نقد و بررسی فیلم سینمایی The Rivals of Amziah King | وسترنی گرفتار، میان ایده های پراکنده | موبوگیم

در سال‌های اخیر، وسترن، از جمله ژانرهای مغفول‌مانده‌ی سینمای هالیوود به شمار آمده و جای خود را، به فیلم‌های ابرقهرمانی یا فرنچایزهای جنایی مدرن داده است. بدین ترتیب، کمتر کسی به سمت احیا یا تلاش، جهت ساخت اثری در این ژانر، به‌دلیل ترس از عدم بازگشت بودجه، متمایل می‌شود. اندرو پترسون، از جمله‌ی این معدود افراد است. پترسون که با تولید فیلم The Vast of Night، در سال 2019 برنده‌ی جایزه از جشنواره‌ی Slamdance شد، پس از گذشت 7 سال از آخرین ساخته‌ی خود، این‌بار با The Rivals of Amziah King به سینما بازگشته است. این ورود پرسروصدا اما، برخلاف آنچه مخاطبان از او انتظار داشتند، موفق و بی‌نقص نبود. در این متن، به نقد و بررسی این اثر خواهیم پرداخت.

داستان‌پردازی و فیلمنامه؛ ایده‌های خوب که اسیر رویکردی خام شدند

نقد و بررسی فیلم سینمایی The Rivals of Amziah King | وسترنی گرفتار، میان ایده های پراکنده | موبوگیم

داستان فیلم، گره یا چالش مهمی ندارد: امزیا کینگ، زنبوردار، نوازنده و چهره شاخص جامعه‌اش، پس از سال‌ها جدایی، با دخترخوانده سابقش، کاتری، دوباره متحد می‌شود و تهدیدهای پیش روی کسب‌وکار عسل خود را دفع می‌کند. این ایده‌ی ساده، در اولین برخورد، نویدبخش یک اثر شبه‌بیوگرافی، با درون‌مایه‌ی اکشن را به بینندگان می‌دهد و این‌طور به نظر می‌رسد که با فیلمی پرتلاطم مواجه هستیم. اما برخلاف این تصور، اثر قصه‌ی خود را، با رویکردهایی خام، دائماً به حاشیه می‌برد. ژانر واقعی فیلم، تا پایان، نامشخص باقی می‌ماند و در نهایت نیز، تماشاگر متوجه این موضوع نمی‌شود که اثری درام دیده، یا کمدی موزیکال. از این جهت، بسیاری از طرفداران The Rivals of Amziah King، از تماشای آن، صرف‌نظر کرده و نظراتی منفی درباره‌ی اثر ابراز می‌کنند. در کنار این نکته، نقطه‌ضعف دیگری گریبان اثر را می‌گیرد و آن، تلاش فیلم، برای شباهت به زندگی واقعی است.

هشدار اسپویل

به‌عنوان مثال، در سکانس همخوانی دوستان و همسایگان آمزیا کینگ، در خانه‌ی او، شاهد رفتارهای باورپذیری از بازیگران هستیم و فیلم، این مورد را مدیون فیلمنامه است. پس از آن، در نیمه‌ی دوم اثر، سکانس مزایده وجود دارد که نه‌تنها ذره‌ای شبیه به سکانس پیشین نیست، بلکه به نظر می‌رسد عجله‌ی نویسنده در نگارش فیلمنامه، سطح متن را بسیار پایین آورده و کارگردان نیز، صرفاً به ارائه‌ی تصویری نمادین از این بخش، که امکان تبدیل آن، به لحظاتی از زندگی واقعی فراهم بود، اکتفا کرده و در نتیجه، کمدی ناخواسته‌ی به‌وجودآمده، بلافاصله توسط مخاطب، رد می‌شود.

علاوه بر دو مورد ذکرشده، فیلمنامه با مشکل ساده‌انگاری نیز مواجه است. در The Rivals of Amziah King، دو شخصیت منفی وجود دارد که بیننده پس از گذشت نیمی از اثر، با آن‌ها آشنا شده و نمی‌تواند حسی منفی از این دو دریافت کند؛ چراکه داستان‌پردازی فیلم، اساساً نکته‌ی بد یا شرورانه‌ای در این دو قرار نداده است و تنها راه پترسون، نویسنده و کارگردان، دزد پنداشتن کاراکترهای منفی، آن‌هم در میان دیالوگ‌ها، بوده و چیزی فراتر از آن به تماشاگران ارائه نمی‌کند. همچنین، افراد شرور فیلم، بسیار آسیب‌پذیر هستند و هردو، در دو یا سومین برخورد با کاراکتر کلیدی، کشته و یا دستگیر می‌شوند. این بی‌منطقی در روایت، یکی از عوامل مهم در افت کیفیت اثر بوده است.

کارگردانی خوب، در سایه‌ی بازیگردانی نامناسب از بازیگرانی ناتوان و مبتدی

نقد و بررسی فیلم سینمایی The Rivals of Amziah King | وسترنی گرفتار، میان ایده های پراکنده | موبوگیم

با گذشتن از فیلمنامه‌ی The Rivals of Amziah King، کارگردانی آن را، مورد بررسی قرار می‌دهیم. اندرو پترسون، در دومین تجربه‌ی سینمایی خود، پس از The Vast of Night، چند قدم جلوتر از اثر پیشین خود است. دکوپاژ پترسون، در اثر، قابل قبول است. جایگذاری دوربین، نورپردازی با تم زردرنگ، که فضای وسترن را بیش از پیش، در اثر زنده می‌کند و همچنین، انتخاب قاب‌ها، همگی از نکات مثبت در هدایت اثر توسط او به شمار می‌آیند. تنها بخش دارای ضعف در کارگردانی، بازیگردانی هنرپیشگان است.

هشدار اسپویل

در طول اثر، بازی مک‌کانهی، خوب و یکسان است. اما برخلاف او، آنجلینا لوکینگلاس، هیچ ثباتی ندارد و این، به‌عنوان ایراد کارگردان در بازیگردانی برشمرده می‌شود. لوکینگلاس، در سکانس همخوانی دوستان آمزیا، پرهیجان و کودکانه است. این رفتار، در نیمه‌ی دوم اثر، به کلی از بین رفته و یک جدیت تصنعی، خصوصاً در پلان قتل استون، جای آن را گرفته است.

البته، بخشی از بازیگردانی نادرست پترسون، به دلیل ایفای نقش سطحی بازیگران فیلم نیز می‌باشد.

متیو مک‌کانهی، آنجلینا لوکینگلاس، راب مورگان و جیک هورویتس، گروه بازیگران اثر را تشکیل داده‌اند. مک‌کانهی، بازیگر باسابقه‌ی سینمای هالیوود که بیش‌وکم با فیلم‌هایی چون Interstellar، The Gentlemen و Dallas Buyers Club شناخته می‌شود، در جدیدترین نقش‌آفرینی خود، به غیر از پلان‌های موزیکال، قابل قبول است و شخصیت آمزیا کینگ را، به خوبی در معرض نمایش می‌گذارد. در کنار او اما آنجلینا لوکینگلاس، بازیگر نقش مکمل، که پس از نیمه‌ی فیلم، به مسیر داستان اضافه شده و کمی بعد، به نقش کلیدی اثر تبدیل می‌شود، اصلاً بازی خوبی ارائه نمی‌کند. لوکینگلاس، نه‌تنها بر میمیک صورت خود تسلط نداشته، بلکه در حرکات درست و به‌جای بدن نیز ناتوان است و انتخاب او، به‌عنوان بازیگر اصلی، پس از مک‌کانهی، تصمیم اشتباهی بود. این بازیگر جوان، حتی در نمایش احساسات ساده، همچون غم، رفتاری ابتدایی داشته و همین امر، او را از حد یک تیپ نیز پایین‌تر می‌برد. سایر بازیگران، ایفای نقشی کاملاً تیپیکال دارند و از آن، فراتر نمی‌روند. از جمله این هنرمندان، می‌توان به بهترین آن‌ها، کرت راسل اشاره کرد. راسل که از هنرپیشگان مشهور هالیوود به شمار رفته و از نقش‌آفرینی‌های او، می‌توان The Thing، Escape from New York و The Hateful Eight را نام برد، در دومین ساخته‌ی پترسون، به‌عنوان یک تیپ مافیایی، قابل تحمل‌تر از سایرین است. هرچند او نیز، به شخصیتی دارای عمق نرسیده و ناقص است، اما با این اوصاف، دیالوگ‌گویی متناسب با کاراکتر و حرکات بدن، او را چند پله از دیگران بالاتر برده است. ضعیف‌ترین نقش‌آفرینی در The Rivals of Amziah King نیز، متعلق به جیک هورویتس می‌باشد. او که پیش‌تر، در The Vast of Night، با اندرو پترسون همکاری داشته است، در تازه‌ترین حضورش، فاصله‌ی بسیاری از یک تیپ دارد. هورویتس هیچ تسلطی بر جزئیات نقشش ندارد و جدا از این موضوع، از کنترل اجزای صورت و همچنین اعضای بدن خود نیز عاجز است. تنها نکته‌ی مثبت در او، فیزیک بدنش است که آن نیز، تأثیر چندانی بر کلیت اثر ندارد.

تصویربرداری نه‌چندان بد و تدوین فاجعه‌بار

نقد و بررسی فیلم سینمایی The Rivals of Amziah King | وسترنی گرفتار، میان ایده های پراکنده | موبوگیم

تصویربرداری فیلم، تا حدی، قابل پذیرش است. میگل ایوان لیتین‌منز، مدیریت فیلمبرداری The Rivals of Amziah King را برعهده دارد. او که پیش از این، در The Vast of Night، مسئولیت تصویربرداری اثر را برعهده داشته، به‌عنوان دومین تجربه‌ی خود در همکاری با اندرو پترسون، دقت نظر بالایی در انتخاب قاب‌ها، حداقل از ابتدا تا اوایل نیمه‌ی دوم فیلم داشته است. فیلمبردار، در طول اثر، نه خیلی سریع و نه بیش از حد کند است؛ دوربین با هر کاراکتر همراه شده و بسته به تصمیمات یا رفتارهای او، حرکت می‌کند. این نکته، در بخش‌هایی نیز، عامل ضعف آن به شمار می‌آید.

هشدار اسپویل

برای نمونه، سکانس کشته شدن استون، به دست کاترین را عنوان خواهیم کرد. در آن لحظات، فیلمبردار دچار یک تضاد، در انتخاب قاب‌ها شده و این امر، او را از پرداخت به موضوع بازمی‌دارد. در این سکانس، جایگاه دوربین، هنگام مواجهه با کاترین، با حضور استون به‌عنوان عنصر اصلی تصویر، متفاوت است. در نماهای مرتبط با استون، فیلمبرداری از پشت سر او اتفاق می‌افتد و همچنین، دوربین متحمل لرزش زیادی می‌شود؛ در حالی که خلاف این موارد را، می‌توان در نقطه‌ی مقابل، شاهد بود.

از طرفی، تصویربرداری The Rivals of Amziah King، از نیمه‌ی دوم به بعد، دچار یک دگرگونی شده، اهداف تمام پلان و سکانس‌ها را به فراموشی سپرده و تمام تمرکز خود را، بر ضبط لحظاتی سینمایی می‌گذارد. در مسیر تشریح گره‌های فیلم، تصاویر هیچ‌گونه خلاقیتی ندارد و در این نقطه، تنها ضبط Over shoulder و یا حرکت Push in برای نمایش چیزی شبیه به فرم تقلبی، اهمیت پیدا می‌کنند. با وجود تمام این ایرادات، می‌توان گفت فیلمبرداری اثر، عملکردی به‌مراتب، بهتر از مونتاژ آن داشته است. پاتریک اسمیت، تدوینگر باسابقه‌ی سینما، که حضور در بخش تدوین آثاری چون The Revenant، Top Gun: Maverick و F1 را در کارنامه‌ی هنری خود دارد، این‌بار، ضعیف‌ترین فعالیت را، میان آثاری که مونتاژ آن‌ها را برعهده گرفته، داشته است. تدوین بسیار سطحی و ناآگاه نسبت به موضوع مورد بررسی است. این ضعف بزرگ، بیش از هر لحظه‌ای، در سکانس افتتاحیه، خود را در معرض نمایش قرار می‌دهد. کات‌های بی‌ربط، فریز ناگهانی و بدون فکر نماها، کات به موقعیت‌هایی کم‌ارزش، نسبت به بخش اصلی و سینک نبودن صدا و تصویر، در برخی قسمت‌ها، مواردی از این دست هستند و بر این موضوع تأکید دارند که اسمیت، نه‌تنها اطلاعی از چگونگی مونتاژ آثار وسترن یا موزیکال نداشته، بلکه تمایلی بی‌جا و افسارگسیخته، در افزودن هیجان به هر نمایی، از جمله دراماتیک، رمانتیک یا دلهره‌آور، دارد.

موسیقی؛ ضربه‌ای مهلک، که جدی‌ترین آسیب را وارد آورده است

نقد و بررسی فیلم سینمایی The Rivals of Amziah King | وسترنی گرفتار، میان ایده های پراکنده | موبوگیم

موسیقی متن فیلم نیز، از دیگر مشکلات آن به حساب می‌آید. آهنگسازی The Rivals of Amziah King، بر عهده‌ی بن هاردستی، اریک الکساندر و جرد بالمر است. الکساندر و بالمر، که پیش از حضور خود در این اثر، به طراحی موسیقی متن The Vast of Night اشتغال داشته و با پترسون همکاری داشته‌اند، تازه‌ترین فعالیت خود را، با افت واضحی، آغاز کرده‌اند. اثر، سرشار از موسیقی‌های محلی اوکلاهما و مواردی شبیه به آن است. این حجم بالا، نه‌تنها کمکی به پیشبرد داستان نمی‌کند، بلکه با استفاده‌ی نادرست از آن در، سکانس‌های مهم، تأثیر فیلم نیز، کاهش چشمگیری می‌یابد. علاوه بر موسیقی‌های محلی، شکل دیگری از موسیقی نیز، تبلور بالایی در The Rivals of Amziah King دارد و آن هم، آهنگ‌های دایجتیک هستند. این نوع از ترانه‌ها، یکی از دلایل سردرگمی مخاطب، جهت فهم ژانر اصلی اثر می‌باشند. در موسیقی‌های دایجتیک، که متیو مک‌کانهی نیز، برخی از آن‌ها را به صورت زنده خوانندگی می‌کند، نه کیفیتی موجود است و نه معنایی. به نظر می‌رسد تنها دلیل وجود این سبک از آهنگ‌ها، در نقاط مختلف اثر، علاقه‌ی شخص اندرو پترسون به آن‌ها است. البته، نباید این نکته را نادیده گرفت که موسیقی متن، در مواردی، استثنا از کلیت فیلم بوده و با دقت بالایی طراحی و اجرا شده است.

بخش‌های کوچکی که تأثیراتی بزرگ گذاشته‌اند؛ طراحی گریم، لباس و جلوه‌های ویژه

نقد و بررسی فیلم سینمایی The Rivals of Amziah King | وسترنی گرفتار، میان ایده های پراکنده | موبوگیم

می‌توان گفت طراحی گریم و لباس The Rivals of Amziah King، یکی از بهترین بخش‌های این اثر می‌باشند. رنگ و جنس لباس، تنوع آن در طول فیلم و توجه به هر کاراکتر، در طراحی، از نقاط قوت بخش لباس هستند. در کنار آن‌ها، گریم و جلوه‌های ویژه‌ی آن نیز، بسیار حرفه‌ای بوده و با اجرایی دقیق در بافت مو و زخم‌ها، نقش‌ها را بیش از پیش، باورپذیر و قابل لمس کرده است.

علاوه بر نکات فوق، نباید تأثیر جلوه‌های ویژه‌ی میدانی و بصری را، در پویایی فیلم، نادیده گرفت. استفاده از مدل‌های سه‌بعدی و پیاده‌سازی آن‌ها با جزئیات، فیلم را به واقعیت، نزدیک‌تر کرده است.

هشدار اسپویل

برای نمونه، می‌توان به سکانس تصادف ماکوی، رقیب آمزیا، با قطار اشاره کرد. در این موقعیت، که تصویربرداری، کارگردانی و ایفای نقش بازیگران، سطحی متوسط دارند، جلوه‌های ویژه، به‌عنوان یک مکمل بزرگ عمل کرده و با اجرای درست خود، نه‌تنها یک صحنه‌ی سینمایی خلق کرده، بلکه با ایجاد شوک، توجه بیننده را نیز، به اثر جلب می‌کند. این سکانس، شاید عنوان یک کلیشه‌ی مرسوم را به خود اختصاص دهد، اما در حد و اندازه‌ی خود، قابل تأمل است.

بهره‌گیری از عناصر واقعی نیز، در کنار CGI، دیگر عامل مؤثر، در موفقیت جلوه‌های ویژه‌ی اثر می‌باشد.

فیلم The Rivals of Amziah King، یک سکانس فوق‌العاده دارد که اشاره نکردن به آن کم‌لطفی بزرگی است. این سکانس که Dark day for this elementary school نام گرفته، از تماس یک دبستان ابتدایی با شخصیت آمزیا، به‌دلیل ارائه‌ی درخواست کمک از او، برای مقابله با زنبورهای مهاجم به آن مدرسه آغاز شده و بدین ترتیب، با ورود این کاراکتر به دبستان، ادامه می‌یابد. غالب عناصر فیلم، از ایفای نقش بازیگران، تا کارگردانی و همچنین جلوه‌های ویژه، در این سکانس، عملکرد بسیار خوبی از خود به نمایش گذاشته‌اند. موقعیت‌های دراماتیک، لحظات کمدی و نگارش دیالوگ‌ها، به قدری حساب‌شده هستند که Dark day for this elementary school را، به یکی از بهترین سکانس‌های موجود در اثر تبدیل می‌کنند.

نقد و بررسی فیلم سینمایی The Rivals of Amziah King | وسترنی گرفتار، میان ایده های پراکنده | موبوگیم

مونتاژ فیلم نیز، با فاصله گرفتن از کارهای سطحی و ضعیفی چون فریز کردن فریم‌ها، به انسجام موقعیت کمک شایانی نموده است. به‌عنوان نکته‌ی پایانی از این قسمت، باید برگ برنده‌ی سکانس، موسیقی جذاب اریک الکساندر را اضافه کرد. موسیقی متن، در این سکانس، با ویولن اجرا شده و مسئولیت نوازندگی این ساز نیز، برعهده‌ی همسر الکساندر بوده است. آهنگسازی سکانس طلایی The Rivals of Amziah King، برخلاف گذشته که نواهایی سرسام‌آور و بی‌ارتباط با وضعیت پیش‌رو را، در اختیار تماشاگر می‌گذاشت، با تعلیق موجود در تصویر همراه شده و بهره‌گیری از مدل‌های زهی ساز، نزدیکی مخاطب با لحظات را بیشتر می‌کند.

در نهایت می‌توان The Rivals of Amziah King را بدین شکل ارزیابی کرد؛ اثری کلیشه‌ای، که تنها به‌دلیل وجود چند سکانس، قابل دیدن است. سراسر فیلم، مملو از ایده‌های نخ‌نما شده و یا بی‌منطق است و تنها، تعداد انگشت‌شماری از این لحظات، خوب، قابل دیدن و جالب توجه هستند. جدیدترین ساخته‌ی اندرو پترسون، در یک بلاتکلیفی رها شده و تلاش می‌کند تا با نزدیکی به فضای زندگی، حضور ستارگان سینما، چون متیو مک‌کانهی و کرت راسل و یا موقعیت‌های قابل انتشار و متناسب با فضای مجازی، خود را از این وضعیت آشفته خارج کند. این امکان وجود داشت که با هزینه‌ی کمتر، کاهش سکانس‌ها، گره‌افکنی‌های بی‌منطق و طنزآمیز، تمرکز بیشتر روی اثر و بازیگردانی بهتر، فیلمی، هرچند کوتاه، اما موفق و تماشایی تولید کرد.

امتیاز نویسند به فیلم: 5.5 از 10

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید