آخر هفته چه فیلم و سریالی ببینیم؟ از فیلم جدید بن افلک تا بازگشت به نایت سیتی | موبوگیم

این آخر هفته قرار است به معرفی فیلم Animals، فیلم Tenzing، سریال VisionQuest و فصل دوم انیمیشن سریالی Cyberpunk: Edgerunners بپردازیم.

اگر برای آخر هفته به دنبال فیلم‌ها و سریال‌های تازه‌ای هستید که هرکدام تجربه متفاوتی از تماشا را رقم بزنند، گزینه‌های این هفته از تریلرهای جنایی و داستان‌های الهام‌گرفته از واقعیت تا دنیای ابرقهرمانی مارول و انیمه‌های علمی‌تخیلی را در بر می‌گیرند. در میان آثار معرفی‌شده، فیلم Animals با فضایی پرتنش و داستانی درباره آدم‌ربایی و رازهای پنهان، می‌تواند انتخاب مناسبی برای علاقه‌مندان به تریلرهای جنایی باشد. در مقابل، فیلم Tenzing مخاطبان را به ارتفاعات هیمالیا می‌برد و به یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ کوهنوردی می‌پردازد؛ داستانی که در آن تلاش انسانی، خطر و اراده برای عبور از محدودیت‌ها نقش مهمی دارند.

اگر ترجیح می‌دهید به‌جای تماشای یک فیلم سینمایی، سراغ دنیای مجموعه‌های تلویزیونی بروید، سریال VisionQuest یکی از گزینه‌های قابل توجه این فهرست است. این سریال با محوریت ویژن، شخصیت مصنوعی دنیای مارول، به موضوعاتی مانند هویت، آگاهی و معنای انسان بودن می‌پردازد. تلاش ویژن برای درک خود و مواجهه با پرسش‌هایی که درباره گذشته و ماهیتش وجود دارند، می‌تواند زمینه‌ای برای روایتی متفاوت در دنیای ابرقهرمانی فراهم کند. این مجموعه همچنین برای کسانی که داستان‌های مرتبط با جهان سینمایی مارول را دنبال می‌کنند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

در سوی دیگر، فصل دوم انیمیشن سریالی Cyberpunk: Edgerunners بار دیگر مخاطبان را به نایت‌سیتی می‌برد؛ شهری آینده‌نگر که زیر سایه شرکت‌های غول‌آسا، خشونت خیابانی و پیشرفت‌های کنترل‌نشده فناوری قرار دارد. این انیمیشن با فضای تاریک و جهان‌سازی علمی‌تخیلی خود، انتخابی مناسب برای کسانی است که به روایت‌های بزرگسالانه و داستان‌هایی درباره رابطه انسان و فناوری علاقه دارند. فصل تازه، داستانی مستقل در همان جهان ارائه می‌کند و فرصتی برای بازگشت به فضای پرآشوب این مجموعه به شمار می‌رود.

در این مطلب از آخر هفته چه فیلم و سریالی ببینیم، نگاهی به چهار اثر متفاوت داریم که هرکدام با داستان، فضا و مخاطبان خاص خود شناخته می‌شوند. از تنش‌های خانوادگی و رازهای خطرناک در فیلم Animals گرفته تا ماجرای تاریخی فیلم Tenzing، پرسش‌های فلسفی سریال VisionQuest و دنیای خشن انیمیشن سریالی Cyberpunk: Edgerunners، انتخاب‌های این هفته طیف متنوعی از سلیقه‌ها را پوشش می‌دهند. در ادامه، با داستان و ویژگی‌های هر اثر آشنا می‌شویم تا راحت‌تر تصمیم بگیرید کدام‌ یک برای تماشای آخر هفته شما مناسب‌تر است.

فیلم Animals؛ اثری مهیج ساخته بن افلک

فیلم Animals

فیلم Animals یک اثر مهیج جنایی به کارگردانی بن افلک است که داستانی پرتنش درباره آدم‌ربایی، رازهای پنهان و تصمیم‌هایی روایت می‌کند که می‌توانند زندگی یک خانواده را برای همیشه تغییر دهند. بن افلک علاوه بر کارگردانی، در نقش اصلی فیلم نیز ظاهر شده و بازیگرانی مانند کری واشینگتن، جیلیان اندرسون و استیون ین او را همراهی می‌کنند. محوریت داستان بر تلاش یک زوج ثروتمند برای نجات فرزندشان استوار است؛ موقعیتی که آن‌ها را به سمت انتخاب‌هایی خطرناک سوق می‌دهد. فضای جنایی و تمرکز بر فشارهای روانی شخصیت‌ها، فیلم Animals را به گزینه‌ای برای علاقه‌مندان به تریلرهای خانوادگی و پرتنش تبدیل می‌کند.

داستان و بازیگران

داستان فیلم Animals درباره مارک کیمبال، نامزد ثروتمند شهرداری، و همسرش ابیگیل است. زندگی این زوج زمانی از مسیر عادی خود خارج می‌شود که پسرشان ربوده می‌شود و آدم‌ربایان برای آزادی او درخواست باج می‌کنند. با افزایش فشار و نگرانی درباره سرنوشت فرزندشان، مارک و ابیگیل حاضر می‌شوند برای تأمین مبلغ موردنظر دست به اقدامات افراطی بزنند. بااین‌حال، تلاش برای فراهم کردن پول باج به‌تدریج آن‌ها را وارد مسیری پیچیده می‌کند که در آن رازهای تاریک و حقایق پنهان زندگی‌شان آشکار می‌شوند.

مارک که در آستانه دستیابی به موقعیتی سیاسی مهم قرار دارد، باید با بحرانی روبه‌رو شود که نه‌تنها خانواده‌اش، بلکه آینده حرفه‌ای و اعتبار عمومی او را نیز تهدید می‌کند. در چنین شرایطی، مرز میان حفظ ظاهر و انجام کاری که برای نجات فرزندش ضروری می‌داند، به‌تدریج کمرنگ می‌شود. ابیگیل نیز در کنار همسرش تلاش می‌کند راهی برای بازگرداندن پسرشان پیدا کند، اما تصمیم‌هایی که برای رسیدن به این هدف می‌گیرند، پیامدهایی فراتر از انتظارشان به همراه دارد.

بن افلک نقش مارک کیمبال را بر عهده دارد و کری واشینگتن در نقش ابیگیل ظاهر می‌شود. این دو شخصیت در مرکز ماجرا قرار دارند و بخش مهمی از تنش داستان از واکنش متفاوت آن‌ها به بحران ناشی می‌شود. جیلیان اندرسون، آدریانا پاز، ری فیشر، لوئیس خراردو مندز و استیون ین دیگر بازیگران فیلم هستند. حضور این گروه، ترکیبی از چهره‌های شناخته‌شده سینما و تلویزیون را در اختیار داستان قرار می‌دهد.

آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟

ایده اصلی فیلم Animals ظرفیت زیادی برای خلق یک تریلر پرتنش دارد. آدم‌ربایی فرزند یک چهره سیاسی و تلاش والدین برای پرداخت باج، موقعیتی است که می‌تواند مخاطب را از همان ابتدا با پرسش‌هایی درباره تصمیم‌های اخلاقی و مرزهای فداکاری درگیر کند. همچنین، پیوند بحران خانوادگی با موقعیت اجتماعی مارک، امکان بررسی تضاد میان زندگی خصوصی و وجهه عمومی یک سیاستمدار را فراهم می‌کند.

بااین‌حال، فیلم نتوانسته نظر مثبت منتقدان را به‌طور گسترده جلب کند و واکنش‌ها به آن عموماً منفی بوده است. بنابراین، حضور بازیگران مشهور و ایده اولیه جذاب لزوماً به معنای اجرای موفق داستان نیست. برای مخاطبانی که به شخصیت‌پردازی عمیق یا روایت‌های جنایی کاملاً منسجم اهمیت می‌دهند، این موضوع می‌تواند دلیلی برای محتاط بودن باشد.

در مجموع، فیلم Animals ممکن است برای علاقه‌مندان به تریلرهای جنایی درباره آدم‌ربایی، بحران‌های خانوادگی و رازهای پنهان گزینه‌ای قابل بررسی باشد. بااین‌حال، بهتر است بدون انتظار اثری تحسین‌شده به سراغ آن بروید. جذابیت فیلم بیش از هر چیز به موضوع پرتنش و تقابل شخصیت‌ها وابسته است، اما ارزیابی نهایی آن به میزان ارتباط مخاطب با نحوه روایت و تصمیم‌های شخصیت‌های اصلی بستگی دارد.

فیلم Tenzing؛ روایت صعود به اورست

فیلم Tenzing

فیلم Tenzing یک درام زندگی‌نامه‌ای و ماجراجویانه است که به یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ کوهنوردی می‌پردازد: صعود تاریخی به قله اورست در سال ۱۹۵۳. این فیلم به کارگردانی جنیفر پیدوم و نویسندگی لوک دیویس ساخته شده و داستان تنزینگ نورگای، کوهنورد شرپا، و همکاری او با ادموند هیلاری را روایت می‌کند. حضور تام هیدلستون و ویلم دفو در کنار گندن فونتسو، از دلایل توجه به این اثر است. فیلم با تمرکز بر تلاش انسانی، خطرهای کوهنوردی و نقش شخصیتی که سهمش در تاریخ گاهی نادیده گرفته شده، برای علاقه‌مندان به داستان‌های واقعی و ماجراجویی جذابیت دارد.

داستان و بازیگران

داستان فیلم Tenzing به سال ۱۹۵۳ بازمی‌گردد؛ زمانی که صعود به اورست یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های دنیای کوهنوردی به شمار می‌رفت. در مرکز روایت، تنزینگ نورگای قرار دارد؛ کوهنوردی شرپا با ریشه‌های نپالی و هندی که تجربه و شناختش از کوهستان، نقشی مهم در تلاش برای رسیدن به بلندترین قله جهان ایفا کرد. او در این مسیر با ادموند هیلاری، کوهنورد اهل نیوزیلند، همراه می‌شود. همکاری این دو در شرایطی شکل می‌گیرد که سرمای شدید، کمبود اکسیژن، مسیرهای دشوار و خطرهای پیش‌بینی‌ناپذیر می‌توانند کوچک‌ترین اشتباه را به بهای جان آن‌ها تمام کنند.

فیلم علاوه بر بازسازی تلاش طاقت‌فرسای گروه برای رسیدن به قله، فرصتی برای توجه به نقش تنزینگ در این دستاورد تاریخی فراهم می‌کند. در روایت‌های عمومی از صعود سال ۱۹۵۳، نام هیلاری اغلب برجسته بوده است؛ درحالی‌که تجربه و مهارت تنزینگ نیز سهمی اساسی در موفقیت این مأموریت داشت. از این منظر، فیلم فقط داستان فتح یک قله نیست، بلکه به موضوع دیده‌ شدن قهرمانانی می‌پردازد که دستاوردهایشان همیشه به یک اندازه مورد توجه قرار نگرفته است.

گندن فونتسو نقش تنزینگ نورگای را بازی می‌کند و تام هیدلستون در نقش ادموند هیلاری ظاهر می‌شود. ویلم دفو نیز نقش جان هانت، رهبر اکسپدیشن بریتانیایی اورست در سال ۱۹۵۳، را بر عهده دارد. حضور این سه بازیگر، شخصیت‌های اصلی داستان را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و زمینه را برای نمایش روابط حرفه‌ای، همکاری و دشواری‌های تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی فراهم می‌کند.

جنیفر پیدوم کارگردانی فیلم را بر اساس فیلمنامه لوک دیویس بر عهده داشته است. همکاری بین‌المللی در تولید این اثر نیز با ماهیت چندملیتی داستان و شخصیت‌های آن تناسب دارد. بازسازی فضای کوهستان، نمایش خطرهای صعود و پرداختن به جزئیات تاریخی، از عناصر مهم چنین فیلمی هستند؛ عناصری که می‌توانند تجربه تماشای آن را برای مخاطب ملموس‌تر کنند.

آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل توجه به فیلم Tenzing، پرداختن به شخصیتی تاریخی است که نقش او در یکی از مشهورترین صعودهای جهان شایسته توجه بیشتری بوده است. فیلم با ترکیب ماجراجویی و زندگی‌نامه، می‌تواند هم هیجان مواجهه با طبیعت خشن را منتقل کند و هم مخاطب را با ابعاد انسانی یک دستاورد تاریخی آشنا سازد. تحسین منتقدان نیز بر همین ویژگی‌ها تأکید داشته است؛ آن‌ها فیلم را اثری تأثیرگذار و ماجراجویی‌ای خوش‌ساخت دانسته‌اند که ادای احترامی به پیشگامی فراموش‌شده در کوهنوردی است.

البته علاقه‌مندان به فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای باید در نظر داشته باشند که بخش مهمی از جذابیت این اثر به شناخت شخصیت‌ها و اهمیت تاریخی رویداد وابسته است. اگر بیشتر به روایت‌های پرحادثه و اکشن سریع علاقه دارید، ممکن است بخش‌های مربوط به پیشینه شخصیت‌ها و شرایط صعود برایتان ریتم آرام‌تری داشته باشد.

در مجموع، فیلم Tenzing انتخابی مناسب برای علاقه‌مندان به داستان‌های واقعی، ماجراجویی‌های دشوار و روایت‌هایی درباره تلاش انسان در برابر طبیعت است. این فیلم علاوه بر بازآفرینی یک صعود تاریخی، فرصتی برای آشنایی با نقش تنزینگ نورگای و بازنگری در تصویری فراهم می‌کند که از فتح اورست در ذهن بسیاری از مخاطبان باقی مانده است.

سریال VisionQuest؛ بازگشت ویژن به دنیای مارول

آخر هفته چه فیلم و سریالی ببینیم؟ از فیلم جدید بن افلک تا بازگشت به نایت سیتی | موبوگیم

سریال VisionQuest یکی از پروژه‌های دنیای سینمایی مارول است که داستان ویژن، اندروید قدرتمند و پیچیده این جهان ابرقهرمانی، را پس از اتفاقات گذشته دنبال می‌کند. این مینی‌سریال به دست تری ماتالاس ساخته شده و پل بتانی بار دیگر نقش ویژن را ایفا می‌کند. ارتباط داستان با سریال‌های WandaVision و Agatha All Along، آن را به بخشی مهم از روایت‌های تلویزیونی مارول تبدیل کرده است. با تمرکز بر هویت، حافظه و هوش مصنوعی، سریال VisionQuest می‌تواند علاوه بر طرفداران آثار ابرقهرمانی، برای مخاطبانی که به داستان‌های علمی‌تخیلی و پرسش‌های فلسفی درباره ماهیت انسان علاقه دارند نیز جذاب باشد.

داستان و بازیگران

داستان سریال VisionQuest بر ویژن متمرکز است؛ موجودی مصنوعی که پس از تجربه رویدادهای پیچیده گذشته، تلاش می‌کند درک تازه‌ای از هویت خود به دست آورد. او برای رسیدن به این هدف، با شخصیت‌های هوش مصنوعی ارتباط برقرار می‌کند که در برنامه‌ریزی و ساختار ذهنی‌اش حضور دارند. این تعامل‌ها می‌توانند به ویژن کمک کنند تا بخش‌هایی از گذشته و ماهیت وجودی خود را بهتر بشناسد، اما در عین حال پرسش‌های تازه‌ای درباره خاطرات، آگاهی و تفاوت میان انسان و ماشین به وجود می‌آورند.

ماجرا زمانی وارد مرحله تازه‌ای می‌شود که ویژن همراه نوجوانی مرموز از موقعیتی خطرناک فرار می‌کند. این نوجوان ممکن است تجسم دوباره پسر او باشد؛ احتمالی که می‌تواند مسیر داستان را به سمت روابط خانوادگی، فقدان و تلاش برای بازیابی پیوندهای ازدست‌رفته ببرد. هویت واقعی این شخصیت و ارتباطش با گذشته ویژن، از مهم‌ترین معماهای روایت به شمار می‌رود. در نتیجه، داستان فقط درباره قدرت‌های یک موجود مصنوعی نیست، بلکه به تلاش او برای یافتن جایگاهش در جهانی می‌پردازد که دیگر شناخت کاملی از آن ندارد.

پل بتانی در این مجموعه بار دیگر نقش ویژن را بازی می‌کند؛ شخصیتی که پیش‌تر در آثار مختلف دنیای سینمایی مارول حضور داشته است. جیمز اسپیدر نیز در گروه بازیگران قرار دارد و روآرید مولیکا، تاد استاشویک، لورن مورایس و اورلا بردی از دیگر بازیگران مجموعه هستند. دایان مورگان، پلی فریم، هنری لوئیس، جاناتان سایر، امیلی همپشایر، جیمز دارسی، بن کرامپتون و تی‌نیا میلر نیز در این سریال حضور دارند.

تری ماتالاس علاوه بر خلق مجموعه، مسئولیت شورانری و کارگردانی بخشی از قسمت‌ها را بر عهده دارد. او در این پروژه با چند کارگردان دیگر، از جمله گاندجا مونتیرو و وینچنزو ناتالی، همکاری کرده است. سریال VisionQuest به‌عنوان قسمت پایانی سه‌گانه‌ای معرفی شده که با WandaVision آغاز شد و با Agatha All Along ادامه یافت. به همین دلیل، آشنایی با دو مجموعه قبلی می‌تواند درک ارتباط شخصیت‌ها و رویدادها را آسان‌تر کند.

آیا سریال ارزش دیدن دارد؟

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سریال VisionQuest تمرکز بر شخصیتی است که برخلاف بسیاری از قهرمانان مارول، پرسش‌های مربوط به هویت و آگاهی در مرکز داستانش قرار دارند. ویژن از نظر ظاهری و توانایی‌ها با انسان‌ها تفاوت دارد، اما تجربه فقدان، خاطرات و تمایل به یافتن معنا، او را به شخصیتی پیچیده تبدیل می‌کند. پرداختن به هوش مصنوعی و احتمال بازگشت پیوندهای خانوادگی نیز می‌تواند بُعد احساسی داستان را تقویت کند.

از سوی دیگر، ارتباط مجموعه با WandaVision و Agatha All Along ممکن است برای مخاطبانی که این آثار را ندیده‌اند، مانعی برای درک کامل برخی جزئیات باشد. همچنین، کسانی که انتظار اکشن مداوم و نبردهای ابرقهرمانی دارند، باید در نظر بگیرند که محور اصلی این داستان بیشتر بر تحول شخصیت و معماهای هویتی استوار است.

در مجموع، VisionQuest برای طرفداران ویژن و مخاطبانی که به جنبه‌های احساسی و علمی‌تخیلی دنیای مارول علاقه دارند، پروژه‌ای قابل توجه است. موفقیت آن به این بستگی دارد که چگونه میان رازهای مربوط به هوش مصنوعی، گذشته شخصیت اصلی و ارتباطات خانوادگی تعادل برقرار کند.

فصل دوم انیمیشن سریالی Cyberpunk: Edgerunners

Two Stylized Fighters Strike Back to back in a Neon Futuristic City a Yellow jacketed Mohawk on the Left and a Pale haired Person in a Lavender Hoodie on the Right

انیمیشن سریالی Cyberpunk: Edgerunners با فصل دومش بازمی‌گردد تا بار دیگر مخاطبان را به دنیای تاریک و بی‌رحم نایت‌سیتی ببرد؛ شهری که در آن فناوری پیشرفته، خشونت خیابانی و قدرت شرکت‌های بزرگ زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار داده‌اند. این مجموعه به‌عنوان دنباله‌ای مستقل برای فصل نخست ساخته شده و در جهان بازی سایبرپانک ۲۰۷۷ جریان دارد. همکاری استودیوی انیمیشن‌سازی تریگر و شرکت سی‌دی پراجکت رد نیز از دلایل توجه طرفداران این مجموعه است. فضای دیستوپیایی، موضوعات مرتبط با فناوری و نبرد برای بقا، این فصل را به گزینه‌ای جذاب برای علاقه‌مندان به انیمه‌های علمی‌تخیلی تبدیل می‌کند.

داستان و بازیگران

فصل دوم Cyberpunk: Edgerunners بار دیگر در نایت‌سیتی جریان دارد؛ کلان‌شهری در کالیفرنیا که با وجود پیشرفت‌های فناورانه، از مشکلاتی مانند خشونت گسترده، فساد دولتی و سلطه شرکت‌های بزرگ رنج می‌برد. در این جهان، تغییرات سایبرنتیکی بدن به پدیده‌ای فراگیر تبدیل شده و بسیاری از مردم برای افزایش توانایی‌های خود به فناوری‌های پیشرفته متوسل می‌شوند. بااین‌حال، این پیشرفت‌ها همیشه به معنای زندگی بهتر نیستند و گاهی انسان‌ها را در مسیری خطرناک قرار می‌دهند که بازگشت از آن دشوار است.

قدرت در این شهر میان گروه‌های مختلف و شرکت‌های چندملیتی تقسیم شده است. آراساکا و مایل‌تک، دو غول اقتصادی و نظامی، از بازیگران اصلی این ساختار محسوب می‌شوند و رقابت آن‌ها بر شرایط زندگی ساکنان تأثیر می‌گذارد. در چنین محیطی، افراد برای رسیدن به اهداف خود ناچارند با شبکه‌ای از منافع اقتصادی، درگیری‌های خیابانی و روابط قدرت روبه‌رو شوند. عنوان مجموعه نیز به گروهی از افراد اشاره دارد که در حاشیه این نظام فعالیت می‌کنند و برای بقا، مأموریت‌های خطرناک می‌پذیرند.

جزئیات کامل داستان فصل دوم و شخصیت‌های محوری آن در اطلاعات موجود مشخص نشده است؛ بنابراین نمی‌توان با اطمینان درباره قهرمان اصلی یا ارتباط مستقیم شخصیت‌های تازه با رویدادهای فصل نخست صحبت کرد. بااین‌حال، این مجموعه به‌عنوان دنباله‌ای مستقل معرفی شده است. چنین رویکردی این فرصت را فراهم می‌کند که داستان تازه‌ای در همان جهان شکل بگیرد، بدون آنکه الزاماً تمام مسیر روایی فصل قبلی را ادامه دهد.

رافائو یاکی خالق این مینی‌سریال است و شرکت لهستانی سی‌دی پراجکت رد با همکاری استودیوی ژاپنی تریگر تولید آن را بر عهده داشته‌اند. این همکاری اهمیت زیادی دارد، زیرا مجموعه نخست به دلیل سبک بصری متمایز و نمایش بی‌پرده خشونت و فشارهای روانی در نایت‌سیتی مورد توجه قرار گرفت. فصل دوم نیز در همان جهان داستانی ساخته شده و ارتباط خود را با بازی سایبرپانک ۲۰۷۷ حفظ می‌کند.

آیا سریال ارزش دیدن دارد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل توجه به Cyberpunk: Edgerunners، جهان داستانی آن است. نایت‌سیتی فقط پس‌زمینه‌ای برای تعقیب‌وگریز و مبارزه نیست، بلکه تصویری از جامعه‌ای را ارائه می‌دهد که در آن فناوری با نابرابری اقتصادی، فساد و خشونت درهم آمیخته است. چنین فضایی امکان پرداختن به موضوعاتی مانند هویت انسانی، وابستگی به فناوری و هزینه جاه‌طلبی را فراهم می‌کند.

از سوی دیگر، مستقل بودن داستان می‌تواند برای مخاطبانی که فصل نخست را ندیده‌اند، امتیاز محسوب شود. بااین‌حال، طرفداران قدیمی احتمالاً انتظار دارند فصل تازه همان شدت احساسی و کیفیت بصری اثر قبلی را حفظ کند. در مجموع، انیمیشن سریالی Cyberpunk: Edgerunners برای علاقه‌مندان به انیمه‌های بزرگسالانه، جهان‌های دیستوپیایی و داستان‌های علمی‌تخیلی ارزش بررسی دارد. اگر فضای خشن نایت‌سیتی و تقابل انسان با فناوری برایتان جذاب است، این مجموعه می‌تواند انتخاب مناسبی باشد؛ هرچند میزان موفقیت آن در گرو شخصیت‌پردازی و کیفیت داستانی است که در فصل تازه ارائه می‌کند.

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید