محمدی‌آرا که بیشتر در آثار تلویزیونی فعالیت می‌کند به‌شدت ضعیف و منفعل است. کاراکتر وکیل فیلم «زنده‌شور» کنشگر است اما نقش‌آفرینی بازیگر به‌قدری بی‌حس و حال است که این کنش را نابود می‌کند، به‌نحوی که از ساختن یک تیپ سینمایی وکیل نیز عاجز می‌شود. مشکل دیگر فیلم «زنده‌شور» ریتم نامتوازن است. در شروع کار خوب شکل می‌گیرد و تا اواسط فیلم نیز با همان ضرب‌آهنگ ادامه پیدا می‌کند اما در نیمه دوم و پس از تصمیم به جمع‌آوری دیه تا حدودی کند و کسل‌کننده می‌شود.

نقد و بررسی فیلم زنده‌شور | مرگ کسب و کار من است | موبوگیم

زبان نقد «زنده‌شور» کوتاه اما برنده است. انتقادات فیلم به شرایط سیاسی، مذهبی و فقر موجود در جامعه صریح است اما طولانی نمی‌شود. کارگردان انتقاداتش را در پلان‌های مختلف فیلم پنهان کرده است و در زمان مناسب از آن‌ها رونمایی می‌کند. روشی که شاید از سطح انتظارات مخاطب در خصوص یک فیلم با موضوع اجتماعی فاصله زیادی داشته باشد اما روش مطمئن‌تری برای جلوگیری از سانسور و برچسب خوردن به کارگردان است. دانشی خوب می‌داند که اگر این حد را رعایت نکند هم از جانب ارگان مجوز دهنده بازخواست می‌شود و هم مخاطب را به سمت و سویی می‌برد که انتقادات او را از پیش تعیین شده و با هماهنگی بداند.

«می‌دونی دردش کجاست؟ حکم رو شخص دیگه‌ای میده اما عذاب وجدانش برای منه»

امتیاز نویسنده به فیلم: ۷ از ۱۰

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید