وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

گاهی فضای یک فیلم، محیطی کاملاً عادی و روزمره را نشان می‌دهد؛ یک شهر شلوغ، شخصیتی که کار و زندگی نرمالی دارد. ما در این فضاها با اتفاقات فانتزی، علمی‌تخیلی یا غیرواقعی روبه‌رو نیستیم؛ بلکه شیوه و منطق اتفاقات و همچنین نوع روایت آن‌ها است که به صورت عجیب و غیرمنتظره بیان می‌شود. شخصیت‌ها کنترل شرایط را از دست می‌دهند و مرز میان واقعیت و کابوس کم‌رنگ می‌شود، به طوری که هم مخاطب و هم شخصیت اصلی شرایطی مثل گم شدن در یک هزارتو را تجربه می‌کنند؛ انگار مخاطب نیز دقیقا احساسات و تجربه‌های شخصیت اصلی را لمس می‌کند. در این دسته از آثار همه‌چیز درست مثل یک کابوس است. سینما بارها از چنین فضایی برای پرداختن به تنهایی، بیگانگی اجتماعی، پارانویا و فروپاشی روانی استفاده کرده است.

درواقع این سبک از فیلم‌ها که احتمالاً بتوان آن را با «سینمای کافکایی» توصیف کرد، در یک ژانر مشخص تعریف نمی‌شود؛ بلکه اغلب به صورت مجموعه‌ای از سبک‌های سوررئال، نئو-نوآر روان‌شناختی و آثاری با محوریت تقابل فرد و شهر هستند و عموماً در ژانرهای اصلی تریلر روان‌شناختی (Psychological Thriller)، تریلر جنایی (Crime Thriller) و کمدی سیاه (Dark Comedy) طبقه‌بندی می‌شوند.

در ادامه، به سراغ معرفی سبک‌هایی که اشاره شد و بعد معرفی فیلم‌هایی می‌رویم که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به این فضاها نزدیک می‌شوند.

  • سینمای کافکایی (Kafkaesque Cinema): تعریفی که به خوبی توصیف‌های گفته شده را بیان می‌کند. این اصطلاح از آثار فرانتس کافکا گرفته شده است؛ نویسنده‌ای که شخصیت‌های داستان‌هایش اغلب درگیر موقعیت‌هایی پیچیده، پوچ و خارج از کنترل خود می‌شوند. در چنین آثاری، یک اتفاق ساده ممکن است به زنجیره‌ای از مشکلات غیرقابل‌حل تبدیل شود و شخصیت اصلی، به احتمال زیاد هیچ دلیل منطقی‌ای برای وضعیت فعلی خود پیدا نمی‌کند. او در شرایطی گرفتار می‌شود که هر تلاش برای رهایی، اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند.
  • سوررئالیسم (Surrealism): سوررئالیسم در سینما سبکی است که با برهم‌زدن منطق و واقعیت، از عناصر رؤیا، تصاویر غیرمعمول و موقعیت‌های غیرمنطقی استفاده می‌کند. در این سبک، مرز میان واقعیت، خیال و توهم کم‌رنگ می‌شود و روایت می‌تواند به تجربه‌ای مبهم، ناآرام و کابوس‌وار تبدیل شود؛ فضایی که در آن، درک اتفاقات و روابط میان آن‌ها همواره ساده و قطعی نیست و عموماً به برداشت شخصی مخاطب وابسته است.
  • نئو-نوآر روان‌شناختی (Psychological Neo-Noir): نئو-نوآر روان‌شناختی زیرشاخه‌ای از سینمای نئو-نوآر است؛ اغلب آثار این سبک جنبه روان‌شناختی دارند. این سبک با داستان‌هایی که عناصر تاریک نقش اساسی در فضاسازی دارند، ارتباط مستقیم دارد. شخصیت‌های اصلی داستان حول محور شخصیت‌های ضدقهرمان شکل می‌گیرند؛ به طوری که تعارض‌های درونی و وضعیت روانی شخصیت‌ها در مواجهه با فضای بیرونی تمرکز اصلی فیلم است. در این سبک عموماً با فضای تاریک و شب‌های شهری طرف هستیم.
  • کابوس شهری یا شهر علیه فرد (Urban Nightmare / City Against the Individual): در سینما، کابوس شهری به فضایی اشاره دارد که در آن‌ها محیط شهری به عاملی برای شکل‌گیری تنش، بی‌ثباتی، بحران و تعارض درونی شخصیت‌ها تبدیل می‌شود. در چنین آثاری، شهر صرفاً محل وقوع داستان نیست، بلکه می‌توان آن را شخصیتی مستقل در شکل‌گیری فضای روایی و تشدید بحران شخصیت‌ها دانست.
وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

کارگردان: مارتین اسکورسیزی

بازیگران اصلی: گریفین دان، روزانا آرکت، ورنا بلوم

امتیاز (IMDb): 7.6/10

ژانر اصلی: کمدی سیاه، نئو نوآر، درام

سبک‌ها و ویژگی‌های فرعی: سینمای کافکایی، نوآر شهری ، روایت دایره‌ای

داستان درباره کارمند جوانی است که طی یک شب در محله سوهو نیویورک، درگیر مجموعه‌ای از اتفاقات غیرمنتظره می‌شود. تلاش او برای بازگشت به خانه، به تجربه‌ای آشفته و پیش‌بینی‌ناپذیر تبدیل می‌شود. این فیلم در ابتدا قرار بود که توسط تیم برتون کارگردانی شود اما اسکورسیزی فیلم‌نامه را خواند و برتون با خوشحالی از اینکه اسکورسیزی به ساختن فیلم علاقه‌مند است کنار کشید. After Hours اولین فیلم داستانی اسکورسیزی در ده سال بود که رابرت دنیرو در آن حضور نداشت. دیالوگ بین پال و بانسر دم در کلوپ برلین از داستان کوتاه «جلوی قانون» فرانتس کافکا گرفته شده که بخشی از رمان محاکمه است. هیچ‌کس از اینکه فیلم چگونه باید تمام شود اطمینان نداشت. آن‌ها پایان‌های زیادی را امتحان کردند و برخی از آن‌ها حتی فیلم‌برداری هم شد.

وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

کارگردان: استیو دِ جارنت

بازیگران اصلی: آنتونی ادواردز، میر وینینگهام، جان ایگار

امتیاز (IMDb): 7.0/10

ژانر اصلی: تریلر، درام

سبک‌ها و ویژگی‌های فرعی: سینمای کافکایی، پارانویا شهری، تریلر آخرالزمانی، بقا

داستان در Miracle Mile، محله‌ای در لس‌آنجلس اتفاق می‌افتد؛ یک تماس تلفنی اتفاقی، مرد جوانی را با خبری وحشتناک درباره احتمال وقوع یک حمله هسته‌ای مواجه می‌کند. او در تلاش برای فهمیدن حقیقت و یافتن راهی برای نجات خود و کسی که عاشقش است، وارد موقعیتی می‌شود که با گذشت زمان بحرانی‌تر می‌شود. فیلم با نمایش واکنش‌های فردی و جمعی به یک تهدید قریب‌الوقوع، تصویری اضطراب‌آور از شهری در آستانه فروپاشی ارائه می‌دهد. یکی از نکات جالب درباره‌ی فیلم این است که ایده‌ی آن از کابوس‌های تکراری خود کارگردان الهام گرفته شده بود؛ کابوسی که در آن، او نخستین کسی بود که از نزدیک‌شدن یک فاجعه باخبر می‌شد. همین ایده به فیلم کمک می‌کند به‌جای نشان دادن منشأ و دلیل فاجعه یا تمرکز بر صحنه‌سازی‌های افراطی آخرالزمانی، بیشتر به واکنش و احساسات شخصیت‌ها و تعارض‌های بیرونی توجه شود.

وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

کارگردان: مارتین اسکورسیزی

بازیگران اصلی: رابرت دنیرو، جودی فاستر، سیبل شپرد

امتیاز (IMDb): 8.2/10

ژانرهای اصلی: درام روان‌شناختی، جنایی

سبک‌ها و ویژگی‌های فرعی: نئو-نوآر روان‌شناختی، بیگانگی اجتماعی، پارانویا

داستان درباره کهنه‌سربازی تنها و منزوی است که در شهر نیویورک زندگی می‌کند و شب‌ها در خیابان‌های نیویورک به رانندگی در تاکسی مشغول است؛ مردی که با گذراندن شب‌ها در خیابان‌های شهر و دیدن یک‌سری اتفاقات روزمره‌ی تلخ، روز به روز از لحاظ روانی وضعیت بدتری پیدا می‌کند؛ تا آنکه سرانجام دچار فروپاشی روانی شده و به یک مامور خودسر و خودکفا تبدیل می‌شود. برنارد هرمن موسیقی متن این فیلم را ساخت؛ او تنها ساعاتی قبل از مرگش، کار بر روی این موسیقی را به پایان رساند و فیلم به او تقدیم شده است. این فیلم همچنان محبوبیت خودش را بین مخاطبان حفظ کرده و به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین فیلم‌های تمام دوران شناخته می‌شود. بازیگران به دلیل آنکه پروژه بودجه کمی داشت برای به سرانجام رساندن این فیلم، از دستمزد خود چشم‌پوشی کردند.

وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

کارگردان: دیوید لینچ

بازیگران اصلی: کایل مک‌لاکلن، ایزابلا روسلینی، دنیس هاپر

امتیاز (IMDb): 7.7/10

ژانرهای اصلی: درام روان‌شناختی، نئو نوآر

سبک‌ها و ویژگی‌های فرعی: سورئالیسم، نئو-نوآر، کابوس روان‌شناختی

پسر جوانی با کشف سرنخی غیرعادی وارد ماجرایی مرموز می‌شود. تحقیقات او به‌تدریج به جنبه‌های تاریک یک محله نسبتاً نرمال می‌رسد. دیوید لینچ مشکلات عمیق و فاجعه‌بار در پشت پرده یک محیط به ظاهر عادی و آرام را نشان می‌دهد. فیلم‌نامه‌ی مخمل آبی اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ میان بسیاری دست به دست شد تا بالاخره به لینچ رسید؛ لینچ سعی کرد داستان شخصی‌تری را به نمایش بگذارد که به مشخصه‌های سوررئالیستی فیلم اول او نزدیک باشد. نام Blue Velvet از آهنگی به همین اسم از بابی وینتون گرفته شده است.

وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

کارگردان: تری گیلیام

بازیگران اصلی: جانی دپ، بنیسیو دل تورو، توبی مگوایر

امتیاز (IMDb): 7.4/10

ژانرهای اصلی: کمدی سیاه، درام، ماجراجویی

سبک‌ها و ویژگی‌های فرعی: سورئالیسم، طنز اجتماعی، سینمای روان‌گردان، کابوس شهری

روزنامه‌نگاری به نام رائول دوک به همراه وکیلش، دکتر گونزو، راهی لاس‌وگاس می‌شود تا گزارشی درباره‌ی یک مسابقه‌ی ورزشی تهیه کند. برخلاف فضاهای سرد، سنگین و خفقان‌آوری که معمولاً در کابوس‌های شهری و درام‌های روان‌شناختی دیده می‌شوند، این فیلم حال‌وهوایی پرهیاهو، رنگارنگ، هذیانی و به‌شدت اغراق‌آمیز دارد. فیلم از دید شخصیت اصلی یعنی دوک روایت می‌شود و مخاطب تا حد زیادی دنیا را از دریچه ذهن آشفته و ادراک تغییر‌یافته او می‌بیند. جلوه‌های بصری اغراق‌شده و شکسته شدن جزئی دیوار چهارم با نگاه‌های ریز جانی دپ به دوربین باعث شده است که مخاطب هم مثل شخصیت‌ها در تشخیص واقعیت از توهم دچار تردید شود.

وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

کارگردان: مارتین اسکورسیزی

بازیگران اصلی: رابرت دنیرو، جری لوئیس، دایان ابوت

امتیاز (IMDb): 7.8/10

ژانرهای اصلی: کمدی سیاه، درام

سبک‌ها و ویژگی‌های فرعی: طنز اجتماعی، واقع‌گرایی روان‌شناختی، درام روان‌شناختی

روپرت پاپکین، کمدینی مشتاق، آرزوی حضور در برنامه تلویزیونی مجری محبوبش را دارد. او خود را به‌شدت شایستهٔ شهرت می‌داند و برای رسیدن به هدفش حاضر است دست به هر کاری بزند. فیلم با استفاده از طنز تلخ، میل به دیده‌شدن، مرز میان خیال‌پردازی و توهم شخصی و واقعیت‌های اجتماعی را بررسی می‌کند. اسکورسیزی اشاره کرده که فیلم زندگی یک آتش‌نشان آمریکایی (۱۹۰۳) اثر پورتر تأثیر زیادی بر سبک بصری این فیلم داشته است. او صحنه‌ها را با وسواس بارها فیلم‌برداری کرد و حتی دو هفته را صرف فیلم‌برداری مجدد یکی از صحنه‌ها کرد تا بتواند جزئیات آن را تکمیل کند.

7. Fight Club (1999) — باشگاه مشت‌زنی

وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

کارگردان: دیوید فینچر

بازیگران اصلی: ادوارد نورتون، برد پیت، هلنا بونهام کارتر

امتیاز (IMDb): 8.8/10

ژانرهای اصلی: درام روان‌شناختی، تریلر، اکشن

سبک‌ها و ویژگی‌های فرعی: تریلر روان‌شناختی، کمدی سیاه، سینمای کافکایی، نئو نوآر

راوی بی‌نام داستان از شغل کارمندی و زندگی روزمرهٔ خود ناراضی و گرفتار بی‌خوابی است. او ناگهان با شخصیتی کاریزماتیک آشنا می‌شود که نگاه متفاوتی به زندگی و ارزش‌های اجتماعی دارد. فیلم با فضایی خشن و روایتی روان‌شناختی، هویت فردی و بحران مردانگی را به چالش می‌کشد. این فیلم بر اساس رمان باشگاه مشت‌زنی نوشته چاک پالانیک ساخته شده است. این فیلم در ابتدای اکران نتوانست انتظارات استودیو را در گیشه برآورده کند و منتقدان را به شدت عصبانی کرد؛ اما با انتشار ویدیوی خانگی خود به موفقیت تجاری دست یافت و مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد به طوری که در سال ۲۰۰۹، در دهمین سالگرد اکران آن، نیویورک تایمز عنوان «فیلم کالت تعیین‌کننده زمان ما» را به این اثر داد.

وقتی واقعیت فرو می‌پاشد؛ سینمای کافکایی، سورئال و کابوس‌های شهری | موبوگیم

کارگردان: دن گیلروی

بازیگران اصلی: جیک جیلنهال، رنه روسو، بیل پاکستون

امتیاز (IMDb): 7.8/10

ژانرهای اصلی: جنایی، درام

سبک‌ها و ویژگی‌های فرعی: نئو-نوآر، تریلر روان‌شناختی، کابوس شهری

لو بلوم، مردی که در جست‌وجوی فرصت شغلی است، وارد دنیای گزارشگری جنایی شبانه در لس‌آنجلس می‌شود. او به‌تدریج متوجه می‌شود که تصاویر حوادث خشونت‌آمیز می‌توانند به ابزاری برای پیشرفت حرفه‌ای تبدیل شوند. فیلم با نمایش رقابت رسانه‌ای و جاه‌طلبی افراطی شخصیت اصلی، تصویری بدبینانه و همراه با پارانویا از جامعه نشان می‌دهد. این فیلم نخستین تجربه‌ی کارگردانی گیلروی محسوب می‌شود و انتقادی تند بر رسانه‌های تصویری و فرهنگ مصرف‌گرایانه در ایالات متحده ارائه می‌دهد. این فیلم در لوکیشن‌های واقعی لس‌آنجلس و در هنگام شب فیلم‌برداری شد. جیک جیلنهال برای نقش لوئیس بلوم بیشتر از ۱۰ کیلوگرم وزن کم کرد (تقریباً همه‌ی ما با تکنیک‌ و سبک جیلنهال در بازیگری آشنا هستیم). تولید این فیلم در مدت ۲۸ روز و با بودجه‌‌ی پایین انجام شد.

(لازم به ذکر است که ترتیب معرفی فیلم‌ها در این مقاله بر اساس رتبه‌بندی یا اولویت خاصی تنظیم نشده است.)

فیلم‌هایی مثل Taxi Driver، Blue Velvet و Nightcrawler مثال‌های قابل درکی هستند که نشان می‌دهند برای ساختن یک جهان آشفته، همیشه به اتفاقات فراطبیعی یا موقعیت‌های غیرممکن نیاز نیست. درواقع دنبال کردن داستان از زاویه‌ی دید شخصیتی که برداشت متفاوتی از محیط اطرافش دارد، تجربه‌ای کاملا متفاوت از یک اتفاق را بیان می‌کند. در فیلم‌هایی مثل The King of Comedy و Fight Club این نکته به شکل پیچیده‌تری مطرح می‌شود؛ جایی که حتی تشخیص مرز میان چیزی که اتفاق افتاده و آنچه تصور شده، به بخشی از تجربه‌ی مخاطب تبدیل می‌شود.

اهمیت این فیلم‌ها فقط در روایت‌های غیرمعمول یا محدود به یک ژانر مشخص نیست، بلکه در شیوه‌ای است که مخاطب را وادار می‌کنند درباره‌ی قضاوت‌ها و برداشت‌های خودش تجدیدنظر کند. به همین دلیل است که تمام فیلم‌های ذکر شده، روایت و داستانی کاملاً متفاوت از یکدیگر دارند.

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید