۸ ابرقهرمانی که استن لی آن‌ها را بی‌نقص می‌دانست | موبوگیم

استن لی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ کتاب‌های کمیک بود؛ نویسنده‌ای که با خلق شخصیت‌هایی خاکستری، آسیب‌پذیر و انسانی، تعریف تازه‌ای از ابرقهرمان‌ها ارائه داد. برخلاف بسیاری از قهرمانان کلاسیک که همیشه شکست‌ناپذیر و کامل به نظر می‌رسیدند، شخصیت‌های او با مشکلات روزمره، اشتباهات شخصی، بحران‌های روحی و حتی مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کردند.

با این حال، استن لی در طول سال‌ها بارها درباره شخصیت‌هایی صحبت کرد که آن‌ها را نمونه‌هایی «بی‌نقص» از یک ابرقهرمان می‌دانست؛ چه شخصیت‌هایی که خودش در خلقشان نقش داشت و چه قهرمانانی که توسط شرکت‌های دیگر خلق شده بودند. در ادامه با هشت ابرقهرمانی آشنا می‌شویم که جایگاه ویژه‌ای در قلب استن لی داشتند.

8. لوبو (Lobo)

imgupscaler enhanced 2 3

شاید عجیب‌ترین نام این فهرست، لوبو باشد؛ ضدقهرمانی از دنیای DC که در سال ۱۹۸۳ برای نخستین بار معرفی شد. او آخرین بازمانده سیاره خود، یک شکارچی جایزه‌ بگیر بین‌ کهکشانی و موجودی تقریبا شکست‌ناپذیر است که قدرت، سرعت، توانایی بازسازی بدن و خشونت بی‌‌حد و حصرش او را به یکی از خطرناک‌ترین شخصیت‌های کمیک تبدیل کرده است. لوبو شخصیتی خودخواه، گستاخ و کاملاً غیرقابل پیش‌بینی دارد و برخلاف قهرمانان سنتی، تقریبا هیچ اهمیتی به قوانین یا اخلاق نمی‌دهد.

با وجود اینکه لوبو متعلق به مارول نبود، استن لی بارها گفته بود که آرزو می‌کرد این شخصیت را خودش خلق کرده باشد. او معتقد بود جذابیت لوبو دقیقا در همین شخصیت بی‌پروا و غیرقابل‌ کنترل نهفته است؛ کاراکتری که هیچ تلاشی برای دوست‌ داشتنی بودن نمی‌کند اما به همین دلیل به‌ شدت سرگرم‌ کننده است. لی حتی با شوخی گفته بود که DC هرگز به‌درستی از پتانسیل این شخصیت استفاده نکرد.

7. سیلور سرفر (Silver Surfer)

imgupscaler enhanced 3 2

نورین راد (Norrin Radd)، مشهور به سیلور سرفر، یکی از متفاوت‌ترین شخصیت‌های مارول است که نخستین بار در سال ۱۹۶۶ معرفی شد. او در اصل دانشمندی از سیاره صلح‌طلب «زن-لا (Zenn-La)» بود. زمانی که گالاکتوس تصمیم گرفت سیاره او را نابود کند، نورین برای نجات مردمش آزادی خود را فدا کرد و به پیام‌آور گالاکتوس تبدیل شد؛ موجودی کیهانی که وظیفه داشت سیاره‌هایی را برای بلعیده شدن توسط اربابش پیدا کند. اما ملاقات با چهار شگفت‌انگیز باعث شد وجدان او بیدار شود و علیه گالاکتوس شورش کند.

استن لی همیشه سیلور سرفر را یکی از محبوب‌ترین ساخته‌های خود می‌دانست. دلیل این علاقه، قدرت‌های خارق‌العاده او نبود؛ بلکه نگاه فلسفی این شخصیت به زندگی و انسان‌ها بود. سیلور سرفر از بیرون به بشریت نگاه می‌کرد و همیشه از اینکه انسان‌ها با وجود داشتن همه چیز، باز هم به جنگ، نفرت و طمع روی می‌آورند، شگفت‌زده می‌شد. همین جنبه‌های فلسفی باعث شد لی او را یکی از عمیق‌ترین شخصیت‌های مارول بداند.

6. بلک پنتر (Black Panther)

black panther

تی‌چالا، پادشاه واکاندا، نخستین بار در سال ۱۹۶۶ وارد دنیای کمیک شد. او فرمانروای کشوری پیشرفته و مخفی در آفریقاست که به لطف فلز کمیاب ویبرانیوم، از نظر فناوری سال‌ها جلوتر از سایر نقاط جهان قرار دارد. تی‌چالا علاوه بر اینکه جنگجویی ماهر است، دانشمند، سیاستمدار و رهبری خردمند نیز محسوب می‌شود و همواره تلاش می‌کند میان حفاظت از مردمش و مسئولیت‌های جهانی تعادل برقرار کند.

برای استن لی، بلک پنتر فقط یک ابرقهرمان نبود؛ بلکه نمادی از شکستن کلیشه‌های نژادی در صنعت کمیک به شمار می‌رفت. او می‌خواست شخصیتی خلق کند که نه بر اساس رنگ پوست، بلکه بر اساس شجاعت، هوش و اقتدارش شناخته شود. استن لی تا آخرین سال‌های زندگی‌اش از موفقیت این شخصیت و اقتباس سینمایی او ابراز خوشحالی می‌کرد و آن را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای حرفه‌ای خود می‌دانست.

5. آیرون من (Iron Man)

imgupscaler enhanced 5 1

تونی استارک در سال ۱۹۶۲ معرفی شد؛ نابغه‌ای میلیاردر، مخترع و تولیدکننده سلاح که پس از زخمی شدن در میدان جنگ و گیر افتادن ترکش‌هایی در نزدیکی قلبش، مجبور شد زرهی بسازد که هم او را زنده نگه دارد و هم به قدرتمندترین سلاحش تبدیل شود. این اتفاق آغاز راه آیرون من بود؛ قهرمانی که از دل اشتباهات گذشته‌اش متولد شد و تلاش کرد زندگی خود را وقف جبران آن‌ها کند.

استن لی بعدها اعتراف کرد که آیرون من در واقع یک چالش شخصی برای خودش بود. او عمداً شخصیتی ساخت که مخاطبان در ابتدا نباید دوستش می‌داشتند؛ یک سرمایه‌دار ثروتمند و فروشنده اسلحه در اوج جنگ سرد. اما دقیقا همین روند تغییر شخصیت، پذیرش اشتباهات و تلاش برای جبران، باعث شد تونی استارک به یکی از محبوب‌ترین قهرمانان مارول تبدیل شود. استن لی حتی بارها گفته بود بیش از هر شخصیت دیگری، خودش را در آیرون من می‌بیند.

4. هالک (The Hulk)

images 4 1

داستان بروس بنر با یک حادثه علمی آغاز شد. او که فیزیکدانی آرام و نابغه بود، پس از قرار گرفتن در معرض انفجار عظیم اشعه گاما، به موجودی غول‌آسا و سبز رنگ تبدیل شد که هرچه خشمگین‌تر می‌شد، قدرت بیشتری به دست می‌آورد. اما هالک صرفاً یک هیولای قدرتمند نبود؛ بلکه نماد نبرد دائمی انسان با خشم، ترس و جنبه تاریک وجود خودش محسوب می‌شد.

استن لی برای خلق این شخصیت از داستان‌های «فرانکنشتاین (Frankenstein)» و «دکتر جکیل و آقای هاید (Dr.Jekyll and Mr.Hyde)» الهام گرفته بود. او می‌خواست نشان دهد حتی ترسناک‌ترین موجودات هم ممکن است قربانی شرایط باشند، نه ذاتاً شرور. به همین دلیل، هالک همیشه یکی از شخصیت‌های محبوب او باقی ماند؛ قهرمانی که قدرت بی‌نهایتش هرگز نتوانست درد، تنهایی و آسیب‌پذیری درونی‌اش را پنهان کند.

3. چهار شگفت‌انگیر (Fantastic four)

fantastic four comics costume redesign 1

خانواده چهار شگفت‌انگیز شامل رید ریچاردز (Mister Fantastic)، سوزان استورم (Invisible Woman)، جانی استورم (Human Torch) و بن گریم (The Thing)، نخستین بار در سال ۱۹۶۱ معرفی شدند. آن‌ها پس از قرار گرفتن در معرض پرتوهای کیهانی، هرکدام قدرتی منحصر به‌ فرد به دست آوردند؛ اما چیزی که این گروه را از سایر تیم‌های ابرقهرمانی متمایز می‌کرد، رابطه خانوادگی میان اعضای آن بود. آن‌ها مانند هر خانواده دیگری دعوا می‌کردند، اختلاف نظر داشتند، از دست هم ناراحت می‌شدند و دوباره آشتی می‌کردند.

استن لی همیشه تأکید می‌کرد که نقطه قوت این تیم نه قدرت‌هایشان، بلکه واقعی بودن روابطشان است. به اعتقاد او، خوانندگان می‌توانستند خودشان را در این خانواده ببینند؛ خانواده‌ای که با وجود اختلاف‌ها، در لحظات سخت کنار یکدیگر می‌ایستادند. جالب اینکه موفقیت چهار شگفت‌انگیز نه‌ تنها مسیر مارول را تغییر داد، بلکه به گفته خود استن لی، باعث شد او تصمیمش برای ترک صنعت کمیک را کنار بگذارد.

2. سوپرمن (Superman)

images 7 1

سوپرمن که نخستین بار در سال ۱۹۳۸ معرفی شد، پایه‌گذار بسیاری از مفاهیم ابرقهرمانی مدرن به شمار می‌رود. او با نام کال-اِل در سیاره کریپتون متولد شد و پیش از نابودی سیاره، توسط والدینش به زمین فرستاده شد. کلارک کنت در کنار خانواده‌ای مهربان بزرگ شد و بعدها با استفاده از قدرت‌های خارق‌العاده خود تصمیم گرفت زندگی‌اش را صرف محافظت از مردم کند.

اگرچه استن لی معمولاً قهرمانان خاکستری و آسیب‌پذیر را ترجیح می‌داد، اما همیشه احترام ویژه‌ای برای سوپرمن قائل بود. او بارها گفته بود که صنعت ابرقهرمانی بدون سوپرمن هرگز به شکل امروزی شکل نمی‌گرفت. هرچند استن لی گاهی با شوخی می‌گفت سوپرمن بیش از حد کامل است، اما این موضوع هرگز از تحسین او نسبت به شخصیت و جایگاه تاریخی مرد پولادین کم نکرد.

1. مرد عنکبوتی (Spider-Man)

157949 spider man marvel comics spider man marvel comics the first 80 years marvel comics comic book x750 1

کمتر شخصیتی به اندازه پیتر پارکر با دیدگاه استن لی درباره ابرقهرمان‌ها همخوانی دارد. او نوجوانی باهوش اما خجالتی بود که پس از گزیده شدن توسط یک عنکبوت رادیواکتیو، قدرت‌هایی مانند بالا رفتن از دیوار، تاراندازی و حس عنکبوتی به دست آورد. اما برخلاف بسیاری از قهرمانان، مشکلات واقعی زندگی هرگز او را رها نکرد؛ از پرداخت اجاره خانه و درس دانشگاه گرفته تا از دست دادن عزیزان و شکست‌های عاطفی.

استن لی همیشه می‌گفت مرد عنکبوتی محبوب‌ترین شخصیتش است، زیرا ثابت می‌کند یک قهرمان واقعی کسی نیست که هرگز شکست نخورد؛ بلکه کسی است که بعد از هر شکست دوباره بلند شود و به راهش ادامه دهد. پیتر پارکر بارها اشتباه کرد، شکست خورد، عزیزانش را از دست داد و با سخت‌ترین تصمیم‌های زندگی روبه‌رو شد، اما هیچ‌وقت دست از تلاش برنداشت. از نگاه استن لی، همین ویژگی بود که اسپایدرمن را به کامل‌ترین و انسانی‌ترین ابرقهرمان مارول تبدیل کرد.

جمع‌بندی

images 8 1

انتخاب‌های استن لی نشان می‌دهد که او بیش از هر چیز، عاشق شخصیت‌هایی بود که فراتر از قدرت‌های خارق‌العاده، هویت، احساسات و چالش‌های انسانی داشتند. از اسپایدرمن و هالک گرفته تا سوپرمن و حتی لوبوی DC، هرکدام به دلیلی متفاوت در ذهن او جایگاهی ویژه داشتند. شاید همین نگاه متفاوت بود که باعث شد آثار استن لی دهه‌ها بعد از خلقشان همچنان برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان الهام‌بخش و ماندگار باقی بمانند.

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید