نقد و بررسی فیلم خانوم والده | خنداندن به چه قیمتی؟! | موبوگیم
خانوم والده! یکی دیگر از کمدیهای پرفروش سینما و یکی از آثار پرمخاطب رضا عطاران (یعنی مثل همیشه!) که به کارگردانی سهیل موفق و تهیهکنندگی سیدابراهیم عامریان روی پرده رفت و توانست با شکل تازه اکران و رونمایی از یک بستر تازه بلیتفروشی موفق ظاهر شود. رضا عطاران، عباس جمشیدیفر، شبنم قربانی، ایمان صفا، غلامرضا نیکخواه، علی دهکردی و صحرا اسدالهی بازیگران این اثر کمدی هستند. اما آیا این فیلم لایق موفقیت در گیشه هست؟ اصلاً بطور کلی میتوان خانوم والده را یک کمدی خوب توصیف کرد؟ بعید میدانم اما بههرحال نکات مثبت و منفی ریز و درشتی دارد که اینجا باید به آن اشاره کنیم.
هشدار اسپویل
رضا عطاران میداند چه فیلمنامهای انتخاب کند که در اولویت اول مخاطب را تا حد زیادی بخنداند. او کاربلد این ماجراست و در آثار قبلی خود در چند سال اخیر مثل انفرادی و صددام هم این را اثبات کرده است. اما آیا صرفاً خنداندن توانسته این آثار را به کمال برساند؟ اینجا پای آثاری چون قیف یا ویلای ساحلی به میان میآید که این نکته را جداً نقض میکند. رضا عطاران که روزگاری یکهتاز کمدی این مملکت بود و سریالهای تلویزیونی معروفش به اصطلاح عوام خیابان خلوتکن بود حالا مسیرش با اینکه همچنان در کمدی است اما دچار تزلزل شده و دیگر آن رضا عطارانی نیست که میشناختیم. با اینکه او همچنان محبوب است و همینکه مردم بدانند او در فیلمی بازی کرده و نامش بعنوان نقش اصلی یک اثر سینمایی آن هم در ژانر کمدی نقش بسته است برای خرید بلیت آن فیلم صف میکشند و چشمانتظار تماشای کمدی تازه عطاران هستند. خانوم والده هم طبق معمول روی محبوبیت رضا عطاران و سبک کمدی او حساب ویژه باز کرده و در عنصر خنداندن از این بازیگر باتجربه بهره برده است. حالا که با همین موضوع شروع کردیم بگذارید سوای نکات فنی، عنصر خنداندن را موشکافی کنیم و نقد خانوم والده را با این نگاه آغاز کنیم.

یک کلام؛ خانوم والده میخنداند. زیاد! لحظات کمدی اسلپاستیک آن همیشه در اوج است و میتواند با خلق لحظات غیرقابل پیشبینی از مردم خنده بگیرد. خانوم والده تقریباً از همه قواعد این روزهای کمدی سینمای ایران در داستان خود پیروی میکند. از شوخیهای کلامی تا طنز بزنبکوب یا حتی خودتحقیر در روند روایت قصه این فیلم به وضوح حس میشود اما این اصول با استفاده از یک تکنیک جلو میروند! تکنیکی که امروزه در هر کمدی موفق یا ناموفقی به وفور یافت میشود و دیگر تبدیل به یک اصل برای فیلمسازی شده است. بله درست حدس زدید، شوخیهای جنسی و الفاظ رکیک که نیمی از فیلم را در بر میگیرد. قبول داریم که این شوخیها هنوز میتوانند بخندانند و لحظات بانمک خلق کنند اما آنقدر نمک این شوخیها زیاد شده و در خانوم والده به حد اعلا رسیده که فیلم تبدیل به یک کمدی شور و بدمزه میشود. انگار بدون شوخی جنسی، کمدی معنا ندارد. روح کمدینهای بزرگ شاد! میراث خود را به آثاری دادهاند که با هر لفظ زشت و وقیحی خودشان را در قالب یک فیلم کمدی جا میکنند. کمدیسازان امروزه لباسی دارند که به تنشان گشاد است و از معنای کمدی فقط خنداندن را میدانند. حالا به چه قیمتی؟ مگر مهم است؟ خانوم والده دقیقاً همین انتقاد را به جان خریده و فضای فیلم را پر از شوخیهای جنسی مستقیم کرده است. حتی دیگر زحمت دوپهلوبودن یا ایهام در جنس شوخی هم به خود نداده و به شکل کاملاً واضح با خط قرمزهای فرهنگ ایرانی شوخی میکند. سکانس حضور شخصیت کریم (رضا عطاران) در سرویس بهداشتی یکی از لحظات خجالتآور فیلم است. یا وقتی این کاراکتر به همراه برادرش در لباس زنانه به استخر بانوان میرود و با اندام بانوان شوخی میکند چیزی معمولی نیست اما وجود دارد. اگر در حد و اندازهای باشد که به پیشروی داستان و البته خلق لحظه کمدی کمک کند ایراد چندانی ندارد و اتفاقاً میتواند رفتاری هنجارشکنانه برای آزادی بیان بیشتر باشد. اما به همان مثال نمک زیاد و فیلم شور برگردیم، این جنس شوخی در خانوم والده آنقدر زیاد، بیدلیل و بیاهمیت است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. لحظاتی که هیچ ارتباط مستقیمی با داستان ندارند و فقط برای چند خنده بیشتر در فیلم حضور دارند. خنداندن مردم کاری شریف و ارزشمند است اما چرا فقط باید اینگونه شکل بگیرد؟ جای هزاران خط بحث دارد.
اگر بخواهیم به بحث بازیگری فیلم بپردازیم نمیتوانیم نکته خاصی برای آن پیدا کنیم. رضا عطاران مثل همیشه از تواناییهای خود علیالخصوص در لحظههای کمدی استفاده میکند. درواقع شاید بتوان گفت نقش او بازهم تکراری است اما یک تکرار دلپذیر که مخاطب دوستش دارد. هرچند در قدرت بازیگری رضا عطاران شکی نیست و همیشه میتوان به او اعتماد کرد حالا میخواهد تکراری باشد یا تازه و نوآورانه! عباس جمشیدیفر که همیشه نقش مکمل بوده و در سالهای اخیر به تعداد زیاد کنار رضا عطاران دیده شده بازهم نقش مکمل خود را خوب و قابل قبول ایفا میکند و در لحظاتی بار کمدی را خودش یکتنه به دوش میکشد که جای تعریف و تمجید دارد. اما در بین هر نکتهای، بازی شبنم قربانی جالب توجه است. او همچنان روی ریل پیشرفت است و در کمدی هم موفق عمل میکند. او تجربه بازی در اثر کمدی را قبلاً هم داشته است. در فیلم تمساح خونی و سال گربه ما شبنم قربانی را در نقش ویژهای دیدیم اما در خانوم والده، این بازیگر که میتوان او را از نسل تازه بازیگری دانست از مشخصههای کمدی هم بهره برده است و در نقش خود ریزهکاریهای جذابی برای خنداندن دارد. در این امر شبنم قربانی موفق عمل میکند و همین مهر تاییدی میشود بر پیشرفت چشمگیر او و نویدبخش موفقیتهای ادامهدارش! شبنم قربانی نقطه قوت بازیگری سریال نیست، اما تماشای او، طنز فیلم را جذابتر میکند. او با اعتمادبهنفس بالا تعاملهای ویژه و جالبی با رضا عطاران دارد. شبنم قربانی 37 سال دارد و تجربه بازیگری عطاران 36 سال است. این هم میشود نکته دیگری که پیشرفت شبنم قربانی را نمایان میکند. او با رضا عطاران به خوبی تعامل دارد و پابهپای این اسطوره کمدی، لحظات خندهآور خلق میکند و عقب نمیماند.

نکات مثبت دیگری برای خانوم والده میتوان لحاظ کرد. میشود به تدوین حرفهای آن اشاره کرد. مخصوصاً لحظه رقص رضا عطاران با آهنگ هندی شعله در انبار خودروهای فرسوده و سکانس پایانی! ریتمی که در تدوین حس میشود دقیقاً همگام با همان آهنگ هندی معروف است و حسوحال آن لحظه را بهتر میکند. حسن ایوبی تدوینگر این فیلم است و نمره قبولی را میگیرد. حتی گاهی نقص کارگردان با تدوین درست و حسابشده پوشانده میشود. برای این نکته میتوان سکانس زدوخورد کریم با دو پسر مزاحم در تاکسی را مثال زد. کارگردان در برخی لحظات قاب خوبی نمیبندد اما سریع از آن رد میشود و چیز مهمی به مخاطب منتقل نمیکند. اگر قرار است ما از شخصیت اکستریم کلوز-آپ (نمای خیلی نزدیک) ببینیم بنابراین باید به افکار و اتفاقات درونی وی برسیم و آن را دریافت کنیم. اما در خانوم والده منطق چنین قابهایی آنقدر رعایت نمیشود. در همین لحظات، تدوین درست، سکانس را تاحدی نجات میدهد و میتواند مخاطب را روی تصویر نگه دارد. اگر قاببندی ایراد داشته باشد یک تدوین نادرست میتواند به کلی به همراهی چشم مخاطب با تصویر لطمه وارد کند و اصطلاحاً فیلم را تبدیل به اثری گیجکننده کند. اما خانوم والده در این امر خوشاقبال است. سهیل موفق دقیقاً شبیه آثار قبلی خود مخصوصاً کفایت مذاکرات در بحث کارگردانی عمل میکند و پیشرفت یا پسرفت چشمگیری در تکنیکها یا ویژگیهای خاصی که بتواند او را با سایر کمدیسازان متمایر کند حس نمیشود. حالا این ایراد است یا یک نقطه قوت، بستگی به سلیقه مخاطب دارد. چراکه در بحث نقد، بیش از این نمیتوان به کارگردانی یک اثر کمدی کمارزش اشاره کرد.
ضرباهنگ فیلم برای همراه نگهداشتن مخاطب قابل قبول است و زنجیره اتفاقات را به درستی به هم متصل میکند. از دل این اتفاقات نیز صحنههای کمدی پرجزئیات به چشم میخورد و مخاطب ریتم را از دست نمیدهد. بخشی از آن به همان مسئله تدوین برمیگردد، بخش بزرگی به فیلمنامه و البته درصدی نیز به شخصیتهایش! شخصیتپردازی شاهکار و بینقص نیست و قطعاً میتوانست بهتر از این باشد. اما مسئله ضرباهنگ و ریتم که در خانوم والده به خوبی رعایت میشود اگر با شخصیتپردازی بد انجام میشد میتوانست به راحتی مخاطب را سردرگم کند. بنابراین میتوان در بحث شخصیتپردازی، خانوم والده را نسبتاً موفق دانست. شخصیتهای سادهای که رویای فیلمسازی دارند اما بدهکارند و پریشان! دو برادر که هم رابطه برادریشان به خوبی به تصویر کشیده میشود و هم موقعیتی که در آن گیر افتادهاند قابل درک و همذاتپنداری برای مخاطب است. در شخصیتپردازی نواقصی پیدا میشود اما نقطه قوت آن دوری از مبالغه و شعارهای شخصیتی است. دو برادر درست مثل زندگی واقعی باهم ارتباط میگیرند و وجود شخصیتهای دیگر مثل راضیه در این ارتباط بدون اغراق جای میگیرند. درواقع رابطه کاراکتر اصلی یعنی کریم با دیگر شخصیتها از اصول خوبی پیروی کرده و چیزی کم یا زیاد ندارد. نه ردوبدلشدن دیالوگهای عاطفی و احساسی مصنوعی است و نه رفتارهای متقابل شخصیتها دچار اغراق یا کلیشه میشود. موقعیتهای آشنا در این ایده کمدی نیاز به شخصیتی قابل باور و منطقی دارد و خانوم والده این فاکتور مهم را رعایت کرده است. در فیلم و سریالهای گوناگون ما رابطه برادری را زیاد مشاهده کردهایم که طبیعی نیست و پر از حرفهای عاشقانه بیخود است. رابطه برادری خانوم والده و حتی رابطه احساسی کریم و راضیه از این فرم تکراری و دور از جذابیت فاصله گرفته است. البته لازم است تأکید کنیم که شخصیتپردازی بینقص نیست و قطعاً دچار عیب و ایرادهایی هست اما نحوه اجرا و پرداخت به این شخصیتها که همراستا با داستان و موقعیتهای کمدی باشد نمره قبولی را میگیرد.

از دیگر انتقاداتی که میتوان به خانوم والده وارد کرد ساختار کلی داستان آن است. قصه تکراری است! دو جوان بیپول که البته مادری ثروتمند دارند بدهی سنگین بالا میآورند و مدام تهدید میشوند. مشابه این داستان چندین و چندبار دیدهایم! خانوم والده سوار بر این کلیشه است و داستانی تکراری خلق میکند. با این وجود تفاوت در اجرا و روند گرهافکنی و گرهگشایی کمی فیلم را از دست این کلیشه نجات میدهد. مشکل جایی بروز پیدا میکند که چینن داستانی به اوج نمیرسد و تبدیل به بحران نمیشود. تهدیدها در همان سطح باقی میمانند و لحظهای ملتهب به وجود نمیآید درحالیکه این داستان کاملاً پتانسیل گرههای بزرگ برای بهبود ساختار و پیرنگ دارد. میتوان چندین لحظه را مثال زد. چرا کریم در لباس زن، در آن کنفرانس بینالمللی بزرگ آبروریزی میکند اما بعد از آن هیچ دردسری برایش ایجاد نمیشود؟ چرا چنین حقه بزرگی حتی یکبار هم نزد مردم عادی لو نمیرود؟ این قصه نیاز داشت حداقل یکبار این التهاب را اضافه کند تا قصه و بحرانهای آن به اوج برسد. قطع به یقین چنین ویژگی جذابی برای این داستان ضروری بود که حمزه صالحی نویسنده داستان از آن استفاده نکرد. این مسئله پایانبندی فیلم را هم دچار اشتباه میکند. قصه برای تمامشدن عجله نمیکند اما در لحظه پایانی از تب و تاب میافتد و با یک بهانه آبکی داستان را تمام میکند. اگر از ابتدا و در نقاط عطف، فیلم به بحرانهای بیشتر و التهاب میرسید هم کمدی بهتری ساخته میشد، هم پایانبندی عملکرد بهتری از خود نشان میداد. اما خانوم والده مانند اکثر کمدیهای قبل، در پایانبندی ضعفی بزرگ دارد. جالب اینجاست که به بیراهه نمیرود و همان بهانه آبکی در خدمت داستان اجرا میشود. مشکل خود پایانبندی است و باتوجه به لحظات قبل خود، کار دیگری نمیتواند برای تمامشدن قصه بکند. آب ریخته جمعشدنی نیست! خانوم والده برای پایانبندی به این حکایت محکوم میشود و نویسنده سکانس پایانی را رها میکند. چون ظاهراً چارهای ندارد و مسیر به اینجا رسیده است.
خانوم والده بعنوان یک اثر سرگرمکننده که بتواند مخاطب را بخنداند قابل قبول است نه بعنوان یک اثر سینمایی ارزشمند و ماندگار! در کمدیها ما آثار ماندگار هم زیاد داریم اما خانوم والده در این دسته جای نمیگیرد و قطعاً زود فراموش میشود. چراکه به چند عنصر گذرا تکیه میکند. اول روی بازی رضا عطاران و عباس جمشیدیفر و تعاملهای آشنای این دو حساب باز میکند. دوم روی شوخیهای جنسی صریح سوار است و از لحظات کمدی پرجزئیات خود بهره میبرد. سوم و شاید تنها حسن خانوم والده شخصیتهای تقریباً قابل درک و باوری است که مخاطب جوان امروز میتواند با آنها همذاتپنداری کند و ارتباط خود با فیلم را تقویت کند. به اعتقاد اکثر مدرسین فیلمنامهنویس و اساتید سینما مهمترین و چالشبرانگیزترین بخش ساخت یک فیلم، شخصیتپردازی آن است و همین موضوع که خانوم والده برایش تاحدودی نمره قبولی میگیرد فیلم را تقریباً نجات میدهد (البته شاید!) بنابراین خانوم والده با تکیه بر همین سه نکته تبدیل به اثری جذاب میشود که ارزش یکبار تماشا آن هم فقط برای سرگرمشدن را دارد اما از ارزش هنری برخوردار نیست. خودش هم این موضوع را میپذیرد و ظاهراً جز این نمیخواهد.

مخاطب عادی کمدی مخصوصاً در سالهای اخیر که آثار متعددی از این ژانر را تماشا کرده عادت به قیاس دارد. پس از خروج از سالن یکی میگوید صددام فیلم بهتری بود، دیگری میگوید هیچ کمدی خندهدارتری از هتل یا زودپز سراغ ندارد و شخصی میگوید تنها کمدی پرمحتوای سالهای اخیر جهان با من برقص سروش صحت بوده است. این اختلاف نظر همیشه در سینما بوده که صرفاً به سلیقه مخاطب برمیگردد. اما امروزه مخاطب درک بسیار بالاتری از سینما دارد و هر بینندهای با هوش و ذکاوت میتواند خودش منتقد اصولی یک اثر باشد. پس میتوان پذیرفت که اکثر بینندگان به رضا عطاران و همان عناصر همیشگی کمدیاش وفادارند و از این رو به سینما میروند تا خانوم والده را تماشا کنند. فیلمی که انصافاً جز خندهداربودن محتوایی ندارد و در دسته فیلمهای ضعیف سینما قرار میگیرد. فقط برای چنین حجم بزرگی از لحظات کمدی بیپروا سؤالی پیش میآید که بهتر است مستقیماً از خود آقای عامریان، آقای سهیل موفق، جناب حمزه صالحی و حتی شخص رضا عطاران بپرسیم: آیا با وجود صحنههای پرشمار بدون محدودیت مثل سکانس حمام و طنزهای بیپرده و خجالتآور، خودتان حاضرید چنین فیلمی را با خانواده در سینما تماشا کنید؟ کمدی در ایران باید یک ژانر خانوادگی باشد اما با همین فرمان ظاهراً هر فیلم از اثر قبلی، لودگی بیشتری دارد و شوخیهایش رکتر و وقیحتر میشود. و این موضوع فقط مفهوم خانواده را از سینما دور میکند. نکتهای که تهیهکنندگان باید به آن توجه کنند، نه فقط به جیب خود و درآمدهای نجومی بابت محبوبیت ژانر کمدی نزد مردم! این هم رقابت امروزه کمدی در سینمای با اصالت ایران!
امتیاز نویسنده به فیلم: 4 از 10
منبع: gamefa.com