اگر از بازی ولورین ناامید شدید، این کمیک میتواند نظر شما را تغییر دهد! | موبوگیم
بازی Marvel’s Wolverine ساخته Insomniac Games نتوانسته تمام انتظارات طرفداران را برآورده کند، اما کمیک Enemy of the State همچنان یکی از بهترین روایتها برای نمایش قدرت، شخصیت و جذابیت لوگان محسوب میشود.
عنوان Marvel’s Wolverine یکی از موردانتظارترین بازیهای سال ۲۰۲۶ بود؛ اثری که پس از سالها، این شخصیت محبوب را برای نخستین بار با فناوری نسل جدید بازیهای ویدیویی همراه میکرد. بازیهای Spider-Man ساخته Insomniac Games از جمله بهترین آثار ابرقهرمانی تاریخ بازیهای ویدیویی محسوب میشوند و بسیاری از طرفداران ولورین امیدوار بودند بازی او نیز بتواند به همان سطح برسد. حالا بازی منتشر شده و دیدگاه کلی مواجه با اثر قابل قبول است که از بسیاری از مشکلات رایج در بازیهای AAA رنج میبرد.
اگر از طرفداران ولورین باشید، بدون شک نکات زیادی برای دوست داشتن این بازی پیدا خواهید کرد، زیرا گیمپلی آن سرگرم کننده است؛ هرچند بعضی از جنبههایش به راحتی میتوانند سوژهای برای شوخی باشند. برای مثال، سیستم Detective Vision ولورین تا حدی خندهدار به نظر میرسد. به هر حال، بازی نتوانسته به نمایش کامل و ایدهآلی از این شخصیت و دنیای او تبدیل شود و همان چیزی باشد که طرفداران انتظارش را داشتند.
قرار بود Marvel’s Wolverine همان بازیای باشد که جایگاه این شخصیت را به عنوان یکی از بزرگترین قهرمانان تاریخ تثبیت میکند، اما در حال حاضر ظاهراً به یکی دیگر از بازیهایی تبدیل شده با انتظارات بسیار بالایی روبهرو است. بسیاری از طرفداران امیدوار بودند این بازی بتواند مخاطبان جدیدی را به سمت ولورین جذب کند و تمام ویژگیهای خاص این شخصیت را به نمایش بگذارد؛ به همین دلیل، نتیجه نهایی برای آنها ناامید کننده بود.
با این حال، نباید فکر کنید اثری ایدهآل برای نمایش تمام جنبههای جذاب داستانهای ولورین و دلیل اهمیت او در دنیای مارول وجود ندارد. ۲۲ سال پیش، مارول یکی از بهترین داستانهای حماسی ولورین را منتشر کرد؛ داستانی که میتواند نظر هر مخاطبی را به خود جلب کند. این داستان ۱۲ قسمتی Enemy of the State نام دارد.
Enemy of the State؛ نقطه اوجی برای شخصیت ولورین

اوایل دهه ۲۰۰۰ دوران بسیار خوبی برای طرفداران کمیک بود. صنعت کمیک راه خروج از رکود دهه ۹۰ را طی میکرد و در همین راستا نسل جدیدی از خالقان برجسته وارد این حوزه شدند. در دهه ۲۰۰۰، سطح داستانگویی و کیفیت کمیکها ارتقا پیدا کرد و مارول نیز در بسیاری از زمینهها، از جمله فروش، نقش مهمی در این روند ایفا نمود.
مجموعههای X-Men مثل همیشه عملکرد خوبی داشتند و ولورین نیز یک مجموعه جدید از Marvel Knights دریافت کرده بود تا جایگزین سری کمیک انفرادی طولانیمدت او شود. پس از پایان همکاری گرگ روکا و داریک رابرتسون روی داستانهای ولورین، مارول اعلام کرد که نویسنده سرشناس، مارک میلار، مسئولیت این مجموعه را بر عهده خواهد گرفت. او در این مسیر با تیم هنری افسانهای متشکل از جان رومیتا جونیور و کلاوس جانسون همکاری کرد تا یک داستان ۱۲ شمارهای را روایت کنند؛ داستانی که بعدها به یکی از بهترین روایتهای ولورین در دهه ۲۰۰۰ تبدیل شد.
میلار ایدهای را که سالها در ذهن سازندگان مختلف وجود داشت، گسترش داد؛ این ایدهای کشته شدن ولورین و احیای او توسط یکی از قاتلان Hand بود. او بر اساس این ایده، دو داستان شش شمارهای خلق کرد. داستان نخست، Enemy of the State، درباره گورگون، رهبر Hand، است که ولورین را در برابر قهرمانان جهان قرار میدهد و با همکاری Hydra قصد دارد سلاحی برای به دست گرفتن کنترل سیاره ایجاد کند.
شش شماره بعدی با عنوان Agent of SHIELD نیز لوگان را در مسیر انتقام از Hydra و Hand قرار میدهند. داستان در ظاهر ساده است، اما تیم خلاق اثر توانسته آن را به شکل فوقالعادهای اجرا کند. اگرچه نبردهایی که روی جلدها وعده داده شده بودند، از جمله رویارویی با چهار شگفتانگیز و مرد آهنی، در داستان نهایی حضور نداشتند، اما میلار، رومیتا و جانسون مجموعهای سرشار از اکشن خلق کردند که به خوبی نشان میدهد ولورین در صورت استفاده از تمام تواناییهایش تا چه اندازه میتواند خطرناک و قدرتمند باشد.
نبردهای بسیار خوبی با الکترا، دردویل و اعضای مردان ایکس وجود دارد. در یکی از شمارهها، لوگان از یک سنتینل ساخته شده توسط SHIELD استفاده میکند تا هزاران نینجای Hand را از بین ببرد. نبرد نهایی با گورگون نیز دقیقاً همان چیزی است که میتوان از یک مبارزه ولورین انتظار داشت؛ درگیریای خشن و سنگین که پایانبندی مناسبی برای این داستان رقم میزند. Enemy of the State داستانی عمیق درباره ولورین نیست که بخواهد به گذشته او بپردازد و برای درک آن به سالها آشنایی با شخصیت لوگان نیاز داشته باشید. این اثر همچنین قصد ندارد چرخ را از نو اختراع کند یا تصویری کاملاً متفاوت از این شخصیت ارائه دهد. کاری که Enemy of the State انجام میدهد، نشان دادن دلیل تبدیل شدن ولورین به یکی از بزرگترین ابرقهرمانان تاریخ است.
جزئیات کوچکی هستند که باعث شدند این داستان تا این اندازه خوب از آب دربیاید؛ از نحوه روایت تلاش لوگان برای مقاومت در برابر شستوشوی مغزی، در حالی که بدنش علیه او عمل میکند، گرفته تا تواناییاش برای پیدا کردن راهحل در موقعیتهایی که ظاهراً هیچ راه فراری از آنها وجود ندارد. در کنار این موارد، تسلط او بر استراتژی و سرسختیای که یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتش محسوب میشود نیز به خوبی به تصویر کشیده شده است. داستان همچنین به بخشهای مختلف گذشته ولورین و رابطه او با شخصیتهایی مانند الکترا، اعضای مردان ایکس و Hand اشاره میکند و جایگاه او را در ساختار دنیای مارول نشان میدهد. علاوه بر این، Enemy of the State برخی از بهترین صحنههای اکشن تاریخ داستانهای ولورین را در خود جای داده است.
تمام این ویژگیها دقیقاً همان چیزهایی هستند که بسیاری از طرفداران از بازی جدید اینسامنیاک انتظار داشتند. آنها میخواستند یک بازی ولورین داشته باشند که به تمام ویژگیهای مهم این شخصیت بپردازد و آنها را در اختیار بازیکنان قرار دهد. با این حال، بازی به دلایل مختلف، چه از نظر فنی و چه از منظر داستان، نتوانسته انتظارات را به طور کامل برآورده کند. بازی Marvel’s Wolverine آن اثر خاصی نیست که بتواند هر بازیکنی را عاشق این شخصیت کند. با این حال، ما از مدتها قبل چنین اثری را در اختیار داشتهایم؛ یک نمونه تقریباً ایدهآل از داستانهای ولورین که میتواند برای هر مخاطبی جذاب باشد؛ آن اثر تمام این سالها Enemy of the State بوده است.
بهترین چیزی که ولورین میتواند ارائه دهد

بازیهای ابرقهرمانی در طول سالها فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کردند و اینسامنیاک نیز نقش مهمی در نشان دادن ظرفیت بالای این ژانر داشته است. یکی از دلایل اصلی ناامیدی طرفداران از ولورین نیز همین موضوع است؛ آنها انتظار داشتند اینسامنیاک یک بار دیگر عملکردی درخشانی از خودش نشان دهد و برای لوگان همان نوع تجربهای را بسازد که برای پیتر پارکر و مایلز مورالز خلق کرده بود.
با این حال، نتیجه نهایی بیشتر یک بازی AAA استاندارد از آب درآمده؛ اثری که با مجموعهای از مشکلات رایج در صنعت بازیهای ویدیویی امروز دستوپنجه نرم میکند. طرفداران انتظار چیزی در حد تجربه Spider-Man ساخته سونی را داشتند، نه یک بازی ابرقهرمانی دیگر که شاید به مرور از ذهن مخاطبان محو شود. بازیهای ویدیویی راه بسیار خوبی برای آشنا کردن مخاطبان با مجموعههای مختلف هستند و بسیاری امیدوار بودند ولورین نیز باعث شود افراد بیشتری به این قهرمان علاقهمند شوند. جذب مخاطب برای مطالعه کمیکها میتواند دشوار باشد و هر اثری که بتواند این مسیر را هموار کند، اهمیت دارد.
با این حال، شخصیت ولورین هیچوقت برای نشان دادن دلیل جذابیتش به یک بازی ویدیویی نیاز نداشت. ما از قبل Enemy of the State را داشتیم؛ داستانی که تقریباً تمام ویژگیهایی را که روایتهای ولورین در بهترین حالت خود ارائه میکنند، در اختیار مخاطب میگذارد. اگر بازیکنی پس از تجربه ولورین بخواهد ببیند این شخصیت در بهترین شکل ممکن چگونه به تصویر کشیده میشود، Enemy of the State همان داستانی است که میتوان به او پیشنهاد کرد.
منبع: gamefa.com